کد خبر: 10040 | تاریخ انتشار: ۱۳:۳۱:۴۳ - شنبه ۲۹ شهر ۱۳۹۳ | ۲ نظر | |

بحران سهل انگاری! – یزدانی

موضوع این مبحث شاید به نظر ساده و بی اهمیت برسد اما در واقع جدی است. خیلی چیزها در جامعه مان جدی گرفته نمی­شود. قصد یک حمله ساختاری به زیر و زبر جامعه مان را ندارم. اینکه چه شد که به اینجا رسیدیم را در این مبحث وارد نمی کنم چون این کار نیاز به یک وارسی علمی دقیق و مبسوط دارد. بحث من یک انتقاد کارکردی و در واقع یک طرح مسئله است.

ممکن است خیلی ها موافق نباشند یا اصلا برایشان فکر کردن به این موضوع مهم نباشد. اما مسئله به نظر من جدی است. مسئله از نظر من این است که چند سالی است که در جامعه مان با “بحران عدم جدیت” مواجه شده ایم. همه ما کار می کنیم اما کمتر کسی است که به کار خود فکر کند. کمتر کسی است که طرحی برای ماهها و سالهای آینده خود داشته باشد. اوج برنامه ریزی ها و نهایت پیش بینی های بسیاری از ما به چند روز یا هفته محدود می شود.

اگرچه ماجرا در حوزه پولی و کسب درآمد ممکن است کمی به سامان تر باشد اما پیرامون “زندگی”، برنامه منظمی نداریم. شاهد این موضوع را با چرخاندن سر و مشاهده دقیقتر پیرامونمان می توانیم به آسانی مشاهده می کنیم. همین که در اخبار می شنویم یک دکل مخابراتی در اثر طوفان سقوط می کند و خانه و اعضای آن را در معرض خطر مرگ قرار می دهد اما به راحتی از کنار این موضوع می گذریم و دوباره دکل را علم می کنیم و به فاصله دوهفته بعد از آن، اینبار بدون طوفان مجدداً سقوط می کند و هم خانه را ویران می کند و هم اهل خانه را به کام مرگ می رساند.

از این دست رخدادها فراوان اند. مثل پارک و شهر بازی که باید مکان نشاط و سرگرمی باشد ناگهان تعدادی انسان را با مرگ مواجه می کند؛ خودروهایی که صفر کیلومترند اما بی جهت آتش می گیرند و خسارات مالی و جانی فراوان به صاحبان نگون بختشان وارد می کنند؛ وسیله برقی که با هزار شوق و ذوق می خری اما تا به منزل می رسد به اصطلاح کمیتش لنگ می­زند و ناچاری به روان خود فشار بیاوری که چرا جنسی که از فروشگاه تأیید شده خریداری کرده ای تقلبی است و برای جبران فریبی که خورده ای هم باید زحمت حمل کالایت را به محل خرید بکشی و هم توهین فروشنده متقلب را بشنوی و هم احتمالا هزینه اضافی برای تعمیر کالای استفاده نشده متقبل شوی. رانندگان ما نشانه های راهنمایی رانندگی را جدی نمی گیرند، کارگزاران بخشهای مختلف در هر حوزه ای چندان وقعی به قانون نمی گذارند و در واقع قانون بیشتر برای دفع شر یا به عبارت بهتر، رفع تکلیف است تا برقراری نظم و انضباط اجتماعی. مدیران، تصمیماتشان را آسان می گیرند و از عواقب آن ابایی ندارند حتی اگر عواقب هر تصمیمشان به زیان ده ها نفر انسان، چندین خانواده و حتی یک جامعه منجر شود. حتی در مواردی، قوانین که تصویب می شود نه تنها همه جوانب امر را نمی بینند بلکه همان جوانب دم دستی را هم گاهی نمی بینند و حال جمعی را پریشان می کنند. مکتوبات ما علی رغم حضور ویراستاران متعدد، مملو از اشتباهات تایپی و گرامری و حتی محتوایی است. در حالی گاهی اشتباهات جزئی در رسانه مکتوب و مخصوصا در نوشتجات علمی می تواند پیامدهای سرنوشت ساز داشته باشد. گاهی واژه اشتباه یا یک علامت ویرایشی که نابجا آمده باشد می تواند پیام را اشتباه منتقل کند و بنابرآن، جان یک بیمار را به خطر بیاندازد، ساختمانی را تخریب کند، جو نامطلوب اجتماعی ایجاد کند و یا هر چیز دیگر. برخی مسئولان اثرگذار در رسانه ها بدون توجه به عواقب سخنانشان اعلام میکند که فلان تسهیلات را به کسانی می دهیم یا نمی دهیم، غافل از اینکه همین یک “می دهیم” و “نمی دهیم” می تواند زندگی خانواده هایی را دگرگون کند و امید واهی به گروهی بدهد و امید گروهی را به باد دهد. تعداد بیمارانی که با سهل انگاری در انتخاب یک دارو یا یک روش درمانی برای همیشه معلول یا خانه نشین شده اند بی شمارند.

بنای مقایسه بین ملتها و دولتها را ندارم چون قویا معتقدم که هر قومی، بر ریشه های خود ایستاده است و هر تغییر و اصلاحی می بایست با توجه به ریشه و کالبد منحصر به فرد خود آن قوم طرح ریزی شود. اما برای روشنتر شدن منظورم مثال می زنم: چند سال قبل یک شرکت خودروسازی بسیار معتبر اعلام کرد که خودروی جدیدی تولید و به بازار عرضه کرده است و هر کس بتواند یک عیب ولو کوچک در آن بیابد به عنوان تشکر، یک دستگاه از همین خودرو را به وی هدیه خواهد داد. و البته چنین هم کرد. هر چند وقت یک بار هم که میشنویم فلان شرکت از فلان کشور اعلام کرده که “تمام” خودروهای از یک مدل را به علت یک مشکل شاید بی اهمیت از سراسر جهان به خرج خود جمع آوری می کند. شاید برای ما عجیب باشد اما در بسیاری از موارد اگر بتوانی از یک کتاب مرجع یا دائره المعارف یا کتب معتبری از این دست، ایراد نگارشی، ویرایشی یا حتی صفحه آرایی بگیری به شما به رسم تشکر جایزه خواهند داد. اگرچه این فعلها، برای فاعلانش اعتبار اقتصادی می آورد که در جهان رقابت آنها را نگاه می دارد اما قطعا همین حرکات به مخاطبانشان نشان میدهد که در کارشان حتی در جزئیاتش جدی هستند.

هر بار هم که خود بینی می کنیم و از خود می پرسیم که چرا چنین است با این توجیه که آنها معتبر اند اما حرف و عمل ما به جایی بر نمی خورد و به کسی ضربه نمی زند، خود را قانع می کنیم. اما من فکر می کنم واقعیت چیز دیگری است. فکر می کنم هر چیزی که در حال حاضر سهل انگاشته می شود در آینده به جایی یا چیزی یا کسی بر خواهد خورد. اگر امروز فکر می کنیم که محکم بستن فقط یک پیچ در یک مجموعه خودروسازی یا تعمیرگاه خودرو چندان مهم نیست، چند روز یا شاید چند ساعت بعد صدای یک تصادف سنگین در چند خیابان آن طرف تر جدیت بستن همان یک پیچ را به ما یادآوری خواهد کرد. اگر سقوط یک دکل مخابراتی فقط یک اتفاق است و چندان مهم نیست، دو هفته بعد، مردن یک انسان و ویرانی یک ساختمان چند طبقه جدیت آن را به رخ ما خواهد کشید. اگر توجه نکردن به خواسته های یک نوجوان و تحقیر او سهل به نظر می رسد، روز بعد ارتکاب یک جرم بزرگ و ورود او به دنیای بزهکاران به اندازه کافی برایمان جدی خواهد شد. و اینکه اگر علامتهای راهنمایی و رانندگی و چراغ و آینه ماشین برای ما چندان جدی نیست چند ثانیه بعد تصادف سنگین و جان باختن یا معلولیت سرنشینان خودرو به ما نشان خواهد داد که اتفاقا موضوع خیلی هم جدی است.

همه اینها جدی اند و هر یک از کارهایی که می کنیم یا نمی کنیم به طور بالقوه ممکن است خسارات جانی، مالی، روحی، اجتماعی بی حدی برایمان داشته باشد اما رسم روزگار این است که فقط گاهی برخی رخدادها به گونه ای تلخ رقم بخورد. قطعا دلایل دیگری هم هست اما “سهل انگاری” یکی از دلایل مهمی است که لذت بردن از زندگی را برای خود ما و اطرافیانمان دشوار کرده است. کاش به خودمان اجازه می دادیم در روز، چند دقیقه ای را به موضوعات جدی که سهل می انگاریمشان فکر کنیم.

 IMG_0351

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عباسعلی یزدانی

مجله پیک توانا- شماره 53

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ دیدگاه مطلب براي " بحران سهل انگاری! – یزدانی " ارسال شده است.

  1. حسن گفت:

    خیلی دقیق و تذکر جدی بود آقای یزدانی
    این چیزی است که همه میدانند اما کمتر کسی به این جزئیات دقت میکند.

ارسال نظر


آخرین موضوعات