کد خبر: 10699 | تاریخ انتشار: 0:00:57 - چهارشنبه 21 ژانویه 2015 | ۲ نظر | |

مددکاران بیمارستان ها و مسئله بیماران بی خانمان

بطور معمول زمانی که یک فرد به دنبال بروز یک ناراحتی جسمی یا روانی به یک مرکز درمانی مراجعه می کند تا درد خود را مداوا نماید انتظار می رود فردی از خانواده یا دوستان و بستگان در کنار وی بعنوان همراه حضور داشته باشد تا در صورت نیاز به حل امور جانبی درمان بیمار بپردازد. اما تصور کنید در یک اورژانس شلوغ بیمارستان دولتی ناگهان آمبولانس اورژانس تهران وارد می شود تا فردی را که در یک خیابان یا پارکی در نقطه ای از شهر به دلیلی مشخص دچار درد و یا جراحتی شده جهت اقدامات درمانی تحویل بیمارستان دهد. طبق قانون بیمارستان های دولتی موظف به پذیرش بیماران ارجاعی از طرف اورژانس تهران هستند چه با همراه و چه بدون همراه.
در این حالت بیمارستان جهت پذیرش بیمار به دنبال همرا یا همراهانی جهت تشکیل پرونده و ادامه اقدامات درمانی می گردد اما متوجه می شود که بیمار بدون همراه است و کسی هم برای پیگیری اقدامات جانبی حضور ندارد. از این مرحله بیمارستان وارد پروسه ای خواهد شد که انتهای آن نامعلوم است چرا که بیشتر واحدهای بیمارستان را تا زمان خروج بیمار از بیمارستان درگیر خواهد نمود از ابتدا واحد پذیرش و سپس پزشک معالج نیاز به اطلاعاتی برای اخذ شرح حال خواهد داشت در مرحله بعد ایستگاه پرستاری و پرستاران نیاز به حضر همراه دارند تا دستورات پزشک را منتقل نمایند و در نهایت پرسنل بیمارستان متوجه می شوند که طبق روال گذشته موضوع میبایست به واحد مددکاری اطلاع داده شود.
بحث اصلی نوشتار حاضر موضوع بیماران بدون همراه و بطور اخص بیماران بی خانمان و مشکلاتی که مددکاران اجتماعی بیمارستان ها با ان درگیر هستند می باشد مسئله ای که در ظاهر شاید آنچنان به عنوان مسئله مهم مطرح نباشد اما برای ما که به عنوان مددکار اجتماعی فعالیت می کنیم این موضوع ملموس تر بوده و بخش عمده ای از وقت و انرژی ما را صرف خود می کند.social_work_in_the_hospital_setting
در تعریف مفهوم بی خانمانی باید گفت که این مشکل حاصل عوامل متعددی است که از جمله می توان به مصرف مواد اعتیادآور، از دست دادن شغل و حمایت های خانوادگی، اختلافات و مشکلات خانوادگی اشاره نمود. از جمله پیامدهای آن نیز می توان به ابتلا به بیماری های جسمی، تکدی گری، بی خانمانی، فحشا و سرقت اشاره کرد همچنین طیفی از عوامل مانند فقدان حمایت های اجتماعی، انزوای اجتماعی، فقدان شبکه های حمایتی، بروز بحران و استرس های زندگی، سرخوردگی های اجتماعی در بی خانمانی نقش دارند. بیشتر بیماران بی خانمان تنها یک بیماری‌ ندارند و معمولا از یکی از بیماری‌های عفونی و مسری مانند سل، اچ آی وی و هپاتیت و زخم‌ها و بیماری‌های پوستی رنج می‌برند.
این گروه معمولاً فاقد کار، درآمد و بهداشت مناسب اند و معمولاً از خاتواده هایشان طرد شده اند. بی خانمانی نوعی گسست فرد از محیط و اجتماع پیرامون آنهاست. افراد بی خانمان مشکلات زیادی مانند فقر مالی، از دست دادن خانه و نقش های اجتماعی، دوستان و خانواده را تجربه می نمایند. اغلب افراد بی خانمان بر چسب خورده و از نظر اجتماعی منزوی می گردند. آنها کنترل کمی بر محیط پیرامونشان دارند. افراد بی خانمان اغلب در محیط پر تنش و خشن خیابان زندگی می نمایند در حالیکه از امنیت لازم برخوردار نیستند و ممکن است در طول شب و روز بارها مورد حمله و خشونت های اجتماعی قرار گیرند. این افراد مشکلات زیادی از نظر سوء مصرف مواد و بیماری های روانی دارند و به این دلیل موقعیت و شرایط آنها را به مخاطره می افکند
بررسی هایی که تاکنون در خصوص کارتن خوابی در شهر تهران انجام شده است نشان می‌دهد سه عامل مهم و اساسی در کارتن خوابی افراد نقش داشته است از جمله اعتیاد و مصرف مواد مخدر، ناتوانی‌های جسمی و روانی، مهاجرت و عدم تطابق با محیط جدید. همچنین نتایج برخی بررسی ها نشان داده بیش از ۱۰ هزار نفر بی خانمان در شهر تهران حضور داشته که بیش از ۷۵ درصد این افراد اعتیاد دارند. علاوه بر این بررسی ها نشان داده که طی چند سال اخیر شاهد کاهش سن کارتن خواب ها و افزایش زنان کارتن خواب بوده ایم که این موضوع حاکی از گسترش و کاهش سن بی خانمانی در سطح کلان شهرهایی مانند تهران دارد.
.
اما در بحث مسایل ومشکلات مربوط به مددکاران اجتماعی و بیماران کارتن خواب معمولا رویه موجود در بیمارستان های دولتی ارائه اقدامات درمانی رایگان برای بیماران بی بضاعت و تلاش برای انتقال این افراد پس از درمان به منزل یا سازمان های حمایتی مانند بهزیستی است در صورتی که بیمار جایی برای رفتن نداشته باشد بیمارستان تمام تلاش خود را برای جایابی برای وی انجام می دهد اما زمانی که بیمار اعتیاد داشته باشد بهزیستی نیز از پذیرش آن خودداری می کند. و در این مواقع مددکار هم از پیدا نمودن راه چاره عاجز می ماند. از سوی دیگر گشت های جمع آوری سازمان رفاه شهرداری تهران که قبلا این نوع بیماران را از بیمارستانها تحویل می گرفتند دیگر حاضر به انجام اینکار نیستند و مدت یکسال و نیم است است که از ورود به مراکز درمانی خودداری می کند. که آنها هم استدلال خود را دارند و صد البته این موضوع نیاز به بررسی بیشتری دارد چراکه شهرداری تهران نیز اگر وظایفی بر عهده دارد این امر و خودداری آنان از ورود و کمک به مراکز درمانی در ساماندهی این نوع بیماران بنوعی شانه خالی کردن از انجام وظایف است .

از طرف دیگر در میان این افراد بی خانمان معتادان تزریقی مبتلا به عفونتهای شدید استخوانی و پوستی وجود دارند که به علت عدم مراقبت و تاخیر در درمان بوی عفونت آنها از فاصله چند متری احساس می شود که این افراد نیز در بیمارستانهای دولتی توسط کادر زحمت کش این بیمارستان ها مورد درمان قرار می گیرند. برخی مواقع بیماران از سوی خانواده نیز به دلیل شرایط خاص و رفتارهای پرخطر طرد می شوند و یا خود نمی توانند با وضعیت ناهنجار خود به خانه بروند و حتی آدرس اشتباه به بیمارستان می دهند تا شناسایی نشوند. کمتر جایی مسئولیت درمانی چنین افرادی را می پذیرد اما بیمارستان های دولتی همواره بیشترین پذیرش این بیماران را داشته است. بنابراین بزرگترین مشکلات بیمارستانها نبود سازمان پذیرنده بیماران بی خانمان بعد از اتمام درمان است،: خیلی اوقات تخت های بیمارستانها که افراد زیادی منتظر خالی شدن آنها برای بستری شدن هستند توسط افرادی که نیاز به درمان ندارند اشغال شده است.
اما جدای از اینکه این افراد در نهایت با گزارش مددکار بیمارستان و تایید مدیریت از پرداخت هزینه ها معاف می گردند که البته این هزینه ها نیز بازگشتی به بیمارستان ندارند آن چه که مشخص است این است که بیمارستان محل درمان بیماران است نه محل نگهداری افراد بی خانمان و این نشاندهنده این موضوع است که خلاء سازمان حامی بیماران بی‌خانمان پس از درمان محسوس است بنابراین پیشنهاد عملی و مفید در این خصوص این است که مرکز یا بیمارستان خاصی برای این نوع بیماران و مخصوصا بیماران با رفتارهای پرخطر مانند معتادان تزریقی درنظرگرفته شود تا ضمن جلوگیری از اشغال بی دلیل تخت بیمارستانی زمینه ای فراهم شود تا این افراد بازگشت مطلوبتری به زندگی و خانواده داشته باشند که به دلیل اینکه بستری این بیماران در بخش های عادی موجب نارضایتی افراد دیگر می شود. لذا لزوم ایجاد سازمانی که مسئولیت نگهداری از افراد بی خانمان را بپذیرد و پس از درمان مسئولیت جایابی آنان را به عهده گیرد به شدت احساس می شود.

صلاح الدین صالح
مددکار اجتماعی بیمارستان شریعتی تهران

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ ديدگاه مطلب براي " مددکاران بیمارستان ها و مسئله بیماران بی خانمان " ارسال شده است.

  1. کامبیز عوض زاده گفت:

    با سلام خدمت مددکار محترم صلاح الدین صالح ، باید از زحمات جنابعالی و کادر محترم بیمارستان تقدیر و تشکر کرد، اینجانب نظرم اینست که میبایست از طریق علمی و جامع به مسئله بی خانمانی پرداخت، واین محقق نمی شود مگر اینکه منابعی قوی علمی در این رابطه داشته باشیم ،اینجانب تنها د ارنده دکتری تخصصی مددکاری اجتماعی در جنوب کشور الان در شهر شیراز مشغول دست فروشی هستم، در کتابی تحت عنوان مددکاری با بی خانمان شامل ۱۰ بخش که نیمی از ان را نوشته ام قدر مسلم میتواند چاره ساز باشد در بخش ۱ ان شامل
    بخش ۱٫ بی خانمانی به عنوان یک مشکل اجتماعی
    -ماهیت و ویژگی های بی خانمانی
    -علل بی خانمانی و سرگردانی افراد
    -وضعیت بی خانمان ها در ایران
    بخش ۲٫ تجربه و عملکرد مددکار اجتماعی با افراد بی خانمان
    -فعالیت های نهادهای اجتماعی دولت جهت رسیدگی به مشکل بی خانمانی


    پرداخته شده است و در بخش های بعدی روش ها و تکنیکهای مددکاری اجتماعی با افراد بی خانمان در سنین مختلف پرداخته شده است ، اما افسوس تا زمانیکه مددکاری بر منسب مدیریت مددکاری در کشور تکیه نزند و احقاق حق نسبت به مددکارانی که حق انها پایمال شده ادا نشود امکان چاپ این کتاب و ۱۷ کتاب دیگر وجود ندارد،البته درست است که جامعه ضرر میکند اما مسئولین باید به خودشان بیایند و بروند مددکارانی راکه به انها ظلم شده را در یابند و گرنه اینده بس تایکی در انتظار سلامت و امنیت جامعه در پیش رو میباشد. لطفا بنده برای همه موضوعاتی که مطرح میشود نظرات خودم را میدهم در صورت امکان از انها دیدن و به سایر مددکاران و حتی مسئولین برای دیدن مطالب ادرس دهید. با تشکر مددکار اجتماعی

  2. حسین گفت:

    یکی از ضعف هایی که مددکاران به سازمان بهزیستی ووزارت رفاه میگیرند همین است چون سازمان بهزیستی ناکارامد هست ویا سازمانهای دیگر موثر در اسیب های اجتماعی وظیفه ومسولیت تعریف شده ای ندارند هر سازمان مسولیت را به گردن دیگری می اندازه برای اینکه کسی که متخصص باشه برمسند تصمیم گیری واجرا قرار ندارد واین باعث اسیب بیشتر به جامعه وهزینه بیشتر شده است

ارسال نظر


آخرین موضوعات