کد خبر: 10956 | تاریخ انتشار: 14:02:21 - چهارشنبه 25 فوریه 2015 | ۴ نظر | |

ایا مددکاری شرایط لازم برای کسب وکار را دارد تا برند گردد ؟

یکی از دلایلی که مددکاری اجتماعی مثل سایر رشته نتوانسته در مسیر رشد وتوسعه وپیشرفت قرارگیرد وارد شدن در بازار کسب وکار است .شاید به این دلیل که صاحب نظران این رشته مددکاری را شغل ویک حرفه که یک نیاز اجتماعی را براورده کند مورد نظر وتدریس قرار نگرفته است و همیشه از جنبه خیر خواهانه ونیکوکارانه مورد نظر بوده است . در صورتی که این رشته مورد نیاز خیلی از افراد وخانواده ها وجامعه است و می تواند یک نیاز اجتماعی در جامعه را حل کند وجامعه نیاز به وکیل ، مشاور ، مهندس ومددکار وغیره دارد و انها برای کسب وکار شرایط وقوانین خاص خود را دارند و از طریق وارد شدن در کسب وکار وبازار یابی به چیزی بنام خود کار امدی می رسند که خیلی رشته ها ی دیگر در جهت رسیدن به این خود کار امدی تلاش وافری دارند وبه کسب درامد و برند رسیدند. 20

یکی از رشته هایی که در کسب وکار ومددکاری نیاز هست بازرگانی وتجارت است که مددکاری در ارتقائ رشته وحرفه خود در کسب وکار بهره ای نبرده است . در خود کار امدی کسب وکار امده است : خود کار امدی واژه ای است که روانشناس برجسته کانادایی بنام البرت بندورا انرا معرفی کرده است . این واژه وتئوری خود کار امدی بندورا پاسخگوی برخی پرسشهایی است که اکنون در دنیای کسب وکار و بازار یابی و پیشرفت با ان سرو کار داریم . سرعت تغیرات وافزایش ابهامات در دنیای کسب وکار پیش تازان کسب وکار را از پای در اورده است .کافی است به بسیاری از رشته های علوم که در گذشته بودند والان نیستند وتغیر کردنند ویا در کسب وکار بسیاری که خوب درخشیدند ودر حال رشد، دچار بحران شدند واز کسب وکار وگردونه رقابت خارج شدند .دلیل این شکستها چه بوده است اشوب تنها واژه ای است که اندیشمندانی مثل ادوارد لوییزدر تئوری نظمی ودراگر اموزگار مدیریت ازان نام بردند براساس اندیشه دراگر : معنایی که ما از سازمان نام می بریم در حال تغیر است وبه گفته صاحب نظران تغیر ، اشفتگی در بازار ، تلاطم ، تنها متغیر ثابتی است که گریزی از ان نیست . چه باید کرد تا ازاین اشفتگی رهایی یافت ؟

دراگر معتقد است مدیران با تمام قابلیتهایی که دارند از جمله جسارت اصرار ورزی بردیدگاههاونظرات ، دانایی،قدرت پیش بینی واقتدار ضروری است که براین فهرست کمالات خود دو ویژگی را نیز بیفزاید.

۱/هراس

۲/ سوئ ظن مارتین لورل از صاحب نظران دیگر میگوید مدیران کسب وکار وهمچنین کارکنان اصلی انان همواره باید به گونه ای وحشت زده از خواب بیدار شوند چرا که امکان دارد کسب وکاری تازه انان را از صحنه رقابت خارج کرده باشد . او سفارش می کرد که اگر شما هراسان وعرق ریزان از خواب برخیزید یعنی اینکه نگران کسب وکارتان هستیدواین نشانه سلامت شما برای کسب وکارتان است .در غیر این صورت در خواب خرگوشی خواهید بود که به یکباره در می یابید چابکی از راه رسیده واز صحنه کسب وکار شمارا حذف کردند . وارن بینس راه حل رادر کارکنان می بیند وی می گوید در عصر اطلاعات کارکنان نه فقط به بزرگترین دارایی شرکت تبدیل شده اند بلکه نقش یگانه منبع پایدار ، مزیت رقابتی را نیز پیدا کرده اند با چنین رویگردی به سراغ روانشناس ونظریه خود کار امدی رفتند.

بندورا معتقداست برای افرینش خود کار امدی چهار روش وجود دارد این چهار روش عبارت از :

۱/ مهارت عملی ۲/ مدل سازی غیر مستقیم ۳/ترغیب شفاعی ۴/ انگیختگی .

۱/ مدل مهارت عملی : بندورا.: مهمترین منبع افزایش خودکار امدی را مهارت عملی می داندومنظور از مهارت عملی عبارت از کسب تجربه مرتبط با کار است . اگر بتواند کاری را برای چیرگی وتسلط در گذشته به انجام رسانید ایا در اینده هم با اطمینان بیشتر می توانید همان کار را انجام دهید ؟. سازمانها در گذشته به مهارت عملی خاصی نیاز داشتند که اکنون ان مهارت دیگر کارایی ندارد. پس نیروهای ماهر قبلی از گردونه حذف می شوند مگر اینکه به سرعت خود را با شرایط تازه ومهارت تازه اماده سازی کنند .

۲/ مدل سازی غیر مستقیم : نیروها ی با پردازش قوی هم می توانند اموزش را در دستور کار خود قرار دهند وهم می توانند به هنگام مشاهده فرد متخصص از او فرا گیرند . در این باره مثالی می زنند اگر می خواهید بسکتبالیست قوی شوید کافی است یکی از بازیکنان را در رده خود مدل والگو ی خود قرار دهیدو با دیدن پرتاب های موفق او درون سبد شما هم می توانید با تمرین پرتاب های موفق داشته باشید . البته اگر به خود کار امدی خودتان باور داشته باشید.

.۳/ ترغیب شفاهی : نقش مدیران دراین باره فوق العاده حائز اهمیت است مدیری می گفت پیام نیچه را سر لوحه کارم قراردادم انجا که می گفت انچه مارا نکشت حتما نیرومندم می سازد . برای مثال بازیکنی می گفت اگر مربی ام بگوید از ساختمان چند طبقه خودت را بینداز حتما اینکار را خواهم کرد چون او مربی من است وحتما فکر همه جا را کرده است.

۴/ انگیختگی : انگیختگی باعث افزایش خود کا امدی می شود ، انگیختگی سبب می شود که فرد در حالت تحریک شده قرار بگیرد وبه این ترتیب شخص در صدد بر می اید تا کارا به بهترین وجه تکمیل سازد . پژو هشهای زیادی در باره خود کار امدی صورت گرفته وافراد با خود کار امدی بالا ، هدف های دقیق تری دارند ، کوشش بیشتری انجام می دهند، برای رسیدن به هدف مقاومت بالا تری دارند ، عملکرد تجصیلی خوبی بر خور دارند و از سلامت جسمی وروانی مطلوبی بر خور دارند . ما در سازمانها وموسسات گاه با نیروهایی مواجه ایم که بیشتر رفتار عجوز گونه دارند تا از امتیاز اتی برای وام گرفتن و مرخصی و غیبت غیر مجاز بهره مند شوند . ایا چنین نیروهایی دارایی سازمان محسوب می شوند یا همان اشخاصی هستند که در بحران حوادث کسب وکار به شکست سازمان شتاب می بخشند .در شرایطی که رشته های دیگر در محیط کسب وکار از نظریات اجتماعی و روانشناسی وجامعه شناسی برای رونق وپیشرفت وایجاد در امد برای خود وکارکنان خود تلاش می کنند مددکاری اجتماعی بی بهره واصلا وارد شرایط کسب وکار نشده واین طور اموزش داد ه میشود که مددکار باید تلاش و اسایش را برای دیگران فراهم کنند تحرک وباز تولید اجتماعی وبهره وری , در جهت پیشرفت کم رنگ وبی انگیزه شده است ودر چنین شرایطی خیلی راحت به کناری زده شده وحتی نام مدد کاری برای خیلی از موسسات کسب وکار در امد ی ایجاد کرده اند که هم خود از ان بهره برده وهم بسیاری از مشتریان شان را بهره مند کردند در مددکاری مشتری ونیاز مشتری معنای واقعی خودرا ندارد در حالی که می توان با نیاز سنجی وایجاد نیاز در مددجویان ویا مشتریان ویا گیرندگان خدمت، خدمت ارائه کرد وانرا تبدلیل به بهره وری ویک برند نمود . این در شرایطی است که مدد کاران با ایجاد کلنیک مددکاری هم ، تلاش خود کار امدی انچه بندورا گفته را ندارند ودر انجا هم سعی می کنند روانشناسان ودیگران انان را مدیریت کنند ومدیریت بر کار وتلاش خود ندارند وفقط به در امد اندک قانع شدند واین باعث میشود که یک رشته میان رشته ای با استفاده از ایده ورشته مددکاری در رقابت پیروز گردد.

برایان ترسی از همین برند سازان می گوید : هفتاد درصد از تصمیماتی که شما می گیرید در گذر زمان معلوم می شود که اشتباه هستند زمانی که یک تصمیم می گیرید یا تعهدی را قبول می کند در ان زمان با توجه به شرایط ان لحظه احتمالا اندیشه خوبی به نظر می رسد اما اکنون ممکن است وضعیت تغیر کند واکنون زمان ان است که قانون مبنای صفر را بکار ببرید پس باید همیشه در حال حرکت باشیم وگرنه بعضی وقتها زندگی مثل سنگ بر سر ما می کوبد . ایا واقعا مددکاران با این دید به حرفه نگاه میکنند . ما خیل عظیم مدد جویان یا همان مشتریان راداریم که می توانیم به انها احترام بگذاریم بپذیریم ومشکلات وظرفیتهای انان را در ک کنیم ونیاز سنجی کنیم وفضای کسب وکار مبتنی سود دهی وسود بری داشته باشیم که هم به نفع مشتری وهم به نفع ارتقا وماندن حرفه خواهد شد .پس نیاز است مددکاری به مدیریت و بازرگانی وکسب وکار وبازار یابی بیشتر توجه کند تا هم خود بهره ببرد وهم مشتریانش را بسمت رفاه بیشتر وارامش سوق دهد واین کار کمی نیست کیفی است به کمیت تبدیل میشود .رسالت اموزش دهندگان بسیار مهم است که مددکاران در فضای کسب وکار مثل کلنیک ، اموزشگاه و مراکز شنلسایی وتشخیص نیازمندی و سازمان حمایتی مددکاری واسیب شناسی و مرکز مشاوره اجتماعی بصورت شرکت وسازمان خصوصی بوجود ایند تا بتواند وارد رقابت با روانپزشکان وروانشناسان ودیگر رشته های مرتبط قرار گیرد وبه افراد شرکتها وسازمانها خدمات دهد وبا ارائه خدمت ودرامد کسب کند با خدمت بهتر برند گردد در انصورت مددکاری از انزوا درامده وجایگاه لازم در جامعه برخوردار خواهد شد . رقیه نوروزی مددکار اجتماعی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۴ ديدگاه مطلب براي " ایا مددکاری شرایط لازم برای کسب وکار را دارد تا برند گردد ؟ " ارسال شده است.

  1. از همراهان جدید کارزار گفت:

    درود فراوان بر سرکار خانم نوروزی. بسیار عالی

  2. کامبیز عوض زاده گفت:

    با سلام سرکار خانم نوروزی بسیار خوب ارائه نمودید، بنده نوعی در حوزه مددکاری به شخصه،فردی موقعیت ساز میباشم برای هم حداکثر کسب و کار برای خودم هم برای رفع مشکلات اطرافیانم، اما حاضر نیستم بفرض برای یک مدیر کل بهزیستی غیر متخصص و مددجویان ان ارائه طریق بدهم، در جهت حل مشکلات انها،ان مدیر کل غیر متخصصی که تنها هدفش اش سیاسی کاری و جذب ارای مددجویان برای یک طیف سیاسی خاص در کشور میباشد، در اینجا است که رسالت سازمان بهزیستی بعنوان متولی مددکاری تغییر کرده است، و اینجا است که / مهارت عملی ۲/ مدل سازی غیر مستقیم ۳/ترغیب شفاعی ۴/ انگیختگی دیگر معنایی ندارد، و این از من گفتن با توجه به رشد تصاعدی اسیبها اگر سر هر کوچه یک اداره مجهز بنام بهزیستی تاسیس گردد مشکلات مردم حل نخواهد گردید،بله شما بسیار خوب و علمی موضوع را بررسی نمودید، اما اگر در متولیان مددکاری دست از سیاسی کاری بردارند و متخصصین مددکاری را که دارای چهار ویژی فوق میباشند را در جایگاه اصلی خود جای دهند، بنده این دعده به تمامی مددکاران و مددجویان میدهم که ظرف مدت یکسال تقریبا مشکلات حل خواهد گردید و موضوع دیگر اینکه چیزی که بنده در جامعه ایران در ادارات متولی مددکاری دیده ام بجای اینکه اموزش مهارتهای کار افرینی، باز توانی و مهارتهای زندگی باشد بیشتر اموزش مهارتهای زیر اب زنی،چاپلوسی، گداپروری است.

  3. نوروزی گفت:

    جناب اقای عوض زاده یک سازمان خصوصی باعنوان کار افرینی برای حل اسیب هر نوع اسیب ایجاد کن که ربطی به بهزیستی ندارد افراد وخانواده ها برای حل مشکل شان به شما مراجعه واز شما راه حل بخواهند من به شخصه مشکلی دارم که با توجه به نظریه ی شما حاضرم به سازمان که شما ایجاد میکنی مراجعه کنم هم مشکل خودم را حل کنم هم نمایندگی کار را در استان مازندران بگیرم و کار کنم ان وقت بهزیستی باید دنبا ل شما بیاید و شما نماینده خود را بفرستید و یا جهت سخنرانی ده میلیون به حساب تان بریزند ان وقت شما فقط برخی دانستها تان را در کلاس ارائه دهید مگر دیگر کار افرینی اینکار را نمی کنند امیر حسین سیف مظاهری نویسنده کتاب رقص عقابها ، من در کلاسش حضوری شرکت کردم راجعه به بازار یابی ، صد هزار تومان از هر شرکت کننده گرفتند در یک سالن سی صد نفری تماما مدیران شرکتها بودند . خودش می گوید من مهندس ساختمان بودم هیچ در امدی نداشتم ودر صنعت ساختمان بخاطر غول های ساختمانی توان وارد شدن نداشتم > فوق لیسانس جامعه شناسی گرفتم وبا توجه به دید گاهای جامعه شناسی وروابط عمومی وروانشناسی الان یک صادر کننده معتبر در کشور هستم ودر اروپا وافریقا واسیا نمایندگی دارم وان جا شرایط بازار یابی به ما درس می داند که کلاس مددکاری و نظریه دورکیم بود وتنها شرکت کننده ای که به سوالات اش پاسخ می دادم من بودم وخیلی زود پرسید چکاره ای و تحصیلاتت چی هست پس می توانی برای مدیران شرکتها مشاور باشیی وبهتر خود کار افرین باشی ودنبال اینها نباشیی . مددکاری شرایط کسب وکاررا دارد تا برند گردد .

  4. کامبیز عوض زاده گفت:

    با سلام خدمت سر کار خانم نوروزی سخنان شما بسیار منطقی است، و الان همینطور شده بنده بعنوان یک مددکار کار افرین مورد توجه قرار گرفته ام، بنده حاضرم کل مددجویان تحت پوشش بهزیستی کشور را باز توان نمایم بلحاط اشتغال،بنده شاید باور نکنید همین امروز حساب کردم کل هزینه صبحانه ، نهار امروزمان ۴۰هزار تومان بوده، اما از دور ریز شامل سبزی، نان و چند قلم دیگر ۶۰ هزار تومان کسب در امد خواهم داشت.بنده خیلی خنده ام میگیرد که کسی بگوید در ایران کار نیست،و عصبانی میشوم از ان متولی غیر متخصص مددکاری در استان که دارای مغز منجمد میباشد. و نتواند کار افرین باشد، و بخواهد از من نوعی سوئ استفاده نماید، البته بگویم وقتی دکتری تخصصی مددکاری را گرفتم سریع امدم ایران و سریع رفتم بهزیستی استان فارس اما بر خوردی با اینجانب در شیراز نمودند که پشیمان شدم، و الان ۵ سال است بهزیستی نرفته ام و با خدای خود عهد کرده ام تا یک متخصص مددکاری نشود متولی بهزیستی فارس انجا نروم، مگر من برای چه رفته بودم برای کمک به بازتوانی اما متوجه شدم اصلا خبری از ایده بازتوانی نیست، و این را بگویم حاضرم با هر مقامی در کشور شرط بگذارم که ظرف مدت یکسال کل مددجویان بهزیستی فارس را باز توان نمایم، در صورتی که متولی مددکاری یک متخصص مددکار باشد،بنده نباید از خود تعریف کنم اما این یک واقعیت است،و الان خیلی از ادارات ، نهادها پیشنها میدهند اما بنده اصلا سیستم اداری موجود را اصلا قبول ندارم. و نیاز مند تحول اساسی بلحاظ ساختاری و کارکردی در ادارات هستیم ، اگر این اصلاحات صورت گرفت بنده بدون منت و حتی در یافت حقوق حاضرم در جهت این ایده که مددکاری شرایط کسب وکاررا دارد تا برند گردد قدم بردارم.

ارسال نظر


آخرین موضوعات