کد خبر: 10974 | تاریخ انتشار: ۷:۵۰:۱۵ - یکشنبه ۱۰ اسف ۱۳۹۳ | ۳ نظر | |

رویکرد انسجام نظری _ عملی افسوس واسطه زدگی پدیده ها ، غفلت از پیشگیری

معمولا در مقایسه رویکردهای نظری در علوم اجتماعی شاهد جدایی بینش تا عمل هستیم و این عدم فهم دقیق بین دو طیف نظریه پرداز با مجریان همیشه وجود داشته است و البته در کشورهای توسعه یافته ، کاستن از بینش تا عمل رویکردی سلامت نگرانه تلقی می شود.
در کشور های کمتر توسعه یافته که نظام اداری آنها فاقد انسجام مطلوب است، حلقه های واسط برای تبیین نظریات و بکارگیری آن در بخشهای صنفی به طور شایسته ای عمل می کنند.
بخشهای صنفی به مثابه خط مقدم رویاروی در درون پدیده ها از ناب ترین و کاربردی ترین اطلاعات که در بطن پدیده رخ می دهد بهره می گیرد.
به همین علت ارزشمندی اطلاعات در واحدهای اجرایی _ اورژانسی اعم از فوریتهای پلیسی ، پزشکی، امدادی ، فوریتهای اجتماعی ۱۲۳ و خط ملی اعتیاد بسیار زیاد است و می بایست در ایران نیز از حداقل بلاواسطگی در این رویکرد مستقیم استفاده نماییم.rahimi
عدم نشر اطلاعات پیشگیرانه و ایجاد واسطه ، مدت از دست رفته ای است که بین واقعه پدیدار شده تا دریافت و اعلام شدن آن است. یکی از شواهد این مدعی افراد فعال در واحدهای اجرایی هستند که معمولا در سالهای ابتدایی اشتغال به کار با علاقه و شور بیشتری به ارائه خدمت می پردازند اما در سالهای بعد از تجربیات اولیه ، دچار افسوس واسطه زدگی پدیده ها می شوند.
اغلب این افراد در این اندیشه هستند که چرا رویکرد منسجمی بین حوزه نظری با واقعیت رخ داده در پدیده ها وجود ندارد و چرا متولیان ستادی با ایجاد واسطه دچار غفلت از پیشگیری هستند.

ضعف در انتقال اطلاعات و نابالغی موجود در مشاهده ژرفای پدیده های رخ داده در جامعه منجر به ناپایداری در رسیدن به هدف گذاری ها می گردد و نقش مددکاران اجتماعی و سایر فعالان در عرصه علوم اجتماعی موثر و شایسته توجه بیشتر است.
این مهم در کشورهای توسعه یافته کاملا فهم گشته و به همین دلیل بودجه تحقیقات و شناخت دقیق فضای موجود در لایه های مختلف اجتماعی و به تبع آن پیشگیری سطح یک را به خوبی باور داشته و به اجرا در می آورند.
اما در کشورهای کمتر توسعه یافته نظیر ایران ،‌ افسوس فعالان مستقیم در بین افراد ، گروهها و جوامع دچار آسیب، بدان سبب است که امکان بهره مندی از امکانات و منابع و به عبارت بهتر امکانات قدرت در بین نیروهای ستادی بیشتر است که بدلیل وجود چرخه تنگاتنگ در دو سو ، سنت زدگی اداری همچنان روند غفلت از پیشگیری را مداومت می بخشد.
به همین دلیل در واحدهای اجرایی ، نارضایتی شاغلین در بخش چهره به چهره و در واحدهای ستادی ، عدم درک متقابل نسبت به فراوانی مددجویان و کمبودهای واقعی و فقدانهای حمایتی است که منجر می گردد تعهدات در بسیاری از سطوح محقق نشود.
تشکیل کارگروههای درون سازمانی اعم از بین واحدی ، درون مدیریتی ، معاونتی، تا بین سازمانی و وزارتخانه ای و بین قوا و فعال سازی عملی شوراهای مربوطه نیازمند رویکردی سمن محور است تا حدودی نقش همکاری برای حفظ یکپارچگی اجتماعی را بیشتر کرده و استراتژی هویت بخشی به سیستم را جبران نمود.
برای ایجاد بینش های جدید و حمایت از حلقه مدیریتی که اداره صاحبان تصمیم را به سوی اجرای تصمیم مدبرانه رهنمون سازد می بایست دغدغه ای راستین ایجاد شود و باید بخشی از این تحلیل واقع بینانه را در نقش سمن ها و داوطلبین مربوطه جستجو کرد.

با اتکاء به این رویکرد می توان انعطاف برای پذیرش بیشتر سمن ها توسط تصمیم سازان به عنوان عوامل شتاب بخش در نفوذ مردم سالاری و کاهش تصدی گری های توان فرسای دولتی _ حکومتی را یک ضرورت تلقی کرد.
در آن شرایط بهره ور است که رصد هوشمند پاره نظام های جامعه توسط متولیان ذیربط ساده تر ، جامع تر و با گستره نفوذ بیشتری خواهد بود.

سید احمد رحیمی
رییس هیات مدیره کانون سراسری مراکز مددکاری اجتماعی کشور

زمستان ۹۳ – کارزار رسانه ای مددکاران اجتماعی ایران

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ دیدگاه مطلب براي " رویکرد انسجام نظری _ عملی افسوس واسطه زدگی پدیده ها ، غفلت از پیشگیری " ارسال شده است.

  1. سید اصغر موسوی :

    از خواندن این مقاله بسیار لذت بردم. بخوبی به ضرورت استقلال حرکتی سازمانهای مردم نهاد اشاره شد.

  2. فرناز بابایی :

    ممنون از مقاله خیلی خوب آقای رحیمی.

  3. کامبیز عوض زاده :

    با سلام خدمت جناب اقای رحیمی،سمن ها ی زیادی را در استان فارس دیدم ، اما ندیدم راهکارهای مدونی از طرف انها در جهت حل مشکلات مردم ارائه گردد،امید وارم که بنده اشتباه کنم، و موضوع دیگر جنابعالی بعنوان رییس هیات مدیره کانون سراسری مراکز مددکاری اجتماعی کشور باید بدانید با این ساز و کار موجود در جهت حل مشکلات گروههای هدف ، با توجه به رشد تصاعدی اسیبها و بیماریها قبلا هم گفته ام اگر سر هر کوچه هم یک مرکز مددکاری احداث شود مشکلات موجود حل نمی گردد، و تنها در یک صورت میتوان امید وار بود که متولیان امور مددکاری در حوزه اجرایی و ستادی کشور متخصص مددکار باشد، چراکه باید جنابعالی بعنوان یک مددکار بدانید که یک پزشک وقتی میشود متولی مددکاری کشور .

    پزشکی عمدتا به بررسی حوزه آناتومیک و فیزیولوژیک بدن انسان به عنوان یک کل و سیستم های منحصر به فرد آن، شناسایی انحراف از هنجار های فیزیولوژیکی، تشخیص تغییرات پاتولوژیک در بدن روابط علت و معلولی، مکانیسم های زیر بنایی توسعه بیماری ها را تعیین میکند. و از روش های مختلف برای بهبود سلامتی بدن ، عادی سازی فرآیندهای فیزیولوژیکی آن استفاده میکند.

    اما یک مددکار و وظایف مددکاری اجتماعی عبارتند از: شناسایی عوامل موثر اجتماعی است که تاثیر قابل توجهی بر سلامت انسان، سازگاری اجتماعی و بنیان خانواده، سلامت کودکان داشته میپردازد . و همچنین برای شناسایی بیماری های ارثی و یا وضعیت (اعتیاد به الکل، اعتیاد به مواد مخدر، سوء مصرف مواد، و غیره.)، که ممکن است تاثیر بر سلامت نسل های آینده داشته باشد برای ان مهم میباشد.
    با این حال، فعالیت های پیشگیرانه انجام شده توسط کارکنان پزشکی ، اغلب موثر نیست چرا که طیف وسیعی از مشکلات متاثر از عوامل اجتماعی است و همچنین بصورت وسیع در حوزه پزشکی تاثیر عوامل اجتماعی بر سلامت انسان، برای حل آنها مطالعه نشده است. و به ندرت به بررسی دقیق وضعیت اقتصادی جامعه ،خانواده پرداخته شده است و بویژه مطالعه ای دقیق و جامع در ارتباط با امنیت زندگی مردم در مورد شاخص های عمومی ،مسکن، اشتغال، حمل و نقل و غذا; عوارض مرگ و میر، باروری, تولید مثل جمعیت; وجود ندارد. معیارهای اقتصادی، محیط زیست، مسکن و تاثیر ان بر سلامت انسان در بین پزشکان تحقیقات جامعی صورت نگرفته .این در حالی است که سبک زندگی متا ثر از عوامل اجتماعی، اجتماعی، فرهنگی بیشترین تاثیر را برسلامت احاد جامعه دارد.

    لذا دوست گرامی از انجایکه بنا بر تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت تنها فقدان بیماری یا نواقص دیگر در بدن نیست بلکه‌ سلامت نداشتن هیچ‌گونه مشکل روانی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت جسمانی برای هر فرد جامعه است)) که این تعریف جامع از سلامت نشان دهنده افزایش نقش و ضرورت نوع جدیدی از فعالیت ها مددکاری اجتماعی در مراکز مددکاری است که از عهده یک پزشک بعنوان تعیین کننده سیاستهای کلی مددکاری در سازمان بهزیستی در تضاد است و یک پزشک در ان حدی نیست که بتواند مددکار خود را خطاب نماید.

ارسال نظر


آخرین موضوعات