کد خبر: 11442 | تاریخ انتشار: ۰:۰۰:۵۳ - شنبه ۵ ارد ۱۳۹۴ | ۱۰ نظر | |

هر مددکار اجتماعی یک گزارشگر!

با سلام به کلیه همکاران عزیز

همکاران ، علاقمندان و کلیه مددکاران اجتماعی عزیز می توانند هرگونه مشکلات و نارساییهای علمی ، سازمانی و حرفه ای موجود و مرتبط با فرایند خدمات اجتماعی و حرفه مددکاری اجتماعی را در محل زندگی ، کار ، محل تحصیل و … در قالب یک گزارش خبری تهیه و به این سایت ایمیل LOGO1نمایند.بدیهی است گزارشهای ارسالی  پس از بررسی  ،به صورت یک پست خبری در این سایت به نمایش در خواهد آمد. قطعا نقد و تحلیل این نارساییها در این پرتال خبری توسط کاربران و کارشناسان عزیز از زوایای مختلف و ارائه راهکارهای عملی و علمی  می تواند به پویایی هرچه بیشتر روابط اجتماعی مددکاران اجتماعی در فضای مجازی منجر بشود.

علاقمندان می توانند مطالب خود را به پست الکترونیکی info@a-sasw.com این وب سایت ایمیل نمایند.

با تشکر-سایت تخصصی مددکاران اجتماعی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:


۱۰ دیدگاه مطلب براي " هر مددکار اجتماعی یک گزارشگر! " ارسال شده است.

  1. خداکمک می کند :

    امروز یک کیس جالب برخوردم که نوزادی با سندرم دان به دنیا امد ودر بیمارستانی بستری وپدر ومادر هردو تحصیل کرده و بدلیل بیماری سندرم دان وکلستومی شدن نوزاد ،پدر به هیچ وجه به بیمارستان مراجعه نمی کندومادر را هم اجازه ورود به بیمارستان نمی دهدو تهدید به طلاق کرده و اصرار دارد پزشک مقصر است که بعد از سونوگرافی متعدد چرا تشخیص نداده وکودک باید ازبین برود چون هم مشکل من را زیاد می کند وهم کودک زجر می کشد، یا کودک را بیمارستان می کشد یا نوزاد را در مطب دکتر می گذارم در تماسهای متعد دحاضر به همکاری نیست به نظر شما چکار باید کرد ؟

  2. با تشکر از شما :

    با سلام و احترام
    ضمن تشکر از طرح این موضوع، باید از طریق بهزیستی نوزاد را نجات داد و به شیرخوارگاه سپرد چون پدر از لحاظ فکری و روانی ظرفیت برخورد با این بحران را ندارد و مسلما نوزاد را یا خواهد کشت و یا مورد ازار قرار خواهد داد خلاصه اینکه خانواده شرایط نگهداری این نوزاد را ندارند.

  3. خداکمک می کند :

    بهزیستی برای پذیرش کودکان سر را هی است این پدر ومادر دارد در ضمن کودک بیمار است نیاز به مراقبت ونگهداری در یک مرکز معلولین است به راحتی زیر بار نمی رود انها یا مرکز بهزیستی ،کودک سالم می خواهند که نگهداری درد سر ساز نباشد. حالا باید چکار کرد .

  4. فرد معمولی :

    برخی مدیران و معاونان در بهزیستی استانها دارای مرکز خصوصی هستند و ماهیانه دهها میلیون تومان یارانه بلاعوض به حساب مرکز خودشان واریز می کنند. آیا نماینده دولت می تواند .صاحب بخش خصوصی که خودش ناظر بر امورات آن است باشد؟ ایا سوق دهی کمکهای مردمی و نهادها به بخش خاصی انجام نمی شود؟ آیا در جذب پرونده ها سلیقه اعمال نمی شود؟؟ آیا به سایر واحدهای غیر دولتی که به معنای واقعی مددکاری می کنند ظلم نمی شود؟؟و…

  5. انسان :

    خب طبیعی که والدین دچار شوک شوند انتظار کودک سالم را داشته اند مثل همه نه ماه پزشک چیزی از بیماری کودک نگفت!
    این والدین نیاز به درک شدن و مشاوره دارند تا کودکشان را بپذیرند
    یعنی چی بچه رو بسپارین بهزیستی ! شما هنوز شناخت از خانواده کودک ندارین

  6. خداکمک می کند :

    نکته جالب، پدر خانواده در مراجعه به بخش بیمارستان تاکید اش این بوده که ازمایشات تکمیلی جهت شناسایی سندرم دان در شکم مادر توسط پزشک انجام شده ونزدیک به دومیلیون بابت ان هزینه کرده وهرماه جهت سونگرافی به پزشک مراجعه می کرده وخود پزشک در مطب این سونوگرافی را انجام می داده وچطور پزشک تشخیص نداده است .در تحقیقی که از پزشک زنان انجام دادم ورادیولوژیست، کاملا حرف هایشان تناقض داشته متخصص سونوگرافی گفته برخی ازمایشات و سونوگرافی دقیق امکان شناسایی نوزاد سندم دان تا پانزده هفتگی هست از جمله عدم رشد سر ویا کوچک بودن پا بچه وسایر علائم که متخصص رادیوژِ ی میداند اما متخصص زنان عنوان کرده اگردر نود و پنج درصد امکان شناسایی باشد واحتمال پنج درصد قابل شناسایی نیست وکودک بدنیا می اید واین مورد شامل همان پنج درصد است گرچه خیلی قانع نشدم چرا که متخصص زنان در دقت سونوگرافی مثل رادیولوژُِیست نیست وپزشک زنان در موارد ی که ریسک نوزاد معلول در ازدواج سن بالا هست باید دقت بیشتری کند و با نظر رادیولیست به تشخیص سالم بودند برسد ، یک روز بعد با موبالیم با مادر بیمار تماس گرفتم که تاانروز به تلفن بیمارستان جواب نمی داده گفتم مددکار اجتماعی هستم وقصد کمک دارم شروع به گریه کرد که شوهرم مرا از خانه بیرون کرده والان با مادرم زندگی می کنم وتهدید کرده اگر به بیمارستان بیایم مرا می کشد گفتم اگر می توانی با من ملاقات داشته باشی واین ملاقات پنهان می ماند وقبول کرد ویک ساعت بعد با مادرش امد ودر تمام مدت گریه می کرد پزشک را مقصر میدانست ویا شوهر را ویا بیمارستان را که چراه درمان کرد وبعد از شنیدن حرفها، تحقیق خودم را راجع به بیماری سندرم دان گفتم واینکه این حق را شوهرش دارد واز سهل انگاری ویا غیره شکایت کند واو فعلا کاری با همسرش نداشته باشد تهدید به طلاق کرد ه ،بپذیرد وحق را به او بدهد تا زمانی سپری شود شوهر از روانی امادگی این مشکل بزرگ را پیدا کند وفعلا عصبانی است شرایطی ایجاد نکن خشم وناراحتی همسرت زیادتر بشود وبرخی راهنمایی دیگر ،فردای روز مصاحبه بیمار ترخیص شد از مدیر بیمارستان بخاطر مشکل بیمار که ادامه درمان دارد کمک خواسته شد واین کمک انجام شد و بیمار با مادر به منزل مادری رفتند وجهت پیگری واحتمال هر نوع مشکل وکمک مددکار موبایل مددکاربه مادر داده شد وچند روز دیگر مددکار با مادر تماس گرفته خواهد شد وحال مادر جویا می شوم در ضمن پرونده مددکاری از بیمار تشکیل وخدمات دران ثبت گردید.

  7. زهرا سفالی :

    باسلام من به عنوان یه مددکار برای این سوال خودم جوابی نیافتم لطفا شما به من کمک کنید
    .
    چرامددکاری فاقد یه سیستم نظام دهنده ,ارتقاءدهنده ,نیست ,به نظر من با توجه به وسعت ودامنه کار مددکاران اجتماعی (اسیب های اجتماعی ,مددکاران بیمارستان ,مددکاران بهزیستی ,مددکارانی که دررابطه با بهزه وزندانیان فعالیت میکنند,و…)نیاز هست که سیستمی داشته باشند که اونها را در زمینه های کاری خودشون پوشش داده ,واز نظر آموزشی ارتقاء داده و درانتقال تجربیات به دیگر مددکاران یاری کنه,یا حدالاقل زمینه های مورد نیاز رو در اختیار آنها قرارداده وهدایت نماید متشکر

  8. خدا کمک می کند :

    شاید وبه نظر من برمیگردد به مددکاران اجتماعی که سند ثبت شده در کار مددکاری کم هست وقتی مسله ویا مشکلی از سازمانی حل می شود چون فرایند حل مسله در مددکاری ثبت نمی شود خیلی ها فکر میکنند خوب مگر چکار کردی اگر هم با مددجو مصاحبه ومشاوره نمی داشتی ما کودک را به خانواده می دادیم حال با چه فرایندی وچه نتیجه ای مهم نیست ما مسول نیستیم بهزیستی مسول هست در حالی که در بیمارستان مددکار اجتماعی گذاشته شد تا مسولیت برگردن مددکار همان سازمان باشه والبته خودسازمان وهماهنگی هم برای حل اسیب با سازمان مربوطه است که نظر مددکار در سازمان باید مورد حمایت قرار گیرد ، از سویی این مشکل بر میگرد د به مسولین سازمان وکشوری که در بحث مسایل اجتماعی وارد نمی شوند و یا در تبین مشکلات اجتماعی بسیار نااگاه هستند وبعد ازاین که اسیب اتفاق افتاد دنبال معلول راه می افتند وچه کنم چه کنم دارن در مورد کیس مورد نظر که عنوان شد در گذشته نه چندان دور در همین بیمارستان نمونه اش را داشتیم البته بدون دخالت مددکاری، وبیمارستان بعد از کشمکش فراوان با بهزیستی وداد ستانی کودک به بهزیستی سپرده شد واصلا به والدین بیمار توجه نشد واصلا مراجعه نکردند وخوب برخی مداخلات روانی واجتماعی که توسط مددکار صورت می گیرد ومشکل حل می شود وفرایند علمی در نیامده یا بصورت خط مشی وارزیابی توسط هیچکس صورت نمی گیرد واگر در بسته های خدمتی برای مددکاران بوجود بیاید که این کار مسولین ستادی در وزارت خانه ویا سازمان کل می باشد بسیاری از حقایق وفرایند علمی در مددکاری مشخص وخدمات هم روشن ودر جهت ارتقا و به سود سازمان و مددجو خواهد بود که متاسفانه این توانایی علمی در کسانی که مسول هستند وجود ندارد ومددکار ومددکاری با همه کاری که انجام می دهد نادیده انگاشته می شود .سازمان خدمت گیرنده متوجه خدماتی که مددکارمی تواند در جهت ارتقاه وکاهش هزینه در توجه به مسایل اجتماعی بدهد ندارد وعلتهایی با توجه با اگاهی خودشان به مسایل پیش امده دارند وهمان را عمل می کنند وبه نوعی بگویم راه کم خطر وزود بازده وبقیه به سازمان ماربط ندارد را انتخاب و پنج سال اینده ویا شرایط مددجو در جامعه وارتقا وسلامت اجتماعی وروانی او کار ندارند ، بیمار خودکشی در بیمارستان می اورند فقط به درمان جسمی ان فکر می کنند و خوب شد پزشک مرخص می کند کجا می رود وچه می کند به ما ربطی ندارد به بهزیستی ربط دارد بهزیستی که اصلا اطلاع از چنین کیسی ندارد اگر پیدا کند بودجه ندارد یک تیم تخصصی بررسی کننده ندارد والی ….

  9. زهرا سفالی :

    با سلام من هم در واقع همین نظر را دارم مددکاری می تواند به عنوان یه سازمان مستقل سیاستهای کلان وملی خود را دنبال کنه ومددکاران دراین نظام اموزش دیده ,تجربه کسب کنند,وبا اطلاعات به روز خود کیفیت را در امر اجتماعی ارتقاءدهند وتنها وسیله ای در دست سازمانها وصندوق خیریه ای برای مردمان درمانده نباشند .این کار نیاز به انسجام نیرو ,سازماندهی ,تخصیص سرمایه وامکانات دارد,ضمن اینکه لازم است مددکاران از معلومات وتجربه دیگر کشورها ی پیشرو در این زمینه استفاده نماید.

  10. ... :

    قول داده بودم گزارش کیس را بدهم وپیگیری نمایم در تلفنی که با مادر بیمار داشتم پدر بطور دائم مادر را ترک کرده ومادر نزد خوانوده پدری زندگی می کند و پیگیر درمانی کودک نیز می باشد علاقه مادرانه اجازه نمی دهد کودک را رها کند مشاوره لازم انجام شد و در صورت هرگونه مشکل مددکار اماده کمک می باشد مجدد ا پیگیری می شود .

ارسال نظر


آخرین موضوعات