کد خبر: 11472 | تاریخ انتشار: ۱۳:۴۷:۲۲ - جمعه ۱۱ ارد ۱۳۹۴ | ۴ نظر | |

یک اشتباه، یک عذرخواهی در ترجمه یک کتاب

ترجمه کتاب مددکاری اجتماعی در قرن 21، نوشته دکتر مورلی گلیکن دو سال قبل در انتشارات جامعه شناسان منتشر شد. ترجمه این کتاب بیش از سه سال از من و همکارم، الهام محمدی، زمان گرفت. افتخار آن را داشتیم که استاد ارجمند سرکار خانم فریده همتی ابتدا تا انتهای ترجمه کتاب را خواندند و بزرگوارانه کار ما تازه کاران را ویرایش کردند.

IMG_0367دو سال از انتشار کتاب گذشت و کسی انتقادی از ما نکرد و ایراد و نقدی بر کار ما وارد نکرد. ما این را به فال نیک گرفتیم و انگاشتیم که لابد ایرادی نداشت. سراغ مفاهیم مسئولیت اجتماعی نرفتیم و اینکه کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه و اینکه همه ما مسئولیم که اگر ایرادی یا اشتباهی در کاری دیدیم به هر نحو که توانستیم و اثربخش تر دانستیم به صاحب ایراد و اشتباه منتقل کنیم . توصیه هایی که به ما در شرع و سنت شده که اگر ایرادی در کاری میبینی در روبرو بگو تا ایرادش را مرتفع کند و مسیر کلی جامعه به سمت بهبود برود. القصه، ما گمان کردیم که ترجمه مان “هیچ” ایرادی ندارد.

انصافا هم گرچه بی ایراد نیست اما همه تلاشمان را کردیم که عین منظور نویسنده کتاب به فارسی زبانها هم منتقل شود. اما این روزها که بیشتر و به طور ویژه نظریه های مددکاری اجتماعی را با گروه های مختلف دوستان در میان می گذارم خودم تا به اینجا به دو نکته مهم برخوردم که ضروری دیدم از طریق “وبسایت تخصصی” ضمن پوزش خواهی از کسانی که مخاطب کتاب شده یا می شوند، موضوع را با شما درمیان بگذارم که در مطالعه این کتاب دچار اشتباه نشوید.

  • در کتاب معادل مفهوم Strength-based perspective ابتدا از واژه “منظر قدرت” استفاده شد که بعد از مطرح شدن جایگزین هایی مختلف، به پیشنهاد ویراستار محترم، این واژه به “رویکرد مبتنی بر تواناییها” تغییر یافت. اما در نسخه ای که به چاپ رسید هنوز در بعضی از بخشها (مخصوصا در فصل سوم) معادل اولیه یعنی همان “منظر قدرت” باقی مانده است که ان شاالله در چاپ بعدی اصلاح خواهد شد و از مخاطبین به این خاطر پوزش می خواهم.

البته باید گفت که این معادل دوم هم قطعا معادل دقیقی برای این مفهوم نیست چون وجود توانایی های فردی را به ذهن می آورد در حالیکه در رویکرد Strengths perspective نه تنها توانایی های فردی بلکه داشته های خود فرد، خانواده اش، جامعه و محیط پیرامون، عقاید، پیروزی ها و حتی شکستها و …. در زمره strength ها لحاظ می شوند. اما تا بدینجای کار هنوز به معادل دقیق و جامع و کاملی برای آن نرسیده ایم. شاید خوانندگان کتاب بتوانند ما را در یافتن معادل صحیحتر راهنمایی کنند.

  • معادل مفهوم solution-focused در فصل سوم کتاب، با اغماض “رویکرد مبتنی بر حل مسئله” را پیشنهاد کرده بودیم. استدلالمان هم این بود که توضیحات مربوطه خواننده را متوجه این امر خواهد کرد که تمرکز ما بر راه حل هاست و نه خود مسئله ها. اما در بحثها و کارگاههایی که رفتم و رویکردهای مختلف را توضیح دادم حس متوجه شدم که مخاطبین به آسانی این رویکرد را با رویکرد حل مسئله (problem solving) معروف اشتباه می گیرند و از این بابت بسیار عذاب وجدان گرفتم. زیرا که این دو رویکرد مشخصا دو روی یک سکه اند. در رویکرد حل مسئله مددکار اجتماعی می کوشد که تا پدیده هایی که مراجع را آزار می دهند را به شکل یک مسئله قابل حل درآورد و اجزای مختلف مسئله را فرمول بندی کند و برای هر یک از آنها راه حلی بیابد. اما رویکرد دوم که به نظر می رسد رویکرد مبتنی بر راه حل معادل بهتری برای آن باشد اساسا یک رویکرد نسل سومی یا پست مدرنیستی است و تأکید می کند که به مسائل تمرکز نکنید و به مسیرهایی که مراجع برای حل مسئله هایش مراجعه می کند متمرکز شوید و قبل از آنکه سراغ فرمول بندی کردن مسئله ها بروید ابتدا کمک کنید روشهایی که به مسئله های زندگی اش می اندیشد را اصلاح کند و جلوی ایجاد مسائل جدید را بگیرید آنگاه خود او قادر خواهد بود مسائل فعلی را به گونه ای مناسب حل کند.

یک مثال از این رویکرد و تفاوتش با روشهای حل مسئله کلاسیک را در مشکل ترافیک سازی ها می توان توضیح داد:

در ساعات پرترافیک که در شهرهای بزرگ معمولا کمی بعد از طلوع آفتاب (قبل از شروع ساعت کار ادارات) و زمان غروب آفتاب (زمان پایان کار قریب به اتفاق ادارات دولتی و غیردولتی) اتفاق می افتد تعدادی از رانندگان که حوصله ماندن در ترافیک یا حرکت با سرعت پایین را ندارند اصرار می کنند که سرعت مجاز را رعایت کنند و بنابراین ناگهان لاین حرکت خود را تغییر داده و وارد مسیر سبقت می شوند و راننده های پشت سر ناچارا ترمز می کنند و پشت سری ها و پشت سریها و پشت سریها و همین طور به صورت زنجیره ای سرعت جاری ماشین ها ناگهان افت می کند و به ترافیک موجود دامن می زند. رویکرد حل مسئله سابق می گوید که باید بیایم راننده متخلف را بررسی کنیم و ببینیم چرا حوصله اش سر می رود و چرا ناگهان مسیر را عوض کرد و چرا و چراهای دیگر. اما در رویکرد مبتنی بر راه حل پیشنهاد این است که مثلا پلیس سرعت مجاز را در ساعات پرترافیک به حداقل ممکن (مثلا سی کلیومتر بر ساعت) برساند.

در این رویکرد تلاش می شود ببینیم چه داریم و از آنچه داریم چگونه می توانیم بیشترین بهره را ببریم نه اینکه بگردیم و نقایص را برشمریم و تک به تک نقایص را مرتفع کنیم. بیش از آنکه ببینیم مسئله های ما خوش ساختارند یا بد ساختار، ساده اند یا دشوار و … به استراتژیهای حل مسائل می اندیشیم. در این رویکرد برای حل کردن مسائل از مراجع می پرسیم که روشی که برای حل مسئله هایت در ابتدای امر به کار گرفتی چه بود و هر کدام از آنها چه کمکی به تو کرد. هر راه، روش یا امکانی که ذره ای بهبود در وجود مراجع پدید آورده باشد باید سوژه ی مطالعه مددکار اجتماعی در این رویکرد قرار بگیرد. لذا زمان اعظم کار مداخله مددکار به یافتن راه حلهای کمک کننده صرف می شود تا عمیق شدن در مشکل و علت ایجاد شدن مشکلها.

 توضیح کامل هر رویکرد نیاز به زمان و مجال فراوانتر دارد اما به هر تقدیر هر چند واژه های اصلی این دو مورد در پاورقی های همان صفحات آمده و توضیح مناسبی هم ذیل هر عنوان از سوی نویسنده کتاب مطرح شده اما خواستم از این تریبون اولا پوزش بخواهم اگر معادل گزینی ما خوانندگان این کتاب را به اندازه کافی قانع نکرد و در مواردی احتمالا ناخواسته دچار سردرگمی کرد. ثانیا خواهش کنم اگر معادل مناسبی برای این دو مفهوم در ذهنتان نقش بست یا پیشنهاد و انتقادی در هر بخش کتاب که لازم دیدید. مترجمین و سایر خوانندگان را از راهنماییتان محروم نگذارید.

عباسعلی یزدانی

relicfir@yahoo.com

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۴ دیدگاه مطلب براي " یک اشتباه، یک عذرخواهی در ترجمه یک کتاب " ارسال شده است.

  1. فروتن :

    کاش همه ما مثل جناب یزدانی احساس مسئولیت میکردیم. خودم را می گویم در ابتدا.

  2. آزاد دارابی (مددکار اجتماعی) :

    با سلام و تشکر از شما آقای یزدانی انصافا کتاب شما و خانم محمدی یکی از بهترین کتابهای ترجمه شده در حوزه مددکاری اجتماعی می باشد و این قابل تقدیر است .
    در این ترم خود من در دانشگاهای علمی کاربردی کرمانشاه خیلی ار فصلهاشو با توجه به کاربردی بودن آن برای دانشجویان کاردانی وکارشناسی تدریس میکنم .
    سپاس از شما و خانم محمدی و چقد خوبه که شما با شهامت و دیدی حرفه ای اشتباهات کوچک خود در ترجمه کتاب را مطرح کرده اید.

  3. سام ارام :

    واژه های گزینش شده شما اشتباه نیست تنها نیاز هست که زیر نویس اصلی بدهید.

  4. ستاره :

    ممنون که مطلب را روشن کردید

ارسال نظر


آخرین موضوعات