کد خبر: 11620 | تاریخ انتشار: 22:57:09 - پنج‌شنبه 21 مه 2015 | ۱۱ نظر | |

چرا بدنه یک سازمان اجتماعی علیه یک مددکار اجتماعی متحدد می گردد ؟!

همکاران محترم جامعه مددکاری اجتماعی کشور !
کم و بیش می دانید که بنده بعنوان یک مددکار اجتماعی حساس به حوزه های اجتماعی کشورم ، گاها دست به قلم برده و نقطه نظرات شغلی خود را می نویسم و گاه در جلسات و همایشها از آن سخن می گویم. کار در حوزه اجتماعی حساسیتهای خود را دارد و یکی از این حساسیتها نقد افراد و مدیران مسئول و عکس العمل آنهاست. باز کم و بیش مطلعید که نقدهای ناشی از احساس مسئولیت حرفه ای بعضا به مذاق برخی مدیران و سازمانها خوش نیامده و لاجرم آماج برخوردهایی قرار می گیریم. در یکی دو سال اخیر حملات سنگینی علیه بنده صورت گرفته است. یکی محدود کردن هر چه بیشتر عرصه کاری برای بنده ، قطع همکاریها و به حاشیه راندنم در سطح شهری که در آن زندگی می کنم و دیگر ایراد توهین ها و تهمت ها و دروغها در فضای مجازی!! این حملات فضای مجازی هیچوقت اسم و رسم نداشته اما تمام دلایل و نشانه ها راه بسوی سازمان خاص و افراد خاص می داده است. بارها و بارها غیر مستقیم به این سازمان و افرادش یاد آور شدم که غیر اخلاقی و غیر حرفه ای برخورد نکنند و با این کینه و خشونت خارق العاده !!! نتازند. اما همچنان ادامه دادند. از مسئولانشان خواستم تا جلو این افراد را که به نشانه آدرسشان را دادم بگیرند و تذکر دهند، اما چنین نشد! هر جا گفتم این افراد و این سازمان بخاطرانجام کارم بر من حمله می کنند و غرض ورز ی می کنند ، به تمسخرم گرفتند که دچار توهم شده ام و یا سوء نیت دارم ، تا اخیرا نامه من با عنوان : اگر حافظه تاریخی مان ضعیف است ، حافظه ماه و سال مان که کار می کند ، در سایت تخصصی مددکاران اجتماعی قرار گرفت و این بار با حملات سخت تری روبرو شده و ظرفیتم لبریز گشت!1
بعنوان یک شهروند و یک مددکار اجتماعی جهت حفظ آبرو و حیثیت شغلی و خانوادگی ام که با انواع توهین ها و تهمت ها ی روبرو بودم( صدقه خور سازمان ، نان به نرخ روز خور ، خود بزرگ پندار ،  و پهن کننده فرش قرمز  ، فاقد ثبات شخصیت ، وارد کننده آسیب به پایگاههای خدمات اجتماعی ، ندادن حق پرسنل ، ایجاد فساد ، سوء استفاده و رانت در خصوص کودکان باز مانده از تحصیل وکمک موردی مددجویان و طرح طلاق کشوری!!! ) اقدام قانونی نمودم.
چنین شد! ایشان پرسنل بهزیستی بودند!!! ادعایی که یکسال است آنرا فریاد می زنم و انکار می کردند. ایشان به محل کارم مراجعه و تقاضای رضایت و عذر خواهی کردند. اگر چه پرونده در حال بررسی بیشتر برای شناسایی ابعاد ماجراست برای ایشان رضایت خواهم داد .آنچه برای من هم مهم است و هم سئوال اینکه ایشان به اطلاعاتی در سازمان دسترسی داشتند که فقط در اختیار دفتر خاص این سازمان بوده که با من در دوره ای کار می کردند و ایشان کارکن آن دفتر نبودند ، چگونه توانسته اند به این اطلاعات محرمانه دسترسی پیدا کنند و چه کسی یا چه کسانی این شرایط را برای ایشان تسهیل کرده تا با تحریف واقعیات و در کمال ناجوانمردی در فضای مجازی انتشارداده شود؟؟! اگر چه ایشان مسئولیت امر را به تنهایی به دوش کشیده اند ، اما پشت پرده را افشا خواهم نمود. دوست ندارم ایشان قربانی شود ، ایشان فقط فریب خورده اند . تا همینجا بهایش را پرداخت کرده اند.
همچنان بعنوان یک مددکار اجتماعی به کارم و به راهم با اخلاقمندی حرفه ای ادامه خواهم داد اگر چه بهای سنگینی بر آن پرداخت کرده و هیچوقت بغیر از مددکاران همراهم مورد حمایت هیچ تشکل رسمی جامعه مددکاری اجتماعی قرار نگرفته ام و طالب آن هم نیستم . معتقدم که مددکار اجتماعی که قادر به دفاع از خود نیست توان یاری به جامعه هدف خود را هم نخواهد داشت.

یا حق مددکار اجتماعی
احمدعلی جبارزاده بهار۹۴

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱۱ ديدگاه مطلب براي " چرا بدنه یک سازمان اجتماعی علیه یک مددکار اجتماعی متحدد می گردد ؟! " ارسال شده است.

  1. دکتر محامد گفت:

    آرزوی موفقیت و بهروزی خدمت استاد گرامی آقای جبارزاده…

  2. کامبیز عوض زاده گفت:

    با عرض سلام خدمت استاد گرامی ، استاد گرامی ناراحت نباش و به قضا و قدر خودت خوشبین باش، بنده هم مثل جنابعالی خون دل دارم میخورم ، همین دیروز مورخه ۳۱/۲/۹۴ ساعت ۱۸٫۵۵ دقیقه فردی با شماره تلفن ۰۹۱۷……. با بنده تماس و خود را از بهزیستی استان فارس معرفی نمود، بعد از سلام و احوال پرسی فرمود میخواهیم اگر میشود با بهزیستی شیراز همکاری نمایید، بنده خیلی راحت و مقتدرانه گفتم بنده ۳۰۰ میلیون گذاشته ام بانک و ماهی ۶ میلیون سود میگیرم ، و در ضمن بنده اصلاسیستم بهزیستی فارس از مدیر کل تا زیر دستان غیر متخصص را قبول ندارم، و فردی ازاد و خوش هستم و با خدای خود عهد کرده ام تا اخر عمر با بهزیستی فارس اندازه یک سر سوزن همکاری نکنم،

    استاد گرامی خداشاهد است، این اقا فرمود به فلان چیزم که نمی خواهی همکاری نمایی، بنده هم تلفن را قطع کردم.
    استاد گرامی در این دنیای ریاکارانه اگر یک سگ مرا گاز گرفت بنده که بر نمی گردم اون سگ را گاز بگیرم.

  3. مددکار گفت:

    با سلام
    آقای عوض زاده امکان داره شماره تماس وایملتونو بدین جهت مشاوره در خصوص یه طرح پژوهشی والبته دانشجویی

  4. ... گفت:

    جناب اقای جبار زاده شما تنها کسی نیستید اینگونه به شما ستم کردند هر مددکاری دیگری که واقعا کار ی بزرگ کرده چنین بلایی بر سرش اوردند ،تشکل مددکاری در خدمت همان کسان است ، نمی خواهیم دفاع از مددکار کننددر اساس نامه انجمن هدف تشکل حرفه ای است پرستاری هم تشکل حرفه ای است اقدامات پرستاری انقدر بزرگ ومهم می شود ودفاع از حقوق شان انقدر قوی است ،نیاز باشد دست از کار با مریض برمی دارند و حق خودشان را مطالبه می کنند اشتباهات را ندیده ، حمایت از حقوق بیمار بعد از حقوق پرستار است دفتر ش ، اتاق اش وسختی کارش و همه چیز قابل دفاع . اماانجمن مددکاری از ذکر سختی کار هم ابا دارد درگیری کی مددکار است دارند ریس انجمن در چشن ها و دعوت در جلسات دل خوش است مددکار در کمسیبون اجتماعی مطالعه در باره مسولیتی که دارد ندارد و بخاطر نفع شخصی از ریس دفاع می کند یک بار اعتراض و تجمع از سختی کار مددکاران صورت نگرفته در جشن مددکاری که روز مددکاز در کشورها صورت گرفته مددکاران برای نشان دادن کارشان با پلاکارت در خیابان راهپیمایی کردند تا توجه همگان به حرفه شان صورت گیرد جالب در استان ریس انجمن را بهزیستی ،ریس یک قسمت می کند انقدر مدیون ریس بهزیستی می شود که کار مددکاری و حرفه و مددکار را نمی بیند با این طرز فکر انجمن را اداره می کند اجازه هم نمی دهند کسی ابتکار دارد و توانمند تر است مسول بشود مسولییت در انجمن انتسابی نه انتخابی است دوستان دوست خود را انتخاب می کنند نمی گویند این فرد اصلا فرصت فکر کردن در بار ه انجمن را ندارد تا بیاید کاری کند جلسه گفتگو با دوستان و دور بریها ست ورفع خستگی و درد دل که چرا من مهم نیستم من ریس نیستم همان جا که هستی فرصت داری برای توسعه حرفه مددکاری تلاش کنی . تجمع مددکاری برای احقاق حق و حل مشکلات حرفه مددکاری وجود ندارد اگر شکایتی از دستگاهی داشته باشی سریع با اگر واما به دفاع می پردازند .

  5. مددکار اجتماعی گفت:

    آقا ی جبارزاده بنده به عنوان یک مشاور به شما بخاطر این همه صبر وگذشت وبزرگواری تبریک می گویم چون شما دوویژ گی خیلی خوب دارید که برای کسانی که تنگ نظر وعاشق سمت ومیز هستند در مقابل افرادی چون شما جز دسیسه کردن وپاپوش دوختن کار دیگری بلد نیستن واین دو ویژگی یکی روح بلند و دیگر قلب وسیع شماست
    باشد که باهمت شما ویاری خداوند این دسیسها روشود تادرس عبرتی باشد برای غرض ورزان.

  6. مددجوی آذربایجان گفت:

    از آنجایی که انتصابات بیشتر بر پایه روابط غیر رسمی و موارد پشت پرده رفاقتی است به همین دلیل برخی مدیران کل و معاونین راس قدرت بهزیستی استانها دارای مرکز خصوصی هستند ماهیانه دهها میلیون تومان یارانه بلاعوض به مرکز خودشان پرداخت می کنند !! چگونه است مالک بخش خصوصی و ناظر دولت یک نفر است ؟؟ !!! با این اقدام کمکهای مردمی و حمایتهای نهادها را به موسسه خودشان سوق می دهند !! به افرادی مرفه و سرمایه دار تبدیل شده اند فرزندانشان در خارج از کشور ادامه تحصیل می دهند !! آیا مدیر قحطی است؟؟ چرا کسی نمی تواند رقیب اینها بشود ؟؟؟؟؟؟

  7. رضا بغیری گفت:

    با سلام خدمت همکار گرامی.
    همانطور که می دانید ، از مشکلات عمده ای که گریبان سازمان بهزیستی را گرفته است، یکی هم مدیران غیر متخصص و غیر فنی هستند که بر جایگاه مددکاران تکیه زده اند و با مقام غصبی خود در حال تخریب ریشه های این سازمان (که مددکاران هستند)می باشند. همواره بر این عقیده ام که صاحب خانه ای بنام بهزیستی در درجه ی اول مددکاران اجتماعی ، از سطح اول تماس با جامعه هدف، تا سطح کلان مدیریتی هستند.بنابراین هیچگاه نباید با توصیه های ظاهرا خیر خواهانه و منجر به سکوت دیگران ، زمینه اصلی حرفه ی مددکاری اجتماعی را به غیر واگذار کرد.
    امیدوارم درس عبرتی برای سایرین باشد!

  8. طیبه جعفری گفت:

    سلام بر استاد جبارزاده گرامی..بابت این اتفاق پیش امده و برای عوامل ان بسیار متاسفم و از طرف دیگر خوشحالم که شما نمونه یک مددکار واقعی هستید…مددکاری که هم دانش دارد هم جسارت، هم مهربانی و هم گذشت…همواره از شما یاد خواهم گرفت…

  9. ... گفت:

    برخی اتسانها خیلی راحت خود را می بخشند وبا عذر خواهی فکر می کنند مشکل حل شد واقعیت اینست اسیبی که این مددکار به اقای جبار زاده زدندسالیان سال اقای جبار زاده را دچار مشکل روحی واحساسی کرده است وکافی است ما خودمان را یک لحظه جایش قرار دهیم وبقول فرموده حضرت علی ( ع) انچه را برای خود می پسندی برای دیگران بپسند البته گذشت واژه مقدسی است وارامش واقعی در همین کلمه هست واقای جبار زاده با کارشان انسایت را در عمل نشان دادند و ایکاش ما هیچ وقت اختیار خود را بخاطر لقمه نان بیشتر به دست این وان ندهیم وحرمت انرا نگه داریم ودرس عبرتی باشد برای من و همه که ازادی واژه بسیار مقدسی است وانرا با هیچ چیز عوض نکنیم .

  10. همواره قابل تحسین هستید فریاد دفاع از حقانیت از شاخص های انسان سالم است . بی شک جامعه یی که به پچ پچ کردن عادت کند زوالش زود هنگام خواهد بود .

  11. کامبیز عوض زاده گفت:

    دوستان با عرض معذرت از انجایکه دست فروشی دارم شب هنگام می ایم خونه خیلی خسته ام نمی توانم همکاری داشته باشم، با هم معذرت میخواهم ، لعت خدا بر یزید و یزیدیان

ارسال نظر


آخرین موضوعات