کد خبر: 11722 | تاریخ انتشار: 0:00:07 - چهارشنبه 3 ژوئن 2015 | بدون نظر | |

بررسی وضعیت کودکان خیابانی – امینی نقده

امروزه اکثر کارشناسان حوزه اجتماعی وآسیب شناسان پدیده کودکان خیابانی را بعنوان یک مساله اجتماعی روبه رشد مورد بررسی قرار می دهند. بچه های فقیر، چه آنهایی که خانواده دار هستند چه آنها که فاقد خانواده هستند، آنها که در خیابانها، ایستگاه قطار و دیگر مراکز تجاری زندگی می کنند، بخشی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند.کودکان خیابانی از طریق تجارب غم انگیز جدایی از خانواده شان و عدم بهداشت و تحصیل مورد تهدید می گیرند. آنها با تنگدستی و دیگرخطراتی که سلامتیشان را تباه کرده، مواجه هستند. آنها با مشکلات سوءتغذیه،عدم بهداشت مناسب، عدم سلامت روانی، عدم پیشرفت و موفقیت کمتر در تحصیلات روبرو هستند. عدم سلامت جسمی بر سلامت روحی تاثیرمنفی گذاشته ودرنتیجه تمرکزشان ضعیف خواهد شد بنابراین عملکرد اجتماعی شان بشدت ضعیف میشود. باتوجه به آنچه ذکر شد باید اعتراف کرد که پدیده کودکان خیابانی درحال افزایش است و برای حل ان راه حل هایی بایستی ارائه شود و برای نجات این کودکان ازارتکاب جرم و دزدی واختلال شخصیتی، باید دانش بیشتری دررابطه با شرایط زندگیشان کسب کنیم. طیف وسیعی از کودکان خیابانی با شرایط متفاوت زندگیشان وجود دارند که میتوان براساس وضعیت زندگیشان به چهارطبقه تقسیم کرد.الف) کودکانی که فاقد خانواده و مسکن هستند ودر خیابان ها زندگی می کنند که اصطلاحا” آنها را «ولگرد» می نامند، ب) آنهایی که دارای خانواده و مسکن هستند اما بنا به دلایلی از خانواده شان جداشده اندوبا گروههای کوچک زندگی می کنند وگاها” ازسوی باندهای خیابانی مورد حمایت قرارمی گیرند،ج) کودکانیکه در مراکز خاصی نگهداری میشوند، د) آنهایی که همراه با خانواده شان زندگی می کنند اما بدلایلی که مهمترین آن فقرست شبها وساعاتیاز روز را درخیابان می گذرانند و این گروه اخرعمدتا” یا به گل فروشی، روزنامه فروشی، جستجو در زباله ها و واکس زدن کفش درخیابان مشغول هستند که لقب کودکان کار و خیابان را می توان به آنان نسبت داد و یا اینکه توسط والدین خودشان برای Pict1ure 018گدایی رها میشوند و گاها”همراهی شده ویا اینکه بعنوان وسیله ای برای گدایی مورد سوء استفاده قرار می گیرند.البته همه این کودکان اشتراکاتی دارند از جمله این عوامل: اولا”همه کودکان بیشتر وقتشان را درخیابان میگذرانند، دوما” ازحقوق اساسی خود که تحصیل، بهداشت، تغذیه و امنیت باشد محروم هستند. سوم اینکه بعلت حضور طولانی مدت در خیابان مشکلات بیشماری را تجربه کرده اند. براساس پژوهش های بعمل آمده در ایران ۸۳درصد کودکان خیابانی همراه با خانواده شان زندگی می کنند،۷۸درصد و ۲۱درصد آنان بترتیب کارو گدایی می کنند و ۱۱درصد از خانواده شان جدا شده وبه تنهایی و یا با دیگران زندگی می کنند.کودکان خیابانی یک پدیده در حال رشد در جهان است که براساس امارهای موجود یک صد میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد اما متاسفانه در کشور ما دسترسی به امارهای دقیق وجود ندارد.بر اساس امارهای رسمی تعداد ۲۰۰۰۰ کودک خیابانی وجود داردو با توجه به امار سازمانهای رفاهی در سال ۱۳۸۲ تعداد ۳۰۱۸۸ کودک از خیابان ها جمع اوری شده است اما بنظر می رسد تعداد این کودکان بسیار بیشتر از امارهای رسمی باشد. در سال ۱۳۸۲ با توجه به آمار وزیر آموزش و پرورش تعداد ۳۵۰۰۰۰ کودک از مدارس اخراج و ۱۵۰۰۰۰ کودک فرصت ثبت نام در مدرسه را نداشته اند. بدون شک شمار زیادی از این افراد کودکان کار و خیابان هستند. تاثیرات مضر آسیب های روحی محدود به دوران کودکی نیست و تا دوران بزرگسالی نیز ادامه خواهد داشت و ازمزایای جامعه نیز محروم خواهد شد. کودکی یک دوره سخت رشد و پرورش انسان است. توجه به آن وایجاد امکانات مناسب برای زندگی بهتر، مسئولیت بزرگ ماست طبیعتا این چنین کودکان برای خودشان و جامعه شان فرصت های توسعه را بوجود خواهند آورد. تحقیقات بعمل آمده در این حوزه این واقعیت تلخ را نشان میدهد که کودکان خیابانی در همه جنبه های رشد( فیزیکی، عاطفی، روانشناسی، اجتماعی و ذهنی) مشکل دارند. از نظرجسمی ۶۰ تا۸۰ درصد کودکان خیابانی با مشکلاتی از قبیل کم خونی، بلندی قد، کم وزنی، بیماریهای دهانی، قلبی ومشکلات گوارش وسوء تغذیه مواجه هستند. از نقطه نظر رشد ذهنی، ۱۷ تا ۵۶ درصد از آنها مشکلاتی نظیر بیسوادی، سختی درتکلم، عدم تمرکز، مشکل یادگیری و عدم شناخت محیط روبرو هستند. بلحاظ عاطفی ۴۰ تا ۸۹ درصد ازآنها ازمشکلاتی نظیر، خودکم بینی، بیقراری، کینه توزی، بدبینی، افسردگی، ترس، عدم امنیت، بحران هویت و اضطراب رنج می برند. از نظر رشد اجتماعی ۳۷ تا ۸۰ درصد انها مشکلاتی از جمله دزدی، تجاوز جنسی، تباهی، تمایل به بزهکاری، اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشکل در ایجاد رابطه با دیگران دارند. اساسا” بعلت پیچیگی مسائل اجتماعی عوامل متعددی به ایجاد این پدیده شوم کمک می کنند که از عمده ترین این عوامل می توان به موارد ذیل اشاره داشت:
۱) عوامل اقتصادی نظیر فقر،بی عدالتی، بیکاری، فاصله زیاد طبقاتی اجتماعی، و توزیع نامناسب ثروت.
۲) عوامل فرهنگی و اجتماعی شامل ترکیبات ساختاری و رشد جمعیت، مهاجرت، جنگ، تغییردر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی، تفاوت بین نسل ها و تفاوت درنگرش، اعتقادات نادرست و تبعیض آمیز از جمله نگاه به کودک بعنوان منبع درآمد آنها را مورد تهاجم قرار داده است.
۳) فاکتورهای خانوادگی شامل خانواده ی استرس زا، پرجمعیت و گسترده با بزهکاری و زمینه اعتیاد و نااگاهی والدین از نیازهای فرزندان
۴) عوامل فردی و زیست-روانی شامل خصوصیات کودکان، ظرفیت و توانایی روحی کودکان در بعهده گرفتن مشکلات زندگی، بحران بلوغ و تاثیرات آن.این عوامل خود تحت تاثیر فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی هستند.
بر اساس تحقیقات بعمل آمده در ایران عوامل اقتصادی در جایگاه اول، عوامل خانوادگی بویژه رفتار نادرست نسبت به کودکان و بوجودآمدن این پدیده جایگاه دوم را دارند. اکثراین کودکان برای بدست آوردن پول و حمایت به خیابان می آیند و تاثیر فقردربوجود آمدن این پدیده یک فاکتورمهم که بایدجهت انتخاب روش مناسب برای کنترل آن مورد بررسی قرارگیرد.
آنچه که جای تامل بیشتری دارد چگونگی و نحوه اقدام جهت کاهش آنست اما متاسفانه درسالهای گذشته آنطور که باید و شاید به این پدیده اهمیت داده نشده که منجر به آسیب های فراوانی شده است البته این چند ساله مسئولین مربوطه چشم های خود را بروی این واقعیت تلخ و آزاردهنده بازکرده و اقداماتی هر چند کم بعمل آورده اند. ضرورت ارزیابی سازمانهای دولتی و غیر دولتی با همکاری یونیسف جهت شناخت دقیق و ارائه راه حل های درست از جمله مواردی هستندکه حائز اهمیت بوده وباید برپیشگیری بمنظور جلوگیری ازتولید مثل این کودکان تمرکز شود، تمرکز برعلت و ریشه یابی کودکان خیابانی را اولویت بندی کرده و انسجام استراتژی های مرتبط با آن واین واقعیت که شاید نتوان این پدیده را بطورکلی ریشه کن کرد اما میتوان با ارائه برنامه های بلند و میان و کوتاه مدت آنرا کاهش داد وآنها را درسطوح کلان و میانه وخرد مورد بررسی وتحلیل قرارداد.استراتژی های بلند مدت در سطح کلان شامل از بین بردن فقر، ایجاد رفاه وعدالت اجتماعی، کاهش تبعیض طبقاتی بدلیل تاثیر فقر در ایجاد این پدیده، تمرکز برآموزش همگانی، بویژه آن والدینیکه تغییر نگرش منفی آنها نسبت به کودکان و اصلاحات فرهنگی جامعه بویژه اعتیاد به مواد مخدر و جرم و تاکید بر مسائل اجتماعی شامل مهاجرت و بیماری روحی و شناخت روشهای مورد نیاز برای برنامه ریزی در سطح کلان جامعه نیاز به تغییرات ساختاری در عرصه فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی جامعه ضروری می باشد
راه حل های میان مدت و کوتاه مدت در سازمانهای دولتی و غیر دولتی در رابطه با کودکان شامل: ۱) توسعه قوانین حمایتی و بازنگری در قوانین موجود در رابطه با کودکان کار و خیابانی
۲) نظارت بر اجرای قوانین موجود شامل قوانین کودکان کار، اعلامیه حقوق کودک، قوانین حمایت از کودکان و نوجوانان. ۳) پیوستن به نظام های منسجم حمایت ازاین کودکان بمنظورهمکاری نهادهای دولتی وNGOها برای جلوگیری از تکرار و ایجاد خدمات مناسب به کودکان.
برای سازماندهی مناسب این کودکان اول باید نوع این کودکان را باتوجه به سبک زندگیشان جهت حل نیازهایشان شناسایی کرد همانطور که گفته شد۸۳ درصد کودکان خیابانی همراه خانواده شان زندگی می کنند بنابراین جمع آوری آنها مشکل را حل نخواهد کرد. دوم اینکه ارتباط باخانواده این کودکان، حمایت مالی، قانونی، تحصیلی و پزشکی ازآنان بصورت مشورتی از طریق خدمات لازم.سوما”ایجاد مراکزحمایتی مناسب، با برنامه آموزشی جامع جهت فراهم نمودن خدمات داوطلبانه و ضروری برای آنها. تجربه نشان داده که مراکزی که برای حضور داوطلبانه کودکان خیابانی توسط سازمانهای غیر دولتی سازماندهی شده برخلاف مراکز دولتی، توسط این کودکان و خانواده شان مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است.
استفاده از مددکاران اجتماعی در همه مراحل فرایند سازماندهی جهت جذب داوطلبانه این کودکان برای حمایت مرکز از آنان بجای حضور نیروی پلیس و دستگیر کردن آنها مورد چهارم می باشد.
و مورد بعد، ایجاد سرپناهی برای این کودکان و فراهم آوردن کار برای آن کودکانی که با خانواده شان زندگی نمیکنند و نیازهای خدماتی متفاوتی دارند که می توانند بصورت داوطلبانه به آنها مراجعه شود.ازکاراین کودکان در خیابان وهر مکان دیگری جلوگیری شود. براساس پیمان نامه های بین المللی کار طولانی مدت آنها در خیابان و همه انواع سوءاستفاده ازکودکان و کارهایی مثل جستجو درزباله ها که با کنوانسیونها و قوانین کار کودک ناسازگارند وبیمه های اجتماعی برایشان فراهم شود. درنهایت پیشنهاد میشود ۱- مردم با احساس مسئولیت و حس نوع دوستی، حمایتهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مستقیم خود به خانواده این کودکان را ادامه دهند. ۲- ایجاد مراکز شبه خانواده برای کودکان فاقد خانواده جهت واگذاری این کودکان به خانواده های فاقد کودک. ۳- توسعه پناهگاههای کودکان فاقد خانواده و آموزش مهارت های حرفه ای و لازم به آنها. ۴- ایجاد و تجهیز منابع انسانی جهت یافتن شغل برای کودکان و نوجوانان در سازمانهای دولتی و غیر دولتی. ۵- استفاده از تجارب موفق کشورهای دیگر در سازماندهی و اصلاح عملکرد کودکان خیابانی احتمالا” گام موثری در جهت کاهش پدیده شوم کودکان خیابانی و کار باشد.

منصور امینی نقده کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی
منابع:
۱- امیری، محمد،(۱۳۷۹).کودکان خیابانی،تهران، نشر مرکز
۲-Rezaei ,Hassan, Reza.(2008). State of the World,s Street Children-Violence.185-211
۳-Bezprizorniki: the Homeless Children. Soviethistory.org
۴-Kinabalu, Kota. Only if 500 street kids or more. Daily Express. Saba Malaysia:www.dailyexpress.com

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: ,

ارسال نظر


آخرین موضوعات