کد خبر: 11796 | تاریخ انتشار: 0:00:08 - سه‌شنبه 16 ژوئن 2015 | ۱ نظر | |

امنیت محیط کار برای مددکاران اجتماعی-امینی نقده

امنیت محیط شغلی یک نگرانی عمده برای مددکاران اجتماعیاست. براساس مطالعات مرکز امنیت و حفاظت از نیروی کار و انجمن ملی مددکاران اجتماعی در سال ۲۰۰۴ پژوهشی بروی تعداد ده هزار نفر از مددکاران اجتماعی لیسانس در رابطه با امنیت محل کار انجام شد که ۴۴% از پاسخگویان احساس می کردند که با موضوعات امنیت شخصی در محل کار اولیه بکارگیریشان مواجه هستند. بر اساس یک پژوهش ملی دیگر انجمن ملی مددکاران اجتماعی در سال ۲۰۰۵ نتایج بدتری را نشان میدهد. از بین ۱۰۲۹ عضو انجمن، ۶۲% در معرض خشونت روانی در سال ۲۰۰۴ بوده اند ۸۵٫۵% آنها تا حدودی در محل کارشان خشونت روانی را تجربه کرده اند و ۱۴٫۷% آنها خشونت فیزیکی توسط مددجویان در سال گذشته تجربه کرده اند و ۳۰٫۲% از آنها در محل کارمورد خشونت فیزیکی قرار گرفته اند.

مطالعات دیگر نرخی مابین%۸۸-۵۰% از مددکاران اجتماعی را نشان می دهد که خشونت را در محل کار تجربه کرده اند.این آمار نگران کننده ای در محیط شغلی است. اماسئوال اساسی این است که اگر امنیت در محیط کار یک چنین نگرانی را به دنبال دارد چرا مراکز مرتبط با امنیت مددکاران اجتماعی زمانی را صرف موضوع امنیت کامل نکرده اند؟چرا این موضوع در دوره تحصیل مورد بحث قرار نگرفته و حل نشده است؟ چرا مددکاران اجتماعی مهارتهایی را برای درامان ماندن از این خطرات آموزش ندیده اند؟ چرا مجازات های سنگینی برای ارتکاب این جرم ها برعلیه مددکاران اجتماعی وجود ندارد؟و چرا پیشینه تحقیق و پژوهش هایی در رابطه با خشونت در محل کاربرای مددکاران اجتماعی وجود ندارد؟استدلال طراح این سئولات در ابتدا به ارزش های مددکاری اجتماعی می پردازد.

مددکاران اجتماعی برای جستجوی توانایی های مددجویان و حمایت ازآنها آموزش ندیده اند اما آنها برای ارزیابی و سنجش پتانسیل مددجویان جهت آسیب به مددکاران اجتماعیو نیازهای امنیت خودشان آموزش ندیده اند. ایا آنها برای ارائه خدمات بهتر به مددجویان باید از امنیت خود چشم پوشی کنند. پاسخ احتمالی به این سئوال این است که مددکاران اجتماعی احتمال وجود خشونت را به این دلیل رد می کنند تا برای انجام کارشان ترسی نداشته باشند.پژوهش های زیادی این واقعیت را نشان می دهد که عوامل بیشماری وجود دارد که مددکاران اجتماعیبویژه در محیط کاری از امنیت خود حمایت نکنند. براساس گفته های اسپنسر و مونچ در سال ۲۰۰۳ تحقیقات زیادی این واقعیت را نشان می دهد که مددکاران اجتماعی موارد خشونت مددجویان را کمتر گزارش داده اند از جمله این موارد: ۱- اعتقاد مددکاران اجتماعی بر طبیعت شغلشان ۲- نگرش آنها در رابطه با خشونت ۳- عدم احساس نیاز به گزارش وعدم پوشش خبری خشونت مددجویان. بسیاری از آژانس ها امنیت محیط کار را به اندازه کافی از طریق توسعه طرح امنیت بالا نمی برند یا کارکنان خود را برای مهارتهای ارزیابی ریسک، فنون تشنج زدایی و دفاع غیر خشونت امیز از خود آموزش نمی دهند. بر اساس تحقیقات بعمل آمده مددکاران اجتماعی نسبت به همتایان سایر حرفه ها آموزش کمتری را در محیط کار برای امنیت و مدیریت بحران می بینند. و نسبت به احتمال وجود مزاحمان به منازل مددجویان و طرح و برنامه خشونت وآموزش های لازم هیچ اقدامی صورت نمی پذیرد. بیشترین آموزشی که مددکاران اجتماعی دریافت کرده اند یافتن سوپروایزر در شرایط تشنج یا پرخاشگری آنهاست. در واقع هیچ ارتباطی در شرایط امنیتی مانند مهارتهای تشنج زدایی، اشکال غیر خشونت آمیز دفاع از خود، کاهش خطر و اقدام برای طرح امنیت صورت نگرفته است و دانش مددکاران اجتماعی در رابطه با نحوه انجام کار در شرایط آتش سوزی نسبت به احتمال خشونت و تشنج مددجویان بیشتر افزایش یافته است.Pict1ure 018

مورد دیگری که تا حدودی در رابطه با شرایط بحرانی بهداشت روانی نیاز به آموزش دارد قانون گذاریست. در بعضی حوزه های قضایی، افسران پلیس ۴۰ ساعت آموزش مهارت های تشنج زدایی مدیریت بحران از طریق تیم مداخله در بحران و دوره های تحصیلی را می گذرانند.دوره های تحصیلی بر ارتباطات موثر، که شامل مهارتهای تشنج زدایی مانند گوش کردن فعال، کاربرد سئوالات باز و بسته، خلاصه کردن عبارات و گفته ها، ایفای نقش تمرکز دارد. بعلاوه افسران پلیس در طول ایفای نقش بعنوان کارشناسان خبره بمنظور بهبود مهارتهایشان تحت نظارت هستند باوجود اینکه احتمالا” افسران پلیس بیشتر از مددکاران اجتماعی با موقعیت های بحرانی روبرو هستند پراکندگی و تفاوت در آموزش نیروها حائز اهمیت و قابل توجه می باشد. مدارس مددکاری اجتماعی این توانایی را دارند که تکنیک های آموزش را در تمرینها برای تقویت آموزشهایشان از طریق مهارتهای از قبل اموخته ی گوش کردن فعال، نحوه سوال پرسیدن، خلاصه کردن عبارات و کاربرد آنها در موقعیت های بحرانی و ایفای نقش بکار ببرند. مهارتهای بحران و تشنج زدایی به دانشجویان مددکاری کمک شایانی را خواهد نمود. تا یاد بگیرند قبل از اینکه شرایط بطور بالقوه به خشونت بیانجامد چگونه خشم خود را نسبت به مددجویان خنثی کنند. اگرچه امنیت محیط شغلی مددکاران اجتماعی و مدارس حل نشده اما بر اساس مطالعات کریس در سال ۲۰۰۹ که بروی ۵۹۵ دانشجوی مددکاری اجتماعی انجام شدنشان می دهد که ۴۱٫۷% از انها مستقیما” خشونت توسط مددجویان را در طول دوره کارورزی تجربه کرده اند. بالاترین نرخ خشونت گزارش شده توسط دانش جویان حدود ۳۷٫۵% از نوع زبانی بوده در حالیکه پایین ترین میزان آن ۳٫۵% از نوع فیزیکی بوده است. در یک پژوهش دیگر در سال ۲۰۰۲ توسط اگبای-اولونکا نشان می دهد که ۴۲٫۹% از دانشجویان ارشد مددکاری اجتماعی احساس می کردند به اندازه کافی در کلاس درسی برای مقابله با تهدیدات علیه امنیت شخصی شان در محل کارورزی آموزش و تجربه کافی را بدست نیاورده اند.

مدارس مددکاری اجتماعی مسئولیت آموزش در محیط کار را رها کرده اند و اکثر نهادها و آژانس های مرتبط، آموزش های لازم به مددکاری اجتماعی در محیط کار خوب عمل نکرده اند. تاکید بر امنیت شغلی در ادارات مددکاری اجتماعی و تمام سازمانهای حرفه ای به فراموشی سپرده شده است. بر اساس اصول اخلاقی مددکاری اجتماعی انجمن مددکاری اجتماعی هیچ استاندارد اخلاقی برای مددکاران اجتماعی جهت عملیاتی کردن آن در محل کار وجود ندارد. بنابراین مددکاران اجتماعی برای تغییرات در سیاستها و تدوین قانون جهت بهبود شرایط اجتماعی بمنظور حل نیازهای اساسی بشر و ارتقاء عدالت اجتماعی اخلاقا” متعهد به همکاری باهمدیگر هستند. هر چند مددکاران اجتماعی برای حمایت از مددجویان و جامعه متعهد به همکاری هستند اما نهایتا” نیازهای اساسی انسان برای امنیت و عدالت اجتماعی را نادیده می گیرند. اساسا” مددکاران اجتماعی با حمایت نکردن از خودشان خودبخود در حال انجام یک کار غیر اخلاقی هستند.اگرچه امنیت محیط شغلی نقش برجسته ای را در سازمان های حرفه ای و محیط های کاری برعهده ندارد اما اهمیت بیشتری در ۱۲ سال اخیر با آن داده شده است. در حال حاضر قانونی در چندین ایالت آمریکا برای حل مشکل امنیت محل کار مددکاران اجتماعی بعد از مرگ چندین مددکار اجتماعی به تصویب رسیده است. این قانون مسایلی نظیر موارد ذیل را حل کرده است ۱- افزایش مجازات برای جرم های فیزیکی که بر علیه مددکاران اجتماعی انجام بگیرد ۲- افزایش سرمایه گذاری جهت ایجاد ارزیابی امنیت شغلی ۳- ملزم نمودن محل کار به برنامه و طرح امنیت و ۴- ارزیابی خطر.school_social_worker_magnet
نتیجه و ختم کلام اینکه خشونت علیه مددکاران اجتماعی یک مساله عمده که می تواند به نتایج نامطلوبی در عمل منجر شود. اگر ما واقعا” بخواهیم از مددجویان مان مراقبت کنیم، بایستی نگرشمان را نسبت به مراقبت از خودمان(مددکاران اجتماعی) تغییر دهیم. اگرچه شاید شانس حمله به مددکاران اجتماعی که به مرگ منجر شود بسیار کم است اما باید پیامدهای خشونت فیزیکی و عاطفی به خودمددکاران اجتماعی بویژه در رابطه با خشونت زبانی و فیزیکی را در نظر گرفت. مددکاراناجتماعی باید از خودشان دفاع و خود را برای مهارتهای تشنج و بحران زدایی، ارزیابی خطر، برنامه ریزی برای امنیت، اشکال غیر خشونت آمیز دفاع از خود و ارتقاء و امنیت محل کار در نهادها آماده و از قوانین حمایتی دفاع کنند تا بتوانند به افراد، گروهها و جوامع در عمل بر اساس دانشی که دارند خدمت کنند مدداران اجتماعی ضمن خدمت به جامعه هدفشان از طرق آژانسهای مرتبط با مددکاری اجتماعی و سازمانهای حرفه ای، لازم است برای حمایت از تلاشهای خودشان هم به خود توجه و حمایت های لازم را از خود دریغ ندارند.

شانان آلتر-مترجم منصور امینی نقده، مدرس دانشگاه

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " امنیت محیط کار برای مددکاران اجتماعی-امینی نقده " ارسال شده است.

  1. ... گفت:

    یکی از جاهایی که مددکاران شدیدا در خطر هستند بازدید منزل هایی است که صورت می گیرد مخصوصا در خشونت های خانگی ودعواهای زن وشوهری ویا کودک ازاری که اکثرا بدلیل خشونت هایی که،بر روی مددجو قرار گرفته توهین به مددکار زبانی و یا اخراج از منزل و یا پر خاشگری در حین مصاحبه صورت می گیرد که البته بعد از ایجاد اورژانس اجتماعی دادستانی، بررسی در این وضعیت بحرانی را در اختیار مددکار اورژانس اجتماعی گذاشته و نیروی انتظامی در صورت در خواست اورژانس موظف به همکاری با مددکار در نزاعها واختلافات منجر به خشو نت می باشد ، در بسیاری مواقع مددکاران مورد خشونت روسا و سایر همکاران اداری خود قرار می گیرند وبا برخی محدویت کاری باعث افسردگی مددکاران می شوند مخصوصا در جایی که در خواست کمک از مددکار نشده باشد و مددکار به دلیل وظیفه شغلی مداخله را انجام دهد ازار روحی و خشنونت بر علیه مددکار زیاد است در امداد گری درمانی زمانی که در خواست کمک میشود وهمکاری برای نجات جان بیمار صورت می گیرد و بااین حال جایی که امداد گر جانش در خطر باشد بیمار را رها میکند وجان خود را نجات می دهد واین در اموزش امدادگری به انها اموزش می دهند و همانطور که نویسنده مقاله گفته واقعا در شرایطی که خطر اسیب به مددکار می باشد اول باید خودش را نجات بدهد که چگونگی نجات در تحصیلات مددکاری اموزش داده نمی شود ومددکار بعد از اسیب بتدریج یاد می گیرد چگونه خودش را از خطر نجات بدهد حتما در باره این مسله مهم امنیت نیاز به اموزش تعوری وعملی می باشد > باتشکر از نویسنده ومترجم ، که انجمن در ایران هم میتواند در این زمینه پژ وهش وتحقیق داشته باشد وحتما شناخت و ازار های جدیدی که برعلیه امنیت مددکاران صورت می گیرد را پیدا می کند .

ارسال نظر


آخرین موضوعات