کد خبر: 1279 | تاریخ انتشار: ۲:۱۱:۱۸ - پنجشنبه ۶ بهم ۱۳۹۰ | بدون نظر | |

تکدی‌گری از مافیا تا فقر

درفضای پرهیاهوی تهران وقتی برپشت چراغ قرمز می ایستید زنان کولی بچه بغل با صورت نیمه پوشیده که برای شما و خودرواتان اسپند دود می کنند توجه تان را جلب می کند.

آن طرف تر چند پسر بچه اطراف خودروی کناری را می گیرند و با التماس از راننده می خواهند که گل های آنان را بخرد.

کنار جایگاه پمپ بنزین ایستاده اید و مشغول بنزین زدن هستید که ناگهان موتور سواری که تا همین چند دقیقه ای پیش، از گوشه ای شما را زیر نظر گرفته بود، جلو می آید و در حالی که لبخندی بر لب دارد رو به شما می گوید: دو لیتر بنزین به من می دهی؟
و خوب که دقت می کنی پیرمردی سیه چرده که کنار پمپ بنزین پاهایش را دراز کرده و آستین را بالازده و دست قطع شده و زخم هایش را به رخ می کشد، تا دل هر رهگذری را ریش کند، نظر شما را جلب کند.

از اتومبیل شخصی که بگذرید در اتوبوس بی. آر.تی پسر بچه فال فروشی هر روز صبح آویزانتان می شود و با التماس می خواهد از او فال حافظی بخرید و اگر هم نخرید آن قدر نفرینتان می کند که پیش خود فکر می کنید تا آخر شب بلایی سرتان نازل خواهد شد.

از اینها که بگذریم، چند وقتی است که شاهد دیدن زنان جوانی هستیم که هیچ شباهتی به گدایان ندارند. همین چند هفته پیش بود که خانمی با لباس آراسته و موهای مرتب و آرایشی تند جلویم را گرفت و درخواست کمک داشت، ادعا می کرد که می خواهد به خانه خواهرش در تجریش برود و پول کم دارد. مانند این خانم را در چهارراه های مختلف شهر دیده ام.

عجب! چقدر دنیای اطرافمان عوض شده است! تاآنجا که حتی گدایی و دریوزگی هم چهره عوض کرده است تا دیروز لباس های کهنه و وصله دار رنگ و رو رفته گاه بلند و گاه کوتاه بدن های کثیف نشان دریوزگی بود، امروز گداهایمان هم لس آنجلسی شده اند.

تا دیروز رسم پهلوانی و مار درآوردن و زنجیر پاره کردن خود را نشان می داد و امروز با گیتار زدن و روضه اهل بیت در مناطق مدرن و سنتی شهر خود را نشان می دهد که خود نشان از تحولات عمیق فرهنگی است، فرهنگی که از نظر دینی و عرف اجتماعی اظهار طلب و درخواست را بسیار مذموم می دانست و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن را فضیلت می شمارد، فرهنگی که اگر در آن می خواستید چیزی را عاریه و قرض بگیرید کلی غرورت می شکست. گدایان دنیای کودکی امان چقدر با بزرگسالی امان فرق کرده اند. وقتی تکه های این صحنه هایی را که هر روز در شهر با آن مواجه می شویم در کنار هم می گذاریم، به واقعیتی به نام تکدیگری می رسیم.

تکدی، عبارت است که از درخواست به منظور رفع نیازهای مادی از مردم در ملاء عام با زیر پا گذاشتن شئون انسانی و اجتماعی. محققان و پژوهشگران علل عمده تکدی و تکدی گری را: فقر، بیکاری، مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک، پایین بودن درآمد از شغل اصلی و جبران آن با تکدی گری داشتن بیماری و تهیه هزینه های درمان خود یا خانواده،فرار از منزل و کسب درآمد به وسیله تکدی گری، مشکلات جسمی و روحی و روانی،کهولت سن و از کارافتادگی و تهیه هزینه زندگی، اعتیاد و تهیه هزینه مواد مخدر مصرفی ، طلاق والدین یا زن و مرد، سود دهی بدون زحمت و سرمایه، پنهان سازی کارهای خلاف (خرید و فروش مواد مخدر و …)می دانند.

مهمترین عامل گسترش تکدی گری فقر اجتماعی است؛ ما در جامعه‌ای که شاهد فقر باشیم حتما نتایج سوء آن را هم در جامعه می‌بینیم و تکدی گری از نتایج بارز فقر در جامعه است. علیرغم پیشرفت هایی که در بیشتر شئون زندگی نصیب انسان گردیده هنوز آمار افراد فقیر و تنگدست که در تامین حداقل معاش خود ناتوان می باشند، بالا است و سیستم های اقتصادی حاکم بر کشورها در حل این مشکل درمانده اند.

علاوه بر آن افرادی هستند که از روستاها برای کسب درآمد به شهرهای پرجمعیت مهاجرت می‌کنند و وقتی که با مشکل نبود شغل مواجه می‌شوند، روی به کار تکدی گری می‌آورند که به نظر آنها این شغل درآمد بسیاری دارد که متاسفانه همین طور هم هست.

همچنین در شرایطی که کمک سازمان بهزیستی یا کمیته امداد به خانواده‌های تحت پوشش از 70 – 50 هزار تومان برای ادامه زندگیشان فراتر نمی رود، این امر باعث می‌شود که فرد معلول یا ناتوانی که این مبلغ ناچیز را دریافت می‌کند و نمی‌تواند کاری انجام دهد رو به حرفه تکدی گری ‌آورد. این در شرایطی است که یک کارمند دولت با حقوق 300 هزار تومان مشکلات اقتصادی فراوانی در زندگی دارد ..

نباید به تکدی‌گری فقط از زوایه مساله‌ای اقتصادی نگریست. زیرا این مساله، مساله‌ای است که می‌تواند مسایل دیگر اجتماعی را در پی داشته باشد. به عنوان مثال، در تحقیقی که در حوالی میدان آزادی تهران انجام شده، زن 17 ساله‌ای که آدامس‌فروشی می‌کرده، بارها در حین خودفروشی و خرید و فروش موادمخدر توسط اهالی دیده شده است. بنابراین نمی‌توان تکدی‌گری را فقط از زاویهء‌اقتصادی تحلیل کرد.

مسالهء دیگری که در مورد تکدی‌گری مهم به نظر می‌رسد، نگرشی دوباره به ارزش‌های اجتماعی است. وقتی ضدارزش‌ها، جای ارزش‌ها را می‌گیرند و نفس داشتن ثروت مادی، ارزش تلقی می‌شود، دیگر راه به دست آوردن آن چندان اهمیت پیدا نمی‌کند. وقتی زرنگی به تنبلی و از کار در رفتن نسبت داده می‌شود و کارهای شریف به انحای مختلف به سخره گرفته می‌شوند، دیگر جایی برای ارزشمند شمردن نفس کار، باقی نمی‌ماند.

بنابراین علاوه بر توجه به ابعاد اقتصادی و اجتماعی دریوزگی باید به ابعاد فرهنگی آن هم توجه کرد تا افراد جامعه به طور ریشه‌ای طوری جامعه‌پذیر شوند که خود را ملزم به انجام کاری مفید برای جامعه بدانند. البته این زمانی ممکن است که جامعه نیز شرایط انجام کار مفید را برای اعضا فراهم کرده باشد.

به این ترتیب باید گفت دریوزگی در حوزه شهروندی، پدیده‌ای دووجهی است. یعنی هم نقض تعهدات شهروندی بعضی از شهروندان است و هم عدم تعهد دولت به تامین حقوق شهروندی عده‌ای از شهروندان.

از طرف دیگر نقش رسانه ها در تبیلغ و گسترش فرهنگ مصرف در جامعه و روحیه مصرف گرایی است. بطوری که شاهد روند این موضوع در جامعه هستیم تا جایی که بسیاری از فروشندگان مترو را دختران و خانم های جوانی تشکیل می دهدکه جراحی های زیبایی انجام داده اند اما دست فروشی هم می کنند! این مسئله نشان از عمق تهاجم فرهنگی وبحران هویت درجامعه است.که رسانه های در دامن زدن به آن نقش اساسی ایفامی کنند واز طرفی متولیان فرهنگی کشور از این موضوع غافل مانده اند.تاجایی که فرهنگ قناعت کمرنگ شده وروحیه طمع ورزی وتجمل گرایی گسترش یافته است.

از طرف دیگر رسانه ها به عنوان پلی رابط بین مردم و دولت نیز در این عرصه خوب عمل نکرده اند ،ازیک طرف مشکلات اقشار محروم را به نحو احسنت انعکاس نداده واز طرف دیگر به انعکاس مشکلات اجتماعی وعواملی که منجر به تکدیگری می شود کمتر پرداخته اند تامنبعی مناسب برای تصمیم گیری مسئولان گردد و از منظری در مقابل تکدیگری جهت عدم همراهی مردم با آنان کوتاهی شده است تاجایی که دکتر منصور ساعی، کارشناس رسانه و مدرس ارتباطات در گفت و گو با خبرنگاران در باب تجاری شدن نقش رسانه ها و بی توجهی آنان به مشکلات طبقه فقیر، تصریح کرد: بسیاری از رسانه های امروز، تابع بنگاه های اقتصادی یا جریان های سیاسی هستند که اندیشه های تامین کنندگان مالی شان را منعکس می کنند. طبقات فقیر و خصوصا متکدیان معابر، جایگاه و ارزش خبری چندانی برای صاحبان رسانه ها ندارند و به همین دلیل هم مشکلات این گروه محروم از جامعه در اولویت قرار نمی گیرد.

“تنگدستان، به ندرت تریبونی برای ابراز نظرات شان دارند و رسانه ها عموما به سمت اندیشه های سرمایه داری خیز برداشته اند. یعنی وقتی یک فرد نیازمند، نتواند دغدغه هایش را در رسانه بیان کند و رسانه هم علاقه ای به پوشش اخبار آنان نداشته باشند، خب طبیعی است که حساسیتی هم برای کمک به این افراد فقیر ایجاد نمی شود و مشکل به قوت خود باقی می ماند.”

وظیفه اخلاقی و حرفه ای رسانه ها حکم می کند که با اولویت دادن به مبحثی همچون متکدیان و بدون توجه افراطی به بحث اقتصاد رسانه، مردم را نسبت به وضعیت تنگدستان آگاه تر سازند.

دست های پنهان مافیا در تریج تکدیگری
از دیگر عوامل گسترش تکدیگری در شهرهای بزرگ به خصوص تهران را در مصاحبه مسئولین مربوطه می یابیم که نشان از برنامه ریزی حرفه ای مافیایی قدرتمند برای گسترش دادن به امر تکدیگری می باشد.

معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران دکتر رضا جاگیری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه آسیب های اجتماعی در تهران تغییر ماهیت داده است، گفت: به عنوان مثال تکدی گری از بزرگسال به کودکان و از مردان به زنان منتقل شده و این نوعی تغییر در سن و جنسیت متکدیان پایتخت است.

وی یکی از مهمترین دلایل افزایش تکدی گری در پایتخت را وجود مافیای قدرتمند و هوشمند در سطح تهران عنوان کرد و افزود: مافیا به تمامی قوانین و راهکارهای فرار از قانون آگاهند و مدیریت صحیح و بدون نقص آنها موجب شده تا متکدیان به صورت سازمان یافته در شبکه های مافیایی اقدام به کسب درآمد کنند.

تکدی گری در تهران شبانه روزی شد وقتی که در زمان جمع آوری متکدیان چند موتور سوار خودروهای ما را تعقیب می کنند، وقتی که گروهی حاضرند با پرداخت پول متکدیان جمع آوری شده را قبل از رسیدن به مراکز رها کنند، وقتی که قبل از حضور ماموران متکدیان آگاه می شوند، وقتی که متکدیان هر چند ساعت یکبار پولهای خود را به مسئول جمع آوری پول در باند تحویل می دهند، وقتی که متکدیان راس ساعت خاص در محل مربوطه با خودرو یا موتورسیکلت حاضر می شوند همه و همه نشان دهنده یک شبکه فعال مافیایی در تهران است.

وی افزود: این شبکه آنقدر بزرگ و قدرتمند شده که دیگر تکدی گری در تهران همانند سرویس BRT شبانه روزی شده است. یعنی اینکه شبکه های مافیایی حتی شیفت شب را هم در دستور کار خود قرار داده اندبطوری که در تهران متکدیانی داریم که روزانه حدود ۲ تا ۳ میلیون تومان درآمد دارند. یکبار از یکی از متکدیان پس از جمع آوری حدود ۵۳۰ هزار تومان پول گرفتیم که خودش اعتراف کرد که این مبلغ تنها برای ۳ ساعت کار بوده است. این بدان معناست که تهرانیها به متکدیان خیلی پول می دهند. تاجایی که برخی از آنان ماهانه60میلیون تومان درآمد دارند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس معتقد است بخش عمده ای از متکدیان سر چهار راه ها، اجیر شده دشمنان نظام هستند. دکتر هادی مقدسی در گفتگو با خبرآنلاین دراین باره می گوید: «ساماندهی اتباع خارجی در داخل کشور چندان کار سخت و پیچیده ای نیست. بخصوص با بحث هدفمند کردن یارانه ها آنها ترجیح خواهند داد تا به کشورهایشان باز گردند زیرا دیگر زندگی در این کشور برایشان صرف نخواهد کرد. اما شبکه های خارجی برخی از اینها را اجیر می کنند تا در سر چهار راه ها بایستند و از آنها فیلم تهیه می کنند تا چهره کشور و نظام ما را خدشه دار کنند. بحث بحث ساده ای است اما مطالبات جدی پشت این قرار دارد.»به عقیده او هرچند که برخی متکدیان واقعا نیازمند هستند، اما: «دستگاه های سیاسی و وزارت کشور و شهرداری ها و بهزیستی و یا… در این خصوص غفلت کرده اند. آنها نمی دانند که یک اراده فرامرزی و دشمنی با نظام پشت این تکدی گری ها قرار دارد.»

با توجه به همه عوامل عنوان شده دین اسلام برای مقابله با مسئله تکدی گری اندیشیده و راه حل هایی را ارایه داده است. در این ارتباط رسیدگی و مراقبت از بیماران، معلولین، از کارافتادگان، آسیب دیدگان، محرومان را مطرح و از جمله وظایف حکومت اسلامی و امت مسلمان قلمداد نموده است و از طرف دیگر با پدیده تکدی گری به عنوان یک حرفه برخورد کرده و آن را فعل حرام دانسته است. همچنین بزرگان دین در این خصوص توصیه هایی بیان فرموده اند: “سزاوار مومن، آن است که تا او را ممکن باشد از کسی چیزی خواهش نکند . زیرا که آن متضمن شکوه ازخدا و ذلیل کردن خود است و موجب ایذای آن کسی است که از او خواهش می کند، زیرا که بس باشد به خاطر خواه خود چیزی ندهد و بعد از اظهار به او شرم کند و یا خجالت کشند، یا محافظت آبروی خود کند، یا به روی ریا چیزی بدهد و چنین چیزی معلوم نیست که شرعاً حلال باشد. “

بدون تردید پدیده رقت برانگیز و ناهنجار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان ژنده پوش و بی خانمان در اکثر قریب به اتفاق شهرهای جهان وجود داشته و به عنوان یک معضل اجتماعی که هم خود مصداق آسیب اجتماعی بوده و هم زمینه ساز گسترش و شیوع آسیب ها می باشد، در جوامع امروزی مطرح است.

کشور ما نیز به لحاظ شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی خود و به دلیل جوان بودن درصد زیادی از جامعه از این پدیده مستثنی نیست. اما از آنجا که حساسیت های عاطفی، مذهبی و ملی مردم ایران پذیرای این وضع رقت برانگیز متکدیان نیست و علاوه بر آن، حضور این افراد با ظاهری نابهنجار درملاء عام و در معابر عمومی و زندگی در سطح شهرها علاوه بر مغایر بودن با ارزش های دینی و انقلاب اسلامی، موجب تاثیر سوء بر افکار عمومی و بدبینی و بی اعتمادی مردم نسبت به دولت در ساماندهی به اوضاع اجتماعی شده است.بطوری که به اعتقاد دکتر مریم طالبی، روانشناس و مشاورخانواده،‌ بین نشاط اجتماعی شاغلان و بهره وری در کار، یک رابطه مستقیم وجود دارد. وقتی یک فرد شاغل در طلوع صبح با منظره متکدیان حاضر در خیابان ها و پارک ها، روز خود را آغاز می کند، احساس نامطلوبی به او دست می دهد که ناخودآگاه این احساس در آن روز بر خروجی کار آن فرد شاغل، تاثیر منفی خواهد گذاشت.
“در حقیقت، حضور متکدیان در مترو، اتوبوس، پارک ها و خیابان ها، کل سیستم روانی جامعه را تهدید می کند و البته اثرات این آسیب روانی برای کودکان هولناک تر خواهد بود.”

ازطرف دیگراحساس عذاب وجدان مداومی است که سایر شهروندان با دیدن این افراد نیازمند تحمل می کنند. در واقع مردم با دیدن متکدیان در تقابل عقل و احساس قرار می گیرند و دقیقا نمی دانند که آیا باید به یک همنوع تنگدست، کمک کنند یا خیر؟
طالبی، تکدی گری را گونه ای از خشونت افسار گسیخته شهری دانسته و می افزاید: خشونت شهری همواره خود را با چاقو و اسلحه نمایان نمی‌کند؛ بلکه وقتی پایه های اجتماعی و روانی یک شهر با خشونت تمام، فرد نیازمندی را از تمام حقوق شهروندی اش محروم کرد، در آن زمان خشونت شهری به صورت تمام رخ قد علم کرده است.
این سوال مطرح می شود که چرا با تکدی گری برخورد نمی شود. در صورتی که هم دین اسلام و هم قانونگذار به صراحت تکدی گری و گدایی را امری ناپسند و مسلمانان را از آن بر حذر داشته است.

آیا سازمانی برای برخورد با این پدیده مشخص نشده است؟
آیا دستوالعمل اجرایی برای سازمانهای مرتبط تدوین نشده است؟
آیا ابزارهای لازم در اختیار این ارگانها قرار داده نشده است؟ و یا ….. ؟
امید است، همه (مردم و مسئولین) دست در دست هم دهیم تا جلوی این ناهنجاری اجتماعی را همین امروز بگیریم تا شاهد عواقب بسیار بدتر و شکل گیری ناهنجاریهای اجتماعی سخت تر از تکدی گری نباشیم که فردا دیر است.
اعظم علی اصفهانی
۱۳۹۰ چهارشنبه ۵ بهمن ساعت 09:34

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات