کد خبر: 12963 | تاریخ انتشار: ۲۲:۲۷:۲۸ - سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ | بدون نظر | |

فعالان حقوق کودک نسبت به ازدواج ۵۰ دانش آموز در هرمزگان واکنش نشان دادند

14141081005065210174522401676821820514789خبرهایی مبنی بر برگزاری جشن ازدواج آسان ۵۰ زوج دانش آموز هرمزگانی منتشر شد. در این خبر آمده بود که این اتفاق برای اولین بار و به همت امور بانوان اداره آموزش و پرورش شهرستان پارسیان افتاده است.

در همین رابطه دبیر کمیته ازدواج امور بانوان شهرستان پارسیان در خصوص هدف از برگزاری این جشن هم گفته بود: این امر برای اولین بار در سطح شهرستان با هدف تسهیل امر ازدواج مطابق با آداب و فرهنگ ایرانی اسلامی اجرا شد.

به گفته او، این گونه اقدامات و جلسات می تواند آثار فراوانی در ترویج ازدواج آسان و اسلامی، تحکیم بنیان خانواده و نیز پرهیز از اسراف بدنبال داشته باشد.

او همچنین تاکید کرده بود که تمامی ۵۰ زوجی که امروز در در این جشن شرکت داشتند از مدارس متوسطه دوم شهرستان بوده که به همراه خانواده های خود به این جشن دعوت شدند.

در همین رابطه، با فرشید یزدانی فعال حقوق کودکان به گفتگو نشستیم. او معتقد است که ازدواج دادن دانش آموزان در آن سنین، نوعی کودک آزاری است.

مشروح گفتگو با فرشید یزدانی را در ادامه می خوانید:

اداره امور بانوان آموزش و پرورش یکی از شهرستان های استان هرمزگان اقدام به برگزاری جشن ازدواج آسان ۵۰ دانش آموز کرده است. به عنوان کارشناس در زمینه کودکان، این اقدام را چطور ارزیابی می کنید؟

این اقدام یک اقدام بسیار قبیح است و قطعا این ازدواج موفق نخواهد بود و به نظر می رسد که این ازدواج یک ازدواج پایدار نخواهد شد. ازدواج یک عقد است. عقد به این معناست که دو طرف به صورت آگاهانه در یک امر بتوانند کاری انجام دهند. این آگاهی برای کودکان شکل نگرفته است ؛ کسی که در رده سنی کودکی یعنی زیر ۱۸ سال قرار دارد، از نظر اجتماع پذیری و از نظر درک اجتماعی به طور معمول به آن حد نرسیده است. این را البته به طور معمول عرض می کنم و ممکن است کودکی خیلی باهوش و استثنایی باشد و آن درک را پیدا کرده باشد اما به طور عام اینطور نیست.

یک زمانی را کودک برای یادگرفتن برخی مسائل و برای اجتماع پذیرشدن و توانمندشدن احتیاج دارد که طبیعتا وقتی این زمان از او گرفته شود، در زمینه رشد او خلا ایجاد می شود. وقتی عواقب یک عقد و مناسبات مبتنی بر این عقد را ندانی، این عقد خودبخود دچار ایراد است. یکی از دلایل قبح ازدواج کودکان هم همین امر است. به نظرم می بایست به حال آموزش و پرورشی که در آن چنین اتفاقاتی می افتد تاسف خورد. متاسفم که چنین اندیشه ای رشد کرده و به جای این که بیاید مسئله ازدواج آسان در سنین درست آن را حل کنیم، می آییم یک کار تحمیلی به کودکان انجام می دهیم. به عقیده من این نوعی کودک آزاری محسوب می شود.

چه آینده ای برای این زندگی ها پیش بینی می کنید؟ آیا با این گونه اقدامات می شود به هدفی که از الان پیش بینی شده یعنی ترویج ازدواج اسان و تحکیم بنیان خانواده دست پیدا کرد؟

این ازدواج ها چون مبتنی بر عقلانیت و بلوغ و رسیدگی ذهنی و احساسی و فکری نیستند آینده ی خوبی نمی توانند داشته باشند.

این قبیل اقدامات چه عواقب و آسیب هایی برای جامعه و خود فرد می تواند داشته باشد؟ در این موردی که مثالش زده شد، ۵۰ زوج دانش آموز به عقد یکدیگر در آمده اند و زندگی را آغاز کرده اند. آسیب این ازدواج و عواقب احتمالی آن ها چیست؟

عقدی به این ناقصی که عقلانیت و رسیدگی و بلوغ احساسی در آن وجود نداشته باشد، در واقع تخریب شخصیت این آدم ها خواهد بود. یعنی فردی که نتوانسته کودکی اش را به خوبی پشت سر بگذارد و نتوانسته توانمند شود، طبیعتا نمی تواند در فرایند زندگی شرایط خوبی داشته باشد و ادامه زندگی مناسبی را شاهد باشیم.

ممکن است این دو نفر با یکدیگر سال ها زندگی کنند و طلاق رسمی هم نگیرند ولی به نظرم قطعا روی مناسباتشان اثر منفی خواهد گذاشت. یعنی فردی که هنوز یاد نگرفته هنوز چه مسئولیتی باید بپذیرد و چگونه باید عمل کند با این شکل شروع زندگی مشکل دار خواهد شد. بچه هایی که زود ازدواج می کنند، از بخشی از توانمند شدن باز می مانند و نمی توانند جامعه پذیر شوند که آسیب آن هم به خود فرد کودک می رسد و هم به جامعه اطراف.

یک بخشی از فساد و فحشایی که ما در کشور داریم ناشی از همین نوع برخوردهاست. این نوع ازدواج ها آزار محسوب می شود و در دسته کودک آزاری قرار می گیرد و حتی یک جورهایی آزار جنسی در آن می تواند شکل بگیرد. وقتی یک کودک با فردی ازدواج می کند که می تواند طرف مقابل هم کودک یا بزرگسال باشد، این مشکلات پدید می آید و در آینده با چالش های زیادی هم در عرصه اجتماعی و هم در عرصه های دیگر روبرو خواهند بود.

نمی توانیم در افتادن این قبیل اتفاقات، مسائل و مناسبات بومی را دخیل بدانیم؟ یعنی توجیه این باشد که شرایط منطقه طوری ایجاب می کند که به این شکل با دانش آموزان برخورد شود…

اگر اموزش و پرورش این کار را انجام داده باشد، این توجیه درستی نیست. چرا که اموزش و پرورش، آموزش و ارتقاء سطح فرهنگ یک جامعه را به عهده دارد. اگر قرار باشد که به چارچوب سنتی که از قبل وجود داشته تن بدهیم نیاز به اموزش و پرورش با این مفاهیم نیست. خیلی از مسائل بومی هم می بایست ارتقا پیدا کند. فرهنگ باید ارتقا پیدا کند. کار اموزش و پرورش همین است. ممکن است به دلیل مسائل بومی و عقاید سنتی یک چنین اتفاقاتی خودبخود در جامعه ای بیفتد اما وقتی آموزش و پرورش به این موضوع وارد می شود یعنی آموزش و پرورش دارد فرهنگ آن جامعه را عقب می برد. و این مناسب یک نهادی که باید آموزش بدهد و توانمند بکند نیست و به نظرم یک چرخه ای از فقر و فساد و ناکارآمدی در فرایند زندگی اجتماعی به وجود می اورد و به مشکلات بیشتری دامن می زند.

آسیب این گونه اتفاقات آن قدر هست که ضرورت تلاش جدی برای جلوگیری از آن حس شود؟

قطعا. باید نهادهای مدنی با این موضوع به شدت برخورد کنند. این موضوع به شدت باید به حوزه های مختلف گوشزد شود و گفته شود که نباید وارد این عرصه ها شوند. اگر می خواهند ازدواج اسان را ترویج دهند بسیاری از افرادی که در سنین ازدواج هستند و در فقر به سر می برند را ساماندهی کنند. بسیاری از افراد هستند که به دلیل فقر نمی توانند ازدواج کنند. می توانند برای این قشر و گروه شرایط ازدواج آسان فراهم کنند. نه کودکانی که باید درسشان را بخوانند و با این کار وارد چرخه ای شوند که این چرخه می تواند هم خودشان و هم خانواده هایشان را با معضل مواجه کند. متاسفم که این پیش بینی را می کنم و امیدوارم که افرادی که این چنین ازدواج می کنند زندگی خوبی داشته باشند اما معتقدم که این اتفاق نخواهد افتاد و با توجه به مجموعه شرایطی که فرد در دوران کودکی دارد و از آن طرف مشکلاتی که در خود کشور در عرصه ازدواج و طلاق می بینیم، آینده خوبی برای این زندگی ها پیش بینی نمی کنم و به نظر می رسد که این کار یک امر آسیب زا برای جامعه است. نهادهای مدنی چه در سطح منطقه و چه در سطح ملی باید با این قبیل اتفاقات برخورد کنند و عکس العمل نشان دهند.

منبع: خبرآنلاین

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات