کد خبر: 14654 | تاریخ انتشار: ۱۹:۵۷:۳۲ - چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ | بدون نظر | |

واکنش یک مددکار اجتماعی به زمزمه های عقیم سازی زنان کارتن خواب

چندی پیش زمزمه هایی در خصوص عقیم سازی زنان کارتن خواب در شبکه های اجتماعی باعث بروز واکنش هایی متفاوت از اقشار مختلف کاربران صورت گرفت که بسیاری از آنها به سبب کار و رشته خود و از نزدیک با چنین افرادی و مشکلاتشان روبرو بوده اند و سالهای بسیار معضلات آنها، دغدغه ی آنها نیز بوده است و مدتها به فکر چاره و راه حلی بوده اند و شاید همین واکنش ها در همان ابتدا باعث شد که این امر در حد زمزمه ای باقی بماند و بیشتر از این توسعه نیابد اما حتی پیشنهاد چنین امری از سوی مسئولان نگران کننده است.
باید دید که مساله عقیم سازی در سطح کلان جامعه آن هم برای قشر آسیب پذیر زنان که از قضا با پدیده اعتیاد و به دنبال آن، کارتن خوابی نیز روبرو می باشند چه مزایا و معایبی دارد و قطعا با ارزیابی های کارشناسانه می توان تصمیمی در خور در این زمینه گرفت.
به هنگام مطرح نمودن اصل مساله اولین موردی که حداقل به ذهن نویسنده مبادرت میکند این است که طراح این نظریه به خودی خود برچسب بزرگی به پیشانی تمامی فرزندان این قشر از جامعه زده است و به روشنی بیان می دارد که تمامی کودکانی که از افراد معتاد درگیر با پدیده ی کارتن خوابی به دنیا می آیند به طور قطع آینده ای مشابه با والدین خود خواهند داشت و اقدام به از میان بردن تمامی روزنه های امید آنها نموده است و این در حالی است که در جامعه امروز (فارغ از بیان هر گونه آمار و اطلاعاتی) درصد بالا و نگران کننده ای از افراد با مشکل اعتیاد و بی خانمانی مواجه هستند و چه بسا در سالهای گذشته کودکانی نیز به دنیا آورده باشند که شاید به سبب وجود در خانواده ای متزلزل و به دور از چهارچوب های خانواده ای مطلوب نیز زندگی کرده باشند، اما توانسته اند تا حد توان خود از آسیب های پیش رو دور بمانند. مگر نه اینکه درصد زیادی از آینده افراد را جامعه و نیز ارگان های مرتبط با پیشگیری از آسیب تعیین و تعریف میکنند؟
مساله دیگری که وجود دارد نادیده گرفته شدن خود این زنان و آسیبهایی است که با آن روبرو هستند اما آینده کودکان فرضی آنها مهم تر و روشن تر از آینده ی خود آنهاست که در سالهای باروری و زندگی مستقل قرار دارند. مگر اعتیاد بیماری نبود؟ اما شاید از نگاه عده ای از کارشناسان بیماری لاعلاجی باشد! در مساله عقیم سازی وجود این زنان به قدری نادیده انگاشته شده است که خطرات و آسیب های کاملا روشن و ممکن که در محیط زندگی آنها وجود دارد به کناری کشیده شده و تنها نگرانی را در این تعریف میکند که مبادا نفر دیگری به جمع آنها بپیوندد و مساله پیچیده تر گردد، چه بسا خود مساله در همین ابتدای امر به علت نبود نگاهی دلسوزانه و واقع بینانه به خودی خود پیچیده و بغرنج است. از این میان یکی از ساده ترین و ممکن ترین آسیبی که احتمال بروز آن می رود، احتمال انتقال بیماری های عفونتی مقاربتی است و چه بهتر اکنون که تاکید مساله بر پیشگیری است راه حلی متمم ارائه گردد که اینگونه مسائل را نیز پوشش دهد.
مساله بعدی نا امن خوانده شدن جامعه ای است که این کودکان در صورت به دنیا آمدن به آن پا می گذارند و به دنبال آن شانه خالی کردن سازمان هایی است که می توانند از این کودکان حمایت کرده و برای آنها مامن باشند. جامعه ای که پتانسیل آن دیده شده است که به دو برابر جمعیت کنونی خود برسد بدون شک نمیتوان نفرات و تعدد آن را دستچین و گلچین کرد و چه بخواهیم و چه آن را نادیده بگیریم تمامی این افراد و والدین آنها نیز جزو نفوس آن به شمار می آیند و زاد و ولد نیز جزئی جداناشدنی از افراد جامعه می باشد.
در پایان باید به کارشناسی کردن مسائل اشاره کرد و اینکه نعمت و موهبتی را که کائنات در وجود انسانها به ودیعه گذاشته است را به علت فشار انواع آسیبهای اجتماعی که در اینجا فقر و اعتیاد بیش از همه خود را می نمایانند و نبود یا تخصصی نبودن ارگانهای مختلف ذیربط و مرتبط با این امور را نباید نادیده انگاشت و آن را به دلیل کمبود منابع درست و بجا از وجود افراد جامعه سلب نمود.
شیرین خسروپور، مددکار اجتماعی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات