کد خبر: 15307 | تاریخ انتشار: ۱۰:۲۹:۵۸ - چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶ | ۲ نظر | |

یادداشتی پیرامون قتل کودک پارس آبادی و لزوم اقدامات پیشگیرانه

این هفته شاهد دو جنایت هولناک و مشابه در منطقه بودیم. قتل کودک معصوم در پارس آباد و پیرزن روستایی تنها و کم توان در مشگین شهر که شکل خاص فعل جنایت ، باعث خشم مردم و جریحه دار شدن احساسات عمومی گشته است. و اجماعی بر اشد مجازات مجرمین شکل گرفته است. نهادهای امنیتی و قضایی کار خودشان را قبلا شروع کرده اند و بعد از اثبات جرم و کیفر آنها ، پرونده بسته می شود. اما تازه کار آسیب شناسان اجتماعی ادامه دارد. انگیزه و علت قتل هرچه باشد نیاز به بررسی کارشناسی و اجتماعی خواهد بود.
بگذارید به دور از مسائل عاطفی و احساسی از زاویه دیگر به قضیه نگاه کنیم.در مباحث آسیب های اجتماعی کسی که کجروی می کند و جرم و جنایتی مرتکب می شود فردی کجرو و نابهنجار محسوب می گردد و معمولا سهم عوامل فردی و اجتماعی در بروز جرایم مشابه و مساوی نخواهد بود. در تحلیل سهم عوامل فردی به تبیین روانی – زیستی و عواملی چون ژنتیک و وراثت و اختلالات روحی و روانی فرد تاکید می گردد. اما دربررسی علل اجتماعی جرم باید به تبیین جامعه شناختی از جرم و در مفهوم عام آن انحراف پرداخت. تبیین های جامعه شناختی بر نقش مهم و اساسی محیط اجتماعی تأکید دارند و پیدایش کجروی را عمدتاً به متغیرهای همچون ساخت اجتماعی و رفاه اجتماعی همه جانبهای که افراد جامعه را احاطه کرده، شرایط و موقعیت های اجتماعی که فرد درآن قرار میگیرد و گروه هایی که فرد به آن ها تعلق دارد نسبت میدهند .
هیچ فردی مجرم ، معتاد و یا قاتل به دنیا نمی آید و آنچه باعث می شود یک کودک و یا نوجوان به یک مجرم حرفه ای تبدیل شود، شرایط محیط اجتماعی و زندگی گذشته و وضعیت حال اوست که فرد را مجرم و ناسازگار می سازد و اختلالات روانی و ارثی تشدید کننده است. شرایط خانوادگی ، فشارهای اجتماعی و اقتصادی، پایین بودن سلامت اجتماعی و سرمایه اجتماعی، اختلافات خانوادگی ، فقر ، برچسب زنی، مسائل فرهنگی و اجتماعی و کیفیت محیط و خرده فرهنگی که فرد در آن بزرگ شده است موثر بوده است.حتی اگر احیاناَ علت بروز جرم شرب خمر و یا اختلالات روحی روانی هم باشد نباید سهم محیط اجتماعی را در بروز این اختلالات و نتیجتاً فعل جرم نادیده گرفت.
قرار نیست ماهیت جرم هولناک و یا جنایی باشد حتی فردی که یک حیوان بی زبان را می کشد و یا آزار می دهد فرد سالمی تلقی نمی گردد.شخصیت هر فردی با هر خصوصیات اخلاقی و رفتاری محصول محیط اجتماعی، خانواده ، تعاملات و روابط انسانی و گذشته خویش است و گاهاً ناکارآمدی برخی نهادهای اجتماعی از جمله خانواده ، آموزش و پرورش و اقتصاد می تواند به مرور زمان از یک فرد سالمی ، فردی مجرم و جنایتکار بسازد. پس اقدامات گسترده برای پیشگیری از افراد و گروههای پر خطر که شرایط نامساعدی طی می نمایند و نیز پایش مناطق و محله های محروم توصیه می شود. شناخت اینگونه افراد به ظاهر شاید سخت باشد اما با بررسی وضعیت های و شرایطی که فرد را احاطه کرده است و برخی علایم و نشانه های ناسازگاری می توان وجود رفتار پر خطرشان را پیش بینی کرد. پس فرد مجرم در ابتدا فردی عادی مشابه تمام افراد معمولی زندگی اطراف ما، دوستان و یا حتی اعضای خانواده می تواند باشد که در صورت وجود برخی شرایط به مرور می تواند به یک مجرم حرفه ای تبدیل گردد. و جنایتی دیگر و هولناک خلق نماید.
تاکید بر عوامل محیطی اجتماعی ساقط کیفر مجرم نیست. بلکه ارزش آن در شناخت کلیه عوامل اجتماعی عام و خاص برای پیشگیری از جرایم مشابه است. قطعاً پیشگیری و آگاهسازی بهتر از درمان است .
امید بر این است آسیب شناسان و مددکاران اجتماعی بیش از پیش در سیاستگزاریهای اجتماعی، حضوری پر رنگ داشته باشند و با کنکاشهای علمی و تخصصی در حوزه گروههای پر خطر و منطبق با واقعیات موجود جامعه راهکارها و طرحهای پیشگیرانه ارائه دهند. هر چند در شرایط فعلی پیشگیری مطلق دور از ذهن است ولی لااقل می توان با تدابیری از میزان آن کاست.

امین موحدی/مددکار اجتماعی

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ ديدگاه مطلب براي " یادداشتی پیرامون قتل کودک پارس آبادی و لزوم اقدامات پیشگیرانه " ارسال شده است.

  1. موسوی چلک :

    با سلام و سپاس از تحلیل شما




    1



    0
  2. دکتر عوض راده :

    بدون سیستم‌ها و قوانین، زندگی مشروعیت نمی‌یابد. آنومی امیل دورکیم برای توصیف و درک وضعیت اجتماعی غیرطبیعی به کار برده شده و آشکار می‌کند که در آن، انسجام اجتماعی به وسیله بحران‌های از قبیل رکورد اقتصادی ضعیف می‌شود. این بحران‌ها باعث می‌شود فرد بدون در نظر گرفتن جامعه به دنبال منافع شخصی خود باشد. در جای دیگر، دورکیم آنومی را معادل آنارشی و شر می‌داند. اگر آنومی را شر تلقی می‌کنیم بیش از هر چیز به خاطر آن است که جامعه در رنج است و نمی‌تواند برای زنده ماندن از پیوستگی و انتظام چشم بپوشد. از نظر دورکیم، آنومی شر است؛ زیرا موجب رنج کشیدن فرد و جامعه می‌شود. بنابراین دومین واژه مترادف آنومی، شر است. دورکیم به ویژه در مقدمه، از حالت سلامت اخلاقی جامعه نام می‌برد که تنها علم اخلاق یا جامعه شناسی، صلاحیت تعیین آن را دارند. آنومی در واقع از نظر دورکیم عکس حالت سلامت اخلاقی یا اخلاقی بودن است. پس آنومی را می‌توان حالت بیماری اخلاقی یا به تعبیر دورکیم آن را شر دانست. دورکیم از جمله نظریه پردازان قرن نوزدهم است که به تبیین کژ رفتاری از دیدگاه جامعه شناختی پرداخت است، او درباره رابطه میان انسان و نیازها و آرزوهایش بحث می‌کند و بر این باور است که در شرایط اجتماعی استوار و پایدار، آرزوهای انسان از طریق هنجارها، تنظیم و محدود می‌شود، و اما در نتیجه از بین رفتن کنترل آرزوها یک وضعیت ی از آرزوهای بی حد و حصر یا آنومی به وجود می‌آید، و از آنجا که این آرزوهای بی حد و حصر نمی‌توانند ارضا شوند در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید می‌آید. سپس این نارضایتی به صورت اقدامات اجتماعی منفی نظیر خودکشی، قتل، تبهکاری، طلاق و …ظاهر می‌شود. (دورکیم).
    جامعه شناسان، آنومی را به وضعیت مغشوش و درهمی می گویند که افراد جامعه قادر نباشد بر اساس هنجارهای مشترک با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و نیازهای خود را برطرف سازند. معنای لغوی anomie بی هنجاری، بی قانونی، هنجارگسستی و در معنی وسیع، آشفتگی اجتماعی است؛ از این رو، پهنه آن از عدم رعایت قوانین تا دزدی و قتل و دیگر کژرفتاری ها می‌رسد. که در سطح سازمانی، خود را در فرمی از بهم ریختگی و هرج و مرج آشکار می‌سازد، اما در سطح فردی این سردرگمی، ملموس در نبودن مهارت‌ها مرتبط می‌گردد. آنومی اجتماعی یا بی هنجاری اجتماعی در واقع به وضعیتی اطلاق مشود که در آن افراد، هنجار یا الگوی عمل مشخصی برای اعمال خود در جامعه ندارند و در نتیجه یا دچار سردرگمی و یا آنگونه که خود تصمیم میگیرند عمل می کنند،
    از اینرو در یک جامعه ریسک پذیر، پر از انحراف و در حال رشد طبقات اجتماعی و قطب بندی شده که منافع و نیازهای مردم افزایش یافته است، امکان کنترل اجتماعی رسمی و غیر رسمی کاهش می‌یابد. در این برهه ما نیازمند کاهش تضاد ارزشها، و تحقق و کاربرد ارزشها و سوگیری آن در امور اجتماعی هستیم. و با علت یابی کج رفتاری های که متاثر از بی سازمانی اجتماعی است می بایست تلاش نمایم.
    لذا با توجه به وضعیت جامعه امروزی ایران و تنوع فرهنگ‌ها نظریه آنومی دورکیم و مرتن در سیستم مددکاری اجتماعی تا حدودی می‌تواند جهت حل مشکلات بکار گرفته شود. چراکه فرایند انتقال اسیبها و بیماریها به عینیت نشان می‌دهد که اغلب مردم برای انطباق با تغییرات سریع اجتماعی ناتوان می‌باشند. و به جای انطباق یعنی پذیرش هنجارها و ارزش‌های موجود، انها از خود پاسخ‌های متفاوت رفتاری نشان می‌دهند، به طوری که اکثریت رفتار اجتماعی خود را در قالب رفتارهای منحرفانه اتخاب مینمایند. بدین ترتیب، انحراف یک مشکل بزرگ برای تئوری و عمل مددکاری اجتماعی است.
    بر گرفته از کتاب نظریه های مددکاری اجتماعی دکتر عوض زاده در خارج از کشور

    ۰ ۰




    2



    0
ارسال نظر


آخرین موضوعات