کد خبر: 15449 | تاریخ انتشار: ۱۰:۲۱:۰۶ - جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

نظریه قانون در عمل ویلیام چمبلیس(William J. Chambliss)

نظریه قانون در عمل

ویلیام چمبلیس (Chambliss)، مدعی است که دو نوع قانون وجود دارد: یکی «قانون در کتاب» که ایده آل قوانین است و دیگری «قانون در عمل». قانون در کتاب، مسئولان را به رعایت عدل و انصاف و برخورد مساوی با همه ی شهروندان فرا می خواند، اما قانون در عمل چهره ای ظالمانه از مسئولان نشان می دهد که به نفع ثروتمندان و قدرتمندان و به زیان فقرا و ناتوانان عمل می کند.

چمبلیس و سیدمن چنین استدلال می کنند که قانون هم در ساختار و هم در عملکرد در جهت منافع گروههای قدرتمند موجود عمل می کند و به سود همگانی تنها در حدی توجه می شود که با منافع آن گروههای قدرتمند سازگار باشد .

از این منظر، قوانین جنایی در طول تاریخ و در عمل – اگرچه نه با قصد معین – بیشتر در خدمت منافع ثروتمندان و قدرتمندان بوده اند تا حامی منافع فقرا و ضعفا. تحت تأثیر همین نفوذ تاریخی، قانون گذار امروزی به تدوین و تصویب قوانین به نفع ثروتمندان و قدرتمندان متمایل اند. عوامل اجرایی قانون – مثل پلیس، بازرسان و قضات – به همین شکل به ابزار منافع قدرتمندان و ثروتمندان تبدیل می شوند. البته این نوع گرایش در عوامل اجرایی قانون چندان مربوط به ویژگی های فردی آنان نمی شود، بلکه نوعی جبر و الزام سازمانی است. به بیان دیگر، طبیعت هر سازمانی اقتضا می کند که اعضای خود را در انجام وظایفشان به رفتارهایی وادارد که پاداش ها را بیشتر و درد سرها را کمتر سازند. پاداشی که نصیب عوامل اجرایی قانون می شود، حذف دردسر کسانی است که دردسر درست می کنند، و دستگیر کردن، بازجویی، محاکمه و محکوم کردن افراد ضعیفی چون ولگردان، خانه به دوشان، زنان خودفروش و سارقان است که تصور می شود چنین نقشی را ایفا می کنند. از سویی دیگر، تلاش عوامل اجرایی قانون در اجرای قانون در مورد کسانی از طبقه ی متوسط و بالا که مرتکب کج رفتاری های یقه سپیدان می شوند هم کار آسانی نیست و ممکن است باعث دردسر عوامل اجرایی قانون شود و همین الزامات سازمانی است که ضابطان قانون را به خدمت منافع قدرتمندان و ثروتمندان در می آورد .


صدیق سروستانی، رحمت الله، (۱۳۸۶)، آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات اجتماعی)، تهران: سمت

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات