کد خبر: 15519 | تاریخ انتشار: ۱۱:۴۴:۴۹ - سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶ | بدون نظر | |

لرزش گسل خشونت با تکانه های مدرنیته

خشونت پدیده ای همزاد بشری تلقی می شود. برای شناخت دلایل افزایش آن در شرایط کنونی نیاز است پیامدهای مدرنیته و تاثیر آن بر خشونت مورد واکاوی قرار گیرد.

به گزارش ایرنا، «سید حسن قاضی زاده هاشمی» وزیر بهداشت، درمان و امور پزشکی در مراسم روز ملی اورژانس اعلام کرد: براساس آمارهای اعلام شده، درگیری های سطح جامعه پس از حوادث جاده ای به عنوان دومین عامل مرگ و میر به اورژانس گزارش می شود.
همچنین چندی بعد نیز پزشک قانونی یکم اعلام کرد تا پایان تیر ماه سال جاری ۳۳ هزار و ۳۶۲ نفر به دلیل آسیب‌های ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی استان تهران مراجعه کرده اند.
هر چند که از درگیری و خشونت به عنوان همزاد زندگی اجتماعی نام برده می شود اما افزایش بی رویه آن در شرایط کنونی نیازمند بررسی است؛ بررسی که بتواند شاممل تمامی سطوح خُرد و کلان جامعه باشد.

** تعارض نقش ها و تاب آوری اجتماعی
آسیب شناسان از «تاب آوری اجتماعی» به عنوان یکی از مهمترین محرک های خشونت در جامعه نام می برند.
براساس نظریات روانشناسی اجتماعی سطح تاب آوری زمانی کاهش پیدا می کند که افراد در برخورد با شرایط مختلف به دور از عرف و هنجارهای رسمی جامعه دست به عملی می زنند که در نهایت به درگیری لفظی یا فیزیکی منجر می شود.
پایین آمدن سطح تاب آوری در جامعه نتیجه چندین متغیر است. گسترش شهرنشینی، رشد کلان شهرها و تغییر نقش خانواده از مهمترین این متغیرها می باشد.
افزایش شهرنشینی و تمرکز صنایع و خدمات در مراکز شهری موجب شد تا سیل مهاجرت به این مناطق شکل گیرد و نهایت به حاشیه نشینی و خلق رفتارهایی متفاوت با هنجارهای شهرنشینی شود.
پس از اسکان مهاجران در مناطق مختلف شهر روابط چهره به چهره و مبنی بر تعاملات سنتی جای خود را به زندگی در گمنامی شهرها داد. در چنین شرایطی بود که برخی افراد به دور از عوامل بازدارنده سنتی فرد با رفتار و گفتار خود زمینه را برای درگیر فراهم کردند.
مشکلات خاص زندگی شهرنشینی همچنین موجب تغییر در نقش سنتی خانواده ها شد. کاهش نقش خانواده در تربیت فرد و الگو گیری افراد از گروه همسالان، مدرسه و فضای مجازی موجب شد تا خانواده به مانند گذشته دیگر زمینه ها نتواند بر روی فرد تاثیر گذارد.
با تغییر نقش خانواده و واگذاری برخی کارکرد های این نهاد به دیگر نهادهای آموزشی و …، فرد با چندین شیوه متفاوت از رفتار در جامعه روبرو شد. این چندگانگی تربیتی فرد را دچار تناقض های رفتاری فراوانی می کند.

** گروه همسالان و نظریه یادگیری اجتماعی
کمرنگ شدن نقش خانواده در تربیت فرزندان و رواج خشونت در جامعه موجب شد تا مساله خشونت با نظریه یادگیری اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.
براساس مولفه های این نظریه ی اجتماعی، همان گونه که کودکان مهارت های شناختی و اجتماعی را از طریق مشاهده عملکرد اطرافیان می آموزند ، با تماشای اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز آنان یاد می گیرند که پرخاشگرانه رفتار کنند.
البته یادگیری خشونت در شرایط کنونی تنها در جامعه و سطح خانواده نیست بلکه شیوه استفاده از رسانه های نوین نیز در گسترش خشونت کلامی و فیزیکی دارد.
« آلبرت بندورا» یکی از مهمترین نظریه پردازانی است که به واکاوی نقش رسانه های جمعی در یادگیری جرم پرداخته است. با توجه به دیدگاه این اندیشمند اجتماعی برنامه رسانه های جمعی و سنتی در این زمینه می تواند محرک باشد.

**برخورد های ناکارآمد قانون
انضباط اجتماعی و نظم برگرفته از اجرای قوانین، تصویب و تدوین قوانین در یک کشور است. اما مشاهده می شود افرادی در سطح جامعه هستتند که میزان هنجار گریزی آنان بیش از دیگران است. لذا برای مهار میزان هنجار گریزی آنان لازم است قانون و فرهنگ سازی به عنوان مکمل مورد توجه قرار گیرند.
برای کاهش میزان خشونت و درگیری در جامعه لازم است در کنار قانون فرهنگ سازی نیز صورت گیرد. زیرا قانون به تنهایی نمی تواند نقش مهمی در کنترل هنجار شکنی ایفا کند.
توجه به فرهنگ سازی در کنار اعمال قانون یکی از مهمترین مسائلی بود که «سید حسن موسوی چلک» رییس انجمن مددکاران اجتماعی از ان به عنوان راهکاری برای کاهش خشونت یاد کرد.
وی در گفت وگو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، با نقد قوانین بازدارنده ی خشونت در جامعه گفت: تصور کاهش درگیری و خشونت با اجرای قوانین قضایی و برخورد های سلبی نمی تواند به درستی راهگشای مساله خشونت باشد زیرا بهترین شیوه درمان هر بیماری پیشگیری است.
لذا برای ریشه یابی و درمان مشکل خشونت ما نخست باید دلایل شکل گیری این مشکل را جستجو کنیم؛ بدون شناخت ریشه های شکل گیری این مشکل نمی توان راهکار پیشگیرانه ارائه کرد.
وی با انتقاد از کسانی که کاهش خشونت را در گرو اجرای قانون قضایی می دانند، گفت: قانون و اجرای آن فقط می تواند تا یک مرحله خاصی از گسترش خشونت و پرخاشگری جلوگیری کند ولی تا زمانی که ما پیشگیری های لازم را انجام ندهیم، انتظار اصلاح آسیب های اجتماعی یک آرزوست.
موسوی چلک ادامه داد: البته تاکید بر پیشگیری از خشونت با روش فرهنگ سازی به معنای نادیده گرفتن قوانین قضایی و قهری جامعه نیست بلکه برای کاهش درگیری و خشونت در جامعه باید تا آنجا که ممکن است از طریق فرهنگ سازی اقدام کنیم زیرا جنس خشونت بسته به رفتار اجتماعی افراد متفاوت است نمی توان همیشه یک تعریف دقیق و یک قانون خاص برای آن تصویب کرد.
او گفت: ایران مانند برخی کشورهای جهان سوم در زمینه گسترش مهارت های زندگی و بالا بردن قدرت تعامل افراد با دیگران ضعیف کار کرده است و این خود موجب می شود تا میزان آسیب های اجتماعی بویژه پرخاشگری در کشور بالا باشد.
موسوی چلک در ادامه به نقش خانواده در گسترش خشونت اشاره کرد و گفت: شناخت دلایل گسترش خشونت در سطح میانی و تاثیر پذیری آن بر شخصیت فرد راهکاری مناسب برای پیشگیری محسوب می شود زیرا بسیاری از خشونت و درگیری ها همچون همسرآزاری و کودک آزاری در ایران نتیجه ناآشنابودن افراد به حقوق و وظایف یکدیگر است.
این آسیب شناس اجتماعی با اشاره به اهمیت تقویت روش های پیشگیری اجتماعی گفت: یکی از راهکارهای مهمی که می توان به وسیله آن میزان خشونت و پرخاشگری را در جامعه کاهش داد استفاده از تخصص ها و نظرهای میان رشته ای است.
براساس آنچه گفته شد خشونت و گسترش آن امروزه معضلی خطرناک برای جامعه است. با این شرایط اگر ما برنامه یی برای کنترل این روند نداشته باشیم ممکن است در آینده جامعه با معضلات بیشتری در این زمینه درگیر شود.

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات