کد خبر: 1556 | تاریخ انتشار: ۰:۰۶:۱۵ - یکشنبه ۱۶ بهم ۱۳۹۰ | ۱ نظر | |

طرح برنامه ریزی مسائل اجتماعی-مرحوم پاکدل سلطانی

برنامه ریزی در مددکاری اجتماعی یکی از روشهای مهم در مددکاری جامعه ای می باشد که ارائه طرح عملی و کاربردی آن در جامعه ما و تلفیق آن با اصول تئوری موجود ، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.مقاله حاضر  که برگرفته از جزوات دانشگاهی استاد بزرگ مددکاری اجتماعی دانشکده مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، روان شاد علی اضغر پاکدل سلطانی می باشد ، به نکات ریز و ملاحظات مهم  و قابل تامل برای طرح برنامه ریزی مسائل اجتماعی اشاره دارد.

یادداشت نکات ضروری جهت طرح برنامه ریزی حل مسائل اجتماعی

(در صورت تمایل برای مطالعه زندگی نامه متن زیر را کلیک نمایید)

استاد مرحوم علی اصغر پاکدل سلطانی

استاد مرحوم پاکدل سلطانی

مقدمه-برای حل و فصل مشکلات اجتماعی ، نمی توان بدون مقدمه و اتفاقی اقدام کرد. حل مسائل اجتماعی چه آنهایی که به زمان کوتاهتری احتیاج داشته باشند ، و چه آنهایی که به زمان طولانی تر به برنامه ریزی احتیاج دارند.

برای این که برنامه ریزی ، مفید و موثر واقع شود ، به طرحی نیاز است که نکات مهم را به هنگام ضرورت یادآوری کند تا آن که قبل از واردشدن به عمل و اجرا ، جهات مختلف برنامه را پیش بینی کرده باشد تا تمهیدات لازم را در نظر گرفته حتی المقدور از موانع پیش بینی نشده جلوگیری کند.

درواقع دستورالعملی که از شروع مسئله تا حل نهایی و پیشامدهای آن مجریان را یاری و راهنمایی کند ضرورت دارد.

طرح پیوسته کوشش می کند که هدف فوق را تحقق بخشد ، به صورت مجموعه سوالاتی است که جوانب مختلف برنامه ریزی اجتماعی را از شناخت مسئله تا ارزیابی نتایج حاصل ، اختصارا در بر می گیرد.

در این رهگذر ممکن است مطالب به اندازه کافی جمع بندی نشده باشد ، یا این که حتی ، به کلی بعضی از نکات حساس و مهم از قلم افتاده باشد به عبارت دیگر ، نمی توان آن را دستورالعملی جامع و کامل شناخت ، گرچه هیچ طرحی نمی تواند چنین ادعایی کند ، چون همیاری پیشرفت کارها که در آن احتمالا عامل جدیدی بروز می کند ، باید مطابق آن طرح تغییر داد.

ولی قدر مسلم این است که هرچه این طرح مقدماتی و کلی مطرح شود ، از لحاظ برنامه ریزی حل مسائل اجتماعی اساسی و ضروری است و کسی که بخواهد این چنین کاری را انجام دهد ، باید بتواند جواب سوالات مطرح شده در این یادداشت را بیابد . منظور آن نیست که به تمام سوالات مربوط مو به مو پاسخ داده شود ، ولی در نظر داشتن این نکات لااقل موجب می شود که بعضی از موارد مهم و ضروری از نظر دور نگه داشته نشود . به هر حال امید است که این “یادداشت” بتواند به نحوی ، کسانی را که با مسائل اجتماعی و حل و فصل آنان سروکار دارند یاری کند.

در نوشتن یا تهیه یک طرح باید مردم را متقاعد ساخت (مردمی که به نحوی با آن مسئله مربوط می شوند) که مسئله ای وجود دارد. در همان زمان که مسئله بشکل کلی و پیچیده خود معرفی میشود باید آنرا آنچنان تجزیه و تقسیم بندی کرد تا اینکه بشکل یک مشکل خاص قابل رویت درآید ، برای این کار باید حتی المقدور از مسائل پیچیده و کلی و گنگ و مبهم پرهیز نمود و باید روشن و مشخص شود که چه چیز را می خواهیم کشف و حل کنیم.

در جستجوی راه حل باید ارتباط نتیجه حاصل از اقدامات خود را با موضوع و مشکل مورد بحث حفظ کنیم و آن مسائلی را به کار بریم که مربوط به هدف های طرح باشد و دست یافتن بدانها را تامین و تضمین کند. و مسائل ، هدف ها و نتایج حاصله باید از نقطه نظر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مناسب و قابل عمل و اجرا باشد . بطور کلی می توان طرح را بشکل زیر دسته بندی و توصیف کرد :

یک : مسئله یا احتیاج

1 : طبیعت مسئله یا احتیاج چیست؟

1-1-تاریخچه-شروع مسئله (سوابق تاریخی و غیره)

1-2 -چه کسی از مسئله متاثر می شود و یا رنج می برد “کی ، کجا ، چطور و چگونه”.

1-3- خصوصیات و مشخصات آنهایی که بنحوی مسئله دامنگیر آنهاست ، چیست؟

(مانند سن ، جنس ، مذهب ، درآمد و علائق و غیره) ؟

1-4- درک و ارتباط کسانی که مبتلی به مسئله هستند از مسئله چه می باشد؟

1-5- کوشش ها و اقدامات قبلی برای حل مسئله

1-6- فرکانس و نوسان و بعبارت دیگر افزایش و کاهش با شدت و ضعف مسئله در زمان های مختلف چیست؟

دوم : پیش درآمد وقایع و چگونگی مطرح شدن اتفاقات :

2-1 چطور شد که مسئله تشخیص داده شد؟

  • مصاحبه
  • بوسیله مشاهده
  • مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون و غیره
  • تحقیقات علمی
  • سایر منابع (داخل و خارج از جامعه)

2-2 چه کسی گفت و یا ادعا کرد که مسئله وجود دارد؟

فرد

گروه

موسسات

سایر منابع و مراجع (داخل و خارج از جامعه)

2-3 آنها چگونه مسئله را می بینند و آن را تجزیه و تحلیل و تفسیر می کنند؟

2-4 تاثیر و عواقب مسئله برای آنها چیست؟

2-5 کسانی که آنرا مسئله نمی داند و به آن به عنوان مشکل نگاه نمی کنند کدامند؟

–        آنهائیکه مخالفند چرا؟

–        آنهائیکه بی تفاوتند چرا؟

2-6 مستند و معتبر کردن مسئله. بیان مسئله

وقتی که مسئله احساس و شناخته شد باید آنرا بطریقی مستند و معتبر ساخت که برای کسانیکه بنحوی با مسئله مربوط اند قابل قبول باشد قاعدتا این باید از طریق تحقیقات علمی ، مطالعات منظم صورت گیرد ، ولی اگر بدلائل مختلفی نظیر گرانی ، وقت و انرژی و غیره انجام یک چنین تحقیقات و مطالعات علمی امکان پذیر نبود. منابع دیگری که در بالاذکر شد نظیر مشاهده و مصاحبه و مطبوعات و غیره باید به اندازه کافی قابل اعتبار برای جمع آوری کافی اطلاعات و حقایق درباره مسئله باشد تا بتوان مردم ذیعلاقه و ذینفع را متقاعد ساخت که مسئله ای وجود دارد و باید کاری درباره آن کرد.

در ضمن همیشه باید مترصد و درجستجوی آن باشیم که آیا مطالعات و تحقیقات مربوطه دیگری در این زمینه صورت گرفته یا آنکه در دست اقدام است یا نه . چون اطلاع از این مطالعات و منابع ممکن است ما را در مقصود خود یاری کند و کار ما را در اینکه خود این مطالعات را انجام دهیم کمتر کنند.

سوم- تجزیه و تحلیل مسئله

3-1 تئوریها درباره مسئله چه به ما می گویند.

3-2 علل و ریشه مسئله

3-3 چه عواملی در مسئله موثر هستند؟

ارزش ها ، نرم ها ، عقاید و غیره

اقتصاد ، تعلیم و تربیت ، دولت ، مذهب و سیستم بهداشتی و سیستم رفاهی و غیره؟

همسایگان؟

گروه همکاران و هم قطاران و غیره؟

خانواده ؟

فرد؟

3-4 چه عدم تعادل و اختلال در وظائف جامعه در ایجاد مسئله شریک و سهیم است. وظایف جامعه را می توان طبق نظر دکتر رولاند وارن یکی از رهبران و نویسندگان معروف حرفه مددکاری بشکل زیر فهرست وار نام برد.(قبلا در این باره با دانشجویان در کلاس بحث شده است).

–        تولید ، توزیع و مصرف

–        اجتماعی کردن

–        شرکت اجتماعی (تعاون و معضلات اجتماعی)

–        حمایت و یاری متقابل و ارتباطات

–        کنترل اجتماعی

در سایه یک چنین تجزیه و تحلیلی از جامعه اهمیت مسئله نسبت به موارد زیر روشن می گردد :

3-4-1  تاثیر و تاثر گروه مورد نظر (جمعیت مورد نظر) و مسئله مورد بحث در داخل چهارچوب و (یا در پهنه) جامعه

  3-4-2  رابطه گروه مورد نظر با مسئله و عمران جامعه (و یا تعدیل مسئله در صورت لزوم) با یکدیگر)

3-4-3  عواقب و اهمیت مسئله برای نظام های مختلف.

 3-4-4  نوع و گروه مددجویان مختلف.

3-4-5 موسسات و سازمانهای مختلفی که مستقیما مسئله به آنها مربوط می شود.

3-4-6  نظام و نهاد ها خارجی (خارج از جامعه) که برای مسئله اهمیت دارند.

چهارم – در جستجوی راه حل (هدف ها)

برای آنکه بتوانیم یک برنامه زنده و فعال واقعی برای حل مسئله خود طرح و اجرا کنیم لازم داریم که دقیقا در دو مورد تصمیم بگیریم.

1- موقعیت چقدر سخت و تا چه اندازه وصول شدنی است و یا آنکه احتیاج به تغییر چه اندازه گرانقدر و با اهمیت است؟

2- تا چه اندازه ما به حدس خود درباره طبیعت مسئله اطمینان داریم که بتوانیم آنرا بعنوان اساس برنامه خود بکار بریم؟

مطالعه و دقت نظر در این دو امر ما را وادار می کند که درباره مشتقات زیر تصمیم بگیریم ، یکی را انتخاب و روی آن عمل کنیم.

الف- تحقیقات بیشتر جهت درک و یادگیری بعضی مطالب و نکات بخصوص معینی درباره مسئله که احساس شده و برای تهیه برنامه مهم و حیاتی است.

ب- قبول بعضی حدسیات درباره مسئله و تهیه یک پروژه آزمایشی بر اساس اعتقاد ما نسبت به طبیعت مسئله و علل آن.

ج- قبول اینکه اطلاعات و دانش حاضر ما درباره مسئله کافی و قطعا صحیح است و میتوانیم با برنامه تمام و کمال برای حال آنها تهیه کنیم.

د- چنانچه به مرحله ای برسیم که بتوانیم تصمیم خود را درباره مسئله بگیریم آنوقت است که مسئله باید بما بگوید که در چه موقعیتی هستیم و کجا می خواهیم پا درمیانی کنیم در پیشگیری ، درمان ، و یا توانی و ارتقاء .

با احتساب و در نظر گرفتن این مراحل مختلف پا درمیانی ما باید منظور و مقاصد خود را روشن کرده و تصمیم بگیریم که چه خواهیم کرد و دقیقا دنبال چه هدفی می باشیم. نتایج و محصول کار را آنچنان پیش بینی کنیم که مربوط و متناسب با مسئله ما باشد.

سوالات زیر ممکن است ما را در این راه کمک کند:

–        چه راه حلی پیشنهاد شده است؟

–        کی پیشنهاد کرده ، چرا ؟

–        گی مخالفت می کند ، چرا؟

–        چه هدفهائی را شما پیشنهاد می کنید که بتواند مسئله را حل کند و یا احتیاجات را پاسخ دهد ، و دلیل این پیشنهادات ار نقطه نظر :

–        ارتباط و تناسب نتایج و محصول کار با مسئله ؟

–        ارتباط و تناسب و مسائل با نتایج و محصول کار؟

–        آیا عمل و اجرای هدف ها و نتایج و وسائل از جهت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مناسب و قابل قبول می باشد؟

باید توجه داست که تعییین الویت ها به این طریق که مسائل از نقطه نظر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جنبه عملی داشته باشد کم و بیش در تمام مراحل و طول اجرای پروژه از اول و تا آخر حکم فرما بوده و ادامه خواهد داشت. در هر دوره از عملیات و یا مراحل مختلف طرح بنحوی از انحا و بشکلی از اشکال ، با مسئله تعیین الویت ها از نقطه نظر قابلیت اجرائی آنها به جهاتی که در بالا ذکر شد روبرو هستیم.

پنجم برنامه ها و سرویس ها

  وقتی هدفهای خود را تعیین کردیم باید روش هائی را که برای رسیدن به این هدف ها لازم داریم انتخاب نمائیم و وسائل لازم و مربوط را برای دست یافتن به نتیجه مطلوب بخدمت بگیریم برای این منظور باید برنامه ها و سرویس های خود را بوجود آوریم.

هرچند که طرح اولیه برنامه ها و سرویس ها نمی تواند شامل تمام جزئیات باشد و این قسمت از پروژه مخصوصا بمرور زمان توسعه و تکامل می یابد ولی به هر حال باید بر اساس تشخیص ما از طبیعت مسئله و با توجه به هدف های تعیین شده طرح برنامه های مناسب اصلی را بریزیم و سرویس های مختلفی را که فکر می کنیم لازم است در طرح خود ارائه دهیم.

    دکتر جان ترنر و سایر نویسندگان سه موقعیت را تشخیص داده اند که مددکاران می توانند در آنها دخالت کنند و پا درمیانی کنند:

1- بکاربردن و استفاده از سرویس های موجود :

در این موقعیت فرض بر این است که برای رفع پاره ای از احتیاجات مردم در جامعه منابع و موسسات وجود دارد ولی مردم به دلائل مختلف قادر نیستند و یادنگرفته اند که چگونه از این منابع استفاده کنند در اینجا وظیفه مددکارانست افراد و گروهها را کمک کنند تا بتوانند این منابع را بکار برده و از آنها استفاده نمایند.

2- تقدیم و تحویل سرویس ها :

در اینجا باز فرض بر آن است که در جامعه منابع و موسساتی وجود دارد ولی عدم استفاده مردم از آنها بعلت اشکال خود مردم نیست بلکه این بار محدودیت و اشکالات متوجه سرویس ها است زیرا به دلائل مختلف نظیر کوچکی و یا قدیمی بودن درس و غیره سرویس ها قادر نیستند جوابگوی احتیاجات زمان خود باشند . در اینجا پا در میانی مدد کارانست که به منابع و موسسات کمک کند تا تغییرات لازم را در شئون مختلف تشکیلات خود نظیر خط مشی ها و ساختمان و نوع و اندازه سرویس ها و غیره بدهند تا آنها را قادر سازد که بتوانند جواب احتیاجات مردم را بدهند.

3- ایجاد و تاسیس تشکیلات و سرویس های جدید :

در این موقعیت فرض آنست که برای پاره ای از احتیاجات مردم و هیچگونه منبع مرجعی وجود ندارد و مددکار باید برای بوجود آوردن چنین تشکیلات و سرویس هائی اقدام و کوشش نماید .

با توجه به این موقعیت ها و مسئله بخصوص که مددکار با آن مواجه شده است مددکار می تواند در یابد که فعالیت او در کدام یک از این دسته ها قرار می گیرد و حدود و چهار چوب کار او برایش روشن تر می گردد. اقدام در مورد هر یک از این موقعیت ها استراتژی بخصوص را ایجاب می کند. مثلا اگر مسئله آنست که مردم معلومات و مهارت لازم برای استفاده از منابع و سرویس های موجود را ندارند می بایست استراتژی طرح کنیم که بوسیله اجرای آن مردم شانس و فرصت دست یافتن به آن دانش ها و مهارت های لازم را بیابند.

و طرح یک چنین استراتژی برای هر یک از موقعیت های دیگر با اشکال مختلف و مخصوص خود صادق است. زیرا ممکن است برای ایجاد تغییرات لازم در تشکیلات و خط مشی و سرویس های موجود باز مجبور باشیم که سیستم های جدیدی مانند برنامه های آموزشی برای آماده کردن افراد مسئول جهت تغییر سیستم قدیم بوجود آوریم یا آنکه چگونه برنامه ها و سیستم های موجود را توسعه و یا گسترش دهیم که بهتر احتیاجات مردم را برآورده کند. و یا همانطوریکه گفته شد مجبور باشیم که برای برآورده کردن احتیاجات بخصوص از مردم دست به ایجاد سرویس ها و برنامه های جدیدی بزنیم که مسلما تشکیلات و ساختمان جدیدی هم اقتضا می کند.

برای تهیه و ایجاد و توسعه تشکیلات و سرویس ها باز ما با مسئله تعیین اولویت ها روبرو هستیم زیرا ممکن است قادر نباشیم تمام آن سرویس هائی را که فکر کرده ایم و تشخیص داده ایم برای حل مسائل لازم و مناسب است تهیه کنیم. برای تعیین یک چنین الویت هائی ممکن است سئالات زیر را مطرح نمائیم.

–        چه نوع برنامه ها و سرویس هائی لازم داریم؟

–        اندازه گروه و گروههائی که این سرویس ها باید بدانها خدمت کنند چیست؟

–        ارزش و مخارج سرویس ها چقدر است؟

–        تاثیر این سرویس ها روی مسائل چیست و راندمان کار آنها تا چه اندازه است؟

–        تحت نظر چه مرجع و مقامی این سرویس ها کار خواهند کرد؟

بخش خصوصی ، بخش دولتی و یا آن تشکیلات بزرگتری که این تشکیلات جز آن خواهد بود کدام است.

–        برنامه ها و سرویس های موجود کدامند. اگر ما آنها را توسعه و گسترش دهیم آیا مفید خواهد بود یا خیر و یا اینکه اصولا سرویس های جدید ضرورت دارد. در این صورت آیا امکان ایجاد سرویس های جدید هست یا خیر؟

و به طور خلاصه باید ببینیم برای ایجاد این سرویس و برنامه ها چه نوع منابعی در دسترس است و کجا و چطور می توان از آنها استفاده نمود و چه موانعی وجود دارد و چگونه می توان بر این موانع فائق آمد و سئوالات مربوط دیگر.

ششم اجرای طرح

وقتی فهمیدیم چه نوع سرویس هائی لازم داریم که به هدف های خود برسیم و این برنامه ها را تعیین کردیم برای اجرای آنها احتیاج داریم که قدم های زیر را برداریم.

الف- قابلیت اجرا از لحاظ سیاسی

   در هر پروژه ای بدلائل مختلفی افراد و گروه های مختلف ممکن است بدان علاقه مند شوند و در آن دخالت کنند و یا آنکه با آن بطور مستقیم و غیر مستقیم مخالفت ورزند و این فعل و انفعالات و فعالیت ها مخصوصا از طریق سیستم سیاسی اثر شدیدی روی قبولی یا ردی پروژه خواهد داشت . مثلا ممکن است شهردار به دلائلی موافق برنامه باشد در حالیکه وزیر کشور با آن مخالفت کند و فعالیت های رسمی و غیر رسمی آنها در مورد پروژه معلوم است که خیلی کارها ممکن است با عملی شدن پروژه بکند :

خلاصه آنکه پروژه باید مجوز قانونی خود را از دستگاه سیاسی بگیرد . به هر حال با این منظور تشکیلات مختلفه مردم  به مثابه فشارهای سیاسی بر پروژه بسیار با اهمیت است.

ب- قابلیت اجرا از نقطه نظر بودجه و امور مالی (سرمایه گذاری)

قابلیت اجرای مالی از قاطع ترین عوامل برای عملی شدن پروژه است پیش از آنکه ما شروع کنیم برنامه را اجرا نمائیم باید مطمئن باشیم که بودجه لازم و کافی را در اختیار داریم یا آنکه پیش بینی کنیم که همپای پیشرفت پروژه به موقع خود حتما بودجه لازم را فراهم خواهیم کرد و این تخمین و برآورد ، باید حتی المقدور مناسب و مطمئن باشد و گرنه اگر پروژه را وسط راه نیمه کاره رها کنیم ممکن است از خیلی جهات برای ما گران تمام شود.

سه عامل بسیار مهم در امر قابلیت اجرائی مالی پروژه جامعه دخالت دارند که عبارتند از :

1- هزینه ، و مخارج کل ، منابع مالی بندی بودجه

چنانچه پروژه به اندازه کافی بزرگ باشد تخمین و محاسبه قیمت و مخارج کل وظیفه و کار متخصصین امور مالی است. زیرا آنقدر نکات فنی زیادی در بردارد که احتیاج به سطح بسیار بالائی از مهارت و تخصص دارد و مخصوصا موضوع تبدیل کیفیات و کمیت امری است که باید با همکاری کارشناسان نظیر تیم تحقیقی متخصصین در این زمینه صورت گیرد.

این امر وقتی اهمیت خود را نشان می دهد که بیاد آوریم نظرات مردم هم باید در این مورد ملاحظه شود. در هر پروژه جامعه ای همیشه هستند کسانیکه (افراد یا گروهها) بدلائلی با کل پروژه یا با قسمت هائی از آن مخالفت می کنند و معمولا مخالفت آنها مبتنی بر این فرض است که مخارجی که آنها باید برای پروژه مورد نظر متحمل شوند بیشتر از آن منافعی خواهد بود که آنها ممکن است بدست آورند. ویا البته بدلائل دیگر حتی دلائل کاملا شخصی.

لذا محاسبه ارزش و قیمت مخالفت گروه ها با پروژه جامعه قاطعیت زیادی برای محاسبه و تخمین مخارج کل دارد. آگاهی از این عوامل و امور و مشکلات و موانع کمک می کند که چگونه هر موقعی که احتیاج داشتیم از کارشناسان و متخصصین استفاده کرده و با آنها کار نمائیم. بعضی از آن چیزهائی که ممکن است ما برای آنها احتیاج به بودجه داشته باشیم عبارتند از تحقیق و مطالعه ، پرسنل و لوازم کار ، ایجاد و توسعه برنامه ها ، مرکز و اداره تشکیلات و آموزش و غیره ( این قسمت به اندازه کافی  مورد بحث قرار نگرفته است ).

2- منابع مالی و تقسیم بندی بودجه

وقتی فهمیدیم که چقدر بودجه لازم داریم باید بدانیم که چگونه آنرا تهیه خواهیم کرد چه نوع منابعی در بخش دولتی و یا خصوصی برای آن وجود دارد. و آیا این منابع در داخل جامعه قرار دارند و یا خارج آن و در چه سطحی از سلسله مراتب تقسیم بندی کشوری و دولتی . شهر . استان و یا مملکت بطور کلی و اینکه چه نوع منابعی ممکن است در آینده پیدا و مورد استفاده قرار گیرند.

3- تقسیم بندی بودجه

هنگامی که مطمئن شدیم که از لحاظ تهیه بودجه جهت اجرای پروژه وضع اطمینان بخشی داریم آنوقت تازه با مسئله تقسیم بندی بودجه روبرو هستیم. زیرا باید تصمیم بگیریم و تعیین کنیم که چگونه می خواهیم پول خود را خرج کنیم. باید تعیین کنیم که پول را باید بیشتر به مصرف کدام قسمت پروژه و یا برای کدام از برنامه ها و سرویس ها خرج نمائیم. لذا مجبوریم که در مورد الویت ها و تقدم و تاخر ها قضاوت کنیم و مخارج عملیات مختلف را با توجه به ارتباط آنها با اهمیت مسائل و هدف ها و وسائل ، سنگین و سبک برآورد کنیم.

  در اینجا مانند محاسبه مخارج کل احتیاج به کارشناسان و متخصصینی در رشته های مختلف داریم. در حقیقت مخارج کل یا بهای تمام شده پروژه و تقسیم بندی و تمرکز آن روی قسمت ها و برنامه های مختلف با هم ارتباط درونی داشته و متقابلا روی هم اثر می گذارند. بدان معنی که حداقل قسمتی از مخارج کل ممکن است نتیجه تخمین و محاسبه ارزش سرویس هائی باشد که پروژه تقدیم مردم خواهد کرد و یا قیمت آن سرویس هائیکه بکار خواهد برد. در هر صورت باز ما با مسئله تعیین الویت ها روبرو هستیم.

–        افراد موثر در اجرای طرح و نیروی انسانی لازم

ج- تشکیلات

هرگاه پروژه و برنامه ها ، از نقطه نظر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مورد قبول واقع شد و مجوز خود را دریافت کرد آنوقت ما حاضر هستیم که پروژه خود را بکار اندازیم ، ولی برای اجرای آن ما احتیاج به تشکیلاتی خواهیم داشت که سرویس ها و برنامه ها را اداره کند. این تشکیلات بطور خیلی خلاصه ممکن است دارای ساختمان و سازمان زیر باشد.

1- مرجع مسئول :

اول از همه باید روشن کنیم که این تشکیلات تحت نظر چه مرجع و یا مقامی می خواهد یا باید کارکند. زیرا این مقام و مرجع تاثیر کلی در تمام شئون تشکیلات از قبیل خط مشی ها ، جریان امور اداری و غیره خواهد داشت. این مقام مرجع ممکن است در بخش خصوصی باشد.یا در بخش دولتی و ممکن است تحت نظر سیستم های مختلف نظیر بهداشت ، فرهنگ و غیره کارکند و یا اینکه وابسته به تشکیلات بزرگتر دیگری باشد.

البته ممکن است بعدها این مقام و مرجع تغییر کند ولی به هر حال باید همیشه وضع ما نسبت به آن روشن باشد.

2- کارکنان

منظور از تمام افرادی است که در این تشکیلات برای اجرای برنامه ها و تحقق یافتن هدفهای پروژه فعالیت می کنند.

–        هیئت امنا

–        هیئت مدیره برای تعیین خط مشی ها تهیه بودجه و به مرحله اجرا در آوردن تصمیمات

–        مدیر عامل

شخصیت ، سرشناسی و سابقه هر یک از این اعضاء برحسب احتیاجات و امکانات دستگاه فرق می کند. منظور آن است که هر نوع تشکیلات دستگاهی با افراد بخصوصی در این مقام ها احتیاج دارد که بتواند برنامه های خود را اجرا و به هدف هایش برسد.

سوابق و گذشته و نوع علائق و تاثیر و تاثر و عمل و عکس العمل هائیکه این افراد در ارتباطشان با یکدیگر خواهند داشت نقش بزرگی را در زندگی تشکیلات از نقطه نظر خط مشی ها ، دست یافتن به هدف ها و غیره بازی می کند و انتخاب یا تعیین این افراد بستگی به آن خواهد داشت که این تشکیلات تحت نظر چه مقام و مرجعی کار خواهد کرد.

–        کارمندان و کارگران

متناسب با برنامه ها و سرویس ها و سایر امور تشکیلات باید ببینیم به چه نوعی از کارمندان و کارگران احتیاج خواهیم داشت تا بتوانند از عهده کارها و وظائف محوله برآمده و امور مختلف تشکیلات را بگردانند . در واقع این افراد هستند که به هدف ها تحقق می بخشند و به تصمیمات جامعه عمل می پوشانند لذا باید در انتخاب و استخدام آنها حتی المقدور دقت کافی و کامل بعمل آید . و این افراد ممکن است.

افرادی متخصص و حرفه ای یا غیر حرفه ای

داوطلب یا غیر داوطلب

تمام وقت یا نیمه وقت

باشند که در قسمتهای مختلف تشکیلات مشغول خدمت شوند.

جواب سوال اینکه چگونه آنها را بدست خواهیم آورد؟ بستگی دارد به منابع قابل دسترسی و مخصوصا وضع مالی و بودجه ما

البته گاهی اتفاق می افتد که با وجود داشتن بودجه کافی باز ممکن است افراد مورد نظر پیدا نشوند. لذا در تهیه پروژه باید پیش بینی یک چنین اموری را کرد و مطالعه شود که چگونه می توان این چنین فقدان هائی را جبران نمود. یا اینکه آیا امکان خواهد داشت که در موقع مناسب و مقتضی به تربیت افراد مورد احتیاج همت گماشت یا خیر . خلاصه باید فکر آن بود که مبادا برنامه هائی را بوجود آوریم که کسی را برای اجرای آنها نداشته باشیم.

3- مشاوران

هر تشکیلاتی ممکن است اجرای مقاصد خود در موارد گوناگون داشته باشد که با آنها در مواقع مختلف مشورت نماید. این افراد ممکن است اشخاصی متخصص و حرفه ای در رشته های مختلف باشند یا حتی اشخاص عادی و ساده ایکه اظهار نظر آنها در امر بخصوصی کمک زیادی به پروژه نماید. و استفاده از این مشاورین ممکن است به شکل انفرادی و یا کمیته صورت گیرد. اغلب در پروزه های اجتماعی از میان مردمیکه پروژه به خاطر آنها تهیه می شود کسانی را برای شرکت در این کمیته های مشورتی انتخاب می کنند تا صدائی در تشکیلات داشته باشند و به این وسیله در تعدیل و تطبیق برنامه ها با احتیاجات مردم کمک کنند.

چون معمولا بخدمت گرفتن یک چنین سرویس های مشورتی برای دستگاه خرج برمیدارد و گاهی  فوق العاده گران است لذا باید سعی بشود حتی المقدور از منابع موجود ممکن در این زمینه که خرجی اضافی تولید نمی کند و یا اگر میکند کمتر از اعتبار کمیته مشورتی جدید است استفاده کرد . مگر آنکه برای امر بخصوصی هیچگونه منبع مشورتی و یا انفرادی که به رایگان این خدمت را در اختیار ما بگذارند وجود نداشته باشد که در این صورت مجبور به استخدام یک چنین افراد متخصص باشیم.

اصولا گرفتن کمک مشورتی از افراد و گروهها و منابع دیگر بستگی بشدت احتیاج و بزرگی پروژه و داشتن بودجه و سایر عوامل مربوطه دارد. اگر این عوامل دقیقا تعیین نکنند که آیا دریافت یک چنین سرویس برای پروژه و تشکیلات لازم است یا خیر استفاده از آن ممکن است گران و بی ثمر از آب در آید.

هفتم- شرکت مردم در پروژه

در مورد شرکت خود مردم که قبلا هم درباره آن صحبت شد باید گفت آنقدر مهم است که باید آنرا در تمام مراحل و جریان کار پروژه از تعیین مسئله تا اجرای پروزه و ارزیابی آن بطور جدی بحساب آورد . هیئت امنا و کمیته های مشاوره ممکن است از محلهای با اهمیتی باشند که بتوان از شرکت خود مردم استفاده کرد و محل های دیگری نظیر برنامه ها و سرویسها نیز وجود دارد که مردم می توانند شرکت فعالانه داشته باشند.

خلاصه باید در نظر داشت که شرکت تام و تام مردم از عوامل قطعی موفقیت پروژه های جامعه ایست.

هشتم- سایر نکات

جنبه های دیگری از لحاظ تشکیلاتی و اداری نظیر قسمت های مختلف تشکیلات مقررات و آئین نامه ها و محل تشکیلات و غیره وجود دارد که گرچه توضیح آنها حائز کمال اهمیت  است ولی چون تشریح آنها در این مختصزر نمی گنجد از این امر صرف نظر می شود ولی باید دانست که این جنبه ها و نکات و امور از تشکیلات به تشکیلات دیگر بنابر وسعت کار – هدف ها تشکیلات و امکانات و غیره با هم فرق می کنند و توجه به آنها در خور کمال اهمیت می باشد.

نهم- ارتباط سایر موسسات و سیستم های موجود

   علاوه بر تعیین اینکه تشکیلات ما تابع کدام مقام و مرجع و یا تشکیلات بزرگتری است و چه وضع و ارتباطی نسبت به موسسات و تشکیلات تابعه و وابسته این مراجع دارد. باید وضع و ارتباط خود را نسبت به موسسات دیگری که ممکن است هدف ها و وظائفی نظیر تشکیلات ما  دارند روشن نمائیم و جای خود را از لحاظ های مختلف در میان آنها تعیین کنیم.

خلاصه با آشنائی هر چه بیشتر با موسسات و منابعی که ممکن است به نحوی از انحاء با ما و کار ما سروکار داشته باشند به قدرت و استحکام پروژه خود کمک کنیم و نیز بدانیم که از کدام آنها می توانیم کمک بگیریم و به کدام ها کمک نمائیم تا تشکیلات ما بتواند به زندگی خود فعالانه و پرثمر ادامه دهد.

دهم ارزیابی

ارزیابی برنامه ها و سرویس ها و پروژه ها بطور کلی ممکن است از راه های مختلف ، در زمانهای مختلف وسیله اشخاص و گروههای گوناگون از نقطه نظر های مختلف صورت گیرد.

هدف اصلی ارزیابی باید روی تعیین ارتباط مسائل و وسائل و نتایج کار با هم باشد.

ما می خواهیم بدانیم آیا پروژه و برنامه ها و سرویس هایش تغییرات مطلوب را درباره موقعیت مورد نظر بوجود آورده است یا خیر و تاثیر آنها روی مسائل چه بوده و کارکرد و کاربرد آنها در این زمینه چه بوده است. و در شکل نهائی خود آیا این پروژه به رفاه و بهزیستی مردم اصولا کمک کرده یا خیر و اگر کرده این کمک تا چه اندازه بوده است؟ آیا آن اندازه بوده که به خرج و کوششی که در این راه شده بیارزد؟

کار ارزیابی ممکن است به وسیله تیم های متخصصین و یا موسساتی که در زمینه مربوط کارشناس هستند صورت گیرد و این کار ممکن است در اوائل پروژه و یا بعد از مدتی که اطلاعات لازمه و کافی برای ارزیابی جمع شده باشد انجام گیرد. ارزیابی همینطور ممکن است وسیله خود کارکنان بمرور زمان وسیله گزارشات هفتگی و ماهانه و غیره صورت گیرد.

مراحل و قدم هائیکه در این “یادداشت فنی” مطرح شده الزاما در جریان کار واقعی همیشه به همین ترتیب یکدیگر را تعقیب نمی کنند. آنها ممکن است همزمان و به موازات یکدیگر انجام پذیرند و یا آنکه حتی جای خود را با یکدیگر عوض نمایند.

این”یاد داشت فنی” برای کسانیکه شفاهاً برایشان توضیح داده نشده احتیاج به شرح و بسط کتبی بیشتری دارد و یا احتیاج به ضمیمه ای دارد که مفاهیم و ترم ها و تعاریف بکار رفته را در آن روشن تر و صحیح تر تشریح نماید.

 استاد مرحوم علی اصغرپاکدل سلطانی استاد مددکاری اجتماعی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ دیدگاه مطلب براي " طرح برنامه ریزی مسائل اجتماعی-مرحوم پاکدل سلطانی " ارسال شده است.

  1. با سلام و احترام
    خداوند رحمتش کند در جهت ارتقاء کیفی خدمات مددکاری اجتماعی تلاش های زیادی کرد.
    موسوی چلک

ارسال نظر


آخرین موضوعات