کاش می شد ساده تر صحبت کنیم…! | سايت تخصصي مددکاری اجتماعی ایران 

کد خبر: 15911 | تاریخ انتشار: ۱۳:۲۸:۴۴ - سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ | بدون نظر | |

کاش می شد ساده تر صحبت کنیم…!

تلگرام، فیلتر شد! اینترنت فیلتر شد! گوجه {مگر در مغازه ای در کوچه ای خاص} فیلتر شد! جی میل فیلتر شد! وایبر فیلتر شد! سیب زمینی تا اطلاع ثانوی فیلتر شد! محصولات خارجی فیلتر شد! اتومبیل گرانقیمت فیلتر شد!  روسیه در فیلتر تلگرام ناموفق بود! اینترنت رفع فیلتر شد! بزرگترین کوچ تاریخ از وایبر به تلگرام در ایران انجام شد! جی میل قابل فیلتر نیست! اینترنت نیاز هر روزه مردم است! ۳۰ هزار نفر در تلگرام ارتزاق می کنند!

سنت فیلترینگ که معادل فارسی درست و درمانی ندارد اما معرب آن با کلمه ی “مسدود” قابل شناسایی است بیش از سنتهای دیگر در جامعه ما فراگیر شده است. البته مخصوص کشور ما نیست اما اینجا بسیار برای اجرای این سنت نه چندان نوپدید تلاش می شود. شواهدی هست که نشان می دهد خسروان این سرزمین تقریبا همیشه مایل بودند به مردم دستورات غافلگیرکننده بدهند که الیوم چنین باشد یا الیوم چنان نباشد. روی درست این سنت هم گویی این است که دفعتی باشد و غافلگیر کننده. فیلترینگ دفعتی سنتی است که برای حفظ آن باید کمی تأمل کرد. این که تا یکروز، از افراد معمولی گرفته تا بالاترین اشخاص و نهادهای حکومت تلگرام سایر نرم افزارآلات ارتباطات جمعی را تبلیغ یا دستکم استفاده کنند و ناگهان بگویند هرچه داشتید از این بساط جمع کنید که داریم جمع می کنیم بساط این افزارِ نرمِ فتنه انگیز را.

کاری نداریم که تلگرام و اینترنت و ایمیل و جی میل و حتی سیب زمینی و گوجه (که در عهدی در همین دهه اخیر در کمال تعجب برای یکی دو ماهی منع دسترسی داشتند) خوب است یا بد است که خوب و بد مفاهیم ارزشی اند و همگام با ارزشها و اینجا با سیاستهای جاری کشور تعریف و چارچوب بندی می شود. بحث بر سر موفقیت تصمیم ها و دستورهاست. در این سالها باید به این حد از تجربه رسیده باشیم که یک مدیر/ رئیس خوب مدیر/رئیسی است که قبل از صدور دستور، از انجام شدنی بودن آن اطمینان حاصل کند. اینکه دستور قضایی به اجرای این سنت داده شود و نه تنها مردم بلافاصله فیلترشکنها را از فایلهای مربوطه خارج کنند بلکه مجری اصلی اجرای دستور یعنی وزیر ارتباطات نه در لفافه بلکه رسما از آن ابراز نارضایتی کند پیام ناجوری به جامعه خواهد داشت. این بعنی این که می شود دستورها و مقرراتی که حتی مراجع قضایی با شدیدترین عتاب و خطاب صادر می کنند اجرا نکرد. این برای جامعه ای که اکنون به شهادت پژوهشهای اجتماعی موجود در سطح بالایی از اعتماد اجتماعی قرار ندارد و هر روز به آتش این بی اعتمادی از سوی سودجویان و دلالان داخلی و خارجی دمیده می شود می تواند فاجعه بار باشد. اینکه دسترسی به برخی محتواها یا سایتها به دلایل امنیتی، تربیتی، سیاستی، یا هر چیزیتی گاهی مفید است را می شود پذیرفت. کما اینکه مردم پذیرفتند که فلان سایتهای غیراخلاقی و امثالهم را کوچکترها و گاهی بزرگترها نبینند. اما اگر قبل از توجیه عموم مصرف کنندگان، مصرف یک کالا یا دریافت یک خدمت منع شود در جامعه امروز نیاز به دقت فراوان دارد.

شاید در عمل اجرای قاعده های اجتماعی دشوار باشد و ناظمان کشور بگویند اینها حرف است و در عمل ناشندنی است اما همین که در جوامعی دیگر شده می تواند امیدوار بود که اینجا هم به شرط وجود شرایطش، قابل اجرا باشد. قاعده اجتماعی می گوید ارتباطات اجتماعی، سنخ های آن، مسیرهای آن، محتوای آن و سایر اجزای مرتبط با آن از جنس اجتماعی اند و باید راه حلهای غیراجباری که آرام، فرایندی، گام به گام، اصولی و ارزشمدار هستند برای آنها اعمال گردد.

در این راه حل باید حوصله کنید و برخی خسارتهای جزئی را به نفع خسارات بزرگتر تحمل کنید. باید فرایند اجرای آن طی شود و ابتدا آینده بینی کنید و پیشگیری و اگر نشد آنگاه گام به گام طرح های کوتاه مدت را در مسیر برنامه های بلندمدت اجرا کنید. اصولی که بر اجرای برنامه های اجتماعی حاکم است را رعایت کنید و ارزشهای مردم (نه فقط ارزشهای رسمی) را محترم بشماری و کاری کنید که مردم خود برای تغییر پیشگام شوند.

باید بپذیرید که ارزشها شهودی اند و گاهی اصلا با عقل جور نیستند اما نزد صاحبان آنها کامل محترم و حتی مقدس اند. بنابراین نمی توانید برای تغییرات اجتماعی به مردم بگویید “اشتباه کردید که به این یا آن چیز دل بستید.” دل بستن،  با گره ریسمانهای نایلونی و کتانی فرق دارد و با خنجر و تیغ باز نمی شود. که گاهی هر چه بیشتر به آن پیله کنی بسته تر می شود و رهایی از آن سخت تر. بعید است ارزشهای امروز مردم به تلگرام یا نرم افزارهایی از این دست باشد برادران و خواهران. مردم به آسانی از وایبر دل کندند و به تلگرام پیوستند. پس این دلبستگی نبود و مردم آنقدر عاقل هستند که نرم افزار را فقط یک ابزار ارتباط گیری بدانند. به نظر می رسد که این ها دارند نیازی دیگر را رفع می کنند و این تقلا برای سرباز زدن از جدایی از تلگرام برای سروچشم آن نیست. به نظر می رسد کمی از عقل فاصله بگیریم و به محتوای شهودی این ارتباط توجه کنیم بشود فرضیه های موثقتری ساخت. مثلا اینکه این مقاومت برای نپذیرفتن دستورهای دفعتی است. مقاومت برای حفظ آنچه آزادی دانسته می شود. به نظر می رسد مردم می خواهند بگویند نمی خواهیم جامعه ای بی ثبات داشته باشیم که صبح علی الطلوع بی هیچ مشورت خواهی از مردم بگویند فلان وسیله که چندسالی است همه کارهای روزمره را با آن انجام می دهید و هر صبح را با آن شروع می کنید و شب با آن شب به خیر می گویید “الیوم، استعمال آن ممنوع است!”. پیش بینی ناپذیری برای یک جامعه و نظم آن و اعتماد آن سم مهلکی است که نوشداروی پرهزینه ای دارد. گاهی باید مردم را به حرف گرفت. حرفشان را شنید. اگر حرف پذیرفتنی بود، پذیرفته می شود و اگر نبود، حتما از بین نزدیک به ۸۰ میلیون نفوس این مملکت کسی پیدا می شود که پیشنهادی بهتر داشته باشد. گاهی با محاسبات عقلانی و سودوزیانی نمی شود پشت پرده امور فرهنگی را درک کرد. همانگونه که نمی شود با عقل، دلبستگی مردم به ارزشهای دینی، ملی، محلی یا انقلابی شان را درک کرد و مفهوم جهاد و ایثار و خیر در هیچ جای جای جهان با محاسبات عقلانی قابل ادراک نیست.

آن را که پیر عشق، به ماهی کند تمام      در صد هزار سال، ارسطو نمی‌کند

باور کنیم که مردم هرچقدر هم که “تحت تأثیر” باشند برای زندگی خود می توانند تصمیمات عقلانی بگیرند. هر چقدر این “نرم افزار شُوم” را بیشتر زخمی کنید و بلا سرش بیاورید در نظر مظلوم تر می نماید. نمی شود مردم را در انتخابهای سیاسی و مذهبی با بصیرت دانست اما در انتخابهای دیگر کم بصیرت و “تحت تأثیر” معرفی کرد. تصمیم را خسروان است اما به نظر می رسد برای دست شستن از تله گرام ها باید ساده تر حرف زد. مردم این سرزمین می فهمند و با همان زبان ساده و بی رمز و غیرمحرمانه و بی لفافه که با آنها سخن بگویید هم شما را و هم حرفی که می زنید را راحتتر می پذیرند .

عباسعلی یزدانی

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات