کد خبر: 16443 | تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴:۵۵ - جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ | بدون نظر | |

حمیده عادلیان: اسیدپاشی نشانه ای از فرهنگ مردسالارانه است

طرح تشدید مجازات اسیدپاشی که به تازگی تصویب شد و در حال حاضر مراحل اداری و قانونی اش باید طی شود تا به مرحله اجرا برسد باعث خوشحالی خیلی از بزه دیدگان و قربانیان اسیدپاشی شد اما آیا تشدید مجازات ریشه های این خشونت را در جامعه از بین می برد؟ عده ای معتقدند اصلاح قوانین و تشدید مجازات اسیدپاشی یک جهش و گامی رو به جلو بوده است و در این بین تا حدودی بازدارنده هم می تواند باشد اما جلوی این خشونت را به طور کامل نمی گیرد. اینجاست که گروهی دیگر بر این باورند در دسترس بودن مواد اسید کار را برای عاملان خشونت راحت کرده است و باید قوانینی برای فروش در نظر گرفته شود اما گروه سومی هم وجود دارند که با اشاره به ریشه های روانی در اینگونه حوادث معتقدند پیشگیری، اطلاع رسانی و فرهنگ سازی بهتر از درمان است و باید ساز و کاری فراهم شود تا به طور کامل ریشه های این خشونت که بی شباهت به جنایت نیست از جامعه ما رخت ببندد.
در همین راستا انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی (احقا) اولین نشست خود را با عنوان “بررسی راهکارهای کاهش اسیدپاشی در ایران” در خانه وارطان برگزار کرد تا با حضور اساتید، پژوهشگران و متخصصان این حوزه به بررسی این موضوع بپردازند.
در ادامه عبدالصمد خرمشاهی حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری به عنوان یکی از مهمان های دعوت شده به این نشست با بیان مصرعی از شعر عباس خیرآبادی گفت: احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که ببینی چه می کشم.
وی در ادامه با اشاره وضعیت بد قربانیان اسیدپاشی و دردها و آلام آنها پس از این اتفاق، افزود: واقعا با هم چه کرده ایم؟ می شود این همه دردورنج ببینیم و صدای ناله قربانیان و زجر کشیدن آنها را بشنویم اما بی تفاوت باشیم؟
خرمشاهی در بخش دیگری با اشاره به سیر قانونگذاری درمورد اسیدپاشی و عملکرد محاکم در مقابل افراد مجرم تصریح کرد: اولین قانونی که در کشور در ارتباط با مجازات اسیدپاشان وضع شد به ۶۰ سال پیش باز می گردد. این قانون متناسب با زمان و مکان آن دوره و به نظر جامع بود.
وکیل پایه یک دادگستری اضافه کرد: در این قانون اگر فردی با اسید فرد دیگری را مورد آسیب قرار می داد طوری که منجر به قتل وی می شد، مجازاتش اعدام بود اما اگر آسیب وارده منجر به قتل نمی شد مجازات عامل اسیدپاشی حبس ابد با اعمال شاقه بود.
عضو کانون وکلای دادگستری با بیان اینکه در طول زمان با شکل گیری قانون مجازات اسلامی و بحث دیات و قصاص و حدود پیش آمد و دست محاکم قضایی برای صدور قصاص بسته شد خاطرنشان کرد: اجرای قصاص برای مجرمان اسیدپاشی بسیار مشکل بود.
وی با اشاره به پرونده معروف آمنه یکی از پر سر و صداترین پرونده های اسیدپاشی تاکید کرد: در مورد پرونده آمنه قصاص صادر شد اما در مرحله اجرا عملی نشد. ما امروز هم به ندرت بحث قصاص در اسیدپاشی را داشتیم تا چندسال پیش که اسیدپاشی زنجیره ای در اصفهان رخ داد و باعث رعب و وحشت در جامعه شد.
این وکیل پایه یک دادگستری افزود: بحث اسیدپاشی فراتر از فرد و خانواده است و ناامنی در سطح جامعه را به همراه دارد. اگر امنیت نباشد ما چه خواهیم داشت؟ قربانیان اسیدپاشی اصفهان به چه گناه این اتفاق برایشان رخ داد؟ کدام مرام و مسلک این اتفاق را قبول می کرد؟
خرمشاهی با بیان اینکه در برهه ای قربانیان اسیدپاشی به تکاپو افتاده و برای اصلاح قوانین به مجلس رفتند ادامه داد: این باعث شد نمایندگان مجلس به فراست بازنگری قوانین افتادند و در نهایت تشدید مجازات عاملان اسیدپاشی تصویب شد و در حال حاضر مراحل قانونی اش باید طی شود.
این حقوقدان بیان کرد: با این حال معتقدم مجازات ها تاثیر مقطعی دارند. همان طور که تاکنون در زمینه موادمخدر عده ای اعدام شدند اما مصرف مواد مخدر کاهش نیافته.
خرمشاهی اضافه کرد: شاید تشدید قوانین مجازات عاملان اسیدپاشی در مواردی بتواند بازدارنده باشد اما در پاره ای از جوامع تشدید مجازات مقطعی جواب می دهد. با این حال این اتفاق دو رویکرد تشدید مجازات و طرح حمایتی را به همراه خواهد داشت. اینکه اگر دسترسی به عامل خشونت به هر دلیلی وجود نداشت، هزینه های بزه دیده از بیت المال پرداخت شود و این خودش جهشی رو به جلوست.
وی با بیان اینکه اسیدپاشی جرمی است بالاتر از جنایت ادامه داد: اسید پاشی کثیف ترین، شنیع ترین و هولناک ترین جنایات است و هزینه هنگفتی را بر خانواده فرد قربانی متحمل می کند که امیدواریم دولت به معنای عام آن سعی کند با ارائه رایگان خدمات به این افراد از رنج آنها کم کند. این درحالی است که مطبوعات و صدا و سیما نیز برای آگاهی رسانی در این خصوص به جامعه باید نقش مهمی را ایفا کند.
خرمشاهی گفت: به گفته یکی از دوستان قدیمی، جرائم خرد اگر جدی گرفته نشوند، موجب بروز و ظهور جرائم کلان خواهند شد. به همین دلیل نادیده گرفتن و بی تفاوتی باعث می شود قبح گناه از بین برود و برای افراد عادی شود. پس باید بحث اسیدپاشی را جدی بگیریم.اگر نسبت به این موضوع بی تفاوت باشیم، تبعات منفی برای جامعه همراه خواهد داشت.
عضو کانون وکلای دادگستری گفت: قوانین به جای خود اما دولت نیز مکلف است که مقدمات این اتفاق را از بین ببرد. یعنی فقر مادی و فرهنگی. نداشتن مسکن، شغل، تحصیلات و… مادامی که اینها رفع نشود این مشکل نیز حل نخواهد شد. امیدواریم روزی برسد که دنیایی عاری از خشونت داشته باشید.

اسیدپاشی ریشه در عدم سلامت روان فرد دارد
در ادامه این نشست دکتر حسین نجمی متخصص اعصاب و روان و فوق تخصص روانپزشکی سالمندان نیز با بررسی ریشه های روانشناختی اسیدپاشی گفت: این کاری نیست که یک فرد سالم آن را انجام بدهد. اسیدپاشی ریشه های روانی دارد و باید از ابعاد بیولوژیک، سایکولوژی(روانشناسی)و اجتماعی به آن پرداخت.
وی ادامه داد: این درحالی است که عوامل ژنتیکی نیز در این امر می تواند دخیل باشد. عوامل ژنتیک می گوید خیلی از پدیده های ژنتیکی از همان زمان کودکی در شخص دیده و نمایان می شود. برای مثال والدین الکلی یا والدینی که مشکلات عاطفی با یکدیگر دارند یا مشکلات مادرزادی و عوامل آسیب رسان حین زایمان همه می تواند در فرد اثرات منفی ایجاد کند.
نجمی افزود: افرادی که دچار آسیب های مغزی می شوند اگر به موقع شناسایی و درمان شوند، در آینده از وقوع بحران جلوگیری شده است. خیلی از اوقات در سنین نوجوانی بیماری های روانی از جمله بیش فعالی، اختلال کم توجهی، اختلال شخصیتی نمایان می شود که درمان به موقع می تواند مثمرثمر بوده و فرد را به زندگی عادی اش بازگرداند.
این متخصص اعصاب و روان تصریح کرد: پیشگیری را باید از همان ابتدا شروع کرد و جدی گرفت.
وی با اشاره به اینکه در برخی از کشورها و در موارد حاد روانپزشک و روانشناس در صورت تشخیص موارد خطرناک بدون اجازه دادستانی می توانند مداخله کنند اضافه کرد: گاهی اگر قوانین اجازه بدهند، قبل از بروز حادثه می توان با مداخله به موقع مشکل را برطرف کرد. برای مثال اگر خانمی از سوی همسرش در خطر است و روانپزشک یا روانشناس به موقع ورود کند می توان آن فرد را متوقف و در مرحله درمان قرار داد.
نجمی تاکید کرد: هرچه فرهنگ و اطلاعات مردم درباره اسیدپاشی بیشتر باشد، بهتر می توان‌پیشگیری کرد. اگر دفاتر مشاوره و روانشناسی وجود داشت که قربانیان اسیدپاشی قبل از این می توانستند به آنجا مراجعه کنند و از مشکل شان می گفتند و برای مثال همسر فرد تحت درمان قرار می گرفت این اتفاق هرگز رخ نمی داد.
وی ادامه داد: خیلی از عاملان اسیدپاشی دارای اختلال شخصیتی پارانوئید، اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی، انواع افسردگی یا تحت تاثیر موادمخدر و توهم زا هستند.گاهی این بیماری ها اگر به موقع تشخیص داده شود حتی با یک قرص قابل درمان است. پس باید به موقع مداخله و پیشگیری کرد و قوانین هم باید کمک کند.
نجمی با اشاره به تحقیقی که بر روی ۵۹ قربانی انجام شده بود گفت: این تحقیق به دو نکته اشاره می کرد. اینکه عامل اسیدپاشی از عمق جنایت خبر ندارد و دوم فراهم بودن مواد (اسید) در ایران از عوامل موثر وقوع این مسئله بوده است.
این متخصص اعصاب و روان تصریح کرد: انتقام جویی عشقی، انگیزه های ناموسی، اختلافات خانوادگی، کینه های قدیمی از جمله علل اسیدپاشی در ایران هستند که امیدوارم روزی با پیشگیری به موقع بشود از وقوع حوادث اینچنینی در آینده جلوگیری کرد.

اسیدپاشی ترور جمعی است نه یک اتفاق فردی

مزدک دانشور دندانپزشک و عضو انجمن انسان شناسی پزشکی ایران نیز گفت: درد کشیدن در قربانیان اسیدپاشی را نمی شود توصیف کرد و میزان آن را نمی شود سنجید و مشخص کرد همان طور که نمی شود آسیب های روانی را رصد کرد.
وی افزود: تعریف خشونت سهل و ممتنع است. یک خشونت درد بدنی است و دیگری در چشم ناظر است.
دانشور با تقسیم بندی خشونت به سه دسته عامدانه، فردی و جمعی و ساختاری ادامه داد: آیا فقر و نابرابری خشونت ایجاد می کند؟ برای مثال در جوامع نابرابر و در لایه های پایین آن مرگ و میر از نظر قلبی بالاتر است. این خشونت ساختاری است و افراد به دلایل شرایط جامعه در وضع نابرابر قرار می گیرند. خشونت فردی و جمعی مثل اینکه بگوییم فلان گروه یا اقلیت بیمار هستند یا مشکل دارند.
دانشور با طرح این سوال که چرا خشونت اعمال می شود و فردی دیگری را شکنجه می کند افزود: در واقع هدف فرد شکنجه گر بیرون کشیدن اطلاعات از فرد و مطیع کردن وی است.
وی تاکید کرد: کسی که اسید می پاشد طاقت آن را ندارد که قربانی برای دیگری باشد یا خودش باشد. اینکه فرد اسید را به چهره قربانی می پاشد به دنبال آن است که وی را از تعامل با جهان اطرافش محروم کند. چراکه انسان بدون چهره ارتباطی با جهان اطراف نخواهد داشت و عامل اسیدپاشی تعامل فرد با دیگران را از وی می گیرد. پس این موضوع فقط در سطح فردی باقی نمی ماند و در سطح جامعه این موضوع احساس خواهد شد.
این عضو انجمن انسان شناسی تصریح کرد: اسیدپاشی در حقیقت یک ترور جمعی است نه یک اتفاق فردی.
وی با بیان اینکه در جامعه نابرابر خشونت بیشتر صورت می گیرد خاطرنشان کرد: لایه های پایین چیزی جز احترام ندارند. هرچقدر جامعه نابرابر باشد انسان برای حفظ احترام خود شولایی برقرار می کند چون چیز دیگری در جامعه ندارد.
دانشور گفت: مردی که همسرش از وی جدا شده و احترام خود را خدشه دار می بیند، از خشونت استفاده می کند که وی را مطیع خود کند.
این عضو انجمن انسان شناسی تصریح کرد: در این بین اگر قبول کنیم دیگری فارغ از هرگونه جنسیت قابل احترام، دویتداشتنی است و وی را بپذیریم حتی اگر خلاف میل ما رفتار کند، این جامعه ای است که دیگر شاهد اسیدپاشی در آن نخواهیم بود.

کنشگری اجتماعی در جهت حساس سازی جامعه
حمیده عادلیان مددکار اجتماعی نیز با تاکید بر بحث عدالت اجتماعی گفت: یکی از گروه هایی که در حقشان ظلم شده است قربانیان اسید پاشی هستند و عدالت اجتماعی در خصوص این افراد کم و ضعیف ارائه شده است.
وی افزود: مهمترین پیامد اسید پاشی محرومیت اجتماعی و انزوا فرد قربانی است.
عادلیان تاکید کرد: در اکثر جوامع نزاع های خانوادگی و خشونت های خانگی در رتبه اول ارتکاب اسیدپاشی قرار گرفته اند که همه این عوامل در بستر فرهنگی و اجتماعی رخ می دهد.
این مددکار اجتماعی تصریح کرد: از این روی قوانین به تنهایی نمی تواند کارساز باشد و لازم است در کنار قوانین، بر روی تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز تمرکز شود.
وی با بیان اینکه اغلب قربانیان اسیدپاشی زنان هستند گفت: این نشان می دهد فرهنگ های مردسالارانه در سیستم ما وجود دارد.
عادلیان اضافه کرد:این در حالی است که رفتن به سمت مدرن شدن باعث می شود زنان باز تعریفی را از خودشان داشته باشند. در این میان آن چیزی که مدرنیته به همراه می آورد با آن چیزی که جامعه سنتی به زنان القا می کند تولید خشونت کرده که برای مثال در مواردی فرد با اسیدپاشی سعی دارد ایستادگی زن را کمرنگ و وی را مطیع خود کند.
این مددکار اجتماعی در بخش دیگری با اشاره به اهمیت بازگشت قربانیان اسیدپاشی به جامعه تاکید کرد: در اینجا بحث کنشگری اجتماعی مطرح می‌شود. کنشگری اجتماعی تمرکزش بر روی بحث پیشگیری است تابا حساس سازی و ارتقای آگاهی در جامعه نگرش جدیدی را ایجاد کند.
وی با اشاره به مطالعات انجام شده بر روی قربانیان اسیدپاشی خاطرنشان کرد: این مطالعات نشان داد در اغلب موارد فقدان مهارتهای حل مسئله در به وجود آمدن اسیدپاشی مطرح بوده است. درواقع در نزاع ها و ارتباطات چیزی که دیده نمی شد، استراتژی حل مسئله بود.
عادلیان گفت: در اینجا نقش فعالیت و کنش های جمعی اهمیت پیدا می‌کند. باید موسسات مردم نهاد ای وجود داشته باشد که بستر کنشگری را ایجاد کند.
این مددکار اجتماعی بیان کرد: حمایت‌های قانونی، دسترسی به خدمات توانبخشی، آموزش، حرفه آموزی و اشتغال و راه اندازی کمپین های حساس سازی برای اگاهی بخشی جامعه، مداخله های مهم در زمینه توانمندسازی، دادخواهی از فرد در قالب بسیج اجتماعی همه این موارد بر لزوم کنشگران تاکید دارد. دادخواهی از فرد در قالب بسیج اجتماعی معنا پیدا می کند و تسهیل مشارکت از جایی شروع می شود که افراد جامعه در خصوص قربانیان اسیپاشی و زنان جامعه که در معرض آسیب قرار دارند، فرصت هایی برابر ایجاد کنند.
هزینه غفلت کردن ما بالاتر از درمان قربانیان است

در ادامه سونیا غفاری پژوهشگر حوزه اسیدپاشی نیز با اشاره به هزینه های هنگفتی که اسیدپاشی بر قربانیان متحمل می کند گفت: این هزینه ها برای قربانیان بسیار سنگین است. این درحالی است که عدم توجه و غفلت دولت و جامعه مدنی نیز برای قربانیان سنگین تمام شده و مثل این است که این افراد خشونت دیده را بار دیگر مجازات می کنند.
وی افزود: هزینه های درمان و جراحی ، هزینه های دستگاه قضایی و رسیدگی به پرونده قربانیان و گرفتن وکیل و…، هزینه های سفر ( سفر قربانیان از شهر خود و آمدن به پایتخت برای انجام عمل جراحی و پروسه درمان)، هزینه شغل هایی که پس از اسیدپاشی از دست می رود ( این افراد دیگر توان کار ندارند) ، هزینه سرپناه امن بخشی از هزینه های این حادثه است که به جامعه تحمیل می شود.
غفاری تاکید کرد: به نظر می رسد هزینه غفلت کردن ما بالاتر از هزینه درمان قربانیان است. نقش پیشگیری اهمیت زیادی دارد. مداخله به موقع، تشدید مجازات ها، اعمال قوانین فروش اسید و… در کشورهای دیگر اثربخش و بازدارنده بوده و این نشان از اهمیت پیشگیری است. چراکه هزینه پیشگیری از اتفاقات بعد از اسیپاشی بسیار کمتر است.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات