کد خبر: 16498 | تاریخ انتشار: 1:42:07 - جمعه 3 آوریل 2020 | بدون نظر | |

مقاله خانواده توانمند – نوجوان سالم

خانواده توانمند –نوجوان سالم

بلوغ و نوجوانی یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده ها محسوب می شود. پژوهش های بسیاری نشان داده است نوجوانی افراد تا حد زیادی می تواند پیش بینی کننده موفقیت، کفایت و بهزیستی در بزرگسالی باشد. و نوجوانانی که نتوانند این دوره را باسازگاری پشت سر بگذارند در بزرگسالی نیز مشکلات روان شناختی، ارتباطی و اجتماعی  را تجربه خواهند کرد.
نوجوانی را به مراحلی تقسیم می کنند. پیش نوجوانی که از سنین حدود ۱۰ تا ۱۱ سالگی را شامل می شود که در این دوره  کودکان ما به صورت تدریجی وارد مرحله نوجوانی می شوند. و نشانه های نوجوانی را می توانیم به تدریج در آنها ببینیم. سنین پیش نوجوانی بهترین سن برای آموزش والدین محسوب می شود به گونه ای که می توانیم با آموزش های فرزند پروری مسایل و مشکلات دوران نوجوانی را تا حد زیادی مدیریت کنیم. ۲- نوجوانی اولیه که از سنین ۱۱ تا ۱۳ سالگی می باشد. این دوره آغاز نوجوانی است و تقریباً بیشترین مشکلات بین والدین و نوجوانان آنها در این سن دیده می شود۳- نوجوانی میانی از سنین ۱۴ تا  ۱۶ سالگی رادر برمی گیرد . ارتباط باهمسالان و دوری از خانواده از تمایلات نوجوان در این سن می باشد. نوجوانی پایانی که از ۱۷ سال به بالا را شامل می شود. آنچه اهمیت دارد این است که الگوهای رفتاری در این سن تا حدودی تثبیت شده اند و آموزش هایی که به والدین داده می شود به تنهایی نمی تواند مشکلات خانواده را کنترل کند و لازم است که خود نوجوان نیز از جلسات روان درمانی انفرادی و یا خانواده درمانی استفاده کند. و در آخر نوجوانی گسترده که از حدود ۱۸ سالگی به بعد را شامل می شود. در این سن دوره نوجوانی تمام شده است اما همچنان ویژگی های این دوره شامل وابستگی به خانواده و .. ادامه دارد. و اگر مهارت مدیریت هیجان ها و خودکنترلی  به نوجوان داده نشود ، ما با نوجوانی مواجه خواهیم بود که توانایی تصمیم گیری درست را ندارد و همچنان اشتباهات نوجوانی را تکرار می کند.
نظریه پردازان مختلفی در باب نوجوانی سخن گفته اند؛ استانلی هال که او را”پدر روانشناسی بلوغ و نوجوانی نامیده اند مرحله بلوغ و  نوجوانی را چهارمین دوران رشد می نامد که از ۱۳ سالگی تا حدود ۲۵-۲۲  سالگی می باشد. او این مرحله را دوران فشار و طوفان می نامد. همچنین هال دوران نوجوانی را تولدی تازه نیز می داند چرا که تکامل یافته ترین خصایص انسانی در این مرحله ظاهر می شود. آنا فروید دوران بلوغ را یک دوران پر تعارض بین نهاد، خود و فراخود می داند.  و  در رویکرد اریک اریکسون نوجوانی دوره هویت در برابر بی هویتی است. مرحله ای که نوجوان با بحران هویت روبرو می شود. و اصلی ترین سوالی که از خود می پرسد این است که (من کیستم؟؟؟)نوجوان در این مرحله می کوشد وحدت هویت خود را حفظ کند تا از یک تعادل روانی برخوردار شود و از ابهام نقش رهایی یابد.
آموزش به والدین به معنای شیوه صحیح و کارآمد ارتباط با نوجوان می باشد. در واقع این آموزش هم جنبه پیشگیرانه دارد و هم جنبه درمانی که می تواند گستره وسیعی ازمسایل خانواده را همچون اعتیاد- ترک تحصیل .. را در مورد نوجوان مدیریت کند. هدف آن است که در آموزش های مذکور والدین بیاموزند با برقراری یک ارتباط عاطفی مناسب با نوجوان و همچنین استفاده از روش های تشویقی و تنبیهی درست و متناسب با سن نوجوان، فرزندان خود را مدیریت کنند و از دعوا- کشمکش دایمی و جنگ قدرت دوری کنند. ضروری است که والدین در گام اول ویژگی های دوران نوجوانی را بشناسند و تفاوت بین دوران کودکی و نوجوانی را درک کنند. از ویژگی هایی که نوجوانی را از دوران کودکی متفاوت می کنند عبارتند از۱- بلوغ جسمانی به معنای یک تغییر جسمانی در بدن که کودک ما را آماده، برای پذیرفتن نقش های بزرگسالی می کند. اگر چه دختران و پسران در سنین متفاوتی به بلوغ جسمانی کامل می رسند اما  سنین۱۲- ۱۱ سالگی نشانه های بلوغ در هر دو جنس را می توانیم ببینیم. والدین می بایست درک کنند که تغییرات دوران نوجوانی خودخواسته نیست  بلکه در اثر تغییرات جسمانی ایجاد می شود   و همچنین دلیل تغییرات روان شناختی هم تغییرات جسمانی ، هورمونی و مغزی است. اگر بخواهیم علت بلوغ را بدانیم می توان گفت همه فعالیت ها ی بدن ما تحت کنترل بافتهای خاصی است که به آن غده های درون ریز می گویند. اصلی ترین غده های درون ریز عبارتند از غده هیپوفیز، تیروئید، لوزالمعده(پانکراس) غده فوق کلیوی و غدد جنسی. این غدد مواد شیمیایی به نام هورمون از خود ترشح می کنند. و در واقع علت بلوغ تغییر در فعالیت  اکثر این غدد می باشد. به طور مثال  غده هیپوفیز نقش بسیار مهمی در رابطه با بلوغ ایفا می کند و از جمله هورمون هایی که از این غده که مرکز فرماندهی در رابطه با بلوغ می باشد،ترشح می شود می توان به هورمون رشد و هورمون محرک غدد جنسی اشاره کرد.  لازم به ذکر است که گفته شود در برخی از نوجوانان، ما با بلوغ زود رس و دیر رس مواجه  می شویم. که بر اساس تعریف به بروز هر یک از نشانه های صفات جنسی ثانویه قبل از ۸ سالگی در دختران و در پسران قبل از ۹ سالگی بلوغ زود رس گفته می شود. که  اگر هر کدام از غدد ذکر شده که در بلوغ موثرند بنابر دلایلی زود تر از موعد فعال شوند ما با بلوغ زود رس در نوجوانمان روبرو می شویم. گفته می شود در ۹۵ درصد موارد علت خاصی برای بلوغ زود رس در دختران وجود ندارد. و ۵ درصد ممکن است  بیماری های مهم دستگاه عصبی مرکزی همچون تومورهای مختلف، مننژیت، هیدروسفالی یا ضربه به جمجمه می تواند این حالت را ایجاد کند. اما در مورد پسران حالت سرشتی کمتر دیده می شود و بیماری های زمینه ای مثل تومورهای سیستم عصبی مرکزی بیشتر شایع است. و  در مورد بلوغ دیررس اگر تا سن ۱۳ سالگی در دختران و تا سن ۱۴ سالگی در پسران هیچ علامتی دیده نشود می توان گفت با بلوغ دیررس روبرو هستیم.
۲ – رابطه با همسالان از دیگر ویژگی که دوران کودکی را از نوجوانی متمایز می کند. برای اکثریت نوجوانان، دوستان نسبت به خانواده در الویت هستند. و والدین می بایست آگاه باشند که آنچه نوجوان  ما را از آسیب ها  در ارتباط با همسالان بیمه می کند داشتن یک رابطه مثبت با خانواده است. بسیاری از پژوهش ها نشان داده اند اگر دلبستگی بین والد و نوجوان مثبت باشد  نوجوان ما به ارزش های خانوادگی خود بازمی گردد. در اینجا والدین می بایست اعتماد به نفس نوجوان خود را با برقراری یک رابطه مثبت و پرورش استعداد های خاص در او از دوران کودکی بالا ببرند.  به طور مثال نوجوان خود را تشویق و تایید کنند و یا اینکه به نظرات او اهمیت داده شود و همچنین می توانید از  نوجوان خود انتقاد کنید اما در زمان هایی که نیاز است. انتقادهای تند، دایمی و در جمع نه تنها روابط شما را بهبود نمی دهد بلکه نوجوان را پرخاشگر و اعتماد به نفس او را لطمه می زند. ۳- هیجان طلبی و استقلال  طلبی: جملاتی که اغلب از نوجوانان خودمان می شنویم ” من بزرگ شده ام، با من مثل بچه ها رفتار نکن” استقلال طلبی از ویژگی های طبیعی نوجوانی است و در مواردی می بایست این استقلال به نوجوان داده شود. یعنی به جز در مواردی که حساسیت در هر خانواده محسوب می شود بهتر است در بقیه مسایل نوجوان دخالت نکرد. چراکه به دلیل ویژگی استقلال طلبی اگر در مورد همه مسایل مربوط به نوجوان دخالت کنیم می بایست همیشه در جنگ بی ثمر با نوجوان خود باشیم . در اینجا می بایست قوانین قابل مذاکره و غیر قابل مذاکره را برای والدین مشخص کرد. قوانین قابل مذاکره  قوانینی هستند که با مشورت با خود نوجوان می توانیم در مورد آن تصمیم گیری کنیم  همانند تصمیم گیری در مورد زمان خوابیدن و قوانین غیر قابل مذاکره قوانینی هستند که می بایست تنها والدین در مورد آن تصمیم گیری کنند چرا که به ارزش های خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی خاص هر خانواده مرتبط است و در مورد رفتارهای پر خطر در نوجوانی وضع می شود.۴- میل به متفاوت بودن: نوجوان سعی  می کند از دیگران متفاوت باشد و اگر این تفاوت از منظر مثبت دیده نشود به دنبال تفاوت منفی با دیگران و رفتارهای پرخطر می رود. ۵- در جستجوی هویت بودن ؛پنجمین ویژگی متمایز دوران کودکی و نوجوانی است. هویت یعنی رسیدن به شخصیت و هدف هایی نسبتاً ثابت در زندگی. والدین می باست این شناخت را پیدا کنند که نوجوانشان در جستجوی رسیدن به هویت شغلی، عاطفی و اجتماعی خود هستند و ممکن است در این مسیر سردرگم و پریشان شوند. والدین اولاً تغییرات و بی ثباتی در نوجوان را درک کنند و در مرحله بعد با مدیریت نوجوان و محیط هایی که در آنها رفت و آمد می کند و شکل دهی روابط و تفریحات نوجوان الگوهای نامناسب را ازدسترس او خارج کند. والدین می بایست نشانه ها و بیماری های روانپزشکی که در نوجوانی شایع است را بشناسند تا در صورت دیدن این نشانه ها از کمک متخصصین استفاده کنند. از طرفی اگر نوجوان به اختلال و مساله خاصی مبتلا باشد تنها با تغییر در رفتار والدین نمی توانیم مشکل را مدیریت کنیم بلکه خود نوجوان نیز به درمان های خاصی نیاز دارد. و اگر والدین نشانه های اولیه اختلالات را بشناسند با کمک از متخصصین می توانند از پیامدهای منفی آن پیشگیری کنند. اختلال های خلقی اختلالات فراگیری هستند که می توانند فرد را درمانده و ناتوان کنند و از عملکرد کارآمد بازدارند. دو نوع مهم اختلالات خلقی که لازم است در نوجوانان  مراقب آن باشیم شامل افسردگی اساسی و اختلال دو قطبی است.نوجوان مبتلا به افسردگی اساسی حداقل یک دوره ۲ هفته ای افسردگی، احساس پوچی، بی ارزشی و احساس گناه و فقدان علایق و لذت را در فعالیت های خود تجربه می کند. علاوه بر رفتارهای قابل مشاهده مثل خستگی یا انرژی پایین، پرخاشگری و دشواری در تمرکز ، گریه های بی دلیل، حساسیت نسبت به هر گونه انتقاد، افکار خودکشی و مرگ نیز در افسردگی اساسی دیده می شود. آنچه که اهمیت دارد آن است که بدانیم در افسردگی اساسی می بایست تغییر چشمگیری در رفتارهای عادی نوجوان نسبت به گذشته وجود داشته باشد و این تغییرات ممکن است ناگهانی و یا به مرور ایجاد شوند. بنابراین نشانه های شایع فسردگی در نوجوانی را می توانیم اینگونه خلاصه کنیم: پرخاشگری و خشونت، پرخوابی و گاهی کم خوابی، بیشتر اوقات پرخوری،تعارض شدید با والدین، بی علاقگی نسبت به انتقاد و نشانه های طرد شدن، شکایت های جسمی مانند دل درد و سردرد، بی انگیزگی و بی هدفی، سطح پایین انرژی.. و نشانه های تحصیلی افسردگی در نوجوانی عبارت اند از، بی قراری، عدم تمرکز و فراموشی، مشکل با معلمان و کارکنان مدرسه، عملکرد ضعیف درسی، مدرسه گریزی یا با تاخیر مدرسه رفتن.
افسردگی یک مشکل شایع روان شناختی است که در صورت شناسایی می تواند به طور موفقیت آمیزی درمان شود و برای درمان آن هم روان درمانی و دارو درمانی در کنار یکدیگر به کار برده می شود.  

آسیه ملک دار( روان شناس بالینی- مسئول اورژانس اجتماعی شهرستان پیشوا )

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات