کد خبر: 2076 | تاریخ انتشار: ۰:۰۱:۳۳ - چهارشنبه ۱۰ اسف ۱۳۹۰ | ۲ نظر | |

کودکان خیابانی

 کودکان خیابانی در ایران و جهان

چکیده

     ” کودکان خیابانی به افراد زیر 18 سال ( اعم از دختر و پسر) اطلاق می گردد که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان هستند”. «کودک خیابانی» اصطلاحی است که اغلب هم برای توصیف «کودکان کار» و هم کودکان بی خانمانی که در خیابان زندگی می کنند و می خوابند و اغلب هیچ تماسی با خانواده شان ندارند اطلاق می شود. سازمان بهداشت جهانی و یونیسف در اواسط دهه 1990 تعداد آنها را 100 میلیون نفر تخمین زده اند. همچنین در جهان حدود 250 میلیون کودک کار بین سنین 5 تا 14 سال وجود دارد. در ایران آمار های مختلف و ضد و نقیضی در مورد کودکان خیابانی اعلام می شود افراد مختلف تعداد آنها را از 20.000 نفر تا 2 میلیون نفر برآورد کرده اند. فقر، از هم پاشیدگی خانواده، سوء مصرف مواد و الکل توسط والدین، کودک آزاری، نیاز به درآمد کار کودک، طرد کردن کودک، قحطی و بلایای طبیعی، مهاجرت  و ….. به عنوان علل خیابانی شدن کودکان مطرح شده است.

   در قوانین ایران طبق ماده 79 قانون کار،  به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام (پسر و دختر)‌ ممنوع است. در حال حاضر اختصاصی ترین مصوبه در خصوص کودکان خیابانی «آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی»  است که به شماره 22717/32386 ه – مورخه 04/05/1384 در هیأت دولت تصویب و جهت اجرا ابلاغ شده است. این آیین‌نامه سازمان بهزیستی کشور را موظف کرده است که با همکاری  نهادهای دیگر نسبت به شناسایی، جذب، پذیرش و توانمندسازی کودکان خیابانی در کلیه مراکز استان‌ها جهت حضور کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت کودکان خیابانی در مراکز اقامت در سه سطح اقدام کند.

مقدمه

     پدیده کودکان خیابانی، پدیده ای جهانی و هشدار دهنده است. تقریبا هیچ شهر و کشوری در دنیا نیست که کودک خیابانی نداشته باشد. این مشکل،  هم معضل کشورهای پیشرفته است و هم کشورهای در حال رشد. اما امروزه در کشورهای فقیر آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا شیوع بیشتری دارد. فقر، از هم پاشیدگی خانوادگی، بیماری و فوت والدین، کودک آزاری و مسامحه کاری یا ترک کردن خانواده و عدم رشد اجتماعی عوامل رایجی برای زندگی کودک در خیابان هستند.

    تعاریف

     تعریف روشنی از کودکان خیابانی وجود ندارد. مثلا نمی توان گفت همه کودکانی که در خیابان هستند بی خانمان هستند. اکثریت عمده آنها یعنی بیش از سه چهارم تا 90% از این کودکان در کشورهای مختلف در حال رشد در خیابان کار می کنند اما در خانه زندگی می کنند و نان آور خانه هستند. «کودکان خیابانی» اصطلاحی است که اغلب هم برای توصیف «کودکان کار» و هم کودکان بی خانمانی که در خیابان زندگی می کنند و می خوابند و اغلب هیچ تماسی با خانواده شان ندارند اطلاق می شود. گروه دوم در معرض بیشترین خطرات هستند. به قتل رسیدن، کودک آزاری های مکرر و برخوردهای بی رحمانه غیر انسانی با این کودکان که سنّ شان بین 5 تا 18 سال است، امری رایج است. آنان گاهی برای زنده ماندن به دزدی و فحشاء دست می زنند. این کودکان آسیب پذیری زیادی در مقابل بیماریهای مقاربتی مانند ایدز دارند. [در کشورهای دیگر] تخمین زده می شود که 90%  از آنان معتاد به مواد استنشاقی مانند چسب کفش و تینر رنگ هستند که باعث آسیب به کلیه و صدمات جبران ناپذیر مغزی و در برخی موارد مرگ می شود.

    در مورد تعریف کودکان خیابانی «لاسک» (1992) 4 گروه از کودکانی که در خیابان می توان دید را تعریف می کند. هر گروه ویژگی های خود را دارد:

1-گروه اول کودکان فقیری هستند که شبها به خانه شان  برمی گردند. آنها احتمال دارد که به مدرسه می روند و بزهکار نیستند.

2-کودکان کارگر خیابانی که نسبتا مستقلند. پیوند های آنها با خانه در شرف از هم گسستن است و حضور آنها در مدرسه در حال خاتمه دادن است و بزهکاری آنها دارد شروع می شود.

3-گروه سوم کودکان خانواده های خیابانی هستند که به همراه خانواده خود در خیابان زندگی و کار می کنند. وضعیت آنها با فقر گره خورده است. در هندوستان به آنها «ساکنین پیاده رو»گفته می شود و در امریکا آنان کودکان خانواده های بی خانمان هستند.

4- گروه آخر کودکانی هستند که تماس خود را با خانواده قطع کرده اند. آنها تمام وقت خود را در خیابان می گذرانند و کودکان خیابانی «واقعی» هستند.

     تعریف سازمان ملل متحد از کودکان خیابانی: «پسر یا دختری که خیابان (و همچنین ساختمان ها و زمین های مَتروکه)، خانه و محلّ زندگی او شده است و تحت حمایت و نظارت کافی بزرگسالان مسؤول قرار ندارد».

v    سازمان بهزیستی کشور، کودکان خیابانی را اینگونه تعریف می کند:

کودکان خیابانی به افراد زیر 18 سال ( اعم از دختر و پسر) اطلاق می گردد که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان هستند”.

   

 

آمارها

     تقریبا غیرممکن بتوان تعداد کودکان خیابانی را تخمین زد هرچند که سازمان بهداشت جهانی و یونیسف در اواسط دهه 1990 تعداد آنها را 100 میلیون نفر تخمین زده اند. همچنان  که جمعیت دنیا رشد می کند پدیده اجتماعی کودکان خیابانی افزایش می یابد. در همه کشورهای جهان آمار کودکان خیابانی پسر بیش از دختران است. بر طبق مطالعه ای که درکشورهای افریقایی انجام شده در زیمبابوه 95%، در آنگولا 84%، در اتیوپی 84%، در زامبیا 70% و در سودان تقریبا 100% کودکان خیابانی مورد مطالعه مذکر بوده اند.

   آسیا : به گفته یونیسف 25 میلیون کودک خیابانی در آسیا وجود دارد. در داکای بنگلادش 10.000 دختر در خیابانها زندگی می کنند. در فیلیپین «دپارتمان رفاه و رشد اجتماعی» در سال 1991 تخمین زده است که 1.2 میلیون کودک خیابانی در این کشور وجود دارد.

   وزارت رفاه اجتماعی هندوستان در سال 1992 تخمین زده است که از 11 میلیون کودکی که در خیابانها زندگی می کنند 75.000 تا 200.000  نفر آنها در کلکته هستند. موسسات هند می گویند در حال حاضر این تعداد بیشتر شده و احتمالا مرگ والدین به علت ایدز باعث شده که آمار آنها به سرعت افزایش یابد.

تعداد کودکان خیابانی ویتنام را از 19.000 تا 200.000 تخمین زده اند. یونیسف تخمین می زند که در ویتنام 16.000 کودک خیابانی، 20.000 کودک قربانی روسپی گری  و 4.300 کودک معتاد وجود دارد.

 افریقا:  تخمین زده می شود که 10 میلیون کودک خیابانی در افریقا وجود دارد (1998). امروزه در این قاره 7/10 میلیون کودک یتیم وجود دارد که به علت ویروس HIV والدین خود را از دست داده اند و اعضای خانواده ای که بتوانند از آنها مراقبت نمایند، رفته رفته کم می شوند. بسیاری از این کودکان به خیل کودکانی که قبلا به علت فقر، جنگ و درگیری های قومی در خیابان بوده اند می پیوندند. اتیوپی از فقیرترین کشورهای جهان است. جمعیت آن حدودا 55 میلیون نفر است و نصف این جمعیت زیر 15 سال سن دارند. 85% از جمعیت این کشور در مناطق روستایی زندگی می کنند. یک مطالعه در سال 1994 تخمین زد که فقط در آدیسابابا، پایتخت اتیوپی، تعداد کودکان خیابانی  40.000 است که 10.000 نفر آنها بدون هیچ مراقبت و حمایتی در خیابانها زندگی و کار می کنند. در مصر تعداد کودکان خیابانی ، فراوان و در حال افزایش است. تخمین ها در این مورد شمار این کودکان را بین 200.000 تا 1.000.000 اعلام می دارند.

   امریکای لاتین: آمریکای لاتین شامل کشورهایی چون آرژانتین، بولیوی، شیلی، پرو، اروگوئه، برزیل، کاستاریکا، جاماییکا، جمهوری دومینیکن،  گواتمالا،  اکوادور، مکزیک و السالوادور است. درسال 1996  «بانک توسعه بین الامریکایی» و یونیسف تخمین زدند که از کل جمعیت 500 میلیون نفری آمریکای لاتین، 40 میلیون کودک در خیابانها کار و زندگی می کنند این بدان معناست که حدود 45%  از کودکان امریکای لاتین، کودک خیابانی هستند. در امریکای مرکزی اکثر کودکان خیابانی در سنین بین 10 تا 17 هستند و تقریبا 25% آنها دخترند.

    دولت مکزیک تخمین زده است که در این کشور 2 میلیون کودک خیابانی وجود دارد. در برزیل 7 میلیون کودک از خانه طرد شده اند یا بی خانمان هستند (WHO 1994). از سال 1990 تا 1994 در این کشور حدود 4600 کودک خیابانی به قتل رسیده اند (لوس آنجلس تایمز). در کلمبیا نیزکودکان خیابانی آماج قتل های گروهی هستند. در سال 1993 ،  2190 نفر از آنها کشته شده اند (اُتاوا سان 1996).

    اروپا و امریکای شمالی: تخمین  زده شده است که در هلند 7000 نفر، در فرانسه 10.000 نفر، در ایرلند 500 تا 1000 نفر، در ترکیه 6000 تا 7000 نفر و در بخارست رومانی 1000  نفر کودک خیابانی وجود دارد.

   روسیه: حدود 160 میلیون نفر یا تقریبأ 40% از مردم روسیه در فقر زندگی می کنند. تخمین زده می شود که 1 تا 4 میلیون کودک خیابانی در روسیه وجود دارد و همچنین هر ساله 50.000  کودک در روسیه از خانه های خود فرار می کنند. همچنین گزارش شده است که در مسکو 5000 کودک و نوجوان از خانه طرد می شوند و به خیابانها روی می آورند.

   در ایالات متحده، دولت مرکزی گزارش داده است که حدود 500.000 هزار کودک زیر 18 سال از خانه فرار کرده اند یا (توسط والدین) از خانه طرد شده اند.

در ایران  آمار های مختلف و ضد و نقیضی در مورد کودکان خیابانی اعلام می شود افراد مختلف بنا به سلیقه و نظر خود تعداد آنها را از 20.000 نفر تا 2 میلیون نفر برآورد کرده اند.

در خرداد ماه سال 1382 در همایش بررسی آسیب‎‎های اجتماعی، تعداد آنان 500 هزار نفر اعلام شد.

   در سال 1382 ، 31 هزار کودک خیابانی توسط سازمان بهزیستی جمع آوری و ساماندهی شد که 80 درصد آنها کودکان کار بودند 24700 نفر آنها مربوط به تهران بوده است که از سطح شهر و پایانه های مسافربری جمع آوری شدند و حدود 700 نفر آنها از اتباع افغان بودند.. در سال 1383 نیز 14269 کودک خیابانی در کشور پذیرش شده اند.

 تحقیقات در مورد کودکان خیابانی ایران

  دلایل زیادی برای کار و زندگی کودکان در خیابان وجود دارد. برخی از این علل اینهاست: فقر، از هم پاشیدگی خانواده، سوء مصرف مواد و الکل توسط والدین، کودک آزاری، نیاز به درآمد کار کودک، طرد کردن کودک، قحطی و بلایای طبیعی، از دست دادن والدین به سبب حوادث و بیماری و ایدز، مهاجرت  و …..

    -در سال 1377 مطالعه ای توسط یونیسف بر روی کودکان خیابانی تهران صورت گرفته است . بر اساس این پژوهش، مهاجرت، تعداد زیاد افراد خانواده، از هم پاشیدگی خانواده، آزارهای جسمی و روانی در خانواده، بیسوادی والدین و فقدان مهارتهای حرفه ای والدین از فاکتورهای مرتبط با حضور کودکان در خیابانها است . بر اساس این مطالعه 60 درصد بچه های خیابان از مهاجرینی هستند که خود دو گروه را تشکیل می دهند . مهاجرین از شهرستان به تهران و مهاجرین خارج از کشور به ایران ( عراقی ها و افغانی ها). بقیه بچه های خیابان به علت فقر خانوادگی در خیابان ها مشغول به کار هستند و گروهی دیگر به دلیل شرایط نابهنجار خانوادگی و اختلافات شدید از خانواده فرار کرده اند و چون جایی برای خواب ندارند به پارک ها و میادین , خانه های متروک و زیر پل ها پناه می برند .

   – بر طبق نتایج پژوهشی که دکتر سید حسن حسینی، عضو هیت علمی دانشگاه تهران در سال 1381 با همکاری دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بر روی وضعیت کودکان خیابانی درایران و سایر کشورها و راهکارهای اجرایی و مداخله گرانه انجام داده است 95 درصد کودکان خیابانی از جنس پسر هستند و 90 درصد کودکان خیابانی با پدر و مادر زندگی می کنند که در اکثر موارد والدین آنها بی سوادند و تعداد اعضای خانواده شان از 5 تا 10 نفر متغییر بوده و میانگین آن 8 نفر است.80 درصد خانواده آنها مهاجر هستد که 44 درصد از روستاها و شهرهای دیگر و 36 درصد مهاجران افغانی هستند.

   – دکتر فاطمه قاسم زاده در تحقیقی که  در سال 80 با همکاری معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بر روی 585  نفر از کودکان کار خیابانی انجام گرفت،  ه این نتایج دست یافت: در زمینه رشد اجتماعی ، 80 درصد این کودکان دچار پرخاشگری و خشونت ، 50 درصد آنها به سرقت ، 41 درصد  خرید و فروش مواد مخدر، 85 درصد تخریب اموال عمومی ،   54 درصد بی توجهی به حقوق دیگران و مشکل در برقراری ارتباط وهمچنین  55 درصد این کودکان نیز به بزهکاری تمایل داشته اند . دراین کودکان  حس حسادت، انتقام جویی و خصومت ، بی ثباتی و بی قراری، بی اعتمادی به دیگران، بد بینی و منفی گرایی، افسردگی ، اضطراب ، احساس ناامنی و ترس به وفور دیده می شد.

. 80 درصد این‌ کودکان‌ دچار کاهش‌ قد، 86 درصد کاهش‌ وزن‌، 77 درصد بیماریهای‌ دهان‌ و دندان‌، 73 درصد بیماریهای‌ چشم‌، 61 درصد بیماریهای‌ دستگاه‌ تنفسی‌، 64 درصد بیماریهای‌ قلبی‌، 60 درصد بیماریهای‌ گوش‌ و حلق‌ و بینی‌، 82 درصد بیماریهای‌ پوست‌ و 60 درصد دارای‌ بیماریهای‌ دستگاه‌ گوارشی‌ هستند.وی‌ با بیان‌ اینکه‌ 56 درصد این‌ کودکان‌ بی‌ سواد هستند ، اظهار داشت‌: 32 درصد دچار مشکل‌ کمبود حافظه‌، 30 درصد مشکلات‌ یادگیری‌ ، 61 درصد کمبود خفیف‌ ذهنی‌، 21 درصد کمبود کنجکاوی‌، 64 درصد کمبود شناخت‌ محیط‌ و61 درصد دارای‌ مشکلات‌ گفتاری‌ هستند.

  بر طبق پژوهشی در بندرعباس (رامشک، 1381) 65% کودکان خیابانی بی سواد هستند،  14.6% در مقطع ابتدایی و 2.1% در مقطع راهنمایی تحصیل می کنند و 18.1% ترک تحصیل کرده اند. 84.7% از این کودکان با پدر و مادر یا بستگان شان زندگی می کنند، 18.1% از آنان هیچ ارتباطی با والدین خود ندارند، 14.6% هر چند ماه یک بار، 7% هر هفته یک بار و 2.1% هرچند روز یک بار والدین خود را می بینند.

کودکان کار

    هر ساله درصدى از کودکان به دلایل مختلف ترک تحصیل مى کنند و به کارهایى مانند واکس زنی، پاک کردن شیشه ماشین، فال فروشی، باد کنک فروشی، آدامس فروشی، جمع آورى نان خشک و وسایل فلزى در زباله ها و دعا فروشى در سر چهار راه ها، بازارها و یا مکانهاى شلوغ و پر ترافیک مى پردازند و ساعتهایى طولانى در معرض آلودگى هاى اجتماعى قرار مى گیرند.

    کار کودک در ابتدا واژه ای بود که در معنای استخدام کودکان در کارخانه ها به کار می رفت اما این واژه اکنون به طور کلی به کارهایی که کودکان انجام می دهند به ویزه کارهایی که از تحصیل آنها جلوگیری می کند یا برای سلامتی آنها مضر است اطلاق می شود. از آن جا که این کودکان نمی توانند مانند بزرگسالان از حقوق خود دفاع کنند و کسی نیز از آنان حمایت نمی کند، بیشتر مورد بهره کشی و اذیت و آزار والدین و کارفرمایان قرار می گیرند. البته در برخی موارد کار کردن کودک می تواند برای وی و خانواده اش مفید باشد و کارکردن و کسب درآمد می تواند تجربه مثبتی در رشد کودک داشته باشد. این امر تا حدّ زیادی بستگی به سن کودک، شرایطی که در آن کار می کند و بستگی به این موضوع دارد که آیا کار کودک جلوی رفتن او به مدرسه را می گیرد یا خیر.

      اما به طور کلی کار کردن ممکن است تأثیرات درازمدت جسمی و روانی بر کودکان بگذارد و می تواند باعث ضایعات جبران ناپذیری در کودک شود که منجر به ناتوانی دایمی شود. کودکانی که درگیر چنین فعالیتهایی هستند، به اقتضای ساعات کاری طولانی و مواجهه با استرس های جسمی، اجتماعی و روانی، از بالقوه ها و از کودکی خود محروم می شوند. کار کودک سوای اینکه برای رشد کامل شناختی و اجتماعی کودک زیان آور است، گاهی باعث بد رفتاری های جسمی و روانی با او نیز می شود. درآمد کم، مسؤولیت زیاد و محروم شدن از تحصیل همه در پایین آوردن منزلت و عزت نفس کودکان کار سهم دارند. یک مطالعه در کنیا در نایروبی نشان داد که 90% از 500 کودک 6 تا 15 ساله ای که در منازل کار می کردند، از آشفتگی های شدید روانی رنج می بردند، سنّ شان بیشتر از آنچه بودند را نشان می داد و دچار افسردگی و کاهش عزت نفس شده بودند. بیشتر این کودکان مشکلات مربوط به خواب داشتند، به کارفرماهای خود واکنش فوبیک نشان میدادند و دچار شب ادراری بودند.

   آمار کودکان کار

  «صندوق جهانی کودکان سازمان ملل متحد» (یونسیف) تخمین می زند که در کشورهای  جهان به ویژه کشورهای  در حال رشد، 250 میلیون کودک بین سنین 5 تا 14 سال کار می کنند. حدود 120 میلیون از این کودکان زیر سن 15 سال، به صورت تمام وقت کار می کنند و 130 میلیون کودک دیگر به صورت پاره وقت کار می کنند. بر طبق تخمین های جدید ILO  (سازمان بین المللى کار) نیز 218 میلیون کودک کار در سنین 5 تا 17 سال در کشورهای در حال توسعه وجود دارند. از این تعداد 122.3 میلیون کودک در منطقه آسیا و پاسیفیک زندگی می کنند. 49.3 میلیون نفر در افریقا و 5.7 میلیون کودک در امریکای لاتین و کارائیب کار می کنند شمار کودکانی که در کارهای دشوار کار می کنند و آنها را بدترین اشکال کار کودک می نامند، در سال 2006 ، 126 میلیون نفر بود. اکثر کودکان کار (70%)  درگیر کارهای کشاورزی هستند در حالی که فقط 9% در کارهای صنعتی اشتغال دارند، همچنین در کشورهای آنگولا، برمه، کلمبیا، کنگو، لیبریا، سودان و اوگاندا  گاهی از کودکان در درگیریهای نظامی استفاده می شود.

    در ایران بر اساس آمارهاى  رسمی، ۳۸۰ هزار کودک ۱۰ تا ۱۴ ساله در سراسر کشور کار ثابت دارند و حدود ۳۷۰ هزار کودک در همین سن به عنوان کارگر فصلى مشغول به کارند . یعنى در ایران رسمأ بیش از ۷۰۰ هزار کودک کار میکنند (روزنامه‏ی ایران، 29/دی/1383). البته در 29 فروردین 1386 در صدای جمهوری اسلامی ایران تعداد کودکان کار  7 میلیون نفر اعلام شدکه احتمالا به اشتباه یک صفر اضافه ذکر شده است!

    قوانین مربوط به کار کودکان در ایران و جهان

      مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1989 (1368) به اتفاق آراء پیمان نامه حقوق کودک را تصویب  کرد. ماده 32 این پیمان نامه، دولت های عضو را موظف نموده است با هرگونه سواستفاده و بهره کشی اقتصادی از کودکان مقابله نموده و زمینه های رشد ذهنی، جسمی، روانی، و اجتماعی تمام کودکان را فراهم کند.

پیمان نامه حقوق کودک وکنوانسیون 138 «حداقل سن کار کودکان»  مصوب 26 ژوئن 1973 و کنوانسیون 182 « ممنوعیت بدترین اَشکال کار کودکان»  مصوب ژوئن 1999 از اقدامات موثر بین المللی بوده است. جمهوری اسلامی ایران در تاریخ چهاردهم مهرماه سال 1370 پیمان جهانی حقوق کودک را امضا کرد و در اسفند سال 1373 مفاد پیمان نامه به تصویب مجلس اسلامی رسید. همچنین ایران در تاریخ 8/8/1380 به مقاوله نامه شماره ۱۸۲ حقوق بنیادین کار پیوسته است.

در قوانین ایران طبق ماده 79 قانون کار :‌ به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام (پسر و دختر)‌ ممنوع است. کارفرمایانی که افراد کمتر از 15 سال را به کار گماردند مستوجب مجازات خواهند بود. ضمنا باید کودکان را به کاری  گماشت که برای وی زیان آور نباشد. البته طبق ماده 188 قانون کار،‌ کارگران کارگاههای خانوادگی که انجام کار آنها منحصرا توسط صاحب کار ،‌ همسر و خویشاوندان نسبی درجه یک انجام می شود مشمول مقررات قانون کار نمی باشد.

    از سوى دیگر، ماده ۸۰ قانون کار، کارگرى را که بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن دارد، کارگر نوجوان مى نامد و تاکید مى ورزد که چنین کارگرى در بدو استخدام باید از سوى سازمان تامین اجتماعى مورد آزمایش هاى پزشکى قرار گیرد. ماده ۸۲ قانون کار، ساعات کار روزانه کارگر نوجوان را نیم ساعت کمتر از ساعت کار معمولى کارگران تعیین مى کند و ترتیب استفاده از این امتیاز را موکول به توافق کارگر و کارفرما مى سازد.

    در ماده ۸۳ قانون کار به تاکید آمده است: «ارجاع هر نوع کار اضافى و انجام کار در شب و نیز ارجاع کارهاى سخت و زیان آور و خطرناک و حمل بار با دست بیش از حد مجاز، استفاده از وسایل مکانیکى، براى کارگر نوجوان ممنوع است». و سرانجام ماده ۸۴ قانون کار یادآور مى شود: «در ارتباط با مشاغل و کارهایى که به علت ماهیت آن و یا شرایطى که کار در آن انجام مى شود براى سلامتى یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیان آور است، حداقل سن کار ۱۸ سال تمام خواهد بود [نه 15 سال]. تشخیص این امر با وزارت کار و امور اجتماعى است.

دوازدهم ژوئن 22 خرداد ، روز جهانی مبارزه علیه کار کودک است.

فعالیتهای جهانی برای کودکان خیابانی

    آموزش خیابانی روش بسیار مؤثری برای حمایت از بچه های خیابانی به شمار می رود زیرا این کار در محل زندگی آنها انجام می گیرد. آموزش خیابانی می تواند دربرگیرنده اشکال متعددی از فعالیتها باشد مثلا راهنمایی در مورد آثار زیانبار مواد مخدّر یا در مورد پیشگیری از بیماریهای مقاربتی، ارتقای سواد و آموزش مهارتهای زندگی.

سازمان بهداشت جهانی برای بهبود وضعیت بهداشت کودکان خیابانی پروژه ای را در مورد مصرف مواد روانگردان در بین کودکان خیابانی تهیه کرده است. در ابتدا این پروژه در هفت کشور انجام شد و یک مجموعه آموزشی پیش نویس درست شد. بین سالهای 1993 تا 1997 این پروژه توسط 70 نفر از متخصصین، مربیان خیابانی، افراد داوطلب و دیگران آموزش داده شد.  این مجموعه آموزشی از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اول شامل بخشهای آموزشی در مورد مصرف مواد، بهداشت جنسی، ایدز و بیماریهای مقاربتی است.قسمت دوم نکات آموزشی نامیده می شود. که نظراتی در مورد نحوه آموزش ارائه می کند و در برگیرندن اطلاعاتی در مورد موضوعات خاص است.

     هندوستان از جمله کشور هایی است که به شدت به موضوع کودکان خیابانی در گیر است .از این رو سازمانها ونهادهای متعددی در این حوزه فعالیت می کنند که مهمترین آنها سازمان مراقب کودکان شاغل میباشد.معتقد است که مشکل کودکان شاغل را می توان در چارچوب شرایط موجود نیز رفع نمود. سازمان مراقب کودکان شاغل از سال 1980 درزمینه کار کودک فعالیت داشته است. خط تلفن 4 رقمی 1098 نیز خدمات اضطراری برای کودکان نیازمند مراقبت و حمایت در نقاط مختلف کشور هندوستان فراهم می آورد.

در اکثر کشورهای جهان برای برخی از کودکان خیابانی که بی خانمان هستند از طرف دولت ها یا سازمانهای غیردولتی و سازمانهای بین المللی  سرپناه هایی احداث شده است. یک از این پناهگاه ها، دُن بُسکو Don Bosco  است که در کشورهای مختلف جهان از جمله هند فعال است. سرپناه دن بسکو در هندوستان، یک مرکز شبانه روزی است که در نزدیکی یکی از ایستگاه های راه آهن بمبئی قرار دارد و کودکان به راحتی می توانند وارد آن شوند.70 نفر از این کودکان و نوجوانان به خواست خود به مدرسه می روند. پس از رسیدن به سن 14 سالگی، با توجه به استعداد و علاقه نوجوانان به آنها مهارتهای مختلفی آموخته می شود (نجاری، مکانیکی، کار با کامپیوتر و غیره). در ساعات پس از مدرسه و یا کار روزمره، بچه ها می توانند به تفریحات سالم، فعالیت های هنری و یا کار دستی بپردازند. یکی از خصوصیات مهم سرپناه دن بسکو، مشارکت خود کودکان و نوجوانان در اداره امور سرپناه (از جمله خرید، نظافت و طبخ غذا) است. خدمات دیگری که دن بسکو ارائه می نماید شامل اینهاست: تماس با کودکان درخیابانها، آموزش در خیابان، بازپروری کودکان معتاد، اطلاع رسانی در مورد بیماری ایدز و آموزش مددکاری به نوجوانان بزرگتر سر پناه.

     فیلیپین اولین کوشش ها برای مبارزه با کار کودک در فیلیپین عمدتا محدود به وضع قوانین می باشد اکنون به موجب قانون کار کودکان زیر 15 سال در خارج از خانه و نیز کارهای خطرناک برای کودکان زیر 18 سال ممنوع است و از کودکانی که به طور قانونی کار می کنند حمایت می شود. رویکرد فیلیپین با کار کودک به روشنی نشان می دهد که ریشه های آن در افکار و اقدامات جامعه مدنی است و نه دولت و اهداف آن بر نیازهای مشخص کودکان تمرکز دارد. این نقطه نظر،کار کودک را فقط آن کاری می داند که کودک را در معرض خطر قرار می دهد در نتیجه به طور طبیعی دست به اقداماتی می زند تا کودکان را در مقابل خطرات ناشی از کار حمایت نماید بدون آنکه لزوما آنها را از هر گونه کاری بر حذر دارد.

تاریخچه ساماندهی کودکان خیابانی در ایران

    در بهمن ماه سال 1377 طی جلسات متعدد کارشناسی پیش نویس توافق نامه ای در خصوص جمع آوری ،‌ پذیرش ، طبقه بندی و نگهداری کودکان خیابانی بین معاون امور اجتماعی استانداری ،‌ شهرداری تهران ،‌ کانون اصلاح و تربیت ، بهزیستی استان تهران ، اداره سرپرستی دادگستری تهران ‌،‌ معاونت انتظامی امنیتی تهران بزرگ و معاونت دادگستری کل استان تهران تهیه گردید.

    از مهر ماه سال 1378 در 16 استان کشور طرح «مراکز شناسائی ،‌ تشخیص و جایگزینی کودکان خیابانی» توسط سازمان بهزیستی کشور به مرحله اجرا در آمد. در سال 1380 تعداد مراکز به 21 عدد رسید و 5050 کودک خیابانی در این مراکز پذیرش و ساماندهی گردیدند. البته شهرداری تهران نیز در این سالها مبادرت به تاسیس دومرکز بنامهای خانه سبز مخصوص پسران ( در فروردینماه 1378 ) و خانه ریحانه مخصوص دختران ( در مهر ماه 1378) نمود که هدف از راه اندازی آنها جمع آوری کودکان خیابانی دختر و پسر از سطح خیابانها و نگهداری و طبقه بندی آنان بود اما  در سال 1381 این دو مرکز به علت هزینه زیاد تعطیل شدند.

     با توجه به رشد معضل کودک خیابانی، در اردبیهشت سال 1381 ‌ طرحی دیگر تحت عنوان «طرح ساماندهی بیست هزار کودک خیابانی» توسط سازمان بهزیستی کشور تهیه و در شورای اجتماعی تصویب گردیدو تا پایان سال 1381 تعداد مراکز در سراسر کشور به 42 مرکز کودکان خیابانی و 6 مهمانسرای سلامت (‌پناهگاه) کودکان کار رسید.

آئین نامه ساماندهی کودکان خیابانی : «آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی» به منظور ارایه حمایت‌های اجتماعی، توانمندسازی اجتماعی و آموزش فنی و حرفه‌ای و مهارت‌های زندگی به کودکان خیابانی بنا به پیشنهاد وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، در هیأت دولت به شماره 22717/32386 ه – مورخه 04/05/1384 تصویب و جهت اجرا ابلاغ شده است. این آیین نامه در پنج فصل و دوازده ماده تدوین گردیده است و در حال حاضر اختصاصی ترین مصوبه در خصوص کودکان خیابانی و در بالاترین سطح قانونی می باشد. بر اساس این مصوبه وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت بهداشت، سازمان بیمه خدمات درمانی، شهرداری، نیروی انتظامی، دادگستری، وزارت آموزش و پرورش و کمیته امداد امام، موظف به همکاری در خصوص کودکان خیابانی شده اند. این آیین‌نامه سازمان بهزیستی کشور را موظف کرده است که با همکاری و مشارکت شهرداری، انجمن‌های خیریه، تشکل‌های غیردولتی و نیروی انتظامی و با استفاده از مددکاران اجتماعی در قالب تیم تخصصی سیار یا مستقر در مراکز که با همکاری شهرداری‌ها سازماندهی می‌شوند، نسبت به شناسایی، جذب، پذیرش و توانمندسازی کودکان خیابانی در کلیه مراکز استان‌ها و در صورت لزوم در شهرهای بالای 200 هزار نفر جهت حضور کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت کودکان خیابانی در مراکز اقامت در سه سطح اقدام کند.

   براساس این آیین‌نامه اقامت کوتاه مدت به حضور کودک خیابانی در مرکز اقامت حداکثر به مدت 21 روز، اقامت میان مدت بیشتر از 21 روز تا پایان یک سال و اقامت دراز مدت شامل حضور کودک خیابانی بی‌سرپرست و یا بدسرپرست در مراکز شبانه‌روزی تا پایان 18 سالگی مطابق با آیین‌نامه مراکز شبانه‌روزی سازمان بهزیستی است. وزارت رفاه نیز هماهنگی اجرایی این آیین‌نامه را بر عهده خواهد داشت و هر 6 ماه یک بار گزارشها و اقدامات انجام یافته را تحلیل و جمع‌بندی و به شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی ارائه می‌کند.

مشاوره با کودکان خیابانی

    مطالعات بسیاری در مورد کودکان خیابانی نشان داده اند که آسیب های روانی در کودکان خیابانی شیوع زیادی دارد. بیشتر این آسیب ها مربوط به کودک آزاری و محیط آشفته و مسامحه کاری است که این کودکان از آنها   می آیند. این امر با سبک زندگی که در خیابانها در پیش می گیرند تشدید می شود.

پیش از هر مداخله، لازم است یک ارتباط مثبت با کودک Rapport  ایجاد شود. بسیاری از این کودکان، تجارب آسیب زایی در مواجهه  با بزرگسالان داشته اند و به آنان اعتماد نمی کنند. برخی از آنها به علت خشونت و اعتیاد خانواده، خانه را ترک گفته اند و به خیابان روی آورده اند و در آنجا یاد گرفته اند به یکدیگر تکیه می کنند و به دیگران اعتماد نکنند.

لذا افرادی که با کودکان خیابانی کار می کنند لازم است با این کودکان حساس، صبورانه  و بدون قضاوت برخورد کنند.  اکثر این کودکان، وقتی کسی با کاغذ و قلم به سراغشان می آید نگران می شوند که این همه سؤال را برای چه می پرسد. یک اسباب بازی کوچک مانند یویو وسیله خوبی برای ایجاد توجه است. در کنار کودکان بودن برای مدت طولانی و پیوستن به بازی های آنها (بدون داشتن وسایل و دفتر یادداشت) بهترین راه برای تماس برقرار کردن با آنهاست.

روشهای مختلف ارزیابی روانی کودک شامل موارد زیر است: مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه و آزمون، مقیاس درجه بندی، شرح حال نویسی.

آزمونهای روانی شامل موارد زیر هستند: آزمون هوش وکسلر، مازها، نقاشی گودایناف، آزمون های شخصیتCAT  ، MMPI-2، کتل، آزمونهای پیشرفت تحصیلی، شامل DAP  (draw a person) (کشیدن نقاشی آدم)، جملات ناتمام، CAT  و بندرگشتالت.

مداخلات روانشناختی

   در کار با کودکان خیابانی از روشهای مختلف مشاوره فردی وگروهی، خانواده درمانی، درمان حمایتی، مداخله در بحران، آموزش ابراز وجود، نظارت بر خود و خودکنترلی می توان استفاده کرد.

 در سالهای اخیر، تکنیکهای درمانی از قبیل موسیقی درمانی، هنر درمانی، بازی درمانی، رقص درمانی و سایکودرام، در کنار درمانهای کلامی مَرسوم به کار می رود. درمان با حرکات موزون بدنی، برای کودکانی که نمی توانند احساسات خود را به صورت کلامی نشان دهند، نوجوانانی که دردناک ترین خاطرات خود را مخفی می سازند، کودکان بزرگتری که آنقدر تنها، افسرده و سردرگم هستند که نمی توانند در باره تجارب آسیب زای زندگی خود با دیگران صحبت کنند، می تواند مفید واقع شود. درمان با تحرک بدنی، ارتباط میان جسم، ذهن و روح را بالا می برد و باعث ارتقای انعطاف، تعادل، اعتماد به نفس و عزت نفس می شود و برای کودک احساس هماهنگی، کنترل و تسلط ایجاد میکند. بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان است. بازی درمانی به شکل های مختلفی انجام می گیرد: بازی درمانی آدلری، شناختی رفتاری و …

آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان فرصتی ایجاد می کند تا بتوانند تعدادی مهارت روانی- اجتماعی را در خود بپرورانند و به آنها کمک می کند که در زندگی روزمره، تصمیمات و رفتارهای سالمی را در پیش بگیرند.

جلسات و فعالیتهای مهارتهای زندگی برای کودکان خیابانی از میان حوزه وسیعی که در این زمینه وجود دارد، گلچین می شود تا بسته به نیازهای این کودکان، یک مجموعه کوتاه را شکل دهد.

آموزش مهارتهای زندگی همچنین به کودکان کمک می کند تا مهارتهای اجتماعی را بیاموزند و آنها را تشویق میکند که به یکدیگر در مرکز و خارج از مرکز کمک کنند.

  این جلسات از شیوه های فعال یادگیری مختلفی سود می جوید مانند ایفای نقش، بحث گروهی، بازی و فعالیتهای دیگر.

مشاوره

جلسات مشاوره به دو صورت فردی و گروهی اجرا می شوند.

جلسات گروهی: تمرکز آن بیشتر بر روی مسائلی است که در جلسات آموزشی مهارتهای زندگی برجسته شده. در اینجا مشاور به عنوان تسهیل گر عمل می کند و به افراد کمک می کند . از آنجا که کودکان خیابانی پس زمینه هایی از درد و رنج دارند، جلسات گروهی  به آنها کمک می کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، دردهای خود را بدون مانع با یکدیگر در میان بگذارند و در بین خود شان اعتماد و حمایت ایجاد کنند.

 

جلسات فردی: مشاوره فردی، ارتباطی چهره به چهره میان مشاور و مراجع است و درآن مشاور به مثابه یک تسهیل گر به مراجع کمک می کند تا در یک روند درمانی، به اهداف مورد نظر دست یابد.

تمرکز مشاوره فردی بر روی مسایل و موضوعات عمیق عاطفی است. مشاور ابتدا با ایجاد رابطه حرفه ای (رپورت) و جوّ اعتماد و سپس با درمان رفتاری و شناختی (و غیره)  به مراجع کمک می کند تا از این آلام آسوده گردد.


 

منابع

1-  «کار کردن با کودکان خیابانی»، ترجمه جعفر شریفی، سازمان بهزیستی استان کردستان، انتشارات پرتو بیان 1384.

2-    «کودکان خیابانی در بمبئی و کلکته»، دفتر یونیسف در تهران، 1381.

3-    «بررسی روشهای گوناگون مبارزه با کار کودک»، یونیسف و مرکز بین المللی رشد کودک.

4-    «کودکان و نوجوانان خیابانی»، حسن ملکی، نشر آییژ، 1385.

5-  “ادبیات فارسی کنترل آسیب های اجتماعی در کشور های جهان”- محمد رضا جوادی یگانه – معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی،  بهمن  1381.

6-  «راهکارهای مناسب جهت کنترل پدیده کودکان خیابانی»، معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی  خرداد  1381 .

7-  «بررسی عوامل مؤثر در بروز و شیوع پدیده کودکان خیابانی و ارائه راهکارهای مداخله ای و پیشگیرانه»، مجری: دکتر سید حسن حسینی 1382 (سازمان مدیریت و برنامه ریزی، سازمان بهزیستی کشور و دانشگاه تهران).

8-    خبرها ومقاله های جراید و خبرگزاری ها در سالهای 1381 تا 1386.

9-    مستندات دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور.

10-                       سایت های اینترنتی مربوط به کودکان خیابانی به زبان انگلیسی.

11-    “Street Children in the Developing World: A Review of Their

Condition” , by:”Lewis Aptekar, 1993.



ارسالی-نعمت زالی


استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ دیدگاه مطلب براي " کودکان خیابانی " ارسال شده است.

  1. […] “کودکان خیابانی در ایران و جهان“، وب سایت تخصصی مددکاران اجتماعی، ۱۰ اسفند […]

  2. […] ـ «کودکان خیابانی در ایران و جهان«، وب سایت تخصصی مددکاران اجتماعی، ۱۰ اسفند […]

ارسال نظر


آخرین موضوعات