کد خبر: 2390 | تاریخ انتشار: ۰:۰۵:۴۵ - جمعه ۱۹ اسف ۱۳۹۰ | بدون نظر | |

مددکاری اجتماعی در عرصه رخداد ها و بلایای طبیعی-دکتر حبیب آقا بخشی

در بین مسائل و سوانح طبیعی ، غافل گیری زلزله بیشتر از دیگر حوادث است و این حادثه در فقدان قدرت پپیش گیری و آمادگی جامعه به فاجعه ای انسانی مبدل می شود که هم بر انسان ، محیط و جامعه اش اثرات تخریبی مستقیم ، غیر مستقیم و ثانویه برجای می گذارد. در این شرایط ، لزوم فعالیت های مددکاری فردی ، گروهی و اجتماعی اجتناب ناپذیر است.
در پیش گیری از حوادث ، بهترین راه ، جلوگیری از وقوع آن است ، اما در باره زلزله – که نمی توان از آن جلوگیری کرد. – مناسب ترین شیوه در گام نخست پیشگیری از بحران پس از فاجعه است. گام دوم آمادگی کامل ستاد های کمک رسانی و هماهنگی امکانات و منابع از طریق برنامه ریزی دقیق و تجهیز نیرو های کار آمد ، تمرین نیرو ها و آمادگی برای حوادث فاقد پیش بینی و فاقد پیش گیری است .
گام سوم ، رویا رویی با فاجعه با سرعتی متناسب با موقعیت آن است در این مرحله پیش گیری از گسترش ضایعات و محدود ساختن وضعیت بحرانی ، دارای اهمیت است گام چهارم پیش گیری از برجای ماندن وضعیت بحرانی و اثرات ناشی از آن است به عبارت دیگر ، در این مرحله خسارت باید به سرعت جبران شود تا موجب گسترش بحران نشود گام پنجم یعنی عادی سازی وضعیت تا بازگشت روال عادی زندگی بر منطقه است.
سیر تاریخ زلزله در ایران که از نظر جغرافیایی در کمربند زلزله هیمالیا – آلپ قرار گرفته دارد ، همواره در انتظار وقوع حادثه به سر می برد. نخستین زمین لرزه ی ثبت شده در تاریخ زمین لرزه 400 سال پیش از میلاد حضرت مسیح است که منطقه ری را به ویرانه ای مبدل ساخت و تا سال 1179 هجری قمری هر 4 تا 9 سال زمین لرزه ای درخور ذکر و ویرانگر در مکانی از این سرزمین رخ داده و قربانیان بسیاری گرفته است. از جمله در سال 235 ه . ق ، زلزله مهیبی استان پهناور خراسان و توابع نیشابور را ویران ساخت که دویست هزار نفر جان باختند و تمامی روستا ها ویران شد. دو سال بعد از آن نیز تبریز با خاک یکسان شد و در سال 337 ه . ق ، زلزله ای عظیم شمال مرکزی ایران را لرزاند به گونه ای که دشت ها و کوهستان های منطفقه نیز خسارت دید. نیشابور در سال 588 ه . ق مجددا بر اثر زلزله به کلی ویران شد. در سال 819 ه . ق زلزله فارس متجاوز از 10000 کشته بر جای گذاشت و متعاقب آن تبریز باردیگر بر خود لرزید و قربانیان زیادی گرفت. در سال 1341 در منطقه پهناور و پر جمعیت جنوبی قزوین بر اثر زلزله ، 91 روستا به کلی ویران شد و به روستای دیگر نیز آسیب جدی وارد آمد.
حضور به موقع مددکاران اجتماعی به همراه خانم فرمانفرماییان ، – رئیس آموزشگاه خدمات اجتماعی – و مشارکت بی نظیر اقشار مردم ، بازسازی کالبدی و اجتماعی منطقه را فراهم ساخت. در سال 1347 زلزله شدیدی دیگر به استان خراسان ضربه زد و شهر توس را به کلی ویران ساخت و دشت بیاض و روستا های بسیاری دچار آسیب جدی شدند. آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی ، فضای فرهنگی اجتماعی را با تاکید بر مشارکت فعال بازماندگان و تفکیک کار های روزانه – بر حسب توانایی های هر جنس ، به منظور بهره گیری از نیرو های فاجعه دیده گان و پیشگیری از وابستگی آنان – ایجاد کرد.
در سال 1351 جنوب ایران لرزید . در سال 1356 مرکز ایران در اصفهان و سال بعد در سال 1357 طبس در دام زلزله ای مهیب گرفتار شد و 30 روستا ویران و 18220 نفر جان باختند . سال بعد ، شمال شرقی کشور آسیب دید و زلزله خرداد 1360 گلباف را در استان کرمان ویران کرد. رودبار و منجیل نیز در خرداد سال 1369 به شدت لرزیدند و خسارت دیدند و به روستا های دامنه سبلان نیز آسیب جدی وارد شد. در سال 1379 زلزله ای به زنجان و سپس آوج قزوین آسیب رساند.
نگاهی گذرا به سیر زلزله در ایران و پیدایش آسیب های ناشی در هر فاجعه و بهره گیری از تجارب پیشین ، می تواند در کاهش اثرات تخریب انسانی ، موثر افتد آخرین زلزله به هنگام نگارش این نوشته ها در سال 1382 بود که گزارش و منشور مددکاری اجتماعی برای بلایای طبیعی عینا از فصل نامه رفاه اجتماعی سال سوم شماره 11 نقل می شود.

پیش نویس منشور مددکاری اجتماعی برای فاجعه های غیر مترقبه
منشور مددکاری اجتماعی در فاجعه های غیر مترقبه نشان می دهد که چه اقدام هایی ، در چه مراحلی و از طرف چه نیرو هایی باید صورت پذیرد تا هدف تعیین شده تحقق یابد.
این منشور به عنوان فرایند محور فعالیت ها ، به 4 مرحله پیش از فاجعه ، زمان فاجعه ، روز های نخست فاجعه و هفته های اول فاجعه تقسیم می شود و سرانجام منجر به جلب مشارکت واقعی بازماندگان برای بازسازی منطقه می شود.

 مرحله پیش از فاجعه
برنامه های پیش از فاجعه ، به مراتب ثمر بخش تر از برنامه های پس از فاجعه است. آموزش مددکاران اجتماعی برای آمادگی کار در شرایط بحران .
پیش بینی های ضروری
پیش گیری های ممکن
آموزش کاهش آسیب پذیری شامل :
الف . پیش گیری از ضایعات نابجای پس از حادثه .
به بسیج همگانی برای مقابله با عوامل بحران ساز فیزیکی و رفتاری
زمان فاجعه

اقدامی اجتماعی برای برپایی سریع ستاد های خدماتی به منظور اسکان اضطراری و موقت کودکان ، زنان ، سالمندان و معلولان در منطقه.
مطالعه سریع نیاز مندی های اولیه
آمار گیری اقوام و خویشاوندان کودکان بازمانده ، استقرار کودکان در منطقه و احتراز از تغییر مکان عجولانه آنان
ایجاد پل ارتباطی بین بازماندگان و مجروحان ساکن در مراکز مختلف درمانی .

روز های نخست فاجعه
پیگیری اقدامات مراحل قبلی .
ارزیابی اسکان های اضطراری موقت به منظور اسکان مناسب تر.
تاکید بر اسکان موقت به صورت خانواده های تک جنسی به جز خانواده های بی تلفات ، خانواده های دارای پدر یا مادر و فرزندان این نظام خانواده تک جنسی در گروه های سنی مختلف شکل می گیرد تا هم شبه خانواده ای تداعی و هم از احتمال بروز رفتار های انحرافی جلوگیری شود .
در روز های بعد می توان بازماندگان خویشاوند را در اسکان مناسب تر یاری رساند .
بهره گیری از انرژی های خاص افراد بازمانده ، به جای دلسوزی های محض و به سوگ نشستن های طولانی که نتیجه نهایی و کارکرد پنهان این بهره گیری ، همانا پیشگیری از بروز خشم بازماندگان و تقویت مشارکت واقعی آنان به منظور بازسازی منطقه در مراحل بعدی است . تجارب زلزله های پیشین و مشاهده رفتار بازماندگان ، گویای این واقعیت است که بازماندگان فاجعه ، افراد درمانده ای نیستند بلکه دارای نیروی فراوانی هستند و دگر یاری آنان به شدت افزایش یافته است مردان به نوعی و زنان به گونه ای دیگر که ثمر بخش است ، می توانند امدادگران را یاری رسانند تا تصمیم های منطقی تری بگیرند و خود در فعالیت های روزانه خویش مشارکت کنند.

  هفته های اول فاجعه
بازنگری برنامه ها و اصلاح موردی آنان .
ارائه یافته ها و نحوه همکاری با مسئولان محلی .
زمینه کار و تلاش مجدد و پیشگیر ی از وابستگی مردم.
شناسایی دقیق تر افراد نیازمند و بی سرپرست و تشکیل هسته های خویشاوندی.
رشد و توسعه محلی و زمینه های بازسازی منطقه با مشارکت سازمان های محلی .

  توانبخشی افراد و بازسازی منطقه
پس از گذر از این مراحل ، تعدادی از مددکاران اجتماعی مجرب در منطقه ، به کار خود ادامه می دهند تا در کنار روانشناسان و مشاوران متخصص ، در قالب کار تیمی ، بازتوانی اختلال های ناشی از پس ضربه های حادثه را سامان بخشند.
علاوه بر این ، تاکید بر مشارکت واقعی مردم ، مشارکت در تفکر ، برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اجرا برای بازسازی خانه های خود ، از ظرافت خاصی برخوردار است. که شیوه عمل این نوع مشارکت به تفصیل بیان خواهد شد.

نتیجه گیری و پیشنهاد
برای جلوگیری از سردرگمی و اجتناب از شتاب از روز فاجعه و در نتیجه ، بروز آسیب های دل خراش سهمگین تر از فاجعه ، هر سازمان کمک رسان ، بر اساس نوع فعالیت های ضروری و مستقیم خود در هر مرحله ، منشور کار خویش را در اختیار سایر سازمان های اجتماعی کمک رسان قرار دهد تا وظایف مستقیم و وظایف کمکی هر سازمان ، برای سازمان های دیگر به روشنی تشریح شود و پیش از بروز فاجعه ی زلزله ای دیگر در جایی از کشورمان ، نمایندگان هر سازمان با نقش و وظایف مستقیم و کمکی سازمان های دیگر آشنا شوند تا با دانستن قلمرو فعالیت هر سازمان امداد گر ، هماهنگی کامل حاصل آید. ناگفته پیداست که در شرایط فاجعه ، تنها مدیران آگاه و ماهر ، توانمند با لیاقت و دور اندیش قادر به برنامه ریزی و تصمیم گیری های دقیق هستند منشور مددکاری اجتماعی برای فاجعه های غیر مترقبه تلاش دارد تا با ارائه جدول شرح وظایف تخصصی و تقسیم کار پیشنهادی فعالیت های پراکنده را کاهش دهد و وظایف مستقیم هر سازمان را به روشنی تعیین کند تا در زمان فاجعه از تداخل در کار ها جلوگیری شود و هماهنگی ها افزایش یابد .

دکتر حبیب آقابخشی-عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات