کد خبر: 3143 | تاریخ انتشار: ۱۵:۳۸:۳۶ - سه شنبه ۲۹ فرو ۱۳۹۱ | بدون نظر | |

خانواده‌های معتادان حامی می‌خواهند

20 سال از فعالیت دکتر فرید براتی‌سده در سازمان بهزیستی می‌گذرد و کمتر از پنج ماه است که این روان شناس به عنوان معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی فعالیت می‌کند.

اما آنها که حافظه قوی دارند، حتما به یاد می‌آورند که او اواسط دهه هشتاد نیز مدیرکل دفتر پیشگیری و اعتیاد بهزیستی بود و تجربه‌ای که در این مدت اندوخته، باعث شده است وقتی به پرسش‌های ما درباره اعتیاد به شیشه و راه‌های درمان آن در کشور پاسخ می‌دهد، نگاهی عمیق‌تر داشته باشد.

براتی‌سده می‌گوید: اگر در این سمت باقی بماند و مانند سمت‌های قبلی‌اش در طول اجرایی کردن اهدافش عوض نشود، برنامه‌های زیادی برای درمان اعتیاد به شیشه در کشور دارد که از راه‌اندازی کمپ‌هایی ویژه برای ترک نوجوانان معتاد به این ماده مخدر تا ایجاد اورژانسی سیار برای کمک‌رسانی فوری به خانواده‌های معتادان شیشه‌ای پرخاشگر و جلوگیری از آسیب دیدن آنها را در بر می‌گیرد.

این که چنین طرح‌هایی تا چه حد قابلیت عملی شدن دارد و دفتر اعتیاد بهزیستی برای اجرایی کردنشان با چه موانعی روبه‌روست، موضوع گفت‌وگوی ما با این استاد دانشگاه است.

براساس آمارهای غیررسمی میانگین سن اعتیاد در کشور کاهش یافته است، شما از آمار رسمی خبر دارید؟

ستاد مبارزه با موادمخدر آمار و اطلاعات جدید را به ما نمی‌دهد به همین دلیل رقم تازه‌ای در این زمینه ندارم، اما هر وقت به کمپ‌های ترک اعتیاد سرکشی می‌کنم، می‌بینم بیشتر مراجعان به این کمپ‌ها جوانان هستند و معتاد مسن کمتر در میان‌شان پیدا می‌کنم و این نشان‌دهنده پایین آمدن سن مصرف موادمخدر در کشور است.

بنابراین شما هم تایید می‌کنید که مصرف‌کنندگان موادمخدر کم‌سن‌تر شده‌اند، اما نکته اینجاست که هنوز در کمپ‌های ما نوجوانان معتاد کمتر از 18 سال پذیرش نمی‌شوند. به نظر شما ملزم کردن مسوولان کمپ‌ها به پذیرش بالای 18 ساله‌ها و رها شدن معتادان کمتر از 18 سال، آسیب‌زا نیست؟

در کمپ‌های ترک اعتیاد موجود، میانگین سنی پذیرش شدگان بالاتر از 18 سال است چرا که امکان دارد اگر نوجوان‌ها به این مراکز مراجعه کنند دچار آسیب‌های دیگری بجز اعتیاد نیز بشوند. ما هم متوجه این نقص شده‌ایم که هنوز مراکز مشخصی برای پذیرش نوجوانان معتاد نداریم و درصدد هستیم که کمپ‌هایی ویژه برای این گروه راه‌اندازی کنیم.

این کمپ‌ها چه ویژگی‌هایی دارد که آنها را از کمپ‌های دیگر جدا می‌کند؟

گرچه همه افراد حتی ترک‌کرده‌ها، می‌توانند برای کمپ‌های عادی از ما مجوز بگیرند، اما شروط راه‌اندازی این نوع کمپ‌ها، سختگیرانه‌تر است؛ برای مثال ما معتقدیم فردی که داوطلب قبول این مسوولیت می‌شود باید سن بالاتری نسبت به دایرکنندگان کمپ‌های عادی داشته باشد و ضوابط خاصی را رعایت کند. زیر 18 ساله‌ها در شرایط رشد هستند و آموزش‌ها و برنامه‌هایی که برای آنها در نظر گرفته‌ایم باید ویژه باشد. به احتمال زیاد از روحانی‌ها برای همکاری در این کمپ‌ها دعوت می‌کنیم تا نوجوانان را با مسائل معنوی آشناتر کنیم چون ما معتقدیم ایمان می‌تواند عامل موثری در پیشگیری و درمان اعتیاد باشد.

پژوهش‌هایی در نقاط مختلف دنیا هم این موضوع را ثابت می‌کند که افراد با ایمان، کمتر به سمت سوء‌مصرف موادمخدر می‌روند، چون معمولا یکی از دلایل اصلی گرایش به موادمخدر مقابله با استرس‌های روزمره است و اگر گرایش به معنویت به عنوان راهی جایگزین مصرف موادمخدر برای کاهش فشارهای روانی به افراد معرفی شود، می‌تواند در کاهش آمار اعتیاد موثر باشد.

از چه زمانی، به شکل رسمی صدور مجوز این نوع کمپ‌ها را آغاز می‌کنید؟

ما قصد داریم از امسال مجوز راه‌اندازی کمپ‌های ویژه نوجوانان را صادر کنیم. هم اکنون برخی استان‌ها برای بستری کردن افراد کمتر از 18 ساله از ما به شکل موردی تقاضا کرده‌اند و ما فعلا در حال حاضر کردن پروتکلی درمانی برای این نوع کمپ‌ها هستیم.

بیشتر در کشور ما سنین کمتر از 18 سال به مواد مخدر صنعتی بخصوص شیشه گرایش دارند، اما در ایران پروتکل درمانی مشخص و مطمئنی برای درمان اعتیاد به شیشه وجود ندارد و مسلما اگر این کمپ‌ها را راه‌اندازی کنید نیز با مشکل نبود شیوه معین درمانی برای معتادان به شیشه که اکثریت را تشکیل می‌دهند، مواجه می‌شوید.

من قضیه را به شکل دیگری می‌بینم. معتقدم نه‌فقط پروتکل درمان شیشه نداریم بلکه نیروی متخصص کشورمان نیز در این زمینه آموزش ندیده‌اند و ما نه‌تنها در مواجهه با وضعیت جدید برای کسانی که در مراکز سرپایی یا کمپ‌های ترک اعتیاد مراجعه می‌کنند آموزش ندیده‌ایم بلکه حتی کارشناسان دستگاه‌ها نیز چندان آموزش نگرفته‌اند و به همین دلیل در بسیاری از مواقع، حتی در مراکز درمانی نیز برنامه خاصی برای درمان معتادان وجود ندارد و من بصراحت می‌گویم طی سال 90 فقط بخشی از کارشناسان ما توانستند درباره درمان شیشه آموزش ببینند.

ما هر سال در دانشگاه‌هایمان تعداد زیادی فارغ‌التحصیل روان​شناسی داریم. این فارغ‌التحصیلان می‌خواهند در مراکز مشاوره یا کلینیک‌های درمانی کار کنند اما چه آموزش‌هایی گرفته‌اند؟ ما در کدام دانشگاه درباره درمان‌های غیردارویی اعتیاد آموزش داده‌ایم؟ این افراد در کمپ‌ها و کلینیک‌های مشاوره مشغول فعالیت می‌شوند بدون آن که آموزشی در این حوزه دیده باشند.

نکته دیگر این است که حتی برخی روش‌ها مثل روش ماتریکس (شیوه‌ای غیردارویی برای درمان اعتیاد به شیشه)، منطبق با مشابه‌هایشان در کشورهای دیگر که ابداع‌کننده این روش‌ها محسوب می‌شوند، نیست.

در ایران ماتریکس به دو شیوه اجرا می‌شود. برخی متخصصان معتقدند که ما در اینجا باید همان مدل اصلی را استفاده کنیم و برخی می‌گویند بهتر است که این مدل را با توجه به ویژگی‌های فرهنگی در کشورمان تغییر بدهیم و بومی‌اش کنیم؛ برای مثال در مدل بومی شده تعداد جلسات کم می‌شود و نقش درمانگر و خانواده پررنگ‌تر شده است.

از طرف دیگر، نظر من این است که ما، مساله شیشه را دست‌کم گرفته‌ایم و برخی افراد که در این حوزه درمان اعتیاد کار کرده‌اند اعتقاد دارند صرفه اقتصادی در این است که به دنبال درمان معتادان به کراک یا هروئین​ یا تریاک بروند که برای درمان نیاز به دارو دارند و لزومی ندارد در حوزه درمان شیشه که غیردارویی است، فعالیت کنند.

براتی‌سده: درمان شیشه از لحاظ مالی بسیار سنگین است. در مراکز سرپایی هزینه ترک حدود 400 هزار تومان در ماه تمام می‌شود و متوسط زمان آن هم 6تا 9 ماه است. در کمپ‌های ترک اعتیاد هم هزینه، بالاتر از 200 هزار تومان است.

متاسفانه در چند سال اخیر دستگاه‌های متولی در این زمینه فعالیت چندانی نداشته‌اند. وقتی کراک وارد کشور شد ما توانستیم بلافاصله درمانی مناسب برای آن ارائه بدهیم. در تلویزیون معتادان کراکی کرم‌زده را به مردم نشان دادیم، از طریق رسانه‌های مختلف به آنها هشدار دادیم و به همین دلیل کراک فقط دو سال توانست در کشور ما جولان بدهد و بعد مردم خطرش را درک کردند، اما ما هنوز در رسانه‌هایمان کمپین جدی برای مبارزه با شیشه نداریم.

ما در مبارزه با شیشه عقب ماندیم. چون دیدگاه درمانگرهای ما عمدتا دارویی است و اعتیاد به این ماده درمان دارویی ندارد. خانواده‌ها هم چون معتقدند معتاد باید با قرص و دارو خوب شود و این روش درباره معتادان به شیشه جواب نمی‌دهد، دیگر به دنبال روش‌های غیردارویی نمی‌روند.

منظور شما این است که برای ترک اعتیاد شیشه، داروهای روانپزشکی هیچ کاربردی ندارد؟ پس چرا اغلب بیماران مبتلا به شیشه به روانپزشکان ارجاع داده می‌شوند؟!

داروهای روانپزشکی زمانی به کار می‌آید که بیمار به دلیل مصرف شیشه دچار علائم اختلالات روانپزشکی می‌شود، مثلا هذیان می‌گوید یا توهم دارد، اما برای مصرف‌کنندگانی که این علائم را ندارند، دارو زیاد اثر ندارد. وقتی علائم بیماری کنترل می‌شود، آن‌وقت باید سراغ درمان‌های غیردارویی رفت که یکی از این درمان‌ها همان‌طور که شما اشاره کردید، روش ماتریکس است. روش ماتریکس در واقع مجموعه‌ای از چند درمان است و موسسه‌ای به نام ماتریکس در آمریکا آن را ارائه کرده است.

در برخی آگهی‌های روزنامه‌ها نوشته شده «درمان شیشه با روش ماتریکس به همراه دارو»، آیا در درمان با شیوه ماتریکس مصرف دارو به شکل الزامی هم وجود دارد؟

خیر. صرفا برای کسانی که اختلالات روانی پیدا کرده‌اند، دارو تجویز می‌شود وگرنه در خود شیوه ماتریکس، دارو جایگاهی ندارد. روش‌هایی بجز ماتریکس هم البته برای درمان اعتیاد به شیشه وجود دارد، اما در ایران روش ماتریکس بیشتر استفاده می‌شود.

در صحبت‌هایتان اشاره کردید که بسیاری از مشاوران، روان‌شناسان و روانپزشکان هنوز در حوزه درمان اعتیاد آموزش ندیده‌اند. به نظرتان چرا آموزش درمان اعتیاد در کشور ما، بخصوص اعتیاد به شیشه تا این حد کند پیش می‌رود؟

از دیدگاه من، درمان‌های غیردارویی در ایران بخصوص در حوزه درمان شیشه انحصاری شده است. هزینه آموزش در این زمینه بسیار بالاست؛ در حالی که من باور دارم این آموزش به دلیل اهمیت مساله اعتیاد و تغییر الگوی آن، باید عمومی باشد، آن هم نه فقط برای کسانی که در حوزه درمان اعتیاد کار می‌کنند بلکه همه روان‌شناسان، روانپزشکان و مددکاران و مشاوران کشور باید درباره روش‌های ترک شیشه و موادمخدر صنعتی دیگر آموزش ببینند.

باید انحصار این دوره‌ها شکسته شود و در اختیار همه قرار بگیرد. اگر در این سمت بمانم، قصد دارم امسال، این نوع آموزش‌ها را از همکاران خودمان در بهزیستی آغاز کنم.

اگر آموزش در این حوزه عمومی شود، آن‌وقت کمپ‌های ترک اعتیاد می‌توانند معتادان به شیشه را هم بپذیرند البته پیشتر هم پذیرش در این زمینه وجود داشته، اما خلاف قانون بوده است. ما به استان‌های مختلف نامه نوشتیم که کمپ‌های ویژه ترک اعتیاد به شیشه را فعال کنند و قصد داریم برای کارشناس‌هایشان دوره‌های آموزشی برگزار کنیم و بدون گذراندن این دوره‌ها به آنها اجازه فعالیت نمی‌دهیم.

آقای دکتر در حال حاضر خانواده‌ها نمی‌دانند که وقتی از اعتیاد یکی از اعضایشان باخبر می‌شوند، در نخستین گام چه کنند؟

نخستین گام خانواده در مواجهه با پدیده اعتیاد، ترغیب معتاد به درمان است. درباره معتادانی که در مرحله انکار اعتیادشان هستند، باید کار انگیزشی انجام شود و آنها که می‌خواهند درمان شوند، باید از مطب‌ها و کلینیک‌های سرپایی کمک بگیرند، اما برای برخی بیماران مانند معتادان به شیشه شاید مراجعه به مراکز بستری هم لازم باشد. منظور از مراکز بستری، مراکزی است که معتاد باید در آن اقامت داشته باشد مانند کمپ‌های ترک اعتیاد یا TC ‌ها (مراکزی که معتادان پس از ترک، مدتی آنجا می‌مانند تا تحت نظر قرار گیرند).

معتادان به شیشه، بشدت پرخاشگرند و اعتیادشان را انکار می‌کنند. خانواده اگر نتواند انگیزش لازم را در معتاد ایجاد کند، تکلیفش چیست؟

خانواده‌ها باید با خط ملی اعتیاد 09628 تماس بگیرند و از کارشناسان ما مشاوره بخواهند تا نحوه گفت‌وگوی انگیزشی را یاد بگیرند.

اما این خط کافی نیست. معتاد به شیشه، خانواده را تهدید می‌کند و اعضای خانواده‌اش هر لحظه در خطر مرگ هستند و مشاوره گرفتن تلفنی دردشان را دوا نمی‌کند و متاسفانه هنوز کارشناسان اعتیاد به خانواده‌ها می‌گویند معتاد را تا زمانی که راضی به ترک نشده است، در خانه نگه دارند؛ در حالی که حضور مصرف‌کننده شیشه در خانه بسیار خطرناک است.

پیشنهاد من این است خط ویژه‌ای راه‌اندازی کنیم که خانواده معتادان پرخاشگر در شرایط بحرانی با آن تماس بگیرند و درخواست کمک کنند و واحدهای سیاری در سطح شهر فعال شود که پس از تماس خانواده‌ها سریعا در محل حاضر شوند و شرایط را کنترل کنند و حتی اگر لازم بود، معتاد پرخاشگر را از محل خارج کنند. سازمان‌های مردم‌نهادی که معتادان بهبود یافته در آنها فعالیت می‌کنند، می‌توانند در این زمینه به ما کمک کنند. پلیس هم می‌تواند نقش داشته باشد.ما فعلا مشغول رایزنی با سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه هستیم تا این خط اورژانسی سیار برای رسیدگی به مسائل معتادان را راه‌اندازی کنیم. همه آماده هستیم، اما باید بودجه کافی هم داشته باشیم با رقم‌های ناچیز درمان نمی‌شود با این غول در افتاد.

در نبود این خط اورژانسی، خانواده‌ها ناچار می‌شوند به کمپ‌های بی‌مجوزی متوسل شوند که آن کمپ‌ها با تماس خانواده‌ها می‌‌آیند و معتاد را با زور برای ترک از خانه می‌برند. از دیدگاه روان‌شناسی این شرایط خانواده‌ها را روان‌شناسی چاره‌ناپذیری می‌گویند. یعنی مردم چون چاره‌ای ندارند به راهی متوسل می‌شوند که می‌دانند شاید سرانجامش حتی به مرگ معتاد بر اثر استفاده از روش‌های نادرست ترک منتهی شود.

هزینه درمان شیشه هم بسیار زیاد است و از برخی معتادان شنیده‌ام که می‌گویند اگر مصرف‌کننده بمانند، برایشان ارزان‌تر تمام می‌شود تا این که بخواهند ترک کنند!

بله همین‌طور است. درمان شیشه از لحاظ مالی بسیار سنگین است. در مراکز سرپایی هزینه ترک حدود 400 هزار تومان در ماه تمام می‌شود و متوسط زمان آن هم 6 تا 9ماه است. در کمپ‌های ترک اعتیاد هم هزینه، بالاتر از 200 هزار تومان است. به همین دلیل خانواده‌ها با 2 مشکل مواجه شده‌اند اول این که معتاد تهدیدشان می‌کند و دوم این که هزینه‌های درمان معتادشان بسیار سنگین است. ما هر سال حدود یک میلیارد تومان به عنوان یارانه درمان در اختیار سازمان‌های مردم‌نهاد می‌گذاریم تا آنها هزینه کمتری از مردم بگیرند، اما این رقم بسیار کم است و کافی نیست. از بیمه‌ای که قرار بود معتادان تحت‌درمان را پوشش بدهد هم که فعلا خبری نشده است و در این زمینه واقعا با مشکل مواجه هستیم.

در سال‌های گذشته، مجلس شورای اسلامی بودجه سالانه‌ای را برای کاهش آسیب، پیشگیری و درمان اعتیاد به دستگاه‌ها می‌داد که در بودجه‌های سنواتی‌شان لحاظ می‌شد. ستاد مبارزه با موادمخدر درخواست کرد که این پول را خودش بگیرد و به دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف بدهد، اما در دادن این بودجه هر سال تعلل می‌کند.

مریم یوشی‌زاده – جام جم

مرتبط:

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: , ,

ارسال نظر


آخرین موضوعات