کد خبر: 3711 | تاریخ انتشار: ۱۷:۲۸:۳۷ - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ | بدون نظر | |

فراموشی یک سازمان مهم به نام بهزیستی

دکتر مصطفی اقلیما معتقد است تا وقتی که که سازمان بهزیستی قدرتمندی نداشته باشیم نمی توانیم به آینده مان در پیشگیری از آسیب های اجتماعی و جرایم امیدوار باشیم و باید روز به روز شاهد وقوع جرایم بیشتری باشیم. وی که ریاست انجمن علمی مددکاران اجتماعی کشور را بر عهده دارد به عنوان مشاور با دستگاههای مختلف کشور همکاری داشته ولی همواره از منتقدان برنامه های پیشگیری از آسیب های اجتماعی بوده است. اقلیما مطالعات زیادی را در زمینه پیشگیری از آسیب های اجتماعی انجام داده و از صاحب نظران ارشد این حوزه است.

کردپرس: جرم به رفتارهایی گفته می شود که ما در جامعه برای آن محکومیت تعیین می کنیم یعنی رفتاری که فرد خاطی را از نظر قانون آن کشور مستحق مجازات می کند. در کشور ما هیچ وقت برنامه درست و منسجمی برای پیشگیری از جرم نداریم در حالیکه طبق برآوردها هزینه ارتکاب جرم و مجازات مجرم ۵ برابرسنگین تر از وقوع جرم است.

متاسفانه ما ابتدا می گذاریم جرمی به وجود می آید و بعد سعی می کنیم مجرم  را مجازات کنیم و این به صورت یک رویه در جامعه در آمده است. یعنی ما مجرم را دستگیر کرده و روانه زندان می کنیم در حالی که هیچ فکری هم برای پس از آزادی وی نکرده ایم در حالی که بخش مهمی از کار مربوط به پس از اتمام محکومیت فرد خاطی می شود.

چرا که مجرم آزاد شده پس از زندان دیگر  از سوی بخش سالم جامعه پذیرفته نمی شود و به خاطر سوءپیشینه خود دیگر نه می تواند جایی استخدام شود و نه می تواند مجوزی برای کسب و کار و راه انداختن یک مغازه دریافت کند  و به این صورت ما فرد مرتکب جرم را تبدیل به یک محکوم مادام العمر کرده ایم.

از این رو می بینیم پلیس اعلام می کند «ما یک مجرمی را بارها دستگیر کرده ولی باز هم چندی بعد مجبور می شویم وی را دوباره به خاطر ارتکاب جرمی دیگر دستگیر و تحویل دستگاه قضایی بدهیم».

اما در بسیاری از دیگر کشورها می بنیم که وضع این طور نیست و وقتی مجرمی – که به هر  دلیلی روانه زندان شده از حبس آزاد می شود – به وی گواهی سوپیشنه پاک داده می شود تا او بتواند در بازار کار مشغول شده یا در جایی استخدام شود .

در واقع ما عملا به یک مجرم اجازه نمی دهیم که از چرخه جرم خارج شود زیرا برای تامین معاش وی پس از آزادی از زندان برنامه ای نداریم. روی همین حساب است که ما مشاهده می کنیم که روز به روز تعداد زندانیان ما بیشتر شده و زندان ها چندین برابر ظرفیت خود زندانی دارند و دیگر جایی هم برای محکومین جدید هم نمانده است که این به خاطر همان سیکل معیوب است.

اما درباره پیشگیری از جرم بگویم اولین چیزی که ما در پیشگیری از جرم باید بکنیم توجه به این نکته است که ما یک کشور اسلامی  هستیم. طبق دستور اسلام ما وقتی می توانیم دست یک سارق را قطع کنیم که ابتدا برای وی حداقل معیشت و کار و مسکن را فراهم کرده باشیم و بعد اگر وی تحت شرایطی مرتکب این جرم شد می توانیم دست وی را قطع کنیم.

از این رو وظیفه یک حکومت این است که برای یک فرد ابتدا شغل لازم برای گذران زندگی را فراهم کند و اگر نمی تواند این کار را بکند هزینه زندگی فرد را تامین و در اختیار وی بگذارد تا وی مجبور نباشد برای تامین خرج و مخارج خود به خلاف رو بیاورد حالا این خلاف می تواند دزدی، قاچاق یا هر چیز دیگر باشد.

خوشبختانه باید گفت ما در اسلام قوانینی مثل خمس و زکات داریم یعنی بخشی از پولی که به مراجع تقلید برای خمس و زکات داده می شود به افراد بی بضاعت داده می شود تا آنها از راه حلال امورات خود را بگذارانند. از سویی دیگر بخشی از مالیاتی که دولت از کسبه و مردم وصول می کند نیز باید به این کار اختصاص یابد تا جلوی جرم و مفسده گرفته شود.

اما اگر از بعد دولتی صرف بخواهیم به قضیه نگاه کنیم می بینیم که ما در کشورمان سا زمانی به نام بهزیستی داریم که مسوول کلیه آسیب های اجتماعی است و تمام پیشگیری ها و درمان مجرمین و پوشش خانواده آنها به عهده این نهاد گذاشته شده است و به طور مثال این سازمان باید برای خانواده ای که پدر آن روانه زندان شده است نقش پدر را به عهده بگیرد و این خانواده را تحت انواع حمایت های مالی و روانی و و مددکاری قرار  دهد.

اما ما می بینیم که  این سازمان هیچ قدرتی از نظر مالی یا اجرایی برای این کار ندارد. در حالیکه ما اگر بخواهیم سازمانی به وجود آوریم که توانایی این کار را داشته باشد باید آن را در حد معاونت رییس جمهوری ارتقا دهیم نه اینکه یک سازمان رده چندمی در وزاتخانه رفاه و تعاون وتامین اجتماعی  به نام سازمان بهزیستی داشته باشیم که از آن توقع پیشگیری و درمان مجرمین را داشته باشیم.

مع الاسف مشاهده می کنیم این سازمانی که با دستور صریح امام راحل ایجاد شد روز به روز در حال ضعیف تر شدن است که نه تنها دیگر نمی تواند خود نقشی در پیشگیری و درمان آسیب های اجتماعی داشته باشد بلکه خود در حال از بین رفتن و ضعیف تر شدن است.

در حالی که اگر به پیشگیری و درمان  آسیب های اجتماعی توجه نکنیم این آسیب ها تمامی اقدامات دیگر ما را زیر سوال می برد و آسیب جدی به دیگر برنامه های ما می زند.

برای همین به جرات بگویم تا سازمان بهزیستی در حد معاون رییس جمهور که اختیارات و بودجه لازم را برای جذب متخصصان و اقدامات کارشناسی و برنامه های الزام آور در زمینه پیشگیری و درمان آسیب های اجتماعی نداشته باشیم اقدامات تنبیهی مان حتی روی ۵ درصد از مجرمین نیز تاثیری ندارد و به طور مثال در زمینه اطفال تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که یک سارق نوجوان را دستگیر کرده و پس از چندی وی را به عنوان یک دزد بزرگسال تحویل جامعه دهیم.

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:

ارسال نظر


آخرین موضوعات