کد خبر: 4545 | تاریخ انتشار: ۰:۰۲:۴۳ - چهارشنبه ۴ مرد ۱۳۹۱ | ۲ نظر | |

ما آدمکش‌ها را به وجود می‌آوریم؟!

همیشه هم بگیر و ببندد، یا مجازات و زندان جواب نمی‌دهد. آن‌ها را حتی اگر مثل دلقک‌ها در شهر بچرخانی و انگشت‌نما کنی، فردای آزادی به همان زندگی سابق باز می‌گردند. دوای دردشان نه بودجه‌های کلانی است که هزینه می‌شوند تا روی کاغذ تحقیقاتی انجام گیرد و نه سمینارهایی که برپا می‌شوند تا نتایج این تحقیقات بررسی شود. آمارهای پی در پی از کاهش جرم و دستگیری باندهای مختلف هم راه به جایی نمی‌برد. همه‌شان هم بیمار نیستند که به صورت ارگانیک بررسی شوند و با چند نسخه و داروی آرام‌بخش آرام بگیرند. آن‌ها انسانی‌هایی هستند از دل جامعه که راه حل مشکلشان را باید درون جامعه جست‌وجو کرد.

به گزارش سرویس اجتماعی فرارو؛ در اردیبهشت ماه سال جاری، رئیس پلیس تهران اعلام کرد که وقوع جرایم خشن در پایتخت 50 درصد کاهش یافته است. سال گذشته نیز پس از ماه‌های محرم و صفر، رئیس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی خبر کاهش 47 درصدی جرایم خشن را اعلام کرده بود.

اما اواسط ماه گذشته معاون مبارزه با جرائم جنایی آگاهی کل، از افزایش قتل‌های خانوادگی خبر داد. همزمان آماری نیز درباره نرخ قتل در بین سال‌های 81 تا 90 منتشر شد که روند صعودی وقوع قتل در کشور را تأیید کرد. باقی گزاش‌ها و آمارها نیز از افزایش وقوع نزاع و جرایم خشن در جامعه حکایت دارد.

کارشناسان افزایش فقر، بیکاری و تورم را از جمله عوامل مهم در رشد جرایم و نزاع می‌دانند. آن‌ها معتقدند در سالی که مردم با تورم و مشکلات اقتصادی روبرو بودند، بر تعداد مجرمان کشور افزوده شد.

می‌توان حوادث خشن را کاهش داد اما …
مصطفی اقلیما، یکی از نخستین مددکاران اجتماعی در این باره به اعتماد گفته است: «ما زمینه‌های ظلم و کتک زدن، زورگویی و اعتیاد را فراهم می‌کنیم. هیچ آدمی آدمکش به دنیا نمی‌آید. ما آدمکش‌ها را به وجود می‌آوریم. خانواده از طریق رفتار و تربیتی که درباره کودک دارد و جامعه با برخوردی که می‌کند. شما دانشجویی را در نظر بگیرید که به یک اداره می‌رود. بعد از مدتی تبدیل به یک دزد می‌شود.»

این مددکار اجتماعی در گفت‌وگویی برای نشان دادن نقش اجتماع در وقوع جرایم، از واقعه‌ای مثال می‌زند که در سال 1385 رخ داده است. ماجرا مربوط به زنی است که پس از آنکه در خیابان مورد آزار و تعدی قرار گرفت به پلیس شکایت کرد. اما پلیس پاسخ داد که اصلاً تو چرا در خیابان خوابیده بودی؟!

در نهایت این خانم بچه‌دار شد و مددکاران اجتماعی تلاش کردند تا فرزند او را به شیرخوارگاه بسپارند. ولی دادگاه قبول نکرد و کودک دوباره به مادرش تحویل داده شد. صبح روز بعد مادر بچه را تکه تکه کرد.

اقلیما بر این باور است که برای بررسی علل اجتماعی، بودجه تعیین می‌شود. تحقیق می‌‌شود. اما این تحقیقات در نهایت یک گوشه گذاشته می‌شوند و خاک می‌خورند. چرا که مسؤولان تنها می‌خواهند همه‌چیز را عوض کنند و آخر سال بگویند ما این‌کار را کردیم. حال آنکه اگر دستگاه دولتی بخواهد، مددکاران اجتماعی بعد از چند ماه بسیاری از این مسائل را کاهش می‌دهند.

در حال حاضر اغلب کارشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که در کنار اقدامات فرهنگی و آموزشی، باید گام های مهمی برای کم کردن فاصله طبقاتی و اشتغال‌زایی برداشته شود تا شاهد کاهش واقعی وقوع جرایم خشن باشیم.

گفته می‌شود مشکلات اقتصادی در سال‌های اخیر تأثیر زیادی بر روی کاهش آستانه تحمل افراد جامعه به خصوص جوانان داشته است که این موضوع باعث شده در برابر هر کنشی از خود واکنش نشان دهند.

سرپرست بخش روانپزشکی پزشکی قانونی نیز شیوع خشونت‌های خیابانی را نشان دهنده فشار فراوانی می‌داند که بر روان شهروندان وارد می شود.

جعفر بای، رئیس اداره اجتماعی حوزه پیشگیری و وقوع جرم قوه قضاییه نیز از جمله افرادی است که اعتقاد دارد شرایط اجتماعی مختلف مانند بیکاری، نبود شادی و نشاط، تورم، گرانی، خبرهای نگران‌کننده و برخوردهای نامناسب در خیابان باعث بالا رفتن آمار خشونت می‌شوند.

بنابراین با در نظر گرفتن این مطلب که تورم، شکاف‌طبقاتی و گرانی از عوامل مهم ایجاد وقوع جرم به حساب می‌آیند و با توجه به گفته دکتر اقلیما که اگر دستگاه دولتی بخواهد می‌توان زمینه‌های کاهش خشونت را اجتماع فراهم آورد، این‌گونه برداشت می‌شود که مسؤولان هنوز به ضرورت مقابله اساسی با این‌گونه جرایم نرسیده‌اند و یا همچنان به شیوه‌های پیشین خود بیشتر از نظرات کارشناسی مددکاران اجتماعی اعتماد دارند.

منبع-فرارو

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲ دیدگاه مطلب براي " ما آدمکش‌ها را به وجود می‌آوریم؟! " ارسال شده است.

  1. تا زمانی که با دید قضایی به مسائل نگریسته شود همینگونه خواهد بود

  2. غلامحسین . محجوبی سیاهکلی :

    سلام و درود بر شما جهت بیان مطلب با چنین صراحت و منطق و انصاف !! و امّا نظر اینجانب در امتداد تحلیل جنابعالی : ۱- کماکان تخصّص خصوصاً در علوم انسانی و مخصوصاً در علوم اجتماعی ، به رسمیّت شناخته نشده است . ۲- نگاه و متعاقباً عمل جزیره ای در قبال مشکلات اجتماعی . ۳- تفوّق رابطه و خود محوری بر ضابطه و عقل و خرد و…

ارسال نظر


آخرین موضوعات