کد خبر: 4603 | تاریخ انتشار: ۰:۰۱:۴۲ - شنبه ۱۴ مرد ۱۳۹۱ | بدون نظر | |

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

با لبخندی بر لب روی ویلچر در انتظار ورود میهمانان نشسته است.

هر کسی که از کنار او عبور می کند به او چیزی می گوید و همراه او می خندد. نامش فریده است. دختری که مهربانی و آرامش در نگاهش موج می زند. معلولیتی که قدرت راه رفتن را از او گرفته باعث نشده است که فریده لبخند به زندگی را فراموش کند. فریده سال هاست که ساکن این موسسه است. موسسه ای خیریه که تعدادی از انسان های مهربان و آسمانی در آن حضور دارند و با تمام وجود از فرشته هایی که به دلیل کم توانی جسمی و ذهنی میهمان این خانه شد ه اند، میزبانی می کنند. فتح المبین، نام این خانه آسمانی است خانه ای که سعادت خدمت در آن نصیب هر کسی نمی شود.
دخترانی هنرمند و توانا

در موسسه خیریه فتح المبین، دخترانی زندگی می کنند که بر خلاف ناتوانی ذهنی و حرکتی، توانایی هایی دارند که گاهی از توانایی های افراد سالم بیشتر است.دخترانی که در کارگاه گلیم بافی این موسسه درس می آموزند، توانسته اند مدارک علمی این هنر را نیز از سازمان فنی و حرفه ای و صنایع دستی کسب کنند. در کنار کارگاه های گلیم بافی، کلاس های دیگری نیز وجود دارد که توانمندی های این دختران را تقویت می کند کلاس هایی مانند گل سازی، سوزن دوزی و بسته بندی.

برای همه دعا می کنند

احساس می کنم این دختران حرف های زیادی را از زندگی شان برای گفتن داشته باشند. زندگی که آن ها را ساکن دایمی آسایشگاه کرده است، اما از زبان هیچ یک از آن ها گلایه ای نمی شنوم. زهرا که ۹ سال است در این موسسه زندگی می کند برای سلامتی همه مردم دعا می کند و آرزویش این است که کسی بیمار نباشد. «الهام» سلامتی معلمان و مددکاران موسسه را می خواهد، مریم آرزو می کند نمازها و روزه های همه مورد قبول پروردگار قرار بگیرد و «سکینه» از شرایط خوب زندگی در موسسه فتح المبین می گوید.

زکات سلامتی

در این میان جوانانی را می بینم که با شور و اشتیاق توصیف ناپذیری در جمع این بچه ها حاضر شده اند. صابری که ۲ سال است پنج شنبه ها به موسسه خیریه فتح المبین می آید این کار را زکاتی برای سلامتی خود می داند. او می گوید: وقتی ۲ سال پیش برای اولین بار به بازدید این آسایشگاه آمدم، احساسی در وجودم شکل گرفت که تا به امروز نتوانسته ام این کار را ترک کنم. طیرانی نیز یکی دیگر از جوانانی است که هر هفته به آسایشگاه می آید. او نیز از علاقه وافر خود به بچه های این آسایشگاه می گوید. علاقه ای که او را به آن ها وابسته کرده و او را به آرامشی توصیف ناپذیر رسانده است.

کمی آن طرف تر

اما کمی آن طرف تر ساختمانی است که نام «مراقبت های ویژه» بر سر در آن نقش بسته است. در این بخش دخترانی حضور دارند که بدون کمک پرستار و مددکاران حتی نمی توانند از جای خود تکان بخورند. پرستارانی که همه کارهای آن ها را با عشق و علاقه انجام می دهند.

این ها دختران من اند

وقتی شیرازی نیا، مدیرعامل موسسه درباره شرایط این موسسه صحبت می کند، مددجویان و معلولان حاضر در آن را دختران خود می خواند و می گوید: این ها همه دختران من اند. او می گوید: افراد زیادی برای بازدید از این موسسه می آیند و می روند اما به اعتقاد من بچه ها به این بازدیدها نیازی ندارند بلکه این ما هستیم که به کمک آن ها نیاز داریم و آرزوی ما این است که این بچه ها دست ما را بگیرند و آن را در دست خداوند که همراه همیشگی آن هاست بگذارند.شاهی، یکی دیگر از مسئولان این موسسه نیز از شرایط خاص مشهد می گوید و این که برخی خانواده ها فرزندان معلول خود را رها می کنند و سبب می شوند تا فردی به اعضای خانواده این موسسه اضافه شود.او می گوید: در حال حاضر حدود ۸۰ درصد هزینه های این موسسه توسط خیران تامین می شود، ما هیچ وقت از کسی درخواست کمک مالی نمی کنیم و فقط از آن ها می خواهیم که به عیادت بچه ها بیایند که همین عیادت آن ها را برای کمک کردن مشتاق می کند.دکتر حجت نیز که ۱۱ سال است در این موسسه کارهای درمانی انجام می دهد، آن قدر به این بچه ها وابسته شده است که می گوید: مطب شخصی ام را تعطیل کرده ام تا بتوانم بیشتر در کنار این بچه ها باشم.

باز هم افسوس می خورم

یک ماه پیش بود که درجمع بچه های آسایشگاه معلولین شهید بهشتی حاضر شدم و این بار این سعادت را پیدا کردم که به موسسه خیریه فتح المبین سری بزنم. امروز نیز همان احساس گذشته دوباره به سراغم آمده است. احساس می کنم فرصت هایی در زندگی وجود دارد که می توان از آن ها بهره برد. فرصت هایی که گاه به سادگی از کنار آن ها عبور می کنیم.تردیدی ندارم که یکی از این فرصت ها حضور در جمع این بچه هاست که نعمت سلامتی را به ما متذکر می شوند. نعمتی که شاید برای بسیاری از ما تکراری شده و این تکرار ما را از آن غافل کرده است.اما احساس دیگری هم دارم و آن غبطه است. غبطه خوردن نسبت به کسانی که زندگی خود را وقف این بچه ها کرده اند. کسانی که هر چند از نظر ظاهری تفاوتی با ما ندارند، اما تردیدی ندارم که باطن آن ها بسیار زیباتر از باطن بسیاری است و خداوند نیز نگاه ویژه ای به آن ها دارد. می دانم که فرصت پیوستن به جمع این انسان ها برای همه مهیاست، اما زندگی روزمره آن قدر ما را گرفتار خود کرده است که در استفاده از این فرصت ها کوتاهی می کنیم.در هنگام خروج از موسسه جمله زیبایی که روی دیوار آن حک شده است توجه ام را جلب می کند. آن جمله این است:«زندگی کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم.» و به راستی که برخی از ما چقدر کوتاهی می کنیم…

بازدید فرمانده انتظامی استان از موسسه خیریه فتح المبین

فرمانده انتظامی استان به همراه تعدادی از همکاران خود، روز پنج شنبه از موسسه خیریه فتح المبین بازدید کرد. به گزارش خراسان رضوی، سردار امیری مقدم در دیدار با مسئولان این موسسه گفت: خداوند مسئولیت آن دسته از بندگان خود که عنایت ویژه ای به آن ها دارد را انجام امور سایر بندگان تعیین می کند و شما در زمره این بندگان ویژه خداوند هستید که به فرزندان کم توان ذهنی و جسمی خدمت می کنید.شاهی، یکی از مسئولان این موسسه نیز در این دیدار از اهدای زمینی برای احداث آسایشگاه جدید خبر داد و گفت: زمینی در مجاورت موسسه توسط خیران اهدا شده است تا آسایشگاه جدیدی را برای نگهداری فرزندان بدسرپرست و بی سرپرست احداث کنیم که اجرای آن نیازمند حمایت های مالی است.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:

ارسال نظر


آخرین موضوعات