کد خبر: 4911 | تاریخ انتشار: ۱۱:۲۵:۰۶ - شنبه ۱۸ شهر ۱۳۹۱ | ۳ نظر | |

به تعداد زیادی میز برای تعداد زیادی مدرک نیازمندیم

آسیب‌ها – چند دهه پیش باسوادان هر شهری انگشت شمار بودند. شاید هر کسی جرات درس خواندن در مکتب خانه ها را نداشت. اگر کسی دیپلم و یا حتی سیکل داشت همه روی او حساب ویژه ای باز می کردند.

اما در حال حاضر هر کسی که دیپلم داشته باشد بی سواد خطاب می شودو همه باید هر طوری که شده حداقل مدرک کارشناسی را داشته باشند تا از حوزه بیسوادی خارج شوند. البته مرز بی سوادی و با سوادی تحمل چند ساعت نشستن سر جلسه امتحان ورودی دانشگاه است و خیلی هم نیاز به صرف انرژی و وقت زیادی نیست(ناگفته نماند که همه رشته ها و دانشگاه ها مشمول این جمله آخری نمی شوند).
در حال حاضر یکی از حوزه هی سرمایه گذاری خرد، حوزه آموزش است که مشخصه آن تعداد بی شمار موسسات و آموزشگاه های مختلف در زمینه ورود به دانشگاه و ادامه تحصیلات تکمیلی است. بی شک گذاف نیست که از واژه رقابت برای این موسسات وآموزشگاه های آموزشی استفاده کنیم به گونه ای که هر کدام برا جذب مشتری، خدمات خودرا گسترده تر و جدیدتر و … می کنند. رقابتی دیگر هم بین مراکز دانشگاهی در جریاناست. دانشگاه های سراسری، آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و غیر انتفاعی و … درجذب دانشجو به شدت در حال رقابت بایکدیگرند. هر روز خبری منتشر می شود که همه کسانی که در کنکور شرکت می کنند دردانشگاه ها پذیرفته خواهند شد.
احتمالا اگر روند کنونی ادامه یابد طی یکی دو دهه آینده کشورمان مملو ازافرادی با مدارک عالی تحصیلی خواهد بود ،تحصیلات دانشگاهی باعث شده است تا بسیاری از جوانان انتظار داشته باشند که پشت میز بشینند و همانطور که مدارک عالی دانشگاهی را طی نموده اند در زمان اشتغال هم درجات عالی مدیریتی را داشته باشند.
یکی از مهمترین آسیب های این سبک سیستم آموزشی مصداق نظریه آنومی مرتون(جامعه شناس) است. وقتی یکی از راه های رسیدن به شغل، موقعیت اجتماعی، ثروت و به عبارتی دیگر دستیابی به یک زندگی مطلوب در جامعه داشتن تحصیلات دانشگاهی قلمداد می شود واز بچگی به افراد آموزش داده می شود که در جواب علم بهتر است یا ثروت؟ رای به علم دهند و از طرف دیگر افراد می بینند که بعد از گرفتن مدرک دانشگاهی به خواسته هایشان نرسیده اند( شغل، موقعیت اجتماعی، ثروت )، دچار نوعی بی اعتمادی به جامعه،سرخوردگی و افسردگی می شوند وبسیاری از آن ها دست به اعمال غیرقانونی برای رسیدن به اهداف خود می زنند.
امیر مغنی باشی منصوریه-مددکار اجتماعی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ دیدگاه مطلب براي " به تعداد زیادی میز برای تعداد زیادی مدرک نیازمندیم " ارسال شده است.

  1. درسا :

    سلام من یه سوال دارم تکلیف ما مددکارای دانشگاه علامه که بیکاریم چیه؟آخه ارشد و کارشناسیم نداره همه بیکارن.من الان میخوام ارشد بخونم اما همه میگن این اشتباهه که مددکاری بخونم اما آخه من این رشته رو دوست دارم تنها اشکالش که خیلیم بزرگه اینه که کار نیست

  2. مدیر سایت :

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    قطعا هیچ علاقمندواقعی یه رشته تحصیلی را به خاطر بازار کارش انتخاب نمی کند در ثانی در حال حاضر مددکاری در مقایسه با رشته های دیگر از بازار کار خوبی برخوردار است.

  3. درسا :

    سلام ممنون از پاسختون.حرف شما کاملا درسته اما در شرایط اقتصادی فعلی و مخصوصا برای خانواده های متوسط و پایین تر جامعه رفتن دنبال علایق جزء نیازهاو برنامه های آرمانی میتونه باشه وقتی که من یا امثال من که تعدادشون کم هم نیستن زمان انتخاب رشته باید حتی شبانه یا روزانه خوندن آزاد یا دولتی خوندن رو در نظر بگیرن…….
    البته بازم حرف شمارو تایید میکنم ولی کاش اساتید ما یه مقدار به زنگی ما مددکارا به عنوان مددکار نگاه کنن.

ارسال نظر


آخرین موضوعات