کد خبر: 5064 | تاریخ انتشار: ۰:۰۱:۱۳ - چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ | بدون نظر | |

بحثی درباره ماهیت طلاق و علل آن

طلاق یکی از پدیده های اجتماعی است که روز به روز گسترش می یابد و خانواده های بیشتری گرفتار آن می شوند، فلذا بررسی ماهیت و ابعاد آن اهمیت دارد.

طلاق از مهمترین پدیده های زندگی مشترک است. این پدیده دارای اضلاعی به تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامعه انسانی است. نخست یک پدیده روانی است، زیرا بر تعادل روانی نه تنها دو انسان، بلکه فرزندان، بستگان، دوستان ونزدیکان آنان اثر می نهد. دوم آنکه پدیده ای است اقتصادی؛ چه به گسستن خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی می انجامد و امحاء تعادل روانی انسان ها، موجبات بروز اثراتی سهمگین در حیات اقتصادی آنان را نیز فراهم می سازد.

سوم آنکه، طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت دریک جامعه تاثیر دارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، چون تنها واحد شروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت اثر دارد، چون موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده، تحویل جامعه گردند که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در راه احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. چهارم آنکه طلاق یک پدیده فرهنگی است. بدین سان می توان گفت جامعه ای که درآن طلاق از حدی متعارف تجاوز کند هرگز از سلامت برخوردار نخواهد بود. پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است، بلکه از دیدگاه جامعه، فرهنگ، اقتصاد و حتی جمعیت نیز قابل اعتنا است.

علل وعوامل طلاق

آنچه اهمیت دارد شناخت علل و عامل طلاق دردنیایی است که شاهد رشد آن است. در باب علل و عوامل طلاق باید به نکات زیر توجه کرد:

پدیده طلاق، پدیده ای دقیقا چند عاملی است. بدین سان، هرگز یک عامل به تنهایی نمی تواند موجبات پیدایش آنرا فراهم کند؛ در عرف عام می گویند فلان خانواده فقط به خاطر فلان علت منهدم شد. اینان جرقه ها را از عوامل بازنمی شناسند. در بسیاری از موارد، یک حادثه بسیار کوچک همچون جرقه ای بر خرمنی از عوامل موجود دامن می زند و خانه را درآتش می سوزاند، درعین حال باید توجه داشت، طلاق با یک اقدام هم از بین رفتنی نیست. در جوامعی بسیار کوشیدند تا طلاق را به کلی منع کنند. منع قانونی، زمانی که عوامل اساسی پابرجاست نه تنها موجبات امحاء طلاق را فراهم نساخته، بلکه عوارضی سخت نابجا برجای می گذارد، زیرا تکلیف فرزندان مبهم باقی ماند.

چند یا چندین عامل به هم می پیوندد وبا هم شبکه ای پیچیده فراهم می آورند. این شبکه درنوع خود در طلاق منحصر به فرد است. به بیان دیگر، هر طلاق، ازدیدگاه علی در نوع خود بی نظیر است زیرا یک زن و شوهر با توجه به شخصیت خاص هر یک از آنان، خانواده منشا، نوع همسرگزینی، منش و خلق و خوی هریک، رابطه ای خاص، منحصر به فرد و بی نظیر فراهم می آورند. قطع این رابطه نیز با پیوند عوامل خاص وشبکه ای منحصر به فرد از عوامل صورت پذیراست. از این روست که روش هایی چون مطالعه موردی بهترین و دقیق ترین شیوه ها در راه شناخت همه ابعاد و عوامل طلاق به حساب می آیند.

به همین جهت است که مددکاری یا شناخت تفردی و بازیابی عوامل خاص مطرح می شود. تفرد اینجا بدان معناست که هر مورد طلاق را جداگانه و با درنظر گرفتن همه عوامل آن بشناسیم، بسنجیم و در نهایت تحلیل کنیم. مددکاران، ابعاد عاطفی، عقلایی و حسابگرانه و… را در این شناخت خاص به حساب می آ ورند، همان طور که مطالعات طولی را مطمح نظر قرار می دهند.

بنابراین زمانی که سخن از بازشناخت، کالبد شکافی و علل و درنهایت بازسازی یک خانواده از هم گسیخته مطرح می شود، گذشته آن ازدیدگاهای زیرمورد توجه قرار می گیرد:

– گذشته هر یک از زوجین

– گذشته زوجین با یکدیگر

– منشا یا خواستگاه پیوند

– نوع ترکیب عوامل موجود با عناصر تاریخی( مرتبط با گذشته)

یکی دیگر از عوامل که از آن به عنوان عوامل مکان تعبیر می شود. منظور عواملی است که با کل جامعه یا آنچه جامعه وسیع یا فراگیر خوانده می شود، یعنی منظور این است که شخص مورد نظر با همسرش از چند یا چندین جهت تمایز دارد.

زمانی که ارزش های اساسی یک جامعه بر لذت طلبی، تمتع آنی، مصلحت گرایی، سودگرایی و ماده گرایی استوارند، بی هیچ شبهه، ارتباطات انسانی نیز از آن سخت تاثیر می پذیرند. روابط انسانها از بعد معنوی تهی می ماند و صرفا راه التذاذ آنی برقرار می شود. این نوع روابط بسیار سست، آسیب پذیر و شکننده اند. به محض آنکه مصلحت دیگری روی نمود یا بر اثر مرورزمان یا عوامل دیگری چون افزایش سن، بیماری، و…. بعد التذاذ فروکش کرد یا فرسایش یافت، رابطه از درون مایه اش تهی می شود وبا هر بهانه می شکند.

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:

ارسال نظر


آخرین موضوعات