کد خبر: 5148 | تاریخ انتشار: ۰:۰۱:۵۰ - چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱ | بدون نظر | |

سازگاری، مهارتی برای تحلیل درست موقعیت

بسیار شنیده ایم که نسل فعلی کم تحمل شده است. معمولاً این نسل وقتی دنیا طبق میلش نباشد، تلاش نمی کند چیزی را تغییر دهد یا تحملش را بالا ببرد بلکه سعی می کند راه فرار در پیش بگیرد و خود را به اصطلاح از مهلکه نجات دهد. نکته این جاست که این کم طاقتی و ناسازگاری در زندگی مشترک، کار دست زوج های جوان می دهد و آن ها به جای حل مسئله، به چرایی به وجود آمدن آن فکر و سعی می کنند آن را پاک کنند.سوال مهمی که این جا مطرح می شود، این است که آیا ناسازگاری زوج های جوان به شیوه تربیتی آن ها یا به تغییرات اجتماعی و فرهنگی گسترده در جامعه بر می گردد؟ برای پاسخ به این سؤال به سراغ دو تن از کارشناسان حوزه خانواده در کشور رفتیم. سازگاری را می توان در ۲ حوزه فردی و اجتماعی بررسی کرد. در حوزه فردی تمام علایق، گرایش ها و آرزوها قرار دارد و فرد به دنبال کسب حداکثری آسایش و آرامش است.

در این حوزه، قدرت انتخاب وجود دارد و فرد می تواند بین فاکتورهای مختلف، آن چه را می خواهد به دست آورد و از آن چه نمی خواهد، چشم پوشی کند. اما در حوزه عمومی فرد با بی نهایت محدودیت های محیطی رو به رو می شود که او را تحت محاصره قرار می دهد و باعث می شود انسان از بسیاری از آرزوها، آمال و خواسته های خود دور بماند. بسیاری از این محدودیت ها جزو واقعیت های زندگی اجتماعی است و چاره ای جز پذیرش آن ها برای حفظ حقوق دیگران نیست. دکترعلیرضا شریفی یزدی، جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت با بیان این مقدمه به خراسان، ادامه می دهد: هر انسانی به ۲ شکل با این محدودیت ها رو به رو می شود؛ مقابله و سازگاری. در مقابله، فرد برای رسیدن به خواسته اش با عالم و آدم می جنگد و در محیط کار، منزل و در اجتماع تلاش می کند با محدودیت ها مقابله کند. اما در شکل دوم که سازگاری است، فرد سعی می کند پدیده را به خوبی بشناسد، توانمندی ها و محدودیت هایش را به خوبی تشخیص دهد، سپس بر اساس این شناخت، سازگاری نشان دهد. یعنی سعی می کند با جمع همراه شود زیرا انسان به هر حال موجودی اجتماعی است و می پذیرد که برای همراهی با اجتماع باید برخی محدودیت ها را بپذیرد. سپس در بلندمدت تلاش می کند که به شیوه درست و مسالمت آمیز خود را با دیگران مطابقت دهد. اما اگر بخواهیم سازگاری به لحاظ جامعه شناسی را بررسی کنیم، باید از دو منظر بیرونی و درونی به آن بپردازیم. از منظر درونی، فرد از دوران کودکی و طی تعلیم و تربیتی که می بیند، با رفتارهای اجتماعی و عرفی آشنا می شود و سعی می کند خود را با آن سازگار کند اما از منظر بیرونی فرد در تعامل با اجتماع با محدودیت ها و مرزها آشنا می شود. نکته این جاست که سازگاری درونی، بهترین شکل سازگاری است یعنی فرآیندی که طی آن فرد یاد می گیرد، در صورت لزوم خود را به بهترین شکل ممکن با محیط مطابقت دهد. دکترشریفی یزدی با اشاره به این که سازگاری یک مهارت اجتماعی است که پایه های تربیتی آن در دوران کودکی گذاشته می شود، اظهار می دارد: دلیل این که بسیاری از زوج های جوان در زندگی مشترک نمی توانند سازگاری به خرج دهند، این است که این مهارت یعنی تحلیل درست موقعیت تغییر یافته، مشاهده امکانات و راه حل های موجود، اولویت بندی اهداف و خواسته ها و اجرای بهترین راهکار را از کودکی فرا نگرفته اند و این والدین بوده اند که همواره تغییرات محیطی را به نفع بچه ها ترتیب داده اند. این امر در دراز مدت و به ویژه در زندگی مشترک باعث می شود جوان در مواجهه با مشکلات،به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک کند و تاوان ناتوانی در حل مشکل را با طلاق پس دهد. در صورتی که اگر می دانست که برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد، قطعاً می توانست سازگاری به خرج دهد. به این معنا که در مقابل مشکلات قادر به ارائه راه حل باشد نه این که موقعیت را ترک کند و صورت مسئله را پاک کند.

همچنین دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، با اشاره به نقش پر اهمیت سازگاری و تحمل در زندگی سالم اجتماعی و فردی تصریح می کند: هدف از سازگاری در زندگی فردی و اجتماعی رسیدن به آرامش و آسایش بیشتر است. قطعاً اگر فرد در چارچوب خانواده یا جامعه بخواهد به آرامش برسد، ناچار است خود را سازگار کند. یکی از بهترین راه های رسیدن به آرامش در زندگی اجتماعی تن دادن به قوانین یا سازگاری برای مشارکت اجتماعی است. در واقع عمل به قانون یعنی تلاش برای سازگار شدن در زندگی اجتماعی، حال اگر می بینید که ناسازگاری در حیطه اجتماعی و خانوادگی افزایش یافته است، باید ریشه یابی کرد تا دریافت که چرا رعایت قانون و احترام گذاشتن به حقوق دیگران در چارچوب خانواده، دشوار شده است، چه ساز و کارهایی در جامعه دچار تزلزل شده که برای برخی افراد رعایت قانون و کنار آمدن با آن دشوار شده است.

واقعیت این است که جامعه ایران در حال گذار و تجربه تغییرات گسترده اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و نسل جوان بیش از هر زمان دیگری سازگار شدن با شرایط را دشوار می بیند. به عنوان مثال یک جوان که تازه ازدواج کرده است هر روز باید مخارج عروسی خود را برآورد کند و در نهایت نمی داند با شرایط اقتصادی موجود چطور باید با مخارج کنار بیاید.

دکتر اقلیما با تاکید بر این که هر قدر فرد در زندگی فردی سازگار باشد بازهم اجتماع و قوانین حاکم بر آن بر سطح سازگاری افراد تاثیر می گذارد، تصریح می کند:اگر امروز در خانواده ایرانی سازگاری کمتر است، در واقع بخشی از این امر به دلیل ناهماهنگی حاکم بر جامعه است. در واقع تغییرات و تحولات جامعه ایران به حدی سریع و غیرقابل پیش بینی است که کمتر کسی می تواند ادعا کند که به راحتی خود را با شرایط سازگار کرده است.نکته این جاست که اگر جامعه نتواند زیرساخت های لازم را برای تامین امنیت روانی افراد فراهم کند، افراد تلاش می کنند با قوانین خود خواسته به دنبال کسب امنیت باشند و در چنین شرایطی فردگرایی بر جامعه حاکم می شود.

خویشتن داری، فاصله بین احساس و رفتار

مروی- مهارت سازگاری یکی از مهم ترین مهارت هایی است که آموزش آن از دوران کودکی آغاز می شود و ریشه آن خویشتن داری است.مسعود هنربخش کارشناس ارشد روان شناسی بالینی با بیان این مطلب به خراسان می گوید:در نتیجه پایین بودن سطح خویشتن داری در کودکان امروزی، هر احساس آن ها تبدیل به رفتار می شود. چنین کودکانی در آینده به همسران ناسازگاری تبدیل می شوند که تحمل کوچک ترین محدودیت، پاسخ نه و مخالفت را ندارند و بلافاصله بنای ناسازگاری می گذارند، هنربخش ادامه می دهد: بهترین شیوه آموزش خویشتن داری به کودک این است که احساس او را تایید کنیم اما یادآور شویم که هر احساسی نباید بلافاصله به رفتار تبدیل شود. کودک در طول زمان یاد می گیرد که باید به تعویق افتادن خواسته اش را بپذیرد و بداند اگر امروز به خواسته اش نرسید، فردایی وجود دارد.

خراسان
نویسنده: عظیمی مروی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات