کد خبر: 5191 | تاریخ انتشار: ۷:۴۱:۲۳ - پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱ | ۳ نظر | |

تفاوت ارزشها با اصول – عباسعلی یزدانی

گرچه همیشه هست کلامی که عناصر سازنده اش تنها از سر تنگی قافیه کنار هم چیده است و لاجرم برچسب “جمله” بودن خورده اند و به طریق اولی، فراوانند کلماتی که از تشکیل آنها هیچ قصد قربتی وجود نداشته و بی ملاحظه خاصی در گنجینه لغات یک زبان جایی یافته اند. اما فلسفه وجود، حکم می کند که همه واژه ها، فقط جمع حروف نباشند. به طور معمول و منطقی هر واژه بار، معنا و مفهومی با خود به همراه دارد. به عبارت بهتر، پشت استعمال هر کلمه، اگر استعمال کننده آنها یک انسان عاقل و بالغ باشد، قاعدتا منظوری نهفته است. اما گاهی به دلایلی در فهم برخی مفاهیم، مسئله پیش می آید و درک منظور را دشوار می سازد. چه بسا دشواری هایی از این دست که روابط بین انسانها را خدشه دار ساخته اند و چه بسیار پیامهایی که از همین مجرا به غلط تعبیر و به غلط منتقل شده اند. این نقص استفهام علی الخصوص زمانی که در حیطه علم و دانش باشد مستوجب نقصانی مضاعف خواهد شد. یکی از این موارد را شاید گاهی در دو واژه اصول و ارزشها دیده باشید. خود من بارها در کاربرد این دو مفهوم به مشکل برخورده ام. در مباحثی که تم فلسفی دارند همچون علم اخلاق، عدم درک صحیح واژه ها سدی در راه درک کلیت موضوع شده و سوءتعبیر و سوءتفسیرهای ناگواری به بار می آورند. به این جهت که عموم زبان فلسفه اخلاق، انتزاعی اند و اساساً بخش عظیمی از این علوم، برپایه همین مفاهیم انتزاعی می چرخند.

اگر شما هم در کاربرد اصول و ارزشها ( مددکاران اجتماعی مطمئنا با این مشکل برخورد کرده اند) دچار مشکل شده اید و به دنبال کشف تفاوت معنا و استفاده از این دو مفهوم بودید، با این نوشته که ترجمه ای از چند مطلب اخلاقی و حرفه ای است همراه شوید شاید کمک کننده باشد.

مقدمه

هیچ سفری را بی نقشه راه نمی توان رفت. به همین ترتیب، زندگی موثر و مفید را نمی توان بدون توجه به اصول و ارزشهای فرد طی کرد. اصول و ارزشها قواعد زندگی اند که برای خود برمی گزینیم. اینها به زندگی ما، جهت، معنا و دلیل می دهند.

تنها راهی که می توانیم احساس شادی و شکوفایی همیشگی کنیم این است که همسو با ارزشهای خود و با حقایق جهان که درواقع همه قوانین بشری بر پایه آنها نگاشته می شوند زندگی کنیم. مردمی که اصول و ارزشهای خود را می شناسند آسانتر می توانند تصمیمات مهم زندگی شان را بگیرند گویی نقشه و قطب نمایی در مسیر سفرشان دارند و می توانند به سهولت مسیرشان را انتخاب کنند.

ارزشها و اصول در بسیاری مواقع به جای هم بکار می روند و تفاوتی در استفاده آنها لحاظ نمی شود اما در حقیقت این دو مفهوم با هم متفاوتند.

ارزشها

ارزشها(values)، مجموعه ای از باورها درباره خوب و بد، درست و غلط و نیز درباره بسیاری از جنبه های زندگی و تعامل با سایرین در جامعه است.( در این تعریف آمیختگی هایی با اخلاق (ethics) وجود دارد که در بخشهای دیگر به آنها خواهیم پرداخت). اگرچه ارزشهای جهانی مانند عشق و مهربانی هم وجود دارند، ارزشها از فرهنگی به فرهنگی دیگر فرق می کند و نیز ارزشهای فردی وجود دارد که برای افراد خاصی ارزش محسوب می شوند.ارزشها، باورها و اعتقاداتی اند که مردم در قبال مفاهیم و موضوعات قائل اند مثلا در آزادی، عشق، جنسیت، آموزش، رابطه ها، دوستی ها و امثالهم. در بسیاری اوقات، حکمهای شرعی و مذهبی نیز برای ارزشها وجود دارد و مردم بدون فکر کردن در باره آنها و تنها به واسطه توصیه مذهب، آنرا می پذیرند. مردم ممکن است بعضی چیزها را به عنوان مقدسات یا خلاف مقدسات می پذیرند فقط به این خاطر که مذهب اینچنین حکم کرده است و در تعالیم و متون مقدس چنین آمده است.

 

ارزشها به عنوان نیروی هدایت کننده در زندگی عمل می کنند و یک راهنما و جهت دهنده برای افراد جامعه محسوب می شوند. در مواقعی که در ذهن مردم اشتباه یا سردرگمی در رابطه با یک موضوع یا یک احساس بوجود می آید، ارزشهای روشن و صریح می توانند به فرد کمک کنند تا از سردرگمی خارج شود. مثلا سقط جنین ممکن است بوسیله مذهب نهی و منع شده باشد اما در یک کشور، یک دولت مدرن اجازه آنرا به خانواده ها بدهد. اگر آن زوج نگرش مثبتی به سقط جنین داشته باشند مشکل چندانی نخواهند داشت اما اگر بین ارزشهای فردی مدرن و ارزشهای تزریق مذهب تناقض وجود داشته باشد ممکن است تعارضات متعدد برای آنها بوجود آید.

به عنوان مثال، امینیت اقتصادی را می توان به عنوان یک ارزش در نظر گرفت. کسی که امنیت اقتصادی برایش یک ارزش است ممکن است ترجیح دهد شغلی با درآمد پایین تر اما ثابت و دائمی پیدا کند هرچند هیچ هیجانی در آن شغل وجود نداشته باشد. اما کسی که ماجراجویی و خطر کردن برایش ارزش محسوب می شود ممکن است کار پرریسک و پرهیجان را انتخاب کند هرچند هر لحظه امکان از دست دادن آن شغل وجود داشته باشد. این ارزشها نه تنها مسیر زندگی ما را تعیین می کنند بلکه در ارزش گذاری و قضاوت در مورد افراد پیرامونمان هم تأثیر گذارند و ما در نهایت کسانی که زندگی و فعالیتهایشان با ارزشهای ما سازگاری و همسویی بیشتری دارند تأیید می کنیم.

اصول

اصول(principles) را می توان قواعد و قوانین جهانی دانست. این اصول درباره رفتار انسان اند و روابط بین انسانها را در جامعه هدایت می کنند. اصول در واقع قوانین نانوشته ای اند که از همه انسانها انتظار می رود از آنها پیروی کنند و کسانی که به آنها احترام نمی گذارند توسط اکثریت جامعه مورد مواخذه قرار می گیرند. مردم همچنین اصول شخصی و فردی در زندگی شان دارند. در مواقعی که به شک و تردید می افتند می توانند به این اصول مراجعه کنند و همه تردیدهایشان را محو کنند. داشتن مجموعه ای از اصول مثل داشتن یک قطب نما در سفر زندگی است هر زمان حس کردیم گم شده ایم و نمی توانیم مسیر درست را برگزینیم از آن بهره می گیریم.

با این توصیف، اصول همواره به استاندارها و حقایق جهانی و بشری گفته می شوند. هر فرد باید اصول روشنی در مفاهیم مانند عدالت، درستی، برابری، صداقت و امثالهم داشته باشد تا بتواند در موضوعات و اتفاقات اجتماعی مختلف موضعگیری درست و ثابتی اتخاذ کند.

مطابق تعریف دیکشنری کتاب جهان world book dictionary ارزش ایده الهای زندگی، هدفها، سنتها، شیوه عملهای پذیرفته شده فرد اند که جامعه را برای فرد خواستنی می سازد. باز هم به نقل از همین دیکشنری، اصول عبارتست از یک باور اساسی، یک قانون عمل و یک حقیقت که برای سایر اصول ( اصول بنیادی، ابتدایی و عمومی) اساسی به حساب می آیند.

می توان گفت که ارزشها آجرهای سازنده اصول هستند در حالیکه اصول نشان می دهند که ارزشها چگونه به هم مرتبط می شوند. ارزشها، گاهی برای رسیدن به سطوح بالای اصول انسانی قربانی می شوند. دو ارزش مهم زندگیمان ماجراجویی و آزادی اند. وقتی به این دو ارزش احترام گذاشته می شود ما می توانیم کاملا احساس زنده بودن وشاداب بودن کنیم. اما وقتی مثلا یک روز قبل از رفتن به یک مسافرت هیجان انگیز، فرزندمان بیمار می شود ناچاریم این دو ارزش اساسی آزادی، ماجراجویی، هیجان طلبی و طلب تفریح را قربانی نجات جان فرزندمان که یک اصل اساسی است کنیم.

ما باید بکوشیم ارزشهایمان را به درستی شناسایی کنیم. برخی ارزشها می بایست باقی بمانند و شاید برخی از آنها لازم است تغییر کنند. با شناسایی ارزشهاست که میتوانیم آگاهانه بر زندگی مان کنترل پیدا کنیم و به سمت خود تصمیم گیری و تسلط بر نفس حرکت کنیم. با شناخت ارزشها، می توانیم بفهمیم دقیقا که هستیم و به درستی تلاشهایمان را بر کسب یک زندگی موفق مبتنی بر علایق، توانایی ها، مهارتها و جهان بینیمان متمرکز کینم. زندگی ای که مبتنی برهدف ها و آینده مورد انتظارمان باشد. در مقام قیاس، ما با ارزشهایمان نفس می کشیم و ذات درونیمان خود را آشکار می کند و ما می توانیم حس هدفمندی و ایقان به کیستی خود و هدف های زندگیمان پیدا کنیم.

برای یک زندگی سالم و موثر تعادل و توازن بین اصول و ارزشها، بسیار مهم است.

عباسعلی یزدانی

کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی

و عضو هیئت مدیره وب سایت

منبع-وبلاگ مددکاری جامعه ای

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " تفاوت ارزشها با اصول – عباسعلی یزدانی " ارسال شده است.

  1. سارا نوروزی :

    متشکرم
    خیلی عالی بود.




    1



    0
  2. محمد مولایی فرد :

    مقاله شمارو برا استادم خانم سارا نوروزی ارائه دادم مقاله شما باعث شد به این رشته بیشتر علاقه پیدا کنم ازتون ممنونم.




    1



    0
  3. احسان :

    سپاس بابت مطلب مفید و آگاهی دهنده تان




    0



    0
ارسال نظر


آخرین موضوعات