کد خبر: 6418 | تاریخ انتشار: ۱۲:۱۸:۰۴ - چهارشنبه ۴ ارد ۱۳۹۲ | ۱ نظر | |

مددکاری مددکاری اجتماعی در ایران- مسعود جورابلو

حرفه مددکاری اجتماعی در ایران امروز، بنا به دلایلی متنوع، خود مبدل به مددجویی نیازمند و آسیب پذیر شده است که در فوریتی بیش از پیش نیازمند دریافت انواع کمک های نظری و عملی است :813634329181363432918_1597

1- خود انگیختگی درونی و پویش زنده مسایل اجتماعی ما را ناچار می کند که به طور مستمر و فارغ از همه رژیم های ذهنی به تحقیق و پژوهش دائمی اهتمام ورزیم. پارادایم دانش اجتماعی گرچه در دوران مدرنیته تا حدودی مفاهیم بین الاذهانی یکسان انگارانه تلقی می شد، لکن در عصر ظهور نظریه پردازان پسامدرن و با تکمیل جریان دانش اجتماعی، تعریف و تبیین اجتماعیات در هر فرهنگی به شکلی منفک، مستقل و بومی ضرورتی اجتناب ناپذیر شد که دیگر در آن نگاه به مسایل اجتماعی هر جامعه فارغ از دغدغه های عناصر ملی که معرف شاخصه های وجودی یک ملت محسوب می شوند، ممکن نیست. با تغییر پرسرعت دستگاه فکری آدمیان خصوصاً در سده های اخیر بسیاری از مفاهیم و گزاره های اجتماعی نیز طبعاً در جریان پرشتاب تحولات قرار گرفته است و به همین واسطه رهگیری و تحلیل مستمر این مفاهیم بیش از پیش می باید مورد توجه بخش های مختلف دانش اجتماعی باشد . بی تردید اگر مددکاران اجتماعی نیز خود را صرفاً در قید و بند مفاهیم ایستا حبس کنند و گذشت زمان و پیامدهای ناشی از آن را با مفاهیم مورد نظر به شکل روزآمد تطبیق ندهند، به تدریج در درک شاخص های اجتماعی دچار مشکلاتی جدی می شوند. بر این اساس، به نظر می رسد مهمترین نیاز همه شعب دانش اجتماعی در جامعه ما خصوصاً مددکاری اجتماعی، روزآمد سازی همه مفاهیم و انگاره ها تحت سرفصل “مسایل اجتماعی ایران امروز” باشد.

2- مددکاری اجتماعی هم ناظر بر دانش و هم ناظر بر عمل تعریف می شود و مقوله ای است که از یکسو به اقتضاء سرشت دانش، نرم افزاری است و از سوی دیگر بنا به “کنش مندی تخصصی اش”، سخت افزاری نیز محسوب می شود و همین ذو ابعاد و چندوجهی بودن این عرصه است که مباحث و مدخلیات متنوعی را در صورتبندی نظری و عملی خود می پذیرد. لکن نه در حوزه ی نظری به ویژه در دقایق روش شناسی علمی و نه در عرصه های عملیاتی و حرفه ای بویژه در سطوح تصمیم سازی های اجتماعی، جایگاه مستقل و کارویژه های مرتبط با مددکاری اجتماعی در جامعه ایرانی شفاف نشده است و ابهام و ایهام فراوانی در کیفیت نقش آفرینی علمی و حرفه ای این حوزه از دانش اجتماعی وجود دارد. البته هرگونه غفلت از دانش های غیراجتماعی نیز زیان آور است. اما نادیده انگاشتن ضرورت و ارائه راهکارهای دقیق و درست در عرصه دانش های اجتماعی به سادگی از مرز زیان باری گذشته و با سرعت و شدتی اعجاب آور کنترل مناسبات و سمت گیری ها را از حوزه توانمندی همه بازیگران صحنه خارج می کند. در این میان جایگاه یابی تخصصی و حرفه ای مددکاری اجتماعی بدواً در شاخه های گوناگون علم الاجتماع ضرورتی اساسی است. اتفاقی که اگر پیشتر رخ می داد، بجای از دست دادن فرصت ها، می شد به شیوه ای روشن و هدفمند از ظرفیت های جامعه ایرانی بویژه پس از مقطع جنگ تحمیلی بهره برداری های بهینه کرد و بلکه فرصت سازی های نوینی را پیش روی مدیریت کلان جامعه مدیریت مسایل اجتماعی قرار داد. دغدغه اصلی و توجه و تمرکز علمی مددکاری اجتماعی بر درک “کنش گر”(در موقعیت­های محیطی) به مثابه واحد اساسی مطالعاتی است و جالب اینکه مهمترین آسیب حیات علوم اجتماعی در ایران امروز نیز به زعم نگارنده، در همین نقطه یعنی فقدان فهم روزآمد و دقیق از کنشگران اجتماعی در هر دوره تاریخی است. از یاد نبریم که علمای علوم اجتماعی متفقاً بر این نظرند که هر کنشگر اجتماعی چنانچه مورد غفلت واقع شود توان و ظرفیت آن را داراست که گره گاه هایی ناگشودنی را در کلاف اجتماعی صورتبندی کند و لکن از سوی دیگر چنانچه همین کنشگر مورد اهتمام جدی علمی قرار گیرد، یارای آن را دارد که منشأ اثر تحولات عظیم و بنیادینی در مسیر تکامل معرفت شناختی جامعه خویش گردد.

3- تحولات اساسی جهانی در آغازین دهه قرن بیست و یکم میلادی با سهولت اعجازبرانگیز ارتباطات بشری، جهان را به مسیری کشانیده که سرعت دگرگونی و تحولات در آن به شکلی کنترل ناشدنی رو به فزونی است، سرعت ارتباطات و گردش اطلاعات، حاکمیت یافتن روش ها و برنامه های هوشمند تبلیغاتی بنگاه های غول آسای اطلاع رسانی و سخن پراکنی جهانی، جاافتادگی سریع و بی واسطه ی الگوها و هنجارهای گوناگون در سطح بین المللی، سرعت حیرت آور مسافرت ها و دیدارها، کوچک شدن معجزه وار زمین در بستر زمان، امکان اتصال همزمان میلیون ها کاربر شبکه های اینترنتی با یکدیگر و خلاصه سرعت سرسام آور و غیرقابل مهارِ جهانی شدن فرهنگ ها، زمینه ی بروز نوعی از رفتارهای جدید و بی سابقه را میان سطوح مختلفی از گروه های اجتماعی در سراسر دنیا پدید آورده است که هیچ نظیر و بدیلی در گذشته عالم ندارد. به دیگر سخن، جهانی نو از زیربار خاکستر ده ها قرن حیات کهن بشری سربرآورده است که کمترین پیش زمینه را در حیات گذشته داراست. انسان امروزی، از منظر انسان سنتی اساساً ناشناخته است و آنچنان دچار دگردیسی عمیق شده که اساساً تعریف نوینی از عالم و نقش آدمیان در آن ارائه می کند. در این میان، سطح مطالبات گروه های اجتماعی به شکلی فزاینده مرزهای جغرافیایی کشورها را درنوردیده و به قالب های هرچه جهانی تر نزدیک می شود. بر همین اساس است که دیگر بررسی، تعریف و یا آسیب شناسی مطالبات گروه های اجتماعی، فارغ از ملاحظات تکنولوژی عصر حاضر، امری است صرفاً ذهنی، بی محتوا، ناکارآمد و لاجرم گمراه کننده. چراکه گروه های اجتماعی هر واحد ملی بعلت سهولت ارتباطی خود با گروه های همگن در سطح بین المللی از یکسو با قابلیتها، توانمندی ها و امکانات آنان آشنا می شوند و از سوی دیگر مطالبات مشترک یکدیگر را فهم می کنندو در یک تبادل و تعامل پایدار به هم نزدیک می شوند. حال آنکه بنظر می رسد، مطالعات مرتبط با اثرگذاری متغیرهای بی سابقه و نوین جهانی در جامعه ایرانی کمافی السابق در همان مبادی فلسفی باقی مانده و کمتر مورد پژوهش های عمیق و واکاوی های اجتماعی قرار گرفته است. در عرصه مطالعات مددکاری اجتماعی کشور نیز عمده تئوری های پایه مربوط به دوران پیش از عصر ارتباطات است و کمترین نسبت لازم را با شرایط روز کنشگران جدید جامعه ایران بویژه از منظر تأثیرات فناوری های ارتباطی داراست و این آسیب موجب محصور ماندن مبانی نظری مددکاری اجتماعی و پیچیده تر شدن عملکرد مددکاران در موقعیت های حرفه ای مداخله شده است.

از سوی دیگر، چنین آسیبی به شکاف میان حکمت نظری (تئوریک) و عرصه های عملیاتی (پراتیک و حرفه ای) مددکاری اجتماعی دامن زده است. بدان گونه که یک مددکار اجتماعی، در موقعیت فرضی مواجهه با مسایل اجتماعی و مصادیق آن از داشتن یک مانیفست روزآمد نظری برای ارجاعات لازم ذهنی بی بهره بوده و گرچه شاید با استفاده از سایر منابع همچون انگاره های روان شناختی، جامعه شناختی و یا تکنیک های مشاوره و همچنین تجارب مربوطه، به هر کیفیت موقعیت محتمل فرضی را مدیریت نماید لکن، مجموعه این تدابیر حرفه ای نیز به واسطه همان شکاف، به شیوه ای متراکم و روش مند به فربگی نظری دانش مددکاری اجتماعی نمی انجامد.

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ دیدگاه مطلب براي " مددکاری مددکاری اجتماعی در ایران- مسعود جورابلو " ارسال شده است.

  1. احسان :

    بسیار عالی بود. ایشان قلم خوبی دارن

ارسال نظر


آخرین موضوعات