کد خبر: 6533 | تاریخ انتشار: ۰:۰۱:۵۳ - دوشنبه ۱۶ ارد ۱۳۹۲ | بدون نظر | |

زنان سرپرست خانوار، مبارزان بزرگ سختی‌های روزگار…

 

کافی است چشمانت را بیشتر باز کنی و اطرافت را ببینی… به طور حتم خواهی دید مادران فداکاری را که با تمام وجود برای آسایش فرزندانشان یک تنه بار بزرگ زندگی را با شانه‌های نحیفشان به دوش می‌کشند و دم نمی‌زنند.106-17-1

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه همدان، زنان سرپرست خانوار، مادرانی هستند که انگار خداوند آنها را فرستاده تا معنای ایثار و از خود گذشتگی را دریابیم. زن‌هایی که پس از مرگ همسرشان و یا جدایی از او، با فداکاری برای خوشبختی و عاقبت به خیری فرزندانشان با زمانه و رسم روزگار جنگیدند و خون دلها خوردند. نیش و کنایه، تمسخر، ترحم و ناراحتی دیگران را به جان خریدند و دم نزدند.

برای تهیه یان گزارش سری به اداره بهزیستی ملایر می‌زنم، وارد ساختمان اداری که می‌شوم، چشمم به زنانی می‌افتد که در راهرو ایستاده و یا نشسته‌اند و هر کدامشان در خود فرو رفته‌اند، انگار در دو دو تا، چهار تای زندگی حسابی کم آورده و برای یاری گرفتن از بهزیستی به اینجا آمده‌اند. به چهره تک تک شان که نگاه می‌کنی، تازیانه‌های روزگار را به وضوح بر صورتشان مشاهده می‌کنی. دردهای بزرگی که از این تازیانه ها کشیده‌اند، دیده می‌شود. از کنار برخی‌هایشان که عبور می‌کنم صدای آه کشیدنشان را می‌شنوم و قلبم هزار تکه می‌شود.

دردهای بزرگ از دست دادن سرپرست خانواده

نگاهش را به زمین دوخته و می‌گوید: خانم خبرنگار من حرف زدن بلد نیستم، بی سوادم، برو از چند نفر که خوب حرف می‌زنند سوال‌هایت را بپرس. توجیهش می‌کنم که برای نوشتن درباره دردهای مادران زحمتکش و سرپرست خانوار به اینجا آمده‌ام و برای پاسخ گفتن به سوال‌هایم لازم نیست تحصیلکرده باشی و همین که کمی از زندگی‌ات برایم بگویی کافی است!

با گفتن این جمله که زندگی من همه‌اش غم و ماتم و درد است، شروع می‌کند: وقتی 15 سالم بود شوهر کردم، آن زمان دخترها زود ازدواج می‌کردند و مثل حالا نمی‌گفتند می خواهیم درس بخوانیم و خودشان برای زندگی‌شان تصمیم نمی‌گرفتند. در 17 سالگی اولین دخترم به دنیا آمد، زندگی ساده و آرامی داشتیم، همسرم کارگر ساختمان بود اما زندگی‌مان برکت داشت و با همان پولی که به خانه می‌آورد و با قناعتی که می‌کردیم، پس‌انداز هم داشتیم.

فرزندانم تمام زندگی‌ام هستند

وی که خدیجه نام دارد، ادامه می‌دهد: پس از دختر اولم در طول پنج سال، خداوند دو فرزند دیگر به ما داد، فرزند دومم هم دختر و سومی پسر است. زندگی‌مان خوب بود، نان بخور و نمیری داشتیم و شکرگذار خدا بودیم اما سرنوشت این بود که در 23 سالگی و با داشتن سه بچه قد و نیم قد بیوه شوم و بچه‌هایم یتیم! شوهرم از ساختمان افتاده و در دم از دنیا رفته بود، هیچ وقت روزی که خبر مرگش را آوردند فراموش نمی‌کنم، دنیا برایم تیره و تار شده بود، تمام فکرم بچه‌هایم بودند و آینده سختی که در انتظارمان بود. همسرم را خیلی دوست داشتم و تمام عشقم بچه‌هایم بود و از ترس اینکه مبادا زیر دست ناپدری به آنها سخت بگذرد، فکر ازدواج مجدد را از سر بیرون کردم و خودم زندگی‌ام را دوباره ساختم.

کارگری و عروسک‌دوزی برای گذران زندگی

وی می‌گوید: در ماه‌های اول بعد از مرگ شوهرم، خانواده‌اش کمی کمکمان کردند اما وضع آنها هم خوب نبود و نمی‌توانستم به امید کمک رساندن آنها بنشینم. خانواده خودم هم که بهتر از آنها نبودند بنابراین به فکر کار کردن افتادم، به هیچ وجه نمی‌خواستم بچه هایم وقتی بزرگ شدند، شرمنده دیگران باشند، به سختی کار می‌کردم. روزها در خانه مردم کارگری می‌کردم. بیشتر دکترهای ملایر من را می‌شناسند چون به عنوان خدمتکار در خانه‌هایشان کار کرده‌ام. شبها هم عروسک درست می‌کردم، این کار را از خاله‌ام یاد گرفته بودم و به آن علاقه زیادی داشتم.

خدیجه ادامه می‌دهد: حالا بعد از گذشت سال‌ها کار و زحمت، برای تامین جهیزیه‌ی دختر بزرگم که 20 ساله است مشکلات زیادی دارم، بچه‌هایم بزرگ شده‌اند و هر کدام نیازهایی دارند، قیمت وسایل منزل هم آنقدر گران شده که حتی اگر بخواهی با کمترین وسیله هم زندگی‌ات را آغاز کنی، به چند میلیون پول نیاز داری. به بهزیستی آمده‌ام تا برای تهیه جهیزیه دخترم کمک بگیرم.

وی می‌گوید: تمام زندگی‌ام را وقف بچه‌هایم کرده‌ام، در جوانی بیوه شدم و هیچ خیری از زندگی ندیدم، اما ناسپاس نیستم. همین که فرزندان سالمی دارم و بار زندگی را به دوش کشیده‌ام و در برابر هیچ کس سر خم نکرده‌ام برایم افتخار است.

خدیجه، زنی که روبروی من ایستاده و حرف می‌زند، 40 سال بیشتر ندارد اما گذر زمان آنقدر بر او سخت بوده که بیش از 50 سال به نظر می‌رسد، از او تشکر می‌کنم و می‌گویم از افراد تحصیلکرده هم بهتر صحبت کردی و برایش آرزوی موفقیت می‌کنم.

زن دیگری از گوشه سالن صدایم می‌کند به طرفش می‌روم، دستش را دراز کرد، دستانش ضمخت و سرد بود. هیچ زنانگی و لطافتی در دستانش نمی‌بینم و سرفه‌هایی که پشت سر هم می‌کند، نشان از آسیب‌دیدگی ریه‌هایش داشت.

با قالی‌بافی چرخ زندگی‌ام را چرخاندم

سودابه بدون هیچ سوالی از سوی من می‌گوید: زندگی من را بنویس، زندگی من خواندن دارد. بعد از جدایی از همسر معتادم به تنهایی دخترم را بزرگ کردم. با قالی‌بافی و کار شبانه‌روزی چرخ زندگی‌مان را چرخاندم و مستمری که از بهزیستی می‌گرفتیم هم گوشه کوچکی از احتیاجاتمان را برآورده می‌کرد اما الان آنقدر همه چیز گران شده که به سختی می‌توانیم نیازهایمان را تامین کنیم.

او ادامه می‌دهد: لطفا حرفهایم را بنویس و به کسی که می‌خواهد رییس جمهور بشود بگو به فکر ما افراد بیچاره هم باشد، در این گرانی، نان هم به سختی می‌توان تهیه کرد، چه برسد به گوشت و مرغ و میوه و…

حرف‌هایش که تمام می‌شود، خداحافظی کرده و می‌رود و من می‌مانم و دنیایی سپاس در دلم به خاطر این همه رنج و مرارت مادرانی که ایثار و گذشت را به معنای واقعی تداعی می‌کنند.

824 زن سرپرست خانوار زیر پوشش بهزیستی ملایر

رییس اداره بهزیستی ملایر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا می‌گوید: هم اکنون 824 زن سرپرست خانوار زیر پوشش بهزیستی ملایر هستند که از این تعداد 446 خانوار شهری و 378 خانوار روستایی هستند. از میان زنان سرپرست خانوار شهری، 182 نفر به علت مرگ همسر، 42 نفر به علت طلاق، 164 نفر به علت از کار افتادگی همسر، 6 نفر به علت مفقود شدن همسر و 51 نفر به علت سایر موارد تحت پوشش بهزیستی قرار گرفته‌اند.

“حمیدالله فارسی” ادامه می‌دهد: از میان خانوارهای شهری زیر پوشش با سرپرستی زنان، 106 خانوار یک نفره، 117 خانوار دو نفره، 81 خانوار سه نفره، 59 خانوار چهار نفره، 22 خانوار پنج نفره و مابقی جزو خانوارهای امدادبگیر هستند.

وی درباره خدمات و کمک‌های بهزیستی به این افراد اظهار می‌کند: در سال گذشته کمک‌هایی نظیر پرداخت هزینه تحصیل 33 دانشجو و 198 دانش‌آموز از فرزندان این افراد و نیز توزیع یک هزار و 110 قوطی شیر خشک به زنان شیرده و طرح بیمه اجتماعی روستایی، عشایری برای 494 زن سرپرست خانوار در راستای حمایت از این افراد انجام شد.

فارسی با بیان اینکه این افراد از سوی بهزیستی مستمری ماهیانه دریافت می‌کنند، توضیح می‌دهد: این مستمری از 40 هزار تومان تا 75 هزار تومان برای خانواده‌های عادی و 100 هزار تومان برای هر یک از اعضای خانواده‌های امداد بگیر است.

وی می‌افزاید: علاوه بر این کمک‌های موردی مانند تامین لوازم منزل، کمک هزینه ساخت مسکن، ودیعه مسکن و تعمیر آن، هزینه‌های درمان، کمک هزینه ازدواج و تامین جهیزیه و پرداخت شهریه مهد کودک فرزندان زنان سرپرست خانوار از سوی بهزیستی انجام می‌شود. ضمن اینکه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی هم مانند سایر مددجویان و معلولان زیر پوشش این اداره می‌توانند از نهضت تامین مسکن بهزیستی استفاده کنند.

رییس اداره بهزیستی ملایر با اشاره به خدمات کاریابی و اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار، می‌گوید: یکی از فعالیت‌های اصلی ما کاریابی برای مددجویان است، وقتی این افراد شاغل شده و خودکفا شوند، از چرخه حمایت بهزیستی خارج می‌شوند. در حال حاضر در بهزیستی ملایر دو گروه همیار با 14 زن سرپرست خانوار در حال فعالیتند، این گروه‌ها تا مبلغ 30 میلیون تومان کمک بلاعوض به عنوان سرمایه کار و ثبت شرکت تولیدی از سوی بهزیستی دریافت می‌کنند و پس از خودکفایی از چرخه حمایت خارج می‌شوند. هم اکنون یک گروه همیار دیگر با هفت عضو در حال تشکیل است.

وی خاطرنشان می‌کند: در حال حاضر کلینیک مددکاری اجتماعی مهر گستر با واگذاری 139 پرونده زنان سرپرست خانوار و موسسه خیریه یونس با واگذاری 148 پرونده در این زمینه در ملایر در حال فعالیت و همکاری با ما هستند.

گزارش از زهرا صفدری خبرنگار ایسنا- منطقه همدان

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:

ارسال نظر


آخرین موضوعات