کد خبر: 7111 | تاریخ انتشار: ۷:۴۴:۲۵ - دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ | بدون نظر | |

علل، پیامدها و محدودیت های درمان اعتیاد زنان

اعتیاد از جمله مسائلی است که به عنوان فاجعه، گریبان همه جهان را گرفته و قربانیان زیادی از جوامع بشری از جمله کشور ما گرفته است. فرد معتاد علاوه بر اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را تحت تأثیر موادمخدر از دست داده و در خدمت جامعه نیست، قسمتی از نیروی جسمانی و امکانات اقتصادی را که می تواند در راه سازنده تری مصرف گردد، به خود اختصاص می دهد. به همین دلیل شناخت این پدیده به خصوص در میان زنان، کنجکاوی بیشتری را برمی انگیزد. زنی که می تواند در ساختن شخصیت بزرگ ترین افراد جهان نقش تعیین کننده ای داشته باشد یا مادری که می تواند با دمیدن منش و روحیه و بینش والا در فرزندش به اعتلای او کمک کند و یا همسری که می تواند در بالا رفتن مقام شوهرش تأثیر فوق العاده ای داشته باشد، چگونه آلوده بلای خانمان سوز اعتیاد می شود و خط بطلان می کشد بر همه نقش های مهمی که می تواند ایفا کند.index

با همه این اوصاف، متأسفانه نرخ اعتیاد در بین زنان نسبت به دو دهه قبل رو به افزایش است؛ بنا بر آمار رسمی تقریباً 9 درصد معتادین را زنان تشکیل می دهند. همچنین براساس تحقیقات انجام شده، حدود 10 درصد از زندانیان موادمخدر را زنان تشکیل می دهند.

علل اعتیاد زنان
تحقیقات نشان داده است که عوامل مختلفی نظیر علل فردی، خانوادگی و اجتماعی در بروز و اشاعه اعتیاد زنان مؤثر است. از جمله عوامل مؤثر بر اعتیاد زنان وجود فرد یا افراد معتاد در خانواده است که بعنوان زمینه مساعدی برای انحراف سایر اعضاء تلقی شده و موجب می شود فرد با الگو قرار دادن چنین اشخاصی راه اعتیاد خود را هموار نمایند. در این میان اعتیاد همسر نقش مهمی را ایفا می کند. مرد معتاد می کوشد به عناوین مختلف همسر خود را نیز آلوده سازد. علل و فواید این امر برای وی از این قرار است:

1. جلوگیری از نصایح و سرزنش های همسر
2. داشتن شریک و همدم برای مواقع استعمال و حالات نشئگی
3. جلوگیری از جدایی و متارکه احتمالی
4. معتاد بعلت علاقه ای که به همسرش دارد مایل است تا شریک زندگی خود را نیز از لذات نشئگی برخوردار سازد.

همنشینی و معاشرت با دوستان معتاد نیز از جمله عوامل مؤثر دیگر در اعتیاد زنان است. نقش دوستان در اعتیاد افراد معمولاً از سایر عوامل مهم تر شناخته شده و بیشتر معتادین اعتیاد خود را نتیجه مصاحبت و همنشینی با دوستان ناباب می دانند و برای نخستین بار توسط یک دوست با مصرف موا مخدر آشنا شده اند، علی الخصوص زمانی که والدین و خانواده فرد جایگاه مناسب و ایمنی برای فرزندان و سایر اعضاء نباشند و نیازهای عاطفی و روانی شان مورد توجه قرار نگیرد.

همچنین علل فردی از جمله فقدان آگاهی کافی درباره انواع موادمخدر، ضعف اراده، پایین بودن سطح تحمل، احساس تنهایی، دردهای جسمی و تجربه مورد سوءاستفاده جنسی و جسمی قرار گرفتن از دیگر عواملی هستند که در اعتیاد زنان مؤثر بوده است.

پیامدهای اعتیاد زنان
همانطور که برای دلایل بروز اعتیاد در زنان عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی بر شمرده شد، اعتیاد زنان آسیب هایی نیز در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی ایجاد می کند.

از پیامدهای فردی اعتیاد زنان می توان به ابتلا به بیماری های روانی، بیماری های جنسی و بیماری های جسمی اشاره کرد.

ابتلا به بیماری های روانی: هر چند در اغلب موارد بیماری های روحی زمینه ساز اعتیاد زنان اند، اما چنانچه فرد قبل از اعتیاد از سلامت روحی و روانی برخوردار باشد، به خصوص اعتیاد به مواد محرک، می تواند موجب بروز بسیاری از بیماری های روانی شود.

ابتلا به بیماری های جسمی: احتمال ابتلا به انفارکتوس عضله قلب، سکته مغزی و سرطان لثه و مثانه و سرطان دهانه رحم با مصرف سیگار و موادمخدر در زنان افزایش می یابد. استعمال موادمخدر همچنین منجربه عوارض سوء در دوران حاملگی و یائسگی زودهنگام شده و احتمال ناباروری و یا باروری دیرهنگام و سقط جنین را افزایش می دهد.

ابتلا به بیماری های جنسی: اعتیاد زنان آنان را برای تأمین هزینه موادمخدر، به روسپیگری و خودفروشی می کشاند. در نتیجه اغلب آنان مبتلا به انواع بیماری های جنسی نظیر سیفلیس، سوزاک و ایدز هستند.

از پیامدهای خانوادگی اعتیاد زنان نیز کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد، طرد از خانواده، عدم ایفای نقش مادری، فروپاشی خانواده، ایجاد نسل معتاد، عدم نظارت بر رفتار فرزندان، ارائه الگوی نامناسب رفتاری، کاهش روابط فامیلی، احتمال ابتلای اعضای خانواده به بیماری ایدز است.

همچنین اعتیاد زنان اجتماع و امنیت جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث افزایش ارتکاب جرائم، طلاق و نابسامانی خانواده ها می شود.

محدودیت های درمان اعتیاد زنان
متأسفانه باید گفت بیشتر مداخلات مربوط به سوءمصرف مواد که تاکنون طراحی و اجرا شده اند، به طور قابل ملاحظه ای توسط ویژگی ها و نیازهای مردان شکل گرفته اند. اما از آنجاکه زنان دارای نیازهای متعددی هستند، لذا مسائل زیادی نیز وجود دارد که برای ترغیب و تداوم درمان اعتیاد زنان می بایست مورد ملاحظه قرار گیرد. در واقع خدمات ترک اعتیاد برای زنان معتاد می بایست عاری از ه گونه خشونت و تنبیه و انگ اجتماعی باشد به طوری که بتواند تغییر رفتاری و درمان روحی، روانی و فیزیکی آنان را تضمین کند.

تحقیقات نشان می دهد که درمان زنان معتاد در صورتیکه در یک محیط آرام و توأم با حمایت انجام شود، نتیجه آن بسیار موفقیت آمیز خواهد بود. در طول دوره درمان لازم است تا به نکاتی همچون آسیب شناسی روانی نظیر افسردگی فرد، نقش زن بعنوان مادر، روابط بین افراد و لزوم آموزش والدین توجه ویژه مبذول داشت.

تحقیقات میدانی نشان می دهد که زنان معتادی که برای حداقل یک ماه تحت درمان و بازتوانی و برای مدت حداقل یک سال تحت نظارت پس از ترک و مشاوره قرار می گیرند، تا حد بسیار قابل توجهی از انجام فعالیت های غیرقانونی از جمله مصرف دوباره موادمخدر و انجام رفتارهای پرخطر مصون می مانند؛ اگرچه میزان موفقیت درمان های طولانی مدت بسیار زیاد است، اما درمان کوتاه مدت زنان معتاد نیز به خودی خود در کاهش مصرف مواد مؤثر است.

به هر ترتیب آمارها و تحقیقات سال های اخیر حاکی از وضعیت مصرف مواد و تغییرات الگوی مصرف و افزایش آسیب های اجتماعی در زنان مصرف کننده مواد است که این امر نیازمند مداخلات در امر پیشگیری و افزایش خدمات کاهش آسیب در این گروه آسیب پذیر است.

پی نوشت
1. جامعه شناسی انحرافات زنان. کلمن. ترجمه محمدرضا میر فخرایی
2. بررسی وضعیت اعتیاد زنان به مواد مخدر،کمیته مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام، سوده حجتی و همکاران،1390

امیر مغنی باشی منصوریه*

* مددکار اجتماعی
منبع:پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات