کد خبر: 8050 | تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶:۱۵ - شنبه ۱۸ آبا ۱۳۹۲ | ۷ نظر | |

دل نوشته ایی برای مددکاران اجتماعی ایران ، نه گلا یه ایی از آنان.

مددکاری اجتماعی در ایران از سال 1337بصورت علمی راه اندازی شد.از زمان تاسیس تاکنون تشکل های غیر دولتی با عناوین مختلف از قبیل کانون مددکاران اجتماعی ایران، انجمن اسلامی مددکاران اجتماعی، انجمن مددکاران اجتماعی ایران و…فعالیت داشتند.اما واقعیت این است که مکانی که متعلق به انجمن باشد خریداری نشده بود. روزی هم که به عنوان رییس هیئت مدیره انجمن و رییس انجمن مددکاران اجتمای به همراه سایراعضاء محترم هیئت مدیره آغاز به کارکردیم مجبور بودیم جلسات را در آشپزخانه اساتید دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار کنیم.این شرایط زیبنده جامعه مددکاری اجتماعی ایران نبود.درابتدا با کمک آقای قربانی برای یک سال وسایل را در صندوق عقب خودروهایمان نگهداری می کردیم،کارهای تایپ رادر خانه انجام می دادم تا اینکه سال 90 ساختمانی را در فلکه دوم صادقیه رهن کردیم وتا تاریخ11/8/1392 در آن مکان بودیم.حداقل می توانم بگویم که چراغ این مکان برای انجمن روشن بود.چند وقت قبل به همراه چند نفراز اعضاء هیئت مدیره(خانم ها صفاری فر،رمضانلو و آقای قربانی) در دفترانجمن بودیم که تصمیم گرفتیم ساختمانی را خریداری کنیم. با خودم گفته بودم که حدود 56 سال قدمت داریم اما 56 متر در این مملکت به نام انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیست.دلم را به دریا زدم(البته با تدبیر) گفتم آقای قربانی این هفته مکانی را می خریم.دراین میان با چند نفر از پیشکسوتان هم مذاکره داشتم که قصد انجام این کار رادارم. همگی گفتند کار بزرگ و خوبی است ما هم کنار شما هستیم حدود یک صد نفر را جمع می کنیم یکی دیگرازاین عزیران گفت من پنجاه نفر را جمع می کنم و ….حتی پیشنهاد برگزاری گلریزان قبل از انتخابات هیئت مدیره را دادندکه گفتم قبل از انتخابات هیئت مدیره انجمن، ممکن است شائبه ای پیش بیاید، قبول نکردم.تا این زمان زمان پرداخت سه قسط فرارسیده بودکه با هر زحمتی که بود چک ها پاس شد. چند باراز طریق پیامک شماره حساب انجمن را اعلام کردیم، اطلاعیه دادیم، با بسیاری از این دوستان که سالیان سال در این حوزه کارکردند، مسئولیت گرفتند، معروف شدند و …تماس گرفته شد.از طرق مختلف پیامک ها چند بار ارسال شد.ولی دریغ از کمترین توجه به این پیامک ها.اعلام کردیم که هفتاد میلیون تومان کمک نیاز داریم.برای این که چگونه حساب انجمن خالی نباشد و چک آخرکه هشتاد و پنج میلیون تومان بود پاس شود هم تمهیداتی اتخاذ کرده بودم.مراسم گلریزان هم درتاریخ 9آبان برگزار شد که آقای هوشنگ کیا کمک کرد تا در ساختمان ایشان برگزار شود و مجبور نشویم مبلغی را هم برای اجاره رستوران بدهیم.هیچ کدام از آن اقایان وخانم ها شرکت نکردند، کمک هم نکردند، ولی چند نفل که خودشان هم مشکل مالی دارند،آمدند وکمک هم کردند.میزان کمک مهم نبود نفس کار مهم بود.این جا بود که قبول کرم که بخشش دل بزرگ می خواهد نه توان مالی.سرتان را درد نیاورم کل پولی که بابت کمک دریافت کردیم حدود 7میلیون تومان شد.که چهار و نیم میلیون تومان را افراد غیر مددکار اجتماعی کمک کردندکه آقای قربانی در این زمینه خیلی فعالیت کردند و حدود دو و نیم میلیون تومان را هم مددکاران اجتماعی.که نزدیک به یک و نیم میلیون تومان را هم برخی از اعضاء هیئت مدیره جدید واریز کردند.

امروزکه این یادداشت را می نویسم ساختمان انجمن در دفتر اسناد رسمی شماره 80 واقع درخیابان جمهوری بین گلشن و جمالزاده در حضور خانم ها زهره صفاری فرو محترم رمضانلو به نام انجمن مددکاران اجتماعی ایران ثبت شده است.به هر شکلی بود با قرض و … نگذاشتم آبروی انجمن برود.تا این جا اشاره کردم که چه برما برای خرید گذشت.

اما اگر 1000 نفرمددکار اجتماعی هر کدام 200 هزارتومان کمک می کردند به همین میزان هم از اطرافیان مشارکت می گرفتند چه مبلغی به حساب انجمن مددکاران اجتماعی ایران(نه موسوی چلک) واریز می شد.نه هرنفر 100 هزار تومان واریزمی کردند 100 هزار تومان هم مشارکت می گرفتند.اگر چک شخصی میدادم این قدر ناراحت نبودم که چک انجمن راداده بودم.آبروی من برای یک نفر است ولی حفظ آبروی مددکاری اجتماعی خیلی مهم تر از آبروی خودم بود.یک روز می بایست این کار را می کردیم تا صاحب مکان ملکی شویم.آیا باید منتظر می ماندیم تادیگران برای ما این کار را انجام دهند؟اصلا آیا دیگران حاضرند برای ما این کار را انجام دهند وقتی خودمان حرکتی نمی کنیم؟«مشارکت» جامعه مددکاری اجتماعی کجا در عمل معنا پیدا می کند؟743360

البته هنوز هم دیر نشده است از همین امروز هم می توانیم پیشنهاد بالا را عملی کنیم.برای خرید تجهیزات، تامین هزینه جاری انجمن،پرداخت کسری های قبلی و …نیازمند کمک هستیم.در هر صورت این ساختمان مبارک جامعه مددکاری اجتماعی ایران باشد چون به نام انجمن مددکاران اجتماعی ایران است.

در پایان از همه کسانی که به هرشکلی کمک کردند سپاسگزاری می کنم،ازآنانی هم که کمک نکردند نیز، ممنونم که چشمم را با واقعیت بیشتر آشنا کردند.

.امیدوارم که روزی برسد که ساختمانی شایسته نام مددکاری اجتماعی ایران به نام انجمن شود.همانگونه که سازمان نظام پزشکی،روانشناسی و …دارند.انشاءا…

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

تهران – چهاردهم آبان ماه یکهزار و سیصد و نود و دو شمسی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۷ دیدگاه مطلب براي " دل نوشته ایی برای مددکاران اجتماعی ایران ، نه گلا یه ایی از آنان. " ارسال شده است.

  1. بانو درسا :

    باسلام خدمت مرد زحمت کش جامعه مددکاری اجتماعی
    من کاملا به شما حق میدهم آقای موسوی عزیز اما زمانی که واقعا و از ته قلب میخواستم من نیز به عنوان مددکار کمکی هر چند ناچیز به رشته ی مورد علاقه ام کنم در جیبم هیچ نیافتم چون …………
    چون جای ما را دیگران پر کرده اند
    اما باز هم از زحمات شما متشکریم و از کوتاهی خودمان شرمنده.
    باتشکر

  2. شاعر :

    عجب جمله ای:

    “جای ما را دیگران پر کرده اند…! فاعلاتن فاعلاتن فاعلن!”

  3. مددکار بیکار :

    سلام خدمت شما و همچنین خسته نباشید زیاد بابت کار بزرگتون اقای موسوی عریز بله کاش میشد ما مددکارای بیکار جایی مشغول بودیم که الان خجالت زده وشرمنده شما نمیشدیم بماند که الان خیلی ها سمت مددکاری دارند ولی افسوس که رشته های تحصیلیشون …..!واستون ارزوی موفقیت دارم کاش میشد واسه ماهم فعالیتی میشد بجای این همه ….

  4. با سلام
    در حال حاضربه ۳ نفر مددکار اجتماعی مردبا تحصیلات کارشناسی ارشد و یا کارشناس در مرکز توانبخشی، ۳ مددکار اجتماعی با اولویت کارشناسی ارشد بصورت ساعتی برایمرکز مشاوره دانشگاه تهرانویک نفر مددکار اجتماعی تمام وقت برای مرکز خیریه در مانی نیاز داریم.
    موسوی چلک

  5. اصغرنژاد :

    شرمنده از دلتنگی تان
    درست میگید اما عادتای بدی پیدا کردیم استاد
    تغییر از کجا باید شروع بشه
    اللهم عجل لولیک الفرج

  6. بانو درسا :

    سلام و با تشکر از لطف شما آقای موسوی
    تکلیف ما شهرستانی ها همچنان معلوم نیست ………..

  7. مددکار بیکار :

    سلام
    مرسی از لطفتون اقای موسوی .اماما مددکاران شهرستانی همچنان بیکار می مانیم!!!

ارسال نظر


آخرین موضوعات