کد خبر: 8350 | تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶:۱۲ - چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ | ۱ نظر | |

مشاوره ازدواج؛ درمان است یا پیشگیری؟ به چه خواسته هایی نباید تن داد؟

از آنجا که ازدواج، مهم ترین تصمیمی است که هر انسان در زندگی می بایست بگیرد و درست و نادرست آن تأثیر غیرقابل انکاری بر تمامی زوایای زندگی می گذارد، یک جوان برای این انتخاب هر اندازه که می تواند باید آگاهی کسب کند؛ از این رو پیشنهاد می شودگفت و گوی شبکه ایران با دکتر مصطفی اقلیما، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران را در پی بخوانید:

به طور کلی یک مددکار اجتماعی کارش چیست و چگونه می تواند حل مساله کند و راهنمایی و راهکار بدهد؟
مددکاران اجتماعی ویژگی های فرهنگی مردم هر اقلیم را به شکل ریشه ای آموخته اند و از آن ها آگاهی دارند؛ از این رو به مسایل اجتماعی هر خطه به تمامی اشراف دارند و فرهنگ اقشار مختلف جامعه را به درستی می شناسند. یک مددکار اجتماعی می تواند به شما بگوید که مثلا مرد فلان خطه همه حقوق خود را در 10 روز اول ماه تمام می کند و شمایید که باید در جایگاه همسر، مدیریت اقتصادی کنید یا مرد فلان اقلیم به سبب ویژگی های قومی شما را خانه نشین می کند یا خسیس است. یا زن فلان دیار ناسازگار و سرکش است و زن فلان نژاد خیلی به سر و وضع زندگی اهمیت نمی دهد؛ یا اینکه اگر خواستگار معلم شما می گوید، سر سال برایت خانه می خرم، اطمینان داشته باشید که نمی تواند بخرد.
اما نکته بسیار مهم این است که یک مددکار خوب تنها راه را برای شما روشن می کند و مساله را باز می کند و این شمایید که می بایست براساس خواسته ها و نیازهای خود انتخاب کنید درست مثل مشاوران املاک و مشاور و مددکاری که راحت به شما پیشنهاد می کند و می گوید فلان اقدام خوب است یا بد، مددکار نیست.IMAGE635235628038686644

بفرمایید که بیشترین مراجعان شما مربوط به مشاوره پیش از ازدواج هستند یا مشکلات و بن بست های پس از ازدواج؟
در ایران چیزی به نام پیشگیری نداریم. همه برای درمان مراجعه می کنند. اگر هم کسانی پیش از ازدواج مراجعه کنند و به آنها مشاوره داده شود، در نهایت کار خودشان را می کنند. در صورتی که اگر به مشاوره ها توجه کنند، ما با توجه به تجربیات و آگاهی های علمی که داریم، نیازها، خواسته ها و ویژگی ها را می شناسیم؛ از این رو می توانیم زوایای یک موضوع را برای آنها بشکافیم و روشن کنیم. برای مثال به یک دختر یا پسر می گوییم کسی که می خواهی با او ازدواج کنی چنین ویژگی هایی دارد. هر روز ممکن است که خود یا خانواده اش بدتر بشوند که بهتر نشوند؛ پس با آگاهی نسبت به این موضوع شما می بایست همسرت را با بپذیری و فکر نکنی که تغییر می کند؛ یا مثلا کسی که فلان شغل را دارد، به واسطه کارش می بایست از صبح تا شب دروغ بگوید و این به آن معنا نیست که روح و روانش مشکل دارد. ماهیت کارش این است و بی گمان بر رفتار اجتماعی اش نیز تأثیر می گذارد. مشاوره ای که ما می دهیم به منظور دادن شناخت و آگاهی است.

خانم ها بیشتر به شما مراجعه می کنند یا آقایان؟
خانم ها. نسبت مراجعه آقایان به خانم ها 20 به 80 است. متأسفانه آقایان کمتر رضایت می دهند که مورد مشاوره قرار گیرند و حتی در پاسخ به همسرشان که می گوید: نزد مشاور برویم، گاه دیده می شود که با واژگان و عباراتی از این دست که «تو دیوانه ای برو پیش روانشناس من که چیزیم نیست و…» واکنش نشان می دهند. در حالی که هر اندازه که یک مشاور یا مددکار خبره و کارآمد باشد، امکان ندارد که بتواند بدون شنیدن حرفهای دو طرف، استنباط درستی از موضوع داشته باشد و اظهار نظر درستی بکند. بارها پیش آمده است که با شنیدن صحبتهای یکی از دو طرف و حق به جانب صحبت کردن او ما به نتایجی رسیده ایم که با حضور نفر دوم متوجه شده ایم که موضوع چیز دیگری بوده است؛ چرا که هر کس روایت خودش را از یک واقعه دارد و ممکن است در نبود دیگری حقایقی پنهان بماند و با حضور دو نفر تازه مشکلات واقعی که گاه هیچ یک از آن آگاه نیستند، آشکار شود و یک مشاور یا مددکار اگر مشاوره یک طرفه بدهد، ممکن است هرچه بگوید، در زندگی آن فرد تأثیر منفی بگذارد و شرایط را بدتر کند. در هیچ جای دنیا هم یک طرفه به قاضی نمی روند و برای حل مشکل حتما حضور دو طرف الزامی است.

امروزه معیارها و ارزش ها تغییر کرده است با توجه به اینکه شما به دانشجویان هم مشاوره می دهید، نیازها، خواسته ها ، اختلافات و مشکلات دختران و پسرانی که به شما مراجعه می کنند، چیست؟
مشکل پسران امروز این است که دختران پس از سلام و علیک می خواهند ازدواج کنند؛ اما پسران این را نمی خواهند. آمارها نشان می دهد که بیش از 85% آقایان با دوست دختر خود ازدواج نمی کنند و از رابطه دوستی چیز دیگری می خواهند و برای ازدواج به سراغ دخترانی می روند که با آنها دوست نبوده اند. اگر هم با کسی که دوست بوده اند، ازدواج کنند، بعدها او را زیر سوال می برند. در چنین شرایطی من به دخترها می گویم: اگر طرف شما با اینکه خودش با چند نفر پیش از ازواج دوست بوده است، قرار است شما را محکوم کند، هرچند که دروغ گفتن پسندیده نیست؛ اما به او دروغ مصلحتی بگویید. مثلا بگویید نه وقتش را نداشتم. زندگی خودم را می کردم. راست را زمانی باید گفت که ظرفیت شنیدن آن هم باشد. چرا که گرایش به جنس مخالف یک نیاز کاملا طبیعی است و بخش وسیعی از این دوستی ها ، نیازهای روحی افراد است. جوانی که از صبح تا عصر در خانه تنها است و پدر و مادر کارمند دارد، نیاز به گفت و گو و پر شدن عواطف دارد.

مشکل دختران چیست؟
مشکل دختران این است که عواطف و احساساتشان غالب است و نمی دانند که عمر روابط دوستی تنها چند ماه است و سرانجام تمام شدنی است و در این رابطه تفکر براساس نیاز است و نیاز آقایان عمدتا مانند خانم ها نیست که با صحبت کردن و در نهایت گرفتن دست یکدیگر برطرف شود. پسران امروز بی هیچ تعارفی پس از دوستی کوتاهی از دختر رابطه می خواهند. دختران هم برای اینکه ارتباط عاطفی شان قطع نشود، تحت فشارهایی که در این رابطه از طرف پسر به آنها وارد می شود، برای از دست ندادن او، به این موضوع و با وجود دانستن پیامدهای آن اغوا می شوند.

شما در این رابطه به دخترانی که ترس از دست دادن این دوستی را دارند، چه مشاوره ای می دهید؟
ما به دختران و پسران می گوییم قرار نیست شما به همه خواسته های طرف مقابل خارج از چهارچوب عرف و شرع و فرهنگ جامعه تن بدهید و به آنها هشدار می دهیم که چنین روابطی ناسالم است و به دختران تاکید می کنیم که اگر شما این چنین پیشنهادهایی را بپذیرید و به آن تن بدهید، بی تردید روابط شما زودتر از آنچه که فکر می کردید، تمام می شود. برای یک پسر کافی است که به شما دسترسی پیدا کند، با یک یا دوبار دسترسی شما می شوید یک موجود سهل الوصول بی ارزش و دیگر جذابیتی نخواهید داشت.

خانواده هایی هستند که وقتی فرزندانشان به سن ازدواج نزدیک می شوند، منطقه و محله زندگی شان را عوض می کنند و به مناطق بالاتر می روند. آیا این تصمیم درستی است؟
ببینید، متأسفانه گاهی با پیشینه فرهنگ و تمدن با ارزشی که ما داریم به مشکلات فرهنگی عمیقی بر می خوریم که ناشی از سطحی نگری است. خانواده هایی به ما مراجعه می کنند که خواستگار دخترم تا فهمید که منزل ما کجاست، پیشمان شد و می گویند اگر منزلمان را عوض نکنیم، فرزندمان آسیب می بیند. متأسفانه این یک آسیب اجتماعی است؛ وگرنه کسانی که در مناطق پایین شهر زندگی می کنند هم، بسته به فرهنگ خانواده ها سطوح مختلف اجتماع را تشکیل می دهند و زندگی در بالا یا پایین شهر اصلا معیار مناسبی برای انتخاب نیست.

از دیدگاه شما معیارها برای شروع یک زندگی چه چیزهایی است؟
پایه ها و معیارهای زیادی در زندگی هست اما آنچه با نیاز امروز، ضروری تر به نظر می رسد، نخست وضعیت اقتصادی برای تأمین حداقل های رفاهی و مادی زندگی است. مورد دیگر ظاهر است، با وجود آن که بسیاری این موضوع را جدی نمی گیرند، فاکتورهای ظاهری، در شمار فاکتورهای مهم است. برای مثال کسی که شما می خواهید با او ازدواج کنید باید از زیبایی قابل قبول و خوشایندی از دیدگاه شما برخوردار باشد تا بتوانید او رادست کم 30 سال تحمل کنید و با افزوده شدن سن که این فاکتور رو به افول می رود، دلزدگی برایتان اتفاق نیفتد. موضوع دیگر،جایگاه اجتماعی است. کسی که می خواهید با او زندگی کنید از نظر شغل، خانواده و… باید مورد پذیرش شما باشد. به قول معروف باید بتوانید میان مردم او را در بیاورید و بگویید همسرم یا مادر ( یا پدر) فرزندانم است و به او و شغلش افتخار کنید.
متأسفانه جوانان ما اصل و پایه را در ازدواج های امروزی گم کرده اند. برای فرار از خانه پدر، برای بالا رفتن سن، برای داشتن رابطه جنسی، برای این که کار پیدا کنند و… اقدام به ازدواج می کنند. مهم ترین چیزها در شروع یک زندگی، پایه های آن است. ساختمانی که پایه درستی ندارد، ساخت و ساز بر آن بی معنا است.

و سخن آخر یا توصیه شما به جوانان چیست؟
توصیه من به جوانان این است که اگر جوان محبوب و شایسته خود را پیدا کردید، توجه کنید که فاصله عقد و عروسی شما زیاد نباشد. هرچه این فاصله طولانی تر شود، مشکلات، رنجش ها، گله و شکایت ها بیشتر می شود و به از بین رفتن روابط مثبت میان شما و همسرتان می انجامد و به دعوا و درگیری ختم می شود و رابطه ای که با تنش همراه شد، بی گمان سرانجام و فرجام خوشی نخواهد داشت. //18

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ دیدگاه مطلب براي " مشاوره ازدواج؛ درمان است یا پیشگیری؟ به چه خواسته هایی نباید تن داد؟ " ارسال شده است.

  1. مريم :

    سلام
    چه جوری باید برای مرکز مشاوره حضوری انجام بدیم لطفا راهنماییم کنید

ارسال نظر


آخرین موضوعات