کد خبر: 8374 | تاریخ انتشار: ۰:۰۵:۱۷ - دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲ | بدون نظر | |

عوامل مؤثر بر بزهکاری کودکان و نوجوانان

وجود ناهنجارهای اجتماعی متخصصان علوم اجتماعی را بر آن داشته تا کاوش های وسیعی را رد زمینه، علل وقوع بزه و جرم در جامعه انجام دهند.
نتایج این تحقیقات نشان دهند. این واقعیت است که عوامل متعددی در بزهکاری کودکان و نوجوانان دخالت دارد که به مواردی از آن اشاره می شود:
1ـ تحول بهنجار و سازگاری اجتماعی
2ـ عوامل اجتماعی
3ـ عوامل بدنی و سرشتی
4ـ اختلال تحول شخصیت
5ـ عوامل اجتماعی ثانوی(جاوید صلاحی،علی،کودکان و نوجوانان بزهکار و ناسازگار).
تحول بهنجار و سازگاری اجتماعی
هنجارهای اجتماعی، شیوه های رفتاری معینی هستند که بر اساس ارزش های اجتماعی جامعه شکل می گیرند و با رعایت آن هاست که جامعه نظام پیدا می کنند. در اصطلاح جامعه شناسی هنجارها را « الگوی استاندارد شده رفتار وکردار» می گویند؛ این الگوها نشان دهنده رفتار ایده آل یا مطلوب افراد جامعه است. مقررات رسمی، قوانین، احکام فقهی و شرعی، آداب و رسوم، شیوه های قوی و نظایر آن از جمله هنجارهای جامعه به شمار می روند.
پاره ای از مهمترین هنجارهای اجتماعی را می توان به شرح زیر گروه بندی کرد:
1ـ هنجارهای دینی، هنجارهای دینی معلول آموزش دینی هر جامعه مفروض است. برای مثال،فقه و شرع مقدس اسلام که از تعالین دینی اسلام سرچشمه گرفته است در طول قرن ها به وسیله مجتهدان و اندیشمندان دینی تنظیم و تدوین شده و تنها مرجع طوری در کارها و تنها مرجع داوری در کارها و مهمترین هنجارها در ایران است.
2ـ هنجارهای رسمی؛ هنجارهای رسمی مشتمل بر قوانین تشکیلاتی، اداری و مالی کشور واحدها و مؤسسه های تابعه است. مانند قانون اساسی، قانون مدنی و قوانین حقوقی و جزائی
هنجارهای رسمی به وسیله نمایندگان مجلس وضع می شود و بخش اعظم کارهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و اداری و سازمانی بر اساس آن انجام می گیرد و سازمان های قضایی و نیروی انتظامی برای نظارت بر اجرای آنها به وجود آمده اند.
3ـ هنجارهای سنتی (غیر رسمی): هنجارهای سنتی هنجارهایی است که به وسیله فرد یا افراد وضع نشده، بلکه خود به خود و به صورت تدریجی از اقدامات روزمره زندگی سرچشمه گرفته و خاستگاهی جز کل جامعه ندارد. این هنجارها جزئی از فرهنگ عامه(فولکلور) است که آنها را با عنوان سنت ها، رسم ها و آداب و رسوم می شناسیم.

انواع کجروی های اجتماعی
کجروی های اجتماعی را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:
1ـ کجروی نخستین، کجروی نخستین، به انحرافی گفته می شود که فرد هنجار شکن هنوز«برچسپ» نخورد. و خود را منحرف نمی داند.
این گونه کجروی ها گاه و بیگاه پیش می آید، موقتی است، همیشه تکرار نمی شود و مردم هنوز به فرد خاطی برچسپ انحراف نداده اندو برای او احترام قایلند، مثل عبور از چراغ قرمز و…
2ـ کجروی دومین؛ کجروی دومین بررفتار انحراف آمیزی گفته می شود که فرد متجاوز«برچسپ» خورده باشد و او نیز خود را«کجروی» بداند.
در واقع، اولیای امور بر او برچسب انحراف زده باشند و فرد نیز «پایگاه منحرف بودن» را پذیرفته باشد مثل آدم کشان حرفه ای و…
3ـ کجروی فردی؛ شخصی که به تنهایی از هنجارهای اجتماعی منحرف شود و آن ها را نپذیرد و اجرا نکندف کجروی فردی نامیده می شود یک منحرف فردی، تنها از معیارها و مقررات مطلوب خودش پیروی می کند و به تنهایی دست به رفتار انحراف آمیز می زند.
4ـ کجروی گروهی؛ گروهی از افراد که به صورت دسته جمعی، بر خلاف هنجارهای پذیرفته شده فرهنگی جامعه عمل می کنند،«کجروی گروهی» مرتکب می شوند.
کجروی گروهی معمولاً در داخل« خرده فرهنگ کجرو» جامعه انجام می گیرد. عمل دسته های تبهکار وغیره.
5ـ کجروی آگاهانه؛ هر گاه فردی یا افرادی دانسته و از روی آگاهی و بر اساس نظام ارزشی ویژه خود به اعمالی بر خلاف ارزش ها و هنجارهای جامعه دست بزنند، چنین کجروی را آگاهانه نامند.
6ـ کجروی ناآگاهانه؛ اگر رفتار ندانسته و از روی ناآگاهی از فردی سر زند که به هنجارهای جامعه منافات داشته باشد، کجروی ناآگاهانه رخ داده است. مثل ارتکاب خلاف از سوی دیوانگان و کودکان.
7ـ کجروی طبیعی؛ هنجارهای اجتماعی و فرهنگی هیچ گاه به طور کامل و مو به مو مداعات نمی شوند و همواره مقداری انحراف از الگوی ایده آل فرهنگی وجود دارد که چنین انحرافی را«کجروی طبیعی» می گویند.
8 ـ کجروی سازنده؛ چنانچه فرد یا گروهی با اطلاع و آگاهی کامل از ارزشها و هنجارهای جامعه خودی، ارزش ها و هنجارهای نو بیافریند یک برتر از قبلی باشد و جامعه را به سوی پیشرفت و تعالی سوق دهد، چنین اعترافی را «کجروی سازنده» می گویند؛ زیرا اگر جامعه ای هموار. الگوهای فرهنگی خود را مو به مو اجرا می کرد، فرهنگ و تمدن بشری ایستا می ماند. کجروی سازنده یا مثبت ممکن است در تمام جنبه های زندگی اجتماعی اعم از سیاسی، نظامی، فرهنگی، دینی، اقتصادی و… پدید آیند. مثل مقدسان در نظام ارزشهای دینی، قهرمانان در نظام جنگی، رهبران در نظام سیاسی، هنرمندان در نظام هندی و… تنبیه بدنی مجرمان ،کتک زدن در بعضی از مجرمان بی اثر است و عده دیگری خشمگین یا ناراحت می کند، بعضی اوقات درد و ناراحتی ناشی از کتک خوردن کودک را می ترساند. غالباً ممکن است او را برای مدت کوتاهی وام کند ولی خیلی به ندرت او در باره خود و جهان اطرافش داناتر و عاقل تر می کند. شخص خلاف کار باید با عواقب اعمال طبیعی خود رو به رو شود و بداند که مسئول زندگی خویش است ولی برای دست یابی به این نتایج نه این گونه تهدیدها مؤثر است و نه تنبیه بدنی.
گاهی اوقات مجازات حتی جرم را استوارتر می کند. مجازات می تواند یک اثر روانی قطعی روی کودکی که فکر می کند باید تنبیه شود، داشته باشد. بنابراین او باید حق آن را نیز ادا کند یه به عبارت دیگر در مقام تلافی آن بر آید.
«ژان ژاک روسو» فیلسوف قرن هیجدم چنین می نویسد: «…. به تدریج که من پی در پی کتک می خوردم اثر آن در دفعات بعدی در من کمتر و کمتر می شد و در آخر چنین به نظر می رسید که تنبیه ها، کیفری را برای دزدهای من است. ودر واقع به من قدرت می داد که به کار خودم یعنی دزدی ادامه بدهم و به جای این که به گذشته کنم و به تنبیه های خود بیندیشم، به آینده نگاه می کردم و منتظر انتقام بودم. زیرا کتک خوردن من مانند یک شخص پست و زدل مرا بیشتر به این کارها وا می داشت و در واقع حکم تلفیقی را داشت. که به من می گفت من هم یکی از افراد خلاف کارم، من پی بردم که دزدی و کتک خوردن متعلق به یکدیگرند و من با اتکا به این مسئله با وجدانی آسوده تر از قبل شروع به دزدی می کردم و با خود چنین می گفتم:
« خیلی خوب»، چه خواهد شد؟ کتک خواهم خورد؟هیچ اشکالی ندارد. این چیزی است که من برای آن ساخته شده ام. تحقیقات به ما نشان می دهد که مسئله اعمال بزهکارانه یا بزهکاری فقط در سطح نوجوانی صورت نمی پذیرد، بلکه بعدها نیز ادامه پیدا می کند. اگر وضع به ترتیبی بود که اعمال ضد اجتماعی تا سن18 سالگی ادامه می یافت و از آن پس افراد، از حوزه و قلمرو اعمال بزهکارانه کاملاً دور می شدند، شاید ضرورتی نداشت که این همه کشش و تلاش در راه رفع بزهکاری به عمل آید و برای درمان و پیشگیری آن وقت صرف شود.
ولی متأسفانه وضع به این ترتیب نیست و ضروری است که اقدامات جدی و عمیقی برای کشف افراد بزهکار صورت گیرد و قبل از اینکه اعمال بزهکارانه صورت گیرد، اقدمات لازم انجام شود.مهمترین این اقدامات پیشگیری است.
پیشگیری باید به ترتیبی در یک جامعه اعمال شود که به تدریج تغییر است عمیق و قابل توجهی ملی چند نسل در جامعه بوجود آید و از میزان بزهکاری کاسته شود. در زمینه پیشگیری باید مسائل به صورت نظام دار بررسی شود، پس در ابتدای علل اجتماعی، بعد عوامل بدنی ـ سرشتی سپس اختلافات مربوطه به تحول شخصیت در آخر عوامل اجتماعی ثانوی را مورد بحث قرار می دهیم.
عوامل اجتماعی
تردی نیست که تحول طبیعی افراد، موقعی امکان پذیر است که آنان در شرایط اجتماعی سالم و مناسبی قرار گرفته باشند. اگر این شرایط در جامعه ای وجود نداشته باشد، بی شک افرادی در جامعه پیدا می شوند و تحول می یابند که از هنجارها دور هستند و بین آنها گروهی پیدا خواهد شد که به اعمال غیر اجتماعی یا غیر اخلاقی دست خواهند زد.
برای روشن شدن موضوع به چند نکته اشاره می شود:
ـ رابطه عاطفی بین مادر و کودک در طول رشد فوق العاده حائز اهمیت است. بنابراین در یک اجتماع باشد شرایط اقتصادی به نحوی باشد که مادران مراقب و شاهدپدرش و تربیت کودکان خود باشند، اگر در جامعه ای مادران در وضعی قرار گیرند که مرتباً دور از کودکانشان باشد و بر اثر اشتغال به کار نتواند مراقبت های لازم را از کودکان خود به عمل آورند، آن رابطه احساسی و هیجانی که ایجاد ایمنی می کند و از بروز رفتار اختلال آمیز جلوگیری می کند، حاصل نمی شود. سپس به جای سپردن کودکان به دیگران یا سازمان هایی مانند شیرخوار گاه، پرورشگاه یا مهد کودک و… باید امکاناتی به مادران داده شود تا شخصاً به پرورش بچه های سنین پایین همت گمارند.
لزوم استفاده از تعطیلات یا مرخصی سالانه برای مادران، که این موضوع در رابطه با ریتم بارداری است. ریتم بارداری باید به ترتیبی باشد که امکان رسیدگی به وضع کودکان وجود داشته باشد. اگر در خانواده ای در فاصله 5 سال پنج بچه یا بیشتر بوجود آید، امکان ندارد که مادر بتواند آنها را در شرایط سالم و صحیح پرورش دهد.
مهیا کردن شرایط مناسب برای سکونت، یک نوع مسئولیت اجتماعی است که برای افراد جامعه، شرایط مناسب به وجود آید تا درخانه هایی زندگی کنند که شرایط بهداشتی در آن ها رعایت شده باشد، مثلاً خانه ها به اندازه کافی از هم دور باشد. در محله هایی که تراکم جمعیت زیاد است فشار خارق العاده ای به کودکی و مادر و پدر می آید بدین معنی که صدای بلند کودک مزاحم همسایه ها می شود و پدر و مادر مجبورند که از ایجاد سر و صدا جلوگیری کنند. با این وضع نه تنها یک حالت اختلال آمیز در خانواده به وجود می آید، بلکه حالت گریزی از خانه برای پدر و مادر فرزندان، به خصوص وقتی فرزندان به حد نوجوانی می رسندف ایجاد می شود.

عوامل سرشتی
پسیکوپات(روان دردمندی) کسی است که با شرایط صحیح خود سازش ندارد وقتی با پسیکو پاتی سرشتی سر و کار دارین باید از اوژنیسم(بهتر شناختن نژاد و نسل های آینده)، صحبت کنیم. آیا مانع از به انجام رسیدن ازدواج افراد روان دردمند شویم و این افراد را مجبور کنیم که از چنین اقدامی خودداری کنند و یا اینکه آن ها را عقیم کنیم؟ باید دانست این اقدمات با مسائل روانی، حقوقی، اخلاقی، اجتماعی و… مواجه می شوند و در هیچ جای دنیا نتوانسته اند مسأله اوژنیسم را کاملاً عملی سازند.
مکتب اروپایی،پسیکوپاتی را سرشتی می داند ولی در مقابل مکتب آمریکایی لور تا بندر عقیده دارد که پسیکوپاتی بر اثر عوامل اجتماعی به خصوص قبل از سن 5 سالگی به وجود می آید. در صورت اخیر با تغییر شرایط کودکان می توانیم از بروز و توسعه اختلالات جلوگیری به عمل آوریم. در حالی که در پسیکوپاتی سرشتی کار مهمی که به عنوان پیشگیری انجام می شود، با تظاهرات پسیکوپاتی مبارزه می شود.
در مورد نارسایان عقلی همبستگی قابل قبولی نمی توان بین بزهکاری و نارسایی عقلی قائل شد. البته به نظر برت و دیگران همبستگی بین بزهکاری و نارسایی عقلی قوی است. اما درمطالعات بعدی مانند مطالعات اکسند و چاسل این همبستگی ناچیز است. عده ای از نارسایان عقلی که در درجه کودنی قرار دارند به علت اینکه نمی توانند از اجتماع بهره مند شوند و تعلیمات کافی بینند، دچار احساس کهتری می شود و به پرخاشگری و بزهکاری می پردازد. به همین سبب باید شرایط تعلیمی و حرفه ای خاص بوجود آید و مدارس و کلاسهای مخصوص برای این افراد دایر شود تا در چهارچوب مدرسه و با مربی و روش مخصوص به نتایجی نائل آیند.40
همراه با این آموزش ساده کودن ها را می توان به سطح فعالیت های ساده ای کشاند تا در آن احساس ایمنی بوجود آید. این افراد تا پایان زندگی نیازمند حمایت جامعه اند. در بسیاری از کشورها با تبعیض قوانین خاصی سازمان های مختلف کار یعنی کارگاه همان کارخانه ها و موسسات دیگر را مولف می سازند که نیروی انسانی مورد نیاز خود را برای فعالیت های معینی از افراد بر اثر بی کاری سربار اجتماع و عامل تخریب نشوند. در مورد نقیضه های عضوی باید تمامی شرایط را به کار بست تا این افراد بتوانند خود را با محیط زندگی تطبیق دهند.
عوامل اجتماعی ثانوی:
مسائلی مانند تاثیر رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره، رمان های پلیس و مشروبات الکی از عوامل اجتماعی ثانوی به حساب می آیند.
گاهی اوقات این وسائل نه تنها به کودک و نوجوان چیزی نمی آموزند بلکه وقت و انرژی مورد نیاز آن ها را تلف می کنند و افراد در برابر این محرک ها به صورت فعل پذیر در می آیند بدون آن که فعالیت ذهنی داشته باشند، حال آن که کودکان و نوجوانان باید از طریق فعالیت همه جانبه و پرورش دهنده ارگانیزم خویش تحویل یابند. نکته مهم این که دستگاه هایی مانند ماهواره و … صحنه هایی ایجاد می کنند که دیدن آن ها در نوجوانان انگیزه هایی را بر می انگیزند که ممکن است به ایجاد واکنش های ضد اجتماعی، غیر اجتماعی و غیر اخلاقی منتهی شوند.
بعضی کتب و مجلات زیر از راه تصاویر یا نوشته ها با اشاعه این بدآموزی ها کمک می کنند و پایه تقلید کورکورانه کودکان و نوجوانان قرار می گیرند.
اقداماتی که می توان درباره پیشگیری از عواقب آن ها به عمل آورد:
– میزان ساعات استفاده از این رسانه ها کاهش یابد.
– فیلم ها و همچنین کتب با وضع روانی کودکان و نوجوانان گزینش شود.
-محدودیت سنی برای استفاده از کتب و رسانه ها ایجاد شود.
– والدین باید کودکان و نوجوانان را برای استفاده از برنامه ها و فیلم های خوب و مطالعه کتب تربیت کنند.
– در مورد استفاده از مشروبات الکلی نیز باید گفت که جنبه های اخلاقی و پرورش و بهداشتی باید در خانواده ها منسوخ شوند تا نوجوانان خود را به مضرات آن پی برده و از آن دوری کنند. (گروه جامع شناسی سایت تبیان زنجان،عوامل موثر بر بزهکاری نوجوان).

ندا قربانی-مددکاراجتماعی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: ,

ارسال نظر


آخرین موضوعات