کد خبر: 8860 | تاریخ انتشار: ۲۰:۲۵:۲۴ - سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ | ۳ نظر | |

مددکاران اجتماعی؛ بازو یا منتقد دولت؟

وب سایت تخصصی مددکاران اجتماعی- مددکاری اجتماعی حرفه ای است که از زمان تأسیس آن در ایران بیش از نیم قرن می گذرد.به اعتقاد بسیاری از مددکاران اجتماعی این حرفه هنوز به جایگاه واقعی خود در کشور نرسیده است هرچند اگر منصف باشیم نمی توانیم نقش یک دهه اخیر را در رشد و توسعه مدکاری اجتماعی نادیده بگیریم. در طی یک دهه گذشته بواسطه حضور مددکاران اجتماعی در حوزه سیاستگذاری، برنامه ریزی و پژوهش همچنین ارتباط سازنده این افراد با اهالی مطبوعات و رسانه شناخت نسبتاً مناسبی از مددکاری اجتماعی در جامعه حاصل شده است.New Picture
در فرایند رشد و توسعه مددکاری اجتماعی در دنیا، دیدگاهها و رویکردهای مختلفی پدید آمده است(البته این مسئله تنها منحصر به حرفه مددکاری اجتماعی نیست). این دیدگاه های مختلف که در فلسفه مددکاری اجتماعی بوجود آمده است منجر به پدید آمدن تفاوت عملکردها و نگرش های مختلف در بین مددکاران اجتماعی شده است. از اصلی ترین موضوعاتی که مددکاران را از نظر فلسفی متمایز می کند، تأثیر، نقش و سهم فرد و جامعه در بروز مسائل و مشکلات همچنین نحوه تعامل با دولت است. عده ای مددکاران اجتماعی معتقد به محوریت فرد در آسیب شناسی و علت یابی مسائل و مشکلات دارند. این مددکاران علت اصلی ایجاد مشکلات افراد را ناکارآمدی و سهل¬انگاری خود افراد می دانند. آنها معمولاً در تحلیل ها و آسیب شناسی خود، فرد(در این یادداشت اختصاصاً منظور سطح خرد است و خانواده را نیز در بر می گیرد) را عامل اصلی بروز مشکل همچنین فرد را عامل اصلی ترفیع مشکل می-دانند. عده ای دیگر عامل اصلی ایجاد مشکلات را شرایط جامعه(دولت در اینجا قسمت بزرگی از جامعه محسوب شده است) می دانند و مهمترین نقش را در بروز مسائل و مشکلات اجتماعی بر گردن جامعه می¬گذارند.
به طور مثال،برخی از مددکاران اجتماعی سهم بیشتری از مسئله اعتیاد را به شخص فرد معتاد و ویژگی¬های فردی وی اختصاص می دهند و برخی دیگر جامعه را عامل اصلی ایجاد اعتیاد افراد می¬دانند. این دو رویکرد کاملاً متفاوت مشخصاً مرتبط با فلسفه حرفه  ای آنها است. البته برخی دیگر از مددکاران نیز که تعدادشان کم هم نیست سهم نسبتاً برابری را برای فرد و جامعه در بروز و شیوع مسئله اعتیاد(یا دیگر آسیب ها و مسائل اجتماعی) در نظر می¬گیرند.index
در نتیجه پیرو فلسفه ای که مددکاران اجتماعی دارند موضع گیری ها و تعاملشان با دولت ها متفاوت است. آن دسته از مددکاران اجتماعی که سهم فرد را در بروز مسائل اجتماعی پررنگ می دانند و سهمی برای جامعه در ایجاد آسیب های اجتماعی در نظر نمی گیرند اصطلاحاً محافظه کار خطاب می شوند. این عده از مددکاران، همانطور که بیان شد در تحلیل ها و آسیب شناسی های خود توجه خود را بر روی فرد متمرکز می¬کنند. معمولاً این مددکاران رابطه خوبی با دولت ها دارند و دولت ها (البته در کشورهای جهان سوم معمولاً) نیز از رویکردها و اظهارات این متخصصان استقبال بیشتری می کنند. دسته ای دیگر از مددکاران اجتماعی که عامل اصلی بروز و شیوع آسیب های اجتماعی را جامعه می دانند و معمولاً صریح الهجه هستند و با انتقاد از عملکرد دولت ها سعی در تغییر وضعیت موجود دارند. این افراد را به اصلاح رادیکال (منظور ساختار شکن نیست) می نامند. انتقادات این افراد از عملکرد دولت ها و وضعیت آسیب های اجتماعی جامعه، آن ها را بدل به منتقد دولت می کند. چنانچه این مددکاران صاحب جایگاه و قدرت اجتماعی بالا باشند حتی می¬توانند باعث تغییر در رویه دولت ها شوند و معمولاً انتقادات وآن ها دولت را نگران می کند.
به هر ترتیب از یک سو حضور مددکاران اجتماعی به عنوان بازوی دولت مزایا و معایبی دارد و از سویی دیگر نقش منتقد و رادیکال مددکاران محاسن و معایبی هم برای حرفه مددکاری اجتماعی و هم برای جامعه دارد. آن چیزی که تعیین کننده اصلی است وضعیت و شرایط جامعه همچنین عملکرد دولت ها است و قطعاً اصول و اخلاق حرفه ای هر مددکار اجتماعی ایجاب می کند تا وی دیدگاه های خود را متناسب با شرایط جامعه مطرح نماید. بنابراین بی دلیل نیست مددکاران اجتماعی روزگاری بازوی دولت و روزگاری منتقد دولت هستند.

امیر مغنی باشی/مددکار اجتماعی

و عضو هیات تحریریه وب سایت تخصصی مددکاران اجتماعی

مظالب مشابه

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۳ ديدگاه مطلب براي " مددکاران اجتماعی؛ بازو یا منتقد دولت؟ " ارسال شده است.

  1. احمدعلی جبارزاده :

    بنظر می رسد عاملی که باعث منتقد یا محافظه کار و یا منتقد- محافظه کار شدن مددکار اجتماعی در سطح کلان اجتماعی می گردد ، نه سلیقه شخصی که ضرورت و شرایط اجتماعی جامعه است. وقتی مددکار اجتماعی در عمل با بی تخصصی ، بی انگیزه گی و فقدان توانمندی مسئولین یا برخی از مسئولین جوزه اجتماعی کشور روبرو می شود که نتیجه آن طبیعتا ظهور و بروز آسیبها و معضلات اجتماعی برای مردم است ، برای برون رفت از این آسیبها چاره ای جز انتقاد و ارائه راه حل نداردنیز مدیران معمولا با انبوه تایید گرانی روبرو هستند که وجود چند منتقد خیلی باعث آزارشان نخواهد شد!!! در کنار نتایج اصلاحگرایانه ای که در بستر زمان اتفاق می افتد ( قطعا اتفاق می افتد) مددکار اجتماعی منتقد می بایست آمادگی رویارویی با تهدیدها ، فشارها، تهمتها و محرومیتها هم باشد!؟ و بقول یکی از همین مدیران خردباید مراقب باشید تا در گرداب آژیر اجتماعی که کشیده اید غرق نشوید!
    از نگاه جامع ، سیستماتیک و حرفه ای آقای مغنی باشی خرسندم. احمد علی جبارزاده مددکار اجتماعی




    0



    0
  2. با سلام واحترام
    و سپاس از آقاان مغنی باشی و جبارزاده به نظر من مددکار اجتماعی باید مدافع حقوق اجتماعی مردم در جامعه باشد دراین راستا گاهی از طریق نقد کارشناسانه و بدون جانبداری سیاسی به دولت کمک می کند گاهی هم با انجام مسئولیت های مختلف در حوزه های مختلف می تواند این نقش سازنده را ایفا کند.ولی آنچه که مهم می باشد این است که مددکاران اجتماعی لازم است نگاه همه جانبه(فرد، خانواده وجامعه) داشته باشند.نگاه تک بعدی با توجه به حوزه های کاری مددکاران اجتماعی در مددکاری اجتماعی جایگاهی ندارد.
    موسوی چلک




    0



    0
  3. وحیده :

    عالی بود




    0



    0
ارسال نظر


آخرین موضوعات