کد خبر: 8918 | تاریخ انتشار: ۰:۰۸:۵۵ - شنبه ۳۰ فرو ۱۳۹۳ | ۲۰ نظر | |

بیانیه تعطیلی کلینیک مددکاری اجتماعی رها

clip_image002

مارا رها کنید در این رنج بی حساب …

(بیانیه تعطیلی کلینیک مددکاری اجتماعی رها)

بسم الله العزیز الحکیم

مارا رها کنید در این رنج بی حساب …

لطف خدای عزیز و حکیم را منت گزاریم که سفره روزی اش بی منت برای زمینیان گشوده است و باران لطفش بی دریغ بر سر همگان می بارد. هر سنگی که بر راهی نهاده می شود یقینا نه از سر خبث، که ذات اقدسش بی رذیلت است، که از لطف است و نشانه ای برای وجود راهی هموارتر به سوی سعادت.

با احترام به جامعه مددکاران اجتماعی و کلیه فعالان حرفه های یاورانه، بدین وسیله اعلام می داریم که کلینیک مددکاری اجتماعی رها در سال ۹۳ تعطیل خواهد بود و فعالیتی نخواهد داشت. این مجموعه که با مجوزی از سوی اداره کل بهزیستی استان تهران فعالیتش را آغاز کرد، در طول چهار سال حضور خود در عرصه خدمات اجتماعی کوشید تا یک موسسه مدرن، فعال و وفادار به اصول پذیرفته شده جنبشهای انساندوستانه باقی بماند. همه مدیران و همکاران این مجموعه همواره سعی کردند که صادق و سالم کار کنند و آرمانهای انسان مدارانه مددکاری اجتماعی را پیش چشمانشان داشته باشند. این مجموعه پس از چهارسال فعالیت، موفق شده بود محلی برای اشتغال دستکم ۱۰ نفر از تحصیلکردگان مددکاری اجتماعی فراهم کند اما هرگز نخواست سود بیشتر را بهانه ای برای گذشتن از حقوق حقه کسی کند. همکاران رها ضمن برخورداری از به روزترین دانش تعریف شده این حرفه، عاملان بی ادعای خدمات اجتماعی بودند و افتخارشان فراهم کردن خدمات بهینه به مستحقترین اقشار این سرزمین در عین حفظ شأن انسانی آنها بود. باورمان بود که پایبندی به ارزشهای این حرفه که چیزی جز مهمترین ارزشهای یک جامعه انسانی نیست خطوط قرمزمان است و با همین باور همه مسائل و مشکلاتی که نظام فرسوده و سنگین اداره کشور پیش رویمان نهاد تحمل کردیم. اما افسوس که نه یک سازمان صنعتی غیرحرفه ای، که همکاران پرمدعایمان در یک سازمان حمایتی و اجتماعی کمر به انگیزه زدایی بستند و نه همراهمان که بر راهمان ایستادند. افسوس که گویی شعارها زاویه ای غیرقابل انکار با واقعیت ها دارند. تعهدات و قول و قرارها لقلقه زبان اند و وفای به عهد مایه سرافکندگی گروهی از مدیران ماست که کسوت خدمت پوشیده اند اما شأن کسوت نگاه نداشته اند.

امروز در برهه ای از روزگارمان که آسیبها و مسائل اجتماعی و فرهنگی هر روز بزرگتر و ریشه دار تر می شوند برای همه همکاران در کلینیکها و موسسات مددکاری اجتماعی کشور در راه فراهم آوری خدمات اجتماعی آرزوی ثابت قدمی داریم و برای نهادهای اجتماعی و حمایتی بیمار کشور آرزوی سلامت عاجل!

بیان مشروح دلایل بماند برای بعد در فرصتی مناسبتر و فضایی بیحاشیه تر؛ اما در انتهای فعالیت این مجموعه، از کلیه دوستانی که طی دوران چهارساله این مجموعه همراهمان بودند، چه مددکاران اجتماعی ارزشمندی که همکاران اداری مجموعه بودند، چه آنهایی که دوستان ما بودند و حمایت های روانی و اجتماعی را نثارمان کردند، چه آنان که مخاطبین دائمی وبگاه کلینیک بودند و نیز آن دستهء معدود از افرادی که در چارچوب ادارات و سازمانها مختلف، بی نگاه جانبدارانه یا مغرضانه تنها با موازین اخلاقی کار کردند و سعیشان همیشه بر حفظ کرامت انسانها و عدالت بوده و در ساختار سنگین، ناکارآمد و طاقت فرسای اداری کشور سعی می کنند سالم و شریف بمانند سپاس می گزاریم و استواری قدم و سعادت بیش از پیش برایشان آرزومندیم. برای آنهایی هم که خواسته یا ناخواسته با بدعهدی روزگار همنوا و اسیر حب و بغضهای لحظه ای و بنده عاجز نفس اماره شده اند، رهایی و بازگشت به خویشتن آرزو می کنیم.

مدیران کلینیک مددکاری اجتماعی رها

(امیرچرخیان و عباسعلی یزدانی)

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۲۰ دیدگاه مطلب براي " بیانیه تعطیلی کلینیک مددکاری اجتماعی رها " ارسال شده است.

  1. جناب آقای دکتر موسوی رییس محترم انجمن مددکاری اجتماعی کشور
    با سلام واحترام بی مقدمه عرض کنم: چه اتفاقاتی پیش رو است؟ مگر چند نفر مثل آقای یزدانی داریم؟ انسانی دانشمند ، شریف ، با مسئولیتی ستودنی، نویسنده و مترجمی زبر دست و مددکاری که به جامعه مددکاری کشورمان آبرو می دهد؟ براستی چه در حال وقوع است؟! اگر کسی انتقادی بکند و مداحی مدیران را نکند باید کاری کنند تا مجموعه اش تخته شود؟ آیا مگر نه اینست که بستن یک مجموعه آموزشی و انسانی یعنی باز کردن یک زندان دیگر؟
    آقای موسوی وقتی نقد می کنیم آنهم به ضرورت حرفه اییمان با توهینها و تهدیدها از دوست و دشمن روبرو می شویم. سازمان مخاطب به همکاران زیر دستشان دستور می دهند تا زمانیکه ما وضعیتمان چنین است با ما کار نکنند؟؟ وضعیتمان چگونه است؟ بجز گفتن حق! حتی جلوتر هم می روند ناجوانمردانه پرونده سازی می کنند تا اگر بتوانند ما را به زندان هم بیندازند. این همه خشم و کینه از چه روست؟ هر کسی آقای یزدانی را از نزدیک بشناسد بر انسانیت و دانش وی صحه می گذارد. نگذارید تا مجموعه ارزشمند ایشان و همکارانشان تعطیل شود. این مستلزم یک احساس مسئولیت جمعی است. دلم به درد آمد!!!

  2. مددکار گفت:

    واقعا جای تأسف دارد چون خیلی از کلینیکهای دیگه هم توی کشور دارند تعطیل می شوند. کلینیک رها که اون قدر فعال بود طاقت نیاورد وای به حال بقیه.

  3. الهام محمدی گفت:

    این واقعیت که مجموعه ای که به همت دوستان پرتلاش و متخصصمان به ارائه مخلصانه خدمات می پرداخت، و نیز تمامی مجموعه های خوب دیگر ، این گونه مورد بی عنایتی قرار گیرند، بدون هیچ تعارفی مایه تاسفی است بس عظیم.

    و آنچه این درد را چندین برابر می کند، پی بردن به جای خالی اهمیت دادن به خدمت به انسان هایی که رفاه و بهزیستی آنها را از رسالتهای حرفه خود میدانیم. که اگر این رسالت را به یاد می داشتیم، خدمتگزار را نیز تکریم می نمودیم

  4. محمود گفت:

    من هم واقها متاسف شدم از تعطیلی کلینیک مددکاری رها. هرچند از نزدیک با کلینیک و مدیرانش آشنا نبودم اما معمولا به سایتشون سر میزدم. کاملا مشخصه که منظور این بندگان خدا کدوم سازمانه. من خودم کلینیک داشتم و همین سازمان بهزیستی باعث تعطیلیش شد. اینجور که من برداشت کردم سازمان بهزیستی این کلینیک رو هم به تعطیلی کشوند. امیدوارم دولت تدبیر و امید با تدبیر هر چه زودتر فکری به حال ریاست سازمان بهزیستی بکنه که هم ما رو نجات بده هم مددجوهای سازمانو
    آقای موحدی لطفا منتشر کنین

  5. محمد گفت:

    من فکر میکنم که باید مددکاران به اجماع برسند. وقتی کانون کلینیک های استان ها و کشور ضعیف است. وقتی انجمن مددکاران هیچ کمکى نمیکند پس این فقط خود مددکاران هستند که باید کارى کنند. من افسوس میخورم براى تمام کلینیک هایی که با بهزیستی کار میکنن. خداوند ما رو با این سازمان ….. غیر حرفه ای مواجه نکنه

  6. رمضانی گفت:

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است/
    کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدا یاران را
    “نگه جز پیش پا را دید نتواند” که ره تاریک ولغزان است
    وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه اورد دست از بغل بیرون ، که سرما سخت سوزان است
    “هوا بس ناجوانمردانه سرد است”

  7. مهنا گفت:

    با دستهایت سوری بزن شب را که رنگ درد دارد
    کوتاهی خمیازه هایت را، تصور کن
    طول حیات عشق ورزیدن همین است
    من می روم با دستهایم
    چتری برای شمعدانی ها بسازم
    با حسرت وافسوس ،۵ سال بعنوان مددکار در بهزیستی و کلینیک مددکاری کار کردم و در حال حاضر منشی یک شرکت خصوصی ام تا بتوانم هزینه های سفر به آنسوی آب ها را فراهم کنم .جایی که مددکاری را ارج می نهند و برای مددکار حرمت قائلند و …مددکاری در ایران شبیه یک سراب است .بسیار جای تاسف دارد .وقتی انسانهای شریفی همچون آقای یزدانی در مقابل کینه توزیها توان مقابله را ندارد پس هیچ حرفی برای گفتن نمی ماند.
    ما که تو زمزمه هامون ،هی به داد هم رسیدیم
    یکی یادمون بیاره ، کی به داد هم رسیدیم
    در جامعه ای که مددکاران حرفه ای قصد ارائه خدمات تخصصی را دارند و هر روزه بر تعداد افرادی که به سمت آسیب سوق داده می شوند افزوده می شود تعطیلی یک کلینیک حتی اگر این کلینیک در تغییر سرنوشت یک نفر تاثیر مثبت داشته باشد بسیا مایه تاسف است ،کاش یک نفر پیدا شود که بتواند منافع شخصی را فدای مصالح اجتماعی کند کااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش

  8. اصغرنژاد گفت:

    واقعن باورش سخت بود وقتی صفحه جلوم باز شد یه وای بلند گفتم ودوستم گفت چی شده سکینه … باورش سخت بود و هست …. من همیشه رها رو یه کلینیک پیشرو واسه دوستام مثال میزدم . فقط میتونم افسوس بخورم . الله اکبر

  9. اصغرنژاد گفت:

    دولت تدبیرو امید هم همین آش و همین کاسه ست از یه دنیا دیگه که نیومدند برادر من

  10. رضوان گفت:

    واقعاً جای بسی تاسف است که مکانی که صرفاً و صرفاً جهت امنیت، آرامش و آسایش افراد و محلی برای تسکین برخی از افراد جامعه مان تاسیس گردیده بود با اینگونه برخوردی روبرو شود نمی دانم چه بگویم. بنده شخصاً آن کلینیک و افراد لایق و شایسته و ماسسان با وقار و تحصیلکرده کلینیک رها را دیده و از نزدیک با آنها هم صحبت شده بودم برایم سخت است که باور کنم با چنین برخوردی روبرو شده اند. در نهایت برایشان آرزوی توفیق روزافزون دارم و باور دارم که آب روان راه خود را خواهد یافت. چرا که بزرگان معتقدند یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت

  11. مینا گفت:

    شکه کننده ست این قبیل اخبار به خصوص خبر انحلال بهترین کلینیکی که میشناختم و همیشه به دیگران معرفی میکردم با این روند پیش رو انتظار برای رخداد های بعدی دیوانه کننده است امیدوارم مسئولین چاره ای بیاندیشند و راحت سر بر بالین نگذارند به امید فردایی بهتر برای مدیرعاملان کلینیک مددکاری اجتماعی رها

  12. علی گفت:

    علی ۹۳/۰۲/۳
    متاسفم که در دولت تدبیر وامید که دغدقه اشتغال دارند متاسفانه بدلیل وجود برخی از مدیران بی تدبیر بجای فراهم نمودن اشتغال موجب بیکاری عده ایی جوان که با دست خالی کار افرین هم بوده اند شده است …………….
    چه باید گفت جز افسوس ……………………….؟؟

  13. مددکار گفت:

    از آقای موسوی چلک انتظار میرفت که اظهار نظری نسبت به گفته های دوستان و بخصوص صحبت آقای جبارزاده داشته باشند. متاسفانه ایشان با محافظه کاری خاصی با مسایل کاری و صنفی مددکاری اجتماعی برخورد میکنند و به همین دلیل هم هیچ وقت از انجمن مددکاران اجتماعی حمایت خاصی در رابطه با مسایل اشتغال مددکاران ندیدیم. ایشان انسان شریف و زحمتکشی هستند اما متاسفانه محافظه کاری که از خود نشون میدهند انسان را به شک می اندازد که شاید برای حفظ موقعیت خود این روش را اتخاذ کرده اند. هرچند که اگر چنین هم باشد خیلی جالب است چون همین بهزیستی در حق ایشان با آن همه خدمات هم جفا کرد

  14. جواد طلسچی یکتا گفت:

    با سلام و احترام. قابل توجه آندسته از دوستانی که صرفاً انجمن مددکاران اجتماعی و شخص جناب آقای موسوی چلک را ملزم به پاسخگویی نسبت به مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی می دانند؛
    ما تشکل صنفی ای داریم تحت عنوان کانون سراسری مراکز مددکاری اجتماعی که یکی از مهمترین وظایفش حل و رفع مسائل و مشکلات کلینیک های مددکاری اجتماعی است. این کانون علیرغم نوپا بودنش ارتباطات بسیار خوبی با سازمان بهزیستی و سایر سازمانها دارد. دوستان کلینیک دار بهتر است از طریق کانونهای استانی ارتباط بیشتری با کانون کشور برقرار کنند. در ادامه برداشت بنده در خصوص تعطیلی کلینیک رها این است که بیشتر از مسوولین این مرکز و سازمانهای در ارتباط با این مرکز، جامعه هدف ما مددکاران اجتماعی متضرر شدند و ای کاش تعطیلی این مرکز تصمیم عجولانه ای نبوده باشد.

  15. جناب طلسچی یکتا ی عزیز. با سلام واحترام.
    اشاره تان منطقی است. در همین راستا طی تماس حضوری با ریاست محتر م کلینیکهای مددکاری اجتماعی کشور جناب آقای رحیمی ، ماوقع را به اطلاع ایشان رسانده و مداخله و پیگیری جدی ایشان و کانون را در حمایت از جفایی که بر آقای یزدانی و ومجموعه شان می رود را خواستار شدم . قول جدی پیگیری را دادند. ضمنا متاسفانه فعلا هیچ اقدامی از طرف آقای دکتر هاشمی برای پیگیری قضیه صورت نگرفته و در خوشبینانه ترین حالت ما از آن بی خبریم؟
    جبارزاده مددکار اجتماعی

  16. مددکار گفت:

    من خودم در استان تهران کلینیک دارم. نکته ای که وجود داره اینه که متاسفانه کانون کشوری هم هیچ فعالیت خاصی نداره. کانون استان تهران که فاجعه است. فقط مدعی هستن و هیچ کار خاصی از آنها دیده نشده است. این را هم باید گفت که به شدت جهت حفظ موقعیت خود با سازمان بهزیستی سازش دارند. واقعا تاسف برانگیزه.

  17. مددکار اجتماعی گفت:

    به نام خدا.
    با سلام.
    واقعا متاسف شدم.
    کادر متخصص و متعهدی در رها کار می کردند.
    افسوس………………..

  18. یزدانی گفت:

    از همکاران گرانقدری که در رابطه با مجموعه رها ابراز لطف کردند ممنون. از اقای جبارزاده و مدیران کانون کلینیکهای کشور هم ممنون که پیگیری موضوع کردند تا به نتیجه برسد. این تفاهم ها و همرأیی ها سرمایه جامعه حرفه های یاورانه است. به امید روزی که همه انسانها روزگاری شاد و بی دغدغه را تجربه کنند.

  19. یک مددکار اجتماعی گفت:

    تاوقتی سازمان بهزیستی که همه کاراشو انداخته دوش کلینیک های مددکاری اجتماعی و وظیفه خودش رو رسونده به دادن امار و ارقام و.. و اخرشم کلینیک ها رو زیر سوال میبره این سیاست خودشو ترک نکنه وضع همین خواهد بود و ممکنه در اینده ای نه چندان دور شاهد انحلال کلینیک های مددکاریه اجتماعیه دیگه باشیم..
    من بعنوان یه عضو شاغل در یک کلینیک خصوصی مددکاری اجتماعی شاهد اجحاف زیاد سازمان بهزیستی در حق کلینیک های مددکاری بودم و باید بگم متاسفانه در کشور ما کلینیک ها و بخصوص مددکاران کلینیک ها آخرین پستهای سازمانی رو برعهده دارن..
    همکاران ادارات بهزیستی طوری با کلینیک های مددکاری برخورد میکنند که انگار برده زیر دستشونن..
    از همه این ها گذشته در جامعه ما همه خودشون رو مددکار میدونن..کافیه وارد یکی از ادارات بهزیستی بشیم حتی کارمنداش هم خودشون رو مددکار میدونن و بخودشون اجازه دخالت در امور تخصصی مددکاری رو میدن..همین مسئله باعث میشه مددجوها ضربه بخورن و بازتوانی که هدف مددکاریه به سرانجام نرسه..
    به امید روزی که مددکاران اجتماعی کشور ما مثه پزشک ها و مهندسین و .. بشن و هیچ کس جرات نکنه در حوزه تخصصیشون وارد بشه..

  20. زهرا گفت:

    از شنیدن این خبر ناراحت شدم. اما براتون آرزوی بهروزی و سرافرازی دارم .

    این جمله رو بخاطر داشته باشید: عدو شود سبب خیر/ اگر خدا خواهد

    شاید خدا با تعطیلی این مجموعه براتون روزهایی بهتری رو درنظر گرفته

ارسال نظر


آخرین موضوعات