کد خبر: 893 | تاریخ انتشار: ۷:۲۲:۱۲ - دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ | بدون نظر | |

۴۰ روز اسارت در خانه دو برادر متجاوز

۴۰ روز اسارت در خانه دو برادر متجاوز
دختر جوانی که ۴۰ روز در خانه دو برادر اسیر بود بعد از آزادی از شکنجه هایی که در این مدت تحمل کرده بود، سخن گفت.
دختر جوانی که ۴۰ روز در خانه دو برادر اسیر بود بعد از آزادی از شکنجه هایی که در این مدت تحمل کرده بود، سخن گفت.

این پرونده ۱۶مهرماه با شکایت مردی میانسال به جریان افتاد. این مرد گفت: «دختر ۲۰ساله ام به اسم نازنین از دیروز مفقود شده است. دیروز قرار بود برای او خواستگار بیاید اما دخترم از خانه خارج شد و دیگر به منزل بازنگشت. در این مدت ما به خانه همه اقوام و بیمارستان ها سرکشی کرده اما خبری از او به دست نیاورده ایم.»

کارآگاهان اداره ۱۱ پلیس آگاهی بعد از اطلاع از این موضوع تحقیقاتی را کلید زدند و در گام نخست با توجه به اینکه می دانستند نازنین با میل و اختیار خودش از خانه خارج شده است، به بررسی مکالمات تلفنی وی پرداختند. آنها فهمیدند این دختر طی یک ماه گذشته با شماره ای بیش از ۵۰۰مرتبه مکالمه داشته یا پیامک ردوبدل کرده است. افسران ویژه مبارزه با آدم ربایی راز ناپدید شدن دختر جوان را در این مکالمات یافتند اما وقتی با شماره موردنظر تماس گرفتند، فهمیدند گوشی خاموش است.

آنها در ادامه متوجه شدند این خط موبایل چندی قبل از صاحب اصلی اش به سرقت رفته و پرونده ای در این خصوص تشکیل شده است. کارآگاهان به ردیابی های تلفنی خود ادامه دادند تا اینکه به سرنخ هایی دست یافتند که نشان می داد جوان ۲۹ساله ای به نام حسن در این ماجرا دست دارد. حسن همسایه خانواده نازنین بود و به این دختر علاقه داشت.

کارآگاهان این جوان را بازداشت کردند و به بازجویی از وی پرداختند اما او نیز از سرنوشت دختر موردعلاقه اش ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: «بعد از اینکه از همسرم جدا شدم به نازنین علاقه پیدا کردم و قرار شد با هم ازدواج کنیم اما باخبر شدم او خواستگار دیگری دارد، برای همین دیگر پیگیر موضوع نشدم.»

کارآگاهان گفته های این جوان را قانع کننده ندانستند و به بازجویی از وی ادامه دادند تا اینکه او ۴۰روز بعد از گم شدن نازنین اقرار کرد این دختر را در خانه اش زندانی کرده است. به این ترتیب دختر جوان نجات یافت و وقتی تحت بازجویی قرار گرفت از شکنجه هایی که تحمل کرده بود پرده برداشت. او گفت: «روزی که قرار بود برایم خواستگار بیاید حسن از من خواست به خانه اش بروم تا مادرش من را ببیند و آنها هم برای خواستگاری اقدام کنند. وقتی به آنجا رفتم حسن و برادر ۲۰ساله اش به نام محمود من را با چاقو تهدید کردند و به زور به طبقه سوم خانه بردند و در یک قفس چوبی انداختند. آنها من را مورد آزار قرار دادند و بعد در قفس را قفل کردند.»

دختر جوان ادامه داد: «دیوارهای این قفس عایق بندی شده بود و آن را پشت رختخواب ها مخفی کرده بودند به همین دلیل صدایم به کسی نمی رسید. دو برادر در این مدت هر روز من را مورد آزار و اذیت قرار می دادند و هیچ راه فراری از آن خانه نداشتم و بیشتر مدت در آنجا بی هوش بودم تا اینکه ماموران من را پیدا کردند.»

بنا بر این گزارش در حال حاضر تحقیقات در این خصوص ادامه دارد و کارآگاهان در تلاش هستند تا به صحت یا سقم گفته های نازنین پی ببرند.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات