کد خبر: 901 | تاریخ انتشار: 17:50:07 - دوشنبه 9 ژانویه 2012 | بدون نظر | |

اصول و مبانی مددکاری اجتماعی

اصول و مبانی مددکاری اجتماعی
دکتر مری . دابلیومانیت – دکتر خوزه . بی اشفورد

مدد کار اجتماعی به عنوان یک عامل ارتباطی بین مدد جو و منابع و امکانات موجود در جامعه فعالیت می کند غالباً مهمترین خدمتی که مددکار ارائه می دهد ، این است که به مددجویان دریافتن منابع مورد نیاز خود کمک کند ، اگر چه مددکار در جریان انجام این وظیفه و خدمت ممکن است اعتبار و اهمیت یک روان درمانگر را احساس نکند .

مقدمه :
ارتباطات متقابل از جمله ارکان اساسی زندگی اجتماعی بوده و هست و خواهد بود . در واقع نمی توان هیچ نوع تشکل اجتماعی در نظر مجسم کرد که افراد یا اعضای آن با یکدیگر ارتباط نداشته باشند . اما ناگفته پیداست که این ارتباطات همواره مشابه یا یکسان نیستند ، بلکه نوسانهای چندی دارند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :
ارتباطات یکطرفه ، ارتباطات دو طرفه ، ارتباطات انفرادی ، ارتباطات گروهی و ارتباطات دورانی .
دراین ارتباطات حالات کاملاً متفاوت زیر به چشم می خورد :
۱- فقط یکی از طرفین ارتباط از آن سود می برد .
۲- طرفین ارتباط متقابلاً از آن نفع می برند .
۳- یکی از طرفین ارتباط متضرر می شود .
۴- طرفین ارتباط متضرر می شوند .
از سوی دیگر ، هرگاه دلیل یا دلایل برقراری ارتباطات انسانی را مورد توجه قرار دهیم ، به این نتیجه می رسیم که شیوه های مراجعه افراد به یکدیگر تابع وضعیتهای زیر است :
۱- شخص الف با شخص ب با بک گروه ارتباط مستقیم برقرار می کند .
۲- شخص الف با شخص ب با یک گروه ارتباط غیر مستقیم برقرار کند .
۳- ارتباطات برقرار شده ارادی است .
۴- ارتباطات برقرار شده اجباری است .
در مدد کاری اجتماعی به فرستنده پیام مددکار و به گیرنده پیام مددجو می گویند . هرگاه مددجو به مددکار مراجعه کند و مطالبی را با او در میان بگذارد ، جای فرستنده و گیرنده پیام عوض می شود . در مددکاری اجتماعی ارتباطات افراد از نوع دورانی است یعنی طرفین ارتباط بطور مرتب اطلاعاتی را مبادله می کنند تا بتوانند تصمیمات بهتری و حساب شده نفری را اتخاذ کنند . بنابراین در گفت و شنودهای آنان ، مرتباً جای فرستنده و گیرنده پیام عوض می شود تا در نهایت از این تبادل اطلاعات ، راه حل یا راه حل هایی برای مسئله یا مسایلی که بوجود آمده پیدا شود . به این جابه جایی و تبادل رای و اطلاعات بازخورد گفته می شود و هدف آن است که تصمیمات نهایی بر اساس دقیق ترین نتایج گفت و شنودها اتخاذ شود . در کشور ما نیز همانند دیگر کشورها و جوامع بشری مددکاری اجتماعی بصورت عملی همواره وجود داشته ، اما این امر بیشتر جنبه پند و اندرز داشته و بطور معمول نسل مسن تر یا افراد دارای تجربه های زیادتر در نقش ارشادی ظاهر می شده اند .
مددکاری اجتماعی و حرفه های وابسته :
تحلیل مقایسه ای : بیش از همه « یاریگران حرفه ای » از مددکاران اجتماعی انتظار می رود هنگام کار با افراد تاثیر محیط را بسیار با اهمیت تلقی کنند . آنها در هنگام کار با افراد می بایست هم بافت اجتماعی کلان و هم محیط خرد و بلاواسطه را در نظر بگیرند . امروزه به همان اندازه که توانایی جامعه برای تولید و تامین نیازهای مادی افزایش می یابد توانایی افراد برای کسب رضایت و خشنودی کاهش پیدا می کند .
انتخاب حرفه : تفاوت بین حرفه ها
«کارکرد متفاون به آمادگی های آموزشی متفاوت نیاز دارد » به عنوان یک دانشجوی داوطلب حرفه مددکاری اجتماعی شاید ، ندانید که چگونه انتخاب شما با انتخابهای دیگران تفاوت دارد . در میان حرفه های خدمات انسانی طولانی ترین دوره آموزشی یا کار آموزی مخصوص روانپزشکان است . زیرا ابتدا دوره عمومی طب را تمام و سپس یک دوره سه یا چهارساله تخصصی روانپزشکان را می گذرانند . در مقابل آنان کارکنان بومی یا محلی هستند که از طریق یادگیری ضمن خدمت کارآموزی می کنند . بهترین مثال برای یادگیری ضمن خدمت مشاوران مواد مخدر و معتادین به الکل هستند که کارآموزی اولیه آنان بر پایه درمان برای رفع مشکلات ناشی از اعتیاد به مواد مخدر یا الکل است . مددکاران بایستی انعطاف پذیر بوده ، مشتاق انجام وظایفی باشند که در درمان موفقیت آمیزه کرده مددجویان بسیار مهم است .
تخصص پیش نیاز صلاحیت است
هر حرفه ویژگیهای خاص خود را دارد ولی با حرفه های دیگر در زمینه وظایف و دانش نیز دارای همپوشی است . مددکارانی که علاقمند یا متخصص در مهارتها و دانش دیگر حرفه ها باشند بدون تردید خارج از محدوده حرفه ای و قانونی خود عمل می نمایند . که این امر می تواند به دو صورت به مددجویان ضرر رساند :
۱- مددکار تخصص لازم را نداشته
۲- مددجو از تخصصی که مددکار باید در کارش داشته باشد بهره مند نگردد .
جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی
هدف اصلی و عمده جامعه شناسان توسعه و آزمایش نظریه های مربوط به پدیده های اجتماعی است ، در حالی که هدف اولیه و اساسی مددکاری حل مشکلات انسان است . مددکاران سعی در شناخت و درک مددجو یا جامعه ، ارزیابی مناسب و مداخله دارند با این هدف که به حل مشکل و تغییر مددجو کمک نمایند .
روانپزشکان و مددکاران اجتماعی
بر خلاف تفاوت حوزه عمل جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی ، مددکاران و روانپزشکان معمولاً در یک محل با یکدیگر کار می کنند . محل کار آنان موسسه های بهداشتی و درمانی نظیر بیمارستانهای روانی ، بیمارستانهای عمومی و زندان است .
بعضی از نقشهایی آنان عهده دارند از جمله : مشاوره ، درمانگری – تسهیل کننده گروه یا مدیریت تداخل در کار یکدیگر محسوب نمی شود . اما بسیار مهم است که مددکاران از نقش منحصر به فرد خود آگاه بود ، بصورت یکی از اعضای غیر پزشک تیم پزشکی درنیایند
مشاوران و مددکاران اجتماعی
مشاوران هم وجود مشترکی با روانپزشکان و مددکاران اجتماعی دارند . اغلب مشاوران مانند مددکاران دارای مجوز رسمی نیستند . حرفه روان شناسی و روانپزشکی به دلیل داشتن مجوز تحت مقررات و قواعدی است از نظر علمی ، یکی از مزایای داشتن مجوز مشخص بودن مرزهای حرفه است . معمولاً مددکاران و مشاوران مدرسه را با یکدیگر اشتباه می گیرند . مشاوران مدرسه اکثراً دارای مدرک کارشناسی علوم تربیتی دارند و بیشتر مدارس مرفه دانش آموزان را تشویق می کنند نا در دو زمینه مهم تحصیلی و شغلی از مشاوره کمک بگیرند و بر عکس دانش آموزانی را به مددکار مدرسه ارجاع می دهند که رفتار آنان در کلاس درس مشکل آفرین شناخته شده است .

وکلا و مددکاران اجتماعی
وکلا و مددکاران هر دو در نقش مدافع برای مددجو ظاهر می شوند اما تعریف هر یک از دو حرفه از مدافعه ، مبین تفاوتهای مهم و اساسی حرفه ای است . دفاع حقوقی روشن و واضح است وکلا باید در چهارچوب سیستم حقوقی به هر طریقی در جهت پیشبرد و دفاع از موقعیت مراجع خود تلاش نمایند . مسئولیت مددکار در زمینه مدافعه به لحاظ سنتی مشخص نیست . از دیرباز فرض بر این بوده که مدافعه یا خدماتی از این قبیل در مددکاری اجتماعی بواسطه مسئولیت مددکاران اجتماعهی در ایجاد تعادل بین منافع اجتماع و مددجو با محدودیتهایی مواجه بوده است .
مددکاران اجتماعی موظف اند که مددجویان را در انجام وظایف زندگی روزانه از قبیل تنظیم بودجه ، خرید پوشاک و غذا رعایت بهداشت فردی ، مصرف دارو ، حضور به موقع در وقت قرار و یافتن مسکن کمک نمایند .
شناخت مددکاری اجتماعی
( مقدمه ای بر مددکار اجتماعی )
برای مددکاری اجتماعی علاقه مند به فعالیت های میدانی ، دروسی خاص تنظیم شده که اهم موضوعات درس آن شامل : چگونگی سازماندهی ولگردان خیابانی و تبدیل آنها به یک تیم بستکتبال ، چگونگی استفاده از زمین های بازی به عنوان وسیله ای برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان ، چگونگی تبدیل مجرمین بالقوه به افراد درستکار ، چگونگی بررسی مسایل مربوط به تبعیض ، بی خانمانی و خانواده های متلاشی شده و نظایر آن .
مددکاری اجتماعی چیست ؟
سایمونز ، تعریفی جامع از مددکاری اجتماعی به این شرح ارائه داده است : « اجتماعی » از این جهت که بیانگر علاقه مندی و توجه این حرفه به آن دسته از نیروهای اجتماعی است که در شکل گیری زندگی افراد تاثیر دارند ، « کار » برای جداساختن فعالیتهای جانبی و سرگرم کننده بانوان نیکوکاری که برای انجام امور خیریه و دستگیری از مستمندان به مجله های فقرنشین می روند از اقدامات متخصصانی که فعالیتهای شان منظم ، مسئولانه و منضبط است .
کارکردهای مددکاری اجتماعی
کارکرد به معنای نوعی عمل یا فعالیت مناسب هر فرد یا شیئی است هدفی که فرد یا شیئی برای آن موجودیت یافته با توجه به این تعریف ، مددکاری اجتماعی جزئی از ساختار اجتماعی گسترده تر محسوب می گردد ، این اجتماع بزرگتر ، مددکاری اجتماعی را موظف به انجام وظایف خاص کارکردی می کند به گونه ای که در کارکردهای اجتماعی تاثیر مثبت بگذارند .
فعالیتهای مددکاری اجتماعی متضمن یک یا چند کارکرد اجتماعی زیر است :
۱- کمک به افراد در جهت استفاده بیشتر و موثر تر از توانایی حل مشکل و قابلیت سازگاری خود .
۲- ایجاد رابطه اولیه بین افراد و سیستم های منابع و امکانات .
۳- تسهیلات کنش های متقابل ، اصلاح و تغییر و ایجاد روابط جدید بین افراد و سیستم های منابع اجتماعی .
۴- تسهیل کنش های متقابل ، اصلاح و تغییر و ایجاد روابط بین افراد در درون سیستم های منابع .
۵- کمک به توسعه ، اصلاح و تغییر خط منشی اجتماعی .
۶- توزیع منابع و امکانات مادی .
۷- ایفای نقش به عنوان عوامل کنترل اجتماعی .
مسائل فردی و موضوعات اجتماعی
به نظر سی . رایت میلز مسایل فردی و موضوعات اجتماعی همانند دو روی سکه هستند . وی مسایل فردی را مشکلات می داند که به لحاظ منش فردی را به موازات شکل گیری ارتباط های بلاواسطه وی با دیگران پدید می آید . میلز مسایل را مشکلات می داند که فراسوی فرد رفته بازتاب اجتماعی به عنوان یک کل و شیوه های کنش متقابل و همپوش نهاد های اجتماعی است . از دیرباز مدد کاران اجتماعی علاقمند دخالت در مشکلات انسان با توجه به موقیت های اجتماعی آنان بوده اند مشکلات را چه به عنوان مسایل فردی و چه به عنوان موضوعات اجتماعی در نظر بگیریم ایجاد تغییرات به ایدئولوژی برتر توسعه و پیشرفت دانش و منابع و امکانات موجود بستگی دارد لازم است مددکاران اجتماعی به علل ساختاری مشکلاتی که موجب درد و رنج موردم محروم است توجه کنند به عقیده لوم مشکلاتی که عقلیت ها به خود به موسسه های اجتماعی می آورند مشکلات ساختاری هستند به عنوان مثال سیاهان از نظر اشتغال در وضعی نا برابر قرار دارند یا کمتر از سفید پوستان شاغل هستند اگر چه مشکل می تواند اساس و پایه ساختاری داشته باشد لاکن به هر حال افسردگی فردی را که ایجاد می کند می بایست درمان گردد .
برای مدد کاران اجتماعی سوالات مربوط به مسایل فردی و موضوعات اجتماعی دست مایه اصلی ارزیابی مشکلات است .

منابع محیطی سیستم کنش متقابل
هدف مداخله های مدد کاران اجتماعی بیشتر در جهت حل مشکلات کل جامعه است تا توانبخشی تک تک قربانیان مشکلات اجتماعی مدد کاران اجتماعی کنش متقابل بین افراد و محیط را به سود هر دو مورد توجه قرار می دهند در حرفه مدد کاری اجتماعی محیط شامل تمام متغیر های موثر در مشکل مورد نظر است یعنی متغیر های فیزیکی اجتماعی فرهنگی و بین فردی یکجا لحاظ می شود مری ریچموند در نوشته های اولیه خود بر اهمیت محیط تاکید بسیار می نماید . وی در کتاب مدد کاری اجتماعی می نویسد : آن دسته از مدد کاران فردی که تصویر روشن و دقیقی از روابط مدد جویان خود با دوستان و همکاران و غیره را دارند درک بهتری از مشکلات آنان را به دست می آورند . گاه محیط زندکی مدد جویی خاص بسیار بزرگ و مسئله ساز است در این صورت مدد کار باید توجه خود را محدود به جنبه هایی از محیط مدد جو سازد که در اربطه با مشکل مطرح شده است . ارزیابی محیط زندگی مدد جویان متفاوت بوده به موقعیت زندگی نیاز های فردی توانایی ها منابع و فرستهای آن بستگی دارد .
نقش های مدد کار اجتماعی
نقش مجموعه رفتاری است که انتظار می رود فرد در موقعیتی معین از خود ظاهر سازد .
در مفهوم جامعه شناختی نقش کوششی شده است تا چگونگی برقراری ارتباط افراد با یکدیگر شرح داده شود . جرج هربرت مید چگونگی رشد بشر را ضمن فرآیند های اجتماعی و ارتباطات تحلیل نموده است . او تاکید دارد که افراد را نمی توان بدون درک بافت اجتماعی که در آن زندگی می کنند ، شناخت . در مدد کاری اجتماعی ، نقش ها موجب کارکرد های گوناگون می شود . نقش ها الگوی جامع و کاملی را برای رفتار و نگرش ها بوجود آورده ، استراتژیهای خاصی را برای رویارویی با موقعیت هایی که دایماً تکرار می شود ، تجویز می کند . برای مثال ، در حال حاضر نقش مدافع برای مدد کاران اجتماعی به هنگام رویارویی با برخی از مشکلات با اهمیت تلقی می گردد . تعریف نقش در مدد کاری اجتماعی فرایندی انعطاف پذیر ، و قابل تغییر است تا مدد کار بتواند از عهده رسالتی که جامعه بر دوش کارکنان این حرفه برای مقابله با مشکلات و وظایف اجتماعی گذارد ، برآید .
رابطه
در این نقش مدد کار اجتماعی به عنوان یک عامل ارتباطی بین مدد جو و منابع و امکانات موجود در جامعه فعالیت می کند غالباً مهمترین خدمتی که مددکار ارائه می دهد ، این است که به مددجویان دریافتن منابع مورد نیاز خود کمک کند ، اگر چه مددکار در جریان انجام این وظیفه و خدمت ممکن است اعتبار و اهمیت یک روان درمانگر را احساس نکند .
پیدا کردن سرپناه برای زنی که مورد ضرب و شتم واقع شده ، کمک به یک نفر در انجام تشریفات اداری به منظور دریافت کمک دولتی ، یا مساعدت به یک خانواده برای برخورداری از مراقبتهای رفاهی جهت بیماری عضوی از اعضای خانواده که مبتلا به درد مزمن است ، نمونه هایی از نقش مددکار به عنوان یک رابطه تلقی می شود .
( یاری دهنده ) یاری دهنده نقشی عجین شده را حرفه مددکاری اجتماعی است . یاری دهنده کسی است که به مددجویان کمک می کند تا توانایی ها و نیروهای درونی خود را برای ایجاد تغییر مطلوب یا نیل به هدفهای از پیش تعیین شده بکار گیرند . مددکار اجتماعی در نقش یاری دهنده موظف است با تشویق ، حمایت و اطمینان بخشیدن بیشتر به مددجو در موقعیت پیش آمده ، تغییر مورد نظر را در او ایجاد نماید . ریشه مشکل مددجو چه فردی و چه محیطی باشد مددکار باید مددجو را برای پیدا کردن تواناییهای درونی خود برای اصلاح رفتارش یاری دهد .
(آموزش دهنده ) مددکار همواره متوجه تقویت توانایی های مددجو برای ایجاد تغییرات موثر در موقعیت مشکل است ، بدین لحاظ این نقش مشابه نقش یاری دهنده است . مددکار در نقش آموزش دهنده اطلاعات و منابع بیشتری را در رابطه با موقعیت به مددجو معرفی می کند . از دیرباز آموزش را وسیله ای موثر در ارتقای مقام و پایگاه اجتماعی دانسته اند . از جمله آموزشهایی که مددکار باید به مددجو بیاموزد آموزش مهارتهایی چون برقراری ارتباط با دیگران یا آماده کردن والدین برای ایفای نقشی موثر را در بر می گیرد ، آماده ساختن مددجو یا گروه مددجویان تا از نظر سیاسی موثر واقع شوند و غیره .
مدل جامع نگر
مدل عبارتست از نمونه یا الگویی برای تشریح ، تحلیل و تدوین و تنظیم واقعیتی که معرفی می کند مدل ها را می توان به دو صورت ذهنی یا دقیق و عینی ارائه نمود .
سئوالات تشخیصی
مدلهای مددکاری اجتماعی :
۱- آیا این مدل مرا متوجه همه افراد درگیر در موقعیت مساله ساز می کند ؟
۲- آیا این مدل عوامل محیطی موثر بر مشکل را در بر می گیرد ؟
۳- با بکار گیری این مدل ، آیا می دانم نقطه شروع کجا است ؟
و غیره …..

مددکاری فردی جامع نگر یا کل گرا
مددکار جامع نگر کار را با این فرض شروع نمی کند که علت بیکاری فقدان انگیزش است . مشکل فرد بیکار نداشتن شغل و درآمد است و چه بسا که موانع مختلفی بر سر راه اشتغال فرد بیکار وجود داشته باشد . برای بررسی موفقیت آمیز مشکل ، مددکار و فرد بیکار باید با شماری از مشکلات مقابله نمایند . هدف موثر عمل جامع نگر نه تنها اشتغال فرد بیکار است بلکه سعی می کند که وی در شکل دادن محیط زندگی خود مشارکت فعال داشته باشد . علاوه بر حل مشکلات فعلی او ، مددکار اجتماعی مهارتهای لازم را برای حل مشکلاتی که در آینده با آنها مواجه می شود ، ایجاد می کند .
مددکاری اجتماعی و ارتباطات انسانی
مددکار اجتماعی باید از نظر جسمانی ، عاطفی و عقلانی آمادگی لازم را داشته باشد تا بتواند از مفهوم « خود» به عنوان ابزاری مثبت برای تغییر استفاده نماید . مهمترین ویژگی نوع بشر ، زندگی توام با برقراری ارتباط با دیگران است .
مددکاری اجتماعی از آغاز به اهمیت کنش متقابل انسانها پی برده ، سعی داشته از مفهوم رابطه به طریقی سنجیده و آگاهانه به نفع افرادی که در خدمت آنان است استفاده کند . مددکاران اجتماعی در حین کار با افراد بسیاری ارتباط برقرار می کنند . در جریان کمک به مددحو ، چه بسا لازم می آید که مددکار اجتماعی با صاحبخانه ، معلم ، کارفرما ، پزشک ، سیاستمدار ، پلیس ، مدیربرنامه ، شبکه همسایگان ، گورههای مختلف جامعه یا متخصصان دیرگ تماس برقرار نماید .
رابطه مددکاری اجتماعی در برقراری این قبیل تماسها در قالب عوامل و عناصر متعارف ، یعنی عواملی صورت می گیرد که به ماهیت تکلیف و وظیفه ای که باید به بهترین نحو انجام پذیرد ، مربوط می شود . اهمیت رابطه مددکاری اجتماعی به دلیل تبیین دقیق اجزای کلیدی این رابطه ، منجر به گفتگوها و نوشته های بیشمار شده است . عمده ترین متغیرهای شناخته شده در ارتباطات مددکاری عبارتند از : از علاقه مندی به امور دیگران ، تعهد ، پذیرش ، توجه مثبت ، همدلی ، اقتدار ، اخلاص ، همخوانی و هدف مداری .
احتمالاً علاقه مندی به امور دیگران مهمترین انگیزه برای ورود به این حرفه است . تعهد مددکار را در سراسر زندگی حرفه ای خود مورد آزمایش قرار می دهد ، منظور از پذیرش و توجه مثبت ، احترام ، علاقه مندی و توجه مددکار به بهرورزی و بهزیستی مددجو است . همدلی به معنای همدردی نیست به عنوان یک انسان ، غالباً نسبت به وضع ناگوار مددجو احساس همدردی می کنیم . اقتدار جزء دیگری از ارتباطات حرفه مددکاری است مددکار کم تجربه ممکن است که گاه نگران این مسأله باشد که مددجویان مسن تر یا دارای تحصیلات بیشتر او را به عنوان قدرتی که می تواند به حل مساله یا مشکل آنها کمک نماید، نپذیرند . مددکار باید توجه کند که اقتدار دارای دو جزء مهم است :
۱- مجوزی که جامعه برای اجرای اینگونه وظایف به مددکار داده است .
۲- دانش ، ارزشها و مهارتهای حرفه ای مددکار ، اخلاص یعنی دل دادن و درگیر شدن مددکار با جرفه برای توجه صادقانه مددجو برای بهرورزی و بهزیستی انسان همخوانی رابطه ای نزدیک با اخلاص و همدلی دارد . همکاری مددجو در فرایند تغییر بعید به نظر می رسد مگر اینکه مددجو احساس نماید در تعریف مشکل مقادیری توافق و همخوانی بین او و مددکار وجود دارد . هدف مداری آخرین جزء کلیدی است . رابطه حرفه ای نیز باید بازتاب فرایند تغییر هدف دار باشد . در حقیقت نفس هدف مدت استمرار ارتباط را مشخص میکند

اهمیت ارتباطات
اهمیت ارتباطات برای عملکرد موفق ، به تحقیق اثبات شده است . باید متوجه اجزای اصلی و مهم ارتباطات بود . تکنیکهای مددکاری اجتماعی به آسانی قابل تدریس و کاملاً قابل فهم است . ولی این سهولت و وضوح در مورد ارتباطات اجتماعی صادق نیست . روابط اجتماعی بخش عمده و مهم مساله ای است که آن را هنر مددکاری می دانند .
در حال حاضرمسلم گردیده که همدلی ، روابط صمیمانه و اخلاص به نتایج موفقیت آمیز منجر می گردد .
فرایند مشکل گشایی
فرایند حل مشکل به مراتب با مراحلی تقسیم شده است :
۱- تعریف مشکل : در این مرحله مددکار و مددجو مشکل را شناسایی نموده درباره اینکه چه چیزی باید تغییر کند ، به توافق می رسند .
تعریف هدف : در این مرحله ، مددکار و مددجو متفقاً تغییرات مورد نظر را مشخص می کنند و به عنوان مثال : چه بسا نوجوانی که در زمینه نوع فعالیتهای اجتماعی با والدینش در تعارض است از مددکار درخواست می کند که بین او و الدینش به منظور کسب امتیازاتی میانجی شود . در این حالت مددکار مجاز به تلاش برای نیل به هدف مذکور نیست ، مگر آنکه بر اساس ارزیابی حرفه ای ، این نوع مداخله را در جهت خیر و صلاح مددجو تشخیص دهد .
۳- جستجوی راه حل : در این مرحله مددکار موظف است با استعانت از یافته های تحقیقات و دانش نظری خود درباره رفتار فردی و محیطی ، منابع موجود در جامعه ، خط مشی ها و روشها ، و نیز سیستم های موجود دریابد که چرا مشکل رفتاری بوجود آمده و چه تغییراتی باید رخ دهد .
غالباً مددکار در مرحله جستجوی راه حل ، با مقاومتهایی از جانب مددجو ، موسسه های مربوط ، مدارس ، جامعه و یا حتی خانواده مددجو روبرو می شود . این مرحله را جستجوی راه حل نامیده اند ، زیرا تاکید بر ملاکهای خاصی دارد که به مددکار در انتخاب مناسب ترین مداخله کمک می کند . یعنی مداخله ای را که احتمال می رود بیشترین موفقیت را در کار با مددجو خاص و مشکل خاص به همراه آورد مشخص می سازد . احتمال موفقیت بیشتر در این مرحله منوط به آن است که مددکار اجتماعی اساس کار را بر یافته های تجربی ناشی از فعالیت و عمل خود قرار دهد .

منابع:
نام کتاب : اصول و مبانی مددکاری اجتماعی
اثر دکتر مری – دابیلو مافت- دکتر خوزه بی اشفورد
مترجم : خدیجه السادات غنی آبادی
ناشر : موسسه انتشارات آوای نور
تیراژ: ۳۰۰۰ نسخه
نوبت : چاپ دوم – ۱۳۷۹
چاپ : بهارستان
لیتوگرافی: پرتو شمس

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر


آخرین موضوعات