کد خبر: 9041 | تاریخ انتشار: ۱۳:۳۵:۳۶ - شنبه ۱۳ ارد ۱۳۹۳ | بدون نظر | |

سخنی با منتقدان بی تحرک- رهبران هوشمند، پیروان وفادار هم می خواهند

در چند سال اخیر شاهد حضور روز افزون مددکاران اجتماعی در فضای مجازی بوده ایم بطوریکه در حال حاضر ده ها وبلاگ و وب سایت توسط مددکاران اجتماعی مدیریت می شوند. حضور مددکاران اجتماعی در این فضا سبب شده است که دسترسی مددکاران به اطلاعات و اخبار حرفه بیشتر از قبل صورت گیرد.
صاحب این قلم به واسطه علاقه و دغدغه ای که در نوشتن موضوعات مرتبط با حرفه مددکاری اجتماعی داشته بارها طی دو سال گذشته مطالبی را منتشر کرده است. مطالبی که غالباً محتوای نقد داشته اند. در برخی مواقع هم پیکان این نقدها، همکاران و اساتید مددکار اجتماعی را هدف قرار داده اند. البته در دیگر نوشته ها و نظرات و بحث ها نیز مطالبی را در نقد مددکاران اجتماعی به خصوص آن دسته از مددکاران صاحب نفوذ شنیده ام. به همین دلیل در این مجال مناسب دیدم مطالبی را جهت حمایت از بزرگان مددکاری اجتماعی خدمت همکاران، اساتید و به طور کلی جامعه مددکاری اجتماعی عرض کنم.
بیشتر نقدهایی که توسط مددکاران اجتماعی به بزرگان و افراد صاحب نفوذ این حرفه می شود حول محور موضوع اشتغال است. در یک قضاوت منصفانه می توان گفت در حالی که روند اشتغال اکثر رشته های علوم انسانی و اجتماعی سیر نزولی داشته است ، وضعیت اشتغال مددکاران اجتماعی اتفاقا روند نسبتا رو به رشد و امیدوارکننده ای داشته است. به طور مثال جدا از سازمان های دولتی  مانند بهزیستی که از گذشته  به طور سنتی مددکار اجتماعی استخدام می کرده اند، طی یک دهه گذشته جای مددکاران اجتماعی در ارگان های نیروی انتظامی، بانک ها و برخی بخشهای خاص بهزیستی(به خصوص اورژانس اجتماعی) به طور قابل قبولی باز شده است. همچنین در بخش خصوصی با وارد کردن پست مددکاری اجتماعی در کلینیک های ترک اعتیاد، پایگاه های خدمات اجتماعی و … مددکاران زیادی به کار گمارده شدند. این اتفاق ها بی حمایت و مداخله همین افراد صاحب نفوذ مددکار انجام پذیر نمی شد.
صحیح است که کیفیت کار هم از اهمیت بالایی برخوردار است ولی نمی توان به کمیت کار در این سطح بی توجه بود و از طرف دیگر نباید انتظار داشت که بدون هیچ اقدام و تلاشی صاحب یک شغل مناسب و آبرومند شویم. صرف در اختیار داشتن مدرک دانشگاهی در شرایط امروزی کشورمان پشتوانه محکمی برای اشتغال نیست.
یکی از نقدهایی که به جامعه مددکاری اجتماعی (نه به افراد صاحب نفوذ حرفه) وارد است شاید این باشد که پس از سال ها فعالیت مددکاران اجتماعی در بخش های مختلف، هنوز در بسیاری از بخش ها به صورت علمی و کاربردی شرح وظایف و در حد ایده آل یک کتاب برآمده از تجارب و علم که در شأن و جایگاه مددکاری اجتماعی باشد، تولید نشده است. بنده بر این باورم این بخش کار که بسیار مهم است و در شناساندن و هویت بخشیدن و نشان دادن اثربخشی حرفه بسیار اهمیت دارد بر عهده مددکاران اجتماعی شاغل در این بخش ها است و بعید می دانم که اگر کسی در حوزه مددکاری قصد چنین کاری را داشته باشد از حمایت بزرگان مددکاری بی دریغ بماند. اما متأسفانه این بخش از کار به کلی مورد غفلت قرار گرفته است.
انتقاد جدی و بزرگ دیگری که بر جامعه مددکاری روا است این نکته است که ما زمانی می توانیم از بزرگان مددکاری اجتماعی مطالبه داشته باشیم که از آن ها نیز در مقاطع مختلف با جسارت حمایت کرده باشیم. به طور مثال وقتی یکی از همین افراد صاحب نفوذ مددکاری اجتماعی ایران در سطح ملی نقدی به مدیریت عالی کشور مطرح می کنند و یا خواستار توجه به حوزه اجتماعی می شوند اما جامعه مددکاری هیچ گونه حمایتی از آن ها نمی کند!! نتیجه اش این خواهد شد که نه تنها “تره هم برای حرفه مان خرد نکنند” بلکه آب سردی هم بر عطش تلاش های آن ها ریخته می شود.amir
باید قبول کنیم که اگر بخواهیم  با همین وضعیت خمودگی، فردی کاری، و بی توجه به حرفه حرکت کنیم اتفاق تازه ای در این حرفه نخواهد افتاد. قطعاً هر حرکت مثبتی علیرغم نیاز به رهبران هوشمند و کاریزما، پیروان جسور و وفاداری نیز لازم دارد.
مخلص کلام این که بد نیست در کنار مطالبات و نقدهای بحقی که از پیشکسوتان و افراد صاحب نفوذ مددکاری اجتماعی داریم در پی یافتن پاسخ این سوال از خودمان باشیم که در طی سالهای حضورمان در این حرفه (هر چند سال)، خودمان برای این حرفه  چه کرده ایم؟چه حرکت مثبتی (هر چند ناچیز) برای “خیر عمومی” در این حرفه انجام داده ایم؟

امیر مغنی باشی/مددکار اجتماعی

وعضو هیئت تحریریه وب سایت

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر:

ارسال نظر


آخرین موضوعات