کد خبر: 9279 | تاریخ انتشار: ۰:۰۰:۳۶ - جمعه ۲ خرد ۱۳۹۳ | ۱ نظر | |

به کجا چنین شتایان،مهارتهای أساسی ،کلید زندگی؟

باید بگویم دردها بردرمان پیشی گرفتند:
خوشبختانه ما در کشورمون کلاس و درس و استاد خوب کم نداریم .
دانشجو و تحصیل کرده هم کم نداریم اما واقعیت ها نشان می دهد کمتر توانسته ایم از سرمایه انسانی کشورمون بخوبی استفاده کنیم…تا جایی که بعد از چندین سال افتخار کردن به اینکه کشور جوانی داریم کم کم داریم نگران پیر شدن جمعیتمون در سالهای آینده می شویم …
حتی اگر نگوییم ما یک فرصت طلایی را برای استفاده ی بهینه از سرمایه ی انسانی جوان کشورمون از دست دادیم ، مجبوریم اعتراف کنیم ازآن بخوبی استفاده نکردیم …photo

فارغ از تحصیل داریم ،ولی کسی که فقط یک مدرک بدون مهارت را در دست دارد وجالب تر اینکه همون دانشگاه اموزش دهنده هم مدوک خود را برای ارزشیابی اموزشی قبول ندارد واقعا متحیر میشویم چگونه ممکن است ،بله توسعه اموزش با تأکید بر مفهوم سازی کلیدی در شکل دادن مهارتهای أساسی زندگی برای همه رشته ها ضروری واجتناب ناپذیر است عزیزان مدتی است مراجعی در کلینیک دارم که یک فوق تخصص پزشکی است اما از أخلاق وحقوق خانواده واستقلال نقش ها در خانواده چیزی نمیداند برخوردهای خانوادگی این فوق تخصص تاسف بار است سوال اینجاست به نظرتان در اموزش مشکل داریم یا پرورش بدون شک جواب پرورش یعنی مهارتهای أساسی ،هدیه دادن راه سعادت در زندگی که هدف اصلی خلقت همین است وبس وپیامبر رحمت ص تنها برای تکمیل مکارم أخلاقی در جامعه إنسانی مبعوث گردیدند اکنون در کجا قرارداریم قضاوت با خودتان اگر از بستگانتان یا خودشما به پزشکان همکار مان مراجعی داشته باشید انوقت کاملا روشن میشود حقیر چه دردی را که درمانش گذشته است ،را بیان نمودم به امید راه چاره ………….

این روزها هر وقت بحثی در مورد نگرانی از پیر شدن جمعیت در سالهای آینده می شنوم حس می کنم هنوز هم دیر نشده و ما باید به فکر پرورش و غنی کردن نسلمون باشیم …
ما باید به شکلی صادقانه و شفاف از خودمون بپرسیم که برای پرورش و توسعه سرمایه های انسانی مون چقدر درست عمل کردیم .ما باید صادقانه بپذیریم که ضعف سیستم های آموزشی ما جدی است و احتیاج به تغییرات و اصلاحاتی ساختاری و عمیق داریم .

ساده ترین مثال ضعف عملکرد سیستم های آموزشی ما اینست که چندین و چند سال در مدرسه و دانشگاه زبان انگلیسی و عربی می خوانیم اما در میان تحصیلکرده های ما عملا کمتر کسی به این دو زبان تسلط داره و حتی در تحصیلات تکمیلی و رده های بالای تحصیلی ضعف در این زمینه به سادگی قابل مشاهده است و البته متاسفانه این فقط یکی از مثالهایی است که همه ی ما بخوبی آنرا لمس می کنیم .

ما وزارت آموزش و پرورش داریم اما متاسفانه در عمل برای پرورش و رشد کودکان و جوانانمان کوتاهی می کنیم .
فضای رقابت غیر آموزنده ی کنکور جایی برای یاد گرفتن مباحث اساسی نگذاشته است .
حتی وقتی درسی مثل مهارت های زندگی را به کتابهای درسی اضافه می کنیم معلم هایمان را برای آموزش آنها به شکل درست ، پرورش نداده ایم .
ما وزارت جوانان داریم اما هیچ سیاست گذاری و برنامه ی عمیق و بلند مدتی برای پرورش و استفاده از نیروهای عظیم جوانانمان نداریم .
ما وزارت فرهنگ و ارشاد داریم اما غالبا نتیجه ای که از آن می بینیم و می شنویم تمرکزی است بر بر روی ارشاد و چارچوب ها و حدها و مرزها تا توسعه ی فرهنگ به معنای واقعی . وزارت فرهنگ آنچنان که باید در این سالها نتوانسته با برنامه های بلند مدت و اثر گذار فرهنگی نقشی جدی در فرهنگ داشته باشد .
ما آموزش عالی داریم اما متاسفانه کمتر شاهد عملکرد عالی آن هستیم و خلاصه اینکه یک دغدغه ی عمیق و مشترک که باید بین ارگانهای مختلف و بدون توجه به مسائل سیاسی باشد این میان همیشه در میان بحث ها و حاشیه های دیگر گم شده است .

ما حتی وقتی به لیست درسهای مدرسه و دانشگاهی نگاه می کنیم کمتر می توانیم برای هر کدام از آنها کاربردهای واقعی و کاربردی در زندگی فردی و اجتماعی ذکر کنیم .

انگار قرار است بهترین سالهای عمر ما پشت میزهای درسهایی سپری شود که چندان بعدها به کارمان نخواهد آمد . چون کسی برای کارآمد بودن آنها برنامه ریزی نکرده است نه در چینش و انتخاب محتوا و نه در نحوه ی ارائه آن .

متاسفانه حتی بسیاری از مدرسین و معلمین ما در مورد کاربردها و استفاده های درسهایی که می دهند به اندازه ی کافی اطلاعات ندارند و سیستم ارزیابی کنکور و تست هم به آنها گفته است که کافی است دانش آموزان و دانشجویان آنها بتوانند نمرات خوبی در آزمونها بگیرند و انتظار دیگری از روند آموزش در کار نیست .

چندین سال است که سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده که هر کسی برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق به آنها نیاز دارد ، متاسفانه در کشور ما بعد از گذشت تمام این سالها هنوز به این مهارت های پایه ی کاربردی کمتر توجه می شود .و با آنکه کمبود این مهارت ها را در سطح جامعه بخوبی مساله ساز می بینیم همچنان جای آنها در سیستم آموزشی ما کاملا خالی است …

به نظر شما وقت آن نشده است که برای داشتن جامه ای سالم تر و تواناتر به غنی سازی خودمان و سایر اطرافیانمان توجه بیشتری کنیم ؟
به نظر شما وقت آن نشده است که بجای اینکه گسترده ی دانشمون را اضافه کنیم به افزایش عمق آن فکر کنیم ؟
اگر چنین است اکنون باید چه کرد ؟ از کجا شروع کرد ؟! من و شما هر کدام در این زمینه چه گامی می توانیم برداریم؟

منتظر پاسخ های ارزشمند شما هستیم …امیدوارم این همفکری ها بتواند برای همه ی ما و برای کشورمون مفید و سازنده باشه .

پ.ن : مهارت های دهگانه :
1- مهارت خودآگاهی
2- مهارت همدلی
3- مهارت روابط بین فردی
4- مهارت ارتباط موثر
5- مهارت مقابله با استرس
6- مهارت مدیریت هیجان
7- مهارت حل مسئله
8- مهارت تصمیم گیری
9- مهارت تفکر خلاق
10- مهارت تفکر نقادانه
تقدیم به کسانی که هنوز درد مردمانشان را درد خود میپندارند.

همایون قسمتی مدرس دانشگاه ومشاور خانواده.

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است
کلمات کلیدی این خبر: ,


۱ دیدگاه مطلب براي " به کجا چنین شتایان،مهارتهای أساسی ،کلید زندگی؟ " ارسال شده است.

  1. مجید :

    سلام جناب دکتر
    مطالب بسیار ارزنده ای که درد و آرزوی مشترک همه ماست را به خوبی بیان فرمودید. من هم قبول دارم اما نمیدانم چقدر با این ایده و نظر موافق و همراه هستید که مشکل از متولیان امر است نه از مردم و یا معلم. بلکه الناس علی ملوکهم … لذا به نظر میرسد صوری دیگر لازم است تا هرکس در جایگاه خود قرار گیرد و همه مقررات و تئوری ها باز تعریف شود به واسطه کسانی که خود اسوه راستینی از هر ایده و عملی هستند…

ارسال نظر


آخرین موضوعات