کد خبر: 9292 | تاریخ انتشار: ۱:۱۰:۲۴ - یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳ | ۱ نظر | |

نسبت کارگزاران تغییر با نظم اجتماعی

“مددکاران اجتماعی کارگزاران تغییر اجتماعی اند”. این گزاره سالهاست که بخش جدایی ناپذیر تعاریف مددکاری اجتماعی است. یکی از موضوعاتی که در باب این صفت برای مددکاران اجتماعی مطرح است ، نسبت کارگزار تغییر نسبت به نظامی است که در آن کار می کند. آنچه مددکاران اجتماعی از تغییر اجتماعی مراد می کنند انجام اقداماتی است که در جهت ایجاد شرایط مناسبتر و رضایت آمیز تر برای جامعه هدف آنها و ارضاء خواسته ها و نیازهای مشروع آنهاست. گاهی حسب نیاز، به مددجو کمک می کنند دنیا را از دریچه دیگری ببینند، گاهی وی را به سازگاری تشویق می کنند و گاهی همه توان خود را به کار می گیرند تا دسترسی مددجو را به منابع موجود در جامعه تسهیل کنند. 13920512144908117929714

 متخصصین حرفه های یاورانه ایران سالهاست که اعتقادی عمیق و وثیق به نظریه سیستمها پیدا کرده اند به طوری که کراراً و بی محابا خود را “سیستمی” می خوانند. البته مطابق آنچه “آن هافمن” خاطر نشان می کند بین نظریه سیستمها و رویکرد/نگرش سیستمها تفاوت وجود دارد اما در نهایت و از نگاهی کلی تر، نظریه نظامها (سیستمها) یک نظریه کاملا محافظه کارانه و مدافع حفاظت از وضع موجود است.

نظریه سیستمها یک تئوری جامع نگرانه و قدرتمند است و باید اعتراف کرد که کسانی که به آن التفات داشته اند به خوبی در مسیر کمک رسانی به مددجویانشان توفیق یافته اند. این تئوری، تأکیدوافری بر تناسب بین فرد و محیط، توازن  و دستیابی به اهداف دارد. مطابق این تئوری مادامی که شرایط به بهتری و رضایت آمیزترین شکل برای مددجو رقم بخورد باید خرده سیستمها تغییر کنند تا درنهایت به یک توازن منطقی و یک نظم جدید برسیم. آنچه که لومان به نظریه سیستمها می افزاید این است که اگر کسی می خواهد در نظام اجتماعی یاری شود و توفیق یابد الزاما باید به قوانین پایبند باشد و در واقع راه نجات یک جامعه، التزام عملی همه اجزاء آن به ترتیبات قانونی است.

چالش تغییر اجتماعی درچارچوب نظم اجتماعی از همین جا آغاز می شود. کارگزاران اجتماعی باید توجه داشته باشند که:

 اولا تغییر اجتماعی به معنای تحول و دگرگونی نیست. گی روشه در تعریف تغییر اجتماعی، تأکید ویژه ای بر تفاوت و تمایز بین این دو مفهوم دارد. به نظر او،  تغییر اجتماعی شامل پدیده های قابل رویت و قابل بررسی طی یک مدت زمانی کوتاه است به طوری که یک شخص احتمالا می تواند طی دوران زندگی اش اول تا آخر ماجرا یا دستکم، بخش وسیعی از تغییر اجتماعی را شاهد باشد. به نظر گی روشه تغییر اجتماعی باید، کل یا بخش مهمی از جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، شرایط و سبک زندگی یا زمینه فکری اعضای آن جامعه را تغییر دهد. لاپیر نیز تأیید می کند که وقایع و رویدادهایی مانند اعتصاب غذاها، انتخابات و حتی تغییر هیأت مدیران یک جامعه یا سازمان بزرگ هم تغییر اجتماعی نیستند بلکه اینها همان تغییر تعادلی اند که پارسونز در مقابل تغییر ساختی بر می شمرد. در تغییر تعادلی، کل سیستم سرجایش می ماند و اجزای سیستم تغییر می کند تا یک نظم نوین ایجاد کنند.

ثانیا اینکه تغییراجتماعی، نقطه مقابل نظم اجتماعی نیست. نقطه مقابل نظم اجتماعی، بی نظمی اجتماعی است. آنچنان که گی روشه عنوان می کند، تغییر اجتماعی سه جزء یا سه رکن دارد: عوامل تغییر (مثل ورود تکنولوژی جدید)، شرایط تغییر (مقاومت یا پذیرش تغییر) و کارگزاران تغییر (که مددکاران و سایر مصلحان اجتماعی جزو آن انند). از این صورتبندی می توان نسبت تغییر اجتماعی به نظم اجتماعی را درک کرد. کارگزاران تغییر، زمانی می توانند با استفاده از عوامل تغییر، تغییر اجتماعی ایجاد کنند که شرایط تغییر مهیا باشد. شرایط تغییر همان است که از توماس لومان جامعه شناس یا سایر نظریه پردازان نظریه نظامها شنیده ایم. کارگزاران تغییر وظیفه ایجاد زمینه و شرایط تغییر را نیز برعهده دارند. کارگزاران ناچارند اعضای جامعه را به التزام به قانون تشویق کنند تا بتوانند شرایط را برای ایجاد تغییر در قوانین مهیا کنند. این اظهارنظر یک ادعای محافظه کارانه نیست و سطح آن هم این نیست. کارگزاران تغییر اجتماعی می توانند رادیکالترین تکنیکها و روشها را برای ایجاد تغییر اجتماعی به کار ببرند اما به همان نقطه ضعف توصیه های نظریه نظامها برمی خورند: تدبیر در مقابل مقاومتهای تغییر.

خلاصه کلام. مددکاران اجتماعی نه تنها مدافع و خواهان، بلکه کارگزار تغییرات اجتماعی اند. اما برنامه ریزی در ایجاد این تغییر مستلزم اتخاذ تدبیر برای سطح کلان جامعه است. در جامعه ای که هرج و مرج و قانون گریزی حاکم باشد، شرایط تغییر اجتماعی مثبت اساساً فراهم نخواهد بود؛ خاصه اینکه مددکاران اجتماعی عموما با آسیب پذیرترین اقشار جامعه کار می کنند. تغییر اجتماعی در راه ایجاد یک نظم نوین اجتماعی است نه بر هم ریختن نظم و یا حمایت از بی نظمی های اجتماعی.

عباسعلی یزدانی

RelatedPost

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است


۱ ديدگاه مطلب براي " نسبت کارگزاران تغییر با نظم اجتماعی " ارسال شده است.

  1. حسن یزدانی :

    بسیار درست میفرمایید دکتر جان به امید تحقق ارمانتان




    0



    0
ارسال نظر


آخرین موضوعات