شهر بی‌گدا رویا نیست

شهر بی‌گدا رویا نیست
یک روز وسط خیابان دراز به دراز افتاده است و پاچه شلوارش را بالا زده تا رهگذران، زخم چرکی‌اش را ببینند و دل‌ آنها به رحم بیاید؛ یک روز مردی خوش‌پوش است که کیف پولش را جا گذاشته و در راه مانده است. یک روز زن بی‌سرپناهی است که اگر کمکش نکنید معلوم نیست عاقبتش... 

آخرین موضوعات